من زشتم
ناشناسسلام و خسته نباشید دارم خدمت شما??? من شوهرم همش وقتی تو خونه هستیم یا سرکاره بهم میگه عکستو بفرست یا پیش هم نشستیم به من میگه خیلی زشتی همیشه این حرفو میزنه و من خیلی اعتماد به نفسم اومده پایین و نگران و مظطرب میشم که ایا واقعا زشتم یا خوشگلم باید چیکار کنم برای تقویت اعتماد به نفسم ممنون میشم کمک کنید??????
.......
ناشناسسلام من قبلاً آدم اجتماعی خوبی بودم و راحت میتونستم با همه رابطه خوبی برقرار کنم اما الان دیگه اعتماد به نفسمو ندارم و کمی عصبی هم شدم و حوصله هیچکسی حتی والدینمم ندارم لطفاً کمکم کنید
کنترل احساسات
ناشناسسلام وقتتون بخیر من پونزده سالمه و مشکلم اینه ک خیلی زود تو هر شرایطی میزنم زیر گریه واقعا دست خودم نیست بعضی وقتا نمیتونم احساساتمو کنترل کنم و این خیلی عذابم میده واقعا دوست ندارم ت یه جمع بزرگ این اتفاق بیوفته به غرورم لطمه میزنه ولی خب خیلی زودرنجم و با هرچیز کوچیکی اشکم در میاد میشه چند تا راهکار بهم بگین که بتونم احساساتمو کنترل کنم؟ و اینکه این این مشکل اقتضای سنمونه یا فقط من این مشکلو دارم؟??❤️
احساس میکنم که شیئی بدون جان هستم که نمیتواند فعالیتی انجام دهد یا حتی تکان بخورد.چکار کنم؟
ناشناسسلام.خسته نباشید.من الان یک دانشجو هستم.ترم اولی.۱۸ سالمه.همچنین فرزند پنجم و آخر خانواده ام هستم. همه چیز بر میگردد به سه یا چهار سال پیش.پرسشی در درون ذهن شکل گرفت.«من چه هویتی دارم؟»از همان موقع که این پرسش در ذهن من شکل گرفت شروع کردم که مجموعه ای از فعالیت هارا انجام دهم.نمیتوانستم به روان شناس مراجعه کنم زیرا وضعیت مالی من و خانواده ام خوب نیست و خانواده من هم درکی درباره هویت و پرسش های اساسی دوران نوجوانی ندارند.برای آنها درس و چیز های دیگر مهم است و البته آن ها را درک میکنم و حق میدهم.خلاصه اینکه کتاب های را درباره این موضوع خواندم(البته ناقص)،با دوستان مختلفی و همچنین افراد دیگر در این باره صحبت کردم،خودم نشستم و به تجزیه و تحلیل موضوعات پرداختم و همچنین فعالیت های دیگر تا بتوانم به این پرسش من کیستم پاسخ دهم.حدودا سه یا چهار سال گذشت.در عین حال که در این مدت به تحقیق درباره جواب این سوال میپرداختم کار های دیگر نیز انجام میدادم که البته ناقص بود.درس نمیخواندم.در صورتی که در دوران ابتدایی و راهنمایی باهوش و درس خوان بودم.با خانوادم رابطه تقریبا سردی داشتم.زیرا آنها در زمینه این پرسش هویت مرا درک نمیکردند،به من میگفتند که درس بخوان و البته خودشان هم انسان های اجتماعی و گرمی نیستند (با این حال منطقی هستند).و البته خلاف های بسیار کوچکی هم انجام میدادم.فرار از کلاس های درسی و درگیری زیاد در مدرسه کار من بود.در طول این سه چهار سال تصورم این بود که «اگر بتوانم به این پرسش من کیستم پاسخ دهم دیگر تمامی مشکلات من در آینده حل خواهد شد؛در آینده مشکلاتی نخواهم داشت و تنها مسائل کوچکی خواهد بود که با یک بشکن به راحتی حل میشوند.اگر به پاسخ این سوال برسم،بسیار تغییر خواهم کرد؛زندگی من عالی خواهد شد.»این تصور من بود. اکنون من به پاسخ این پرسش رسیدم.من باید به تندرستی،روابط اجتماعی،خانواده،همسر،مدیریت مالی،شغل و معنای زندگی ام توجه داشته باشم.در هریک از این زمینه ها برای خودم مشخص کنم که چه چیز های برای من ارزشمند هست زیرا به این نتیجه رسیدم که ارزش ها هستند که شخصیت ما را میسازند،خواسته هایمان را مشخص میکنند و زندگی را برای ما با معنا میکنند.با این حال احساس میکنم که نه تنها هیچ تغییری نکردم.بلکه حتی سست تر هم شده ام.اینطور احساس میکنم که نمیتوانم هیچ نوع فعالیتی انجام دهم.تمامی مشکلات زندگی ام حل نشد،بلکه دو چندان شد. نمیتوانم فعالیتی انجام دهم.نمیدانم چه کنم و از کجا شروع کنم.ممنون میشم پاسخ بدید.
مقایسه و فکر به حسودی نزدیک
ناشناسمن یه فامیل دارم که خیلی بچه کلویی هست منگله بعد پدر و مادرش میان من را با او مقایسه میکنن من هر کاری میکنن اونا هم میکنن حتی زدن سر من کلاس نهمم اون هشتمه من درسم بالای ۱۹/۵۰ هست اونم در همین حده من نزدیک یه سال هست به یه حس حسودی دچار شدمه و حس بدی دارم به اون با خودم میگم نکنه که او بالا تر از من بشه و کنکور در بیاد من در نیام با اینکه اختلاف داریم سنی الان خیلی وقته این حس را دارم خیلی بده نزدیک یه ساله فقط بخدا کمکم کن خیلی درگیره ذهنم به این فکر جان هر کی دوست داری ???????تلاشت را برام بکن
خجالت
ناشناسمن پسر هستم اعتماد بنفس ندارم حتی بیرون رفتن با پدر و مادر خود خجالت میکشم
بیش از حد وسواس
ناشناسسلام. بند پسر هستم و اینک خیلی قیافه قشنگی ندارم.. و همین موضوع منو ناراحت و دار از پا مینداز خیلی بد شد حالم طوری که درس نمیتونم بخونم چیکار کنم
حس میکنم زشتم
ناشناسسلام من گوش هام خیلی رو به جلو هستند و حس میکنم شبیه گوش های میمون شدن و باعث شده صورتم زشت بشه .اعتماد به نفسم خیلی کم شده و اصلا نمیخوام برم بیرون .خانوادمم کمکم نمیکنند و میگن مشکلی نداری .نمیدونم چی کار کنم?
درخواست شماره
ناشناسسلام حاج اقا خواهش میکنم شمارتون رو بدین میخوام باهاتون صحبت کنم.نميتونم تایپ کنم و صحبت هام رو کامل بگم خواهش میکنم شمارتون رو بدین
مشکل کار
ناشناسسلام والا حاج آقا من قبلاً سر کار میرفتم بعد از اینکه تصمیم گرفتم گوشی بخرم پول نداشتم به پدرم گفتم که من می خوام گوشی بخرم پول ندارم او گفت که برو بخر.گفتمش تو بخر من بهت میدم یه تومت بهش دادم دیدم که به درس هام آسیب میزنه. گفتمش نمیتونم کار کنم تابستون بهت میدم.گفت تو که عرضه نداری غلط کردی گفتی گوشی میخوام. حاج اقا من گوشی بابام دستم بود که ضعیف بود دیگه. دنبال کسب و کار خانگي و مجازی هستم. حقیقتش من میرم باشگاه پینگ پنگ واقعا این ورزش رو دوس دارم.بابام نیگه که من ندارم بهت بدم. واقعا گیرم. من درحال حاضر دهم هستم و نوبت اول رو با معدل۱۹ رد کردم. مشکل اساسی من با خانواده ام اینه که نمیدونن چطور من رو رشد بدن. اونها دوس دارن که من رشد کنم ولی راه و روش رو بلد نیستن. اونها همیشه از راه منفی دوس دارن من رو رشد بدن.همیشه سرزنش و توهین میکنن. هیج وقت من رو درک نکردن. بهم اصلا اعتماد ندارن. من در حال حاضر مسجدو باشگاه و درس و حفظ قران رو درپیش دارم،ولی متاسفانه به مشکل مالی شدید برخوردم. احساس تنهایی خیلی میکنم. الان یه سال درگیر ترک خودارضایی ام ولی نمیتونم،اصلا نمیتونم.یکی از دوستان قبلا به زور من رو وارد این کرد،نمیدونم چطوری واردش شدم. واقعا تو فکر آخرتم هستم ولی بازم این کار رو میکنم. دارم رو خودم کار میکنم که نگاهم به نامحرم نیفته. حالا از شما درخواست دارم که اگه میشه شماره تلفن تون رو بدید صحبت کنیم. دوست دارم تو زندگیم پیشرفت کنم. درحال حاضر از همه لحاظ خودم رو گم کردم.نمیدونم کی ام
- 1
- 2
- ...
- 11(current)
- ...
- 16
- 17