قالَ الامامُ المُجتَبى عليه السلام :
«اِفْعَلْ خَمْسَةَ أَشْياءٍ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ، لا تَأْكُلْ رِزْقَ اللّه ِ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ، وَاطْلُبْ مَوْضِعا لا يَراكَ اللّه ُ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ، وَاْخْرُجْ مِنْ وِلايَةِ اللّه ِ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ، وَإذا جاءَ مَلَكُ المَوْتِ لِيَقْبِضَ رُوحَكَ فَادْفَعْهُ عَنْ نَفْسِكَ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ، وَإذا أَدْخَلَكَ مالِكُ النّارِ فَلا تَدْخُلْ فِى النّارِ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ.»
مردى خدمت امام مجتبى عليه السلام رسيد، عرض كرد: من بنده اى گنهكارم و برانجام معصيت عادت نموده ام نمى توانم گناه نكنم. اى فرزند پيامبر خدا، مرا پند و اندرز ده و موعظه كن. حضرت فرمود:
«چنانچه نمى توانى ترك گناه كنى، پنج كار را انجام بده و هر چه مى خواهى گناه كن: ـ روزى خداى را نخور. ـ گناه را در جايى انجام ده كه خداوند تو را نبيند. ـ از سرزمين خدا خارج شو، (و برو به جايى كه در زير سلطه و قدرت خداوند نباشد!). ـ آنگاه كه فرشته مرگ (عزرائيل) خواست جانت را بگيرد او را از خود دور كن. ـ هنگامى كه مالك دوزخ خواست تو را داخل آتش كند، پس با قدرت ايستادگى كن و داخل نشو.اين پنج عمل را انجام بده، بعد هر چه خواستى گناه كن.»
اثنى عشرية، محمد بن قاسم حسينى، ص12.
قـالَ المُجتَبى عليه السلام :
هَلاكُ النّاسِ فى ثَلاثٍ: اَلْكِبْرُ وَالحِرْصُ وَالْحَسَدُ،فَالكِبْرُ هَلاكُ الدّينِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْليسُ وَ الحِرْصُ عَدُوُّ النَفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الجَنَّةِوَ الحَسَدُ رائِدُ السُوءِ وَ مِنْهُ قَتَلَ قابيلُ هابيلَ.»
در مورد آثار شوم بعضى از رذائل اخلاقى، امام مجتبى عليه السلام فرمودند:
«سه چيز مردم را به هلاكت مى رساند: تكبّر، حرص و آز، حسد. پس خودبينى و تكبر، دين انسان را از بين مى برد، همانطورى كه شيطان تكبر كرد و دينش نابود شد و منفور گرديد. حرص و آز دشمن شخصيت هر فرد است همانطور كه آدم ابوالبشر (بواسطه حرصى كه در وى به وجود آمد) از بهشت رانده شد. حسد (آرزوى زوال نعمت از ديگران) راهبر بدبختيها و تيره روزيها است، بواسطه حسد قابيل هابيل را كشت.»
الروائع المختارة، سيد مصطفى موسوى، ص116
قـالَ الامامُ الحَسنُ عليه السلام :
«البُخْلُ جامِعٌ لِلْمَساوى وَالعُيُوبِ وَ قاطِعٌ لِلْمَوَدّاتِ مِنَ القُلُوبِ.»...فَقالَ عليه السلام : «هُوَ أَنْ يَرَى الرَجُلُ ما أَنْفَقَهُ تَلَفا وَأَمْسَكَهُ شَرَفا.»
امام مجتبى عليه السلام فرمود:
«بخل سرآمد همه بديها و زشتيها است، كه محبت و دوستى را از دلها مى زدايد.» مردى پرسيد بخل چيست؟ « در جواب آن مرد فرمود: بخل آن است كه انسان هرآنچه را
حياه الامام الحسن، باقر شريف قرشى، ج1، ص319.
قـالَ الامامُ الحَسنُ عليه السلام :
«فِى المائِدَةِ اثْنَتَى عَشَرَ خِصْلَةً يَجِبُ عَلى كُلِ مُسْلِمٍ أَنْ يَعْرِفَها، أَرْبَعٌ فيها فَرْضٌ، وَأَرْبَعٌ سُنَّةٌ، وَأَرْبَعٌ تَأْديبٌ: الفَرْضُ: المَعْرِفَةُ، الرِّضا، التَّسْمِيَةُ، الشُّكْرُ. اَلسُّنَّةُ: الوُضُوءُ قَبْلَ الطَعامِ، الجُلُوسُ عَلىالجانِبِ الأيْسَرِ، الاكْلُ بِثَلاثَةِ أَصابِعَ، وَلَعْقِ الأصابِعِ. التَأْدِيبُ: الاكْلُ مِمّا يَليكَ، تَصْغِيرُ اللُّقْمَةِ، تَجْويدُ المَضْغِ، قِلَّةُ النَظَرِ فى وُجُوهِ الناسِ.»
امام مجتبى عليه السلام فرمود:
«سزاوار است مسلمان هنگام غذاخوردن دوازده چيز را رعايت نمايد. كه چهارتاى آن واجب (اخلاقى) و چهار امر ديگر آن سنت و سيره اسلامى است و چهارتاى باقى مانده، از آداب محسوب مى گردد. اما چهار امر لازم: 1 ـ شناسايى غذا 2 ـ خشنود بودن بدانچه روزى ات گرديده 3 ـ نام خدا را بر زبان جارى كردن (بسم اللّه گفتن) 4 ـ شكر گزارى در برابر نعمتى كه به تو داده شده. اما چهار موضوعى كه مراعات آن ثواب وسنّت است: 1 ـ وضو گرفتن پيش از شروع به غذا 2 ـ نشستن بر جانب چپ بدن 3 ـ غذا را با سه انگشت بردارد و بخورد. 4 ـ انگشتان خود را بليسد. و چهار امر باقى مانده كه از ادب اسلامى به شمار مى رود: 1 ـ لقمه را از جلو خويش بگيرد 2 ـ لقمه هاى غذا را كوچك بردارد 3 ـ غذا را خوب بجود 4 ـ به صورت ديگران نگاه نكند.»
من لا يحضره الفقيه، ج3، ص227، ح38.
قـالَ الحَسنُ عليه السلام :
«غَسْلُ اليَـدَيْنِ قَبْـلَ الطَعامِ يُنْفى الفَقْرَ وَبَعْدَهُ يُنْفى الهَمَّ.»
امام مجتبى عليه السلام فرمود:
«شستشوى دو دست قبل از غذا، فقر و بيچارگى را از بين مى برد و بعد از غذا، غم و غصه را از بين مى برد.»
ـ اثنى عشرية، ص55، و نيز حديث فوق از امام صادق ـ ع ـ نقل شده. ركـ : فروع كافى، ج6، ص290.
قـالَ لَهُ رَجُـلٌ: يابنَ رَسُولِ اللّهصلي الله عليه و آله ما لَنا نَـكرَهُ المَوتَ وَ لا نُحِبُّه؟ فَقالَ عليه السلام :
«إنَّكُمْ أَخْرَبْتُمْ آخِرَتَكُمْ وَعَمَّرْتُمْ دُنْياكُمْ، فَأَنْتُمْ تَكْرِهُونَ النُّقْلَةَ مِنَ الْعُمْرانِ إلى الخَرابِ.»
مردى از امام مجتبى عليه السلام پرسيد: چرا سفر مرگ براى ما ناخوش آيند است و از او استقبال نمى كنيم؟! حضرت فرمود:
« شما خانه آخرت را خراب كرده ايد و خانه دنيا را آباد، طبيعى است كه انتقال از اقامتگاه آباد به جايگاه خراب براى شما ناخوشايند است .»
بحارالانوار، ج44، ص110، ح1.
قيلَ لَهُ: لأىِّ شَى ءٍ لا نَراكَ تَرُدُّ سائِلاً وَإنْ كُنْتَ عَلى ناقَةٍ؟ فَقـال عليه السلام :
«إنّى لِلّهِ سـائِلٌ، وَفيهِ راغِبٌ، وَأَنـا أَسْتَحْـيى أنْ أَكُونَ سائِلاً وَأَرُدَّ سائِلاً، وَإِنَ اللّه َ عَوَّدَنى عادَةً أَنْ يـُفيضَ نِعَمَهُ عَلَيَّ وَعـَوَّدْتُهُ أَنْ أَفيضَ نِعَمَهُ عَلَى النّاسِ فَأَخْشى إنْ قَطَعْتُ العادَةَ أَنْ يَمْنَعَنى العادَةَ.»
گروهى در محضر امام مجتبى عليه السلام بودند، از حضرت سؤال كردند:
«چگونه است كه شما هرگز سائل و نيازمندى را نااميد برنمى گردانيد، گرچه سوار بر اشتر، در حالت رفتن باشيد؟ «فرمود: من هم به درگاه خداوند محتاج و سائلم و مى خواهم كه خداوند مرا محروم نگرداند و شرم دارم كه با چنين اميدوارى، سائلان را نااميد كنم، خدايى كه نعمتهايش را بر من ارزانى داشته، مى خواهد كه من هم به مردم كمك كنم و مى ترسم كه اگر بخشش خود را از مردم دريغ دارم، خداوند هم به من عنايتش را دريغ دارد و منع نمايد.
نورالابصار، شبلنجى، ص123؛ كنز المدفون، جلال الدين سيوطى، ص434؛ به نقل از بلاغة الامام الحسن عليه السلام ، ص135.
قالَ أنَسُ بنُ مالِك: حَيَّت جارِيَةٌ لِلحَسَن عليه السلام بِطاقَةِ رَيحانٍ، فَقالَ عليه السلام لَها:
«أَنْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اللّه ِ!» فَقيلَ لَهُ فى ذلِكَ: فقال عليه السلام : «هكَذا أَدَّبَنا اللّه ُ ـ تعالى ـ قالَ: (إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها) ـ نساء : 85 وَكانَ أَحْسَنُ مِنْها اِعْتـاقـُها.
انس بن مالك مى گويد: يكى از كنيزان امام مجتبى عليه السلام دسته گلى را بـه آن حضـرت هـديه كرد. حضـرت در پاسـخ بـه او فرمود:
تو را در راه خدا آزاد نمودم. پس از اين پاسخ زيبا، بعضى گفتند: در برابر يك دسته گل آزادى او، يعنى چه؟! حضرت فرمود: خداوند اينگونه ما را تربيت نموده است؛ زيرا فرموده: آنگاه كه جهت احترام به شما، هديه اى دادند و يا تهنيتى فرستادند، شما با وضع بهترى پاسخـگوى تحيّت آنان بـاشيد. و سپـس فـرمود: برتر از هديه او، آزادى و رهاييش بود.
بحارالانوار، ج43، ص343، ح15، و بلاغة الامام الحسن عليه السلام ، ص 14 تحقيق حائرى
قـالَ الحَسنُ بنُ عَلِىٍ عليهماالسلام :
«عَـجِبْتُ لِمَنْ يَتَفَكَّـرُ فى مَـأْكُولِهِ كَيْـفَ لا يَتَفَـكَّـرُ فى مَعْـقُـولِهِ، فَيُجَنِّبُ بَطْنَهُ ما يُؤْذيهِ، وَيُودِعُ صَدْرَهُ ما يُرْدِيهِ.»
امام مجتبى عليه السلام فرمود:
«در شگفتم از كسى كه درباره خوراكيهاى خود انديشه و تأمل مى كند و ليكن درباره نيازمنديهاى فكرى و عقلى اش تأمل نمى كند، پرهيز مى كند از آنچه معده اش را اذيت مى نمايد و سينه و قلب خود را از پست ترين چيزها پر مى كند.»
ـ بحارالانوار، ج1، ص218
قالَ الامامُ المُجتَبى عليه السلام :
«أَخْرَبْتَ دارَكَ وَعَمَّرْتَ دارَ غَيْرِكَ أَحَبَّكَ مَنْ فِى الأرْضِ وَمَقَّتَكَ مَنْ فِى السَّماءِ.»
مردى خدمت امام مجتبى عليه السلام رسيد و گفت: آقا! خانه اى تازه ساخته ام دوست دارم در آن منزل جهت تيمن و تبرك داخل شويد و دعا كنيد، امام عليه السلام به منزل آن شخص داخل شد و نگاهى به اطراف كرد و فرمود:
«ويران كردى خانه خويش را و آبادى كردى خانه ديگران را، زمينيها دوستدار تو شدند و عرشيان دشمن تو.»
الارشاد لمن طلب الرشاد، شيخ حسن نائينى، ص95.
قـالَ المُجتَبى عليه السلام :
«حُسْنُ السُؤالِ نِصْفُ الْعِلْمِ وَمُداراةُ الناسِ نِصْفُ العَقْلِ وَالْقَصْدُ فِى المَعيشَةِ نِصْفُ المَؤُونَةِ.»
امام مجتبى عليه السلام فرمود:
«پرسش صحيح و نيكو، نيمى از دانش است. سازش و مدارا نمودن با مردم نيمى از تدبير و انديشه انسانى است. ميانه روى و مراعات اقتصاد در زندگى، نيمى از مخارج انسان را مى كاهد.»
شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج4، ص333 چهار جلدى.
قـالَ المُجتَبى عليه السلام :
«اَئِمَةُ بَعْدَ رَسُولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله اِثْنا عَشَرَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ أَخيالحُسَين، وَمِنهُم مَهْدِيُّ هذِهِ الاُمَّةِ.»
اصبغ بن نباته مى گويد امام مجتبى عليه السلام فرمود:
«امامان و پيشوايان بعد از پيامبر خدا صلي الله عليه و آلهدوازده نفر هستند كه نُه نفر آنها از فرزندان برادرم حسين مى باشند و از جمله آنها: مهدىِ اين امّت است.»
معجم احاديث الامام المهدى، ج3، ص171 به نقل از اثبات الهداة، ج1، ص599-598، ب9، ف27، ح569؛ بحارالانوار، ج36، ص383، ب43، ح1.
قالَ الحَسَنُ بنُ عَلِى عليهماالسلام:
«ذلِكَ التاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخىالحُسَيْنِ ابْنُ سَيِّدَةِ الإماءِ، يُطيلُ اللّه ُ عُمْرَهُ فى غَيْبَتِهِ، ثُمَّ يُظْهِرُهُ بِقُدْرَتِهِ فى صُورَةِ شابٍّ دُونَ أَرْبَعينَ سَنَةً، وَذلِكَ لِيَعْلَمَ أَنَّ اللّه َ عَلى كُلِّ شَىْ ءٍ قَديرٍ.»
امام مجتبى عليه السلام فرمود:
«آن نهمين نفر، از فرزندان برادرم حسين فرزند اشرف كنيزان ـ نرجس ـ است، در دوران غيبتش خداوند طولانى مى كند عمرش را، سپس او را به قدرت خويش به صورت جوانى كه كمتر از چهل سال دارد، آشكار خواهد ساخت. تا بدينوسيله خداوند ثابت كند كه بر ايجاد همه اشياء قادر و توانا است.» ـ نرجس بنت يشوعا بن قيصر پادشاه روم بوده است كه به شمعون از حواريون عيسى ـ ع ـ نسبت داده مى شود وى در جنگ هاى روم با مسلمانان جهت مداواى مجروحين شركت كرده بود. در جنوب شرقى اروپا به دست گروه گشتى رزمى مسلمانان اسير گشت، آنگاه كه او را بهمراه ديگر اسرا به پشت جبهه انتقال دادند. گفت: نام من نرجس است كه معمولاً كنيزها را بدان نام مى خواندند و اين واقعه در زمان امام دهم على النقى ـ ع ـ اتفاق افتاد، بشر بن سليمان از سوى امام هادى ـ ع ـ او را خريدارى كرد مدّتى وقت خود را به آموزش معارف اسلامى گذراند و سپس امام هادى ـ ع ـ او را به عقد فرزندش امام حسن عسكرى ـ ع ـ درآورد و مراحل كمال را در خدمت آن بزرگوار طى كرد، پس از مدّتى اين خانم عزيز و عفيف و پاكدامن مادر حضرت قائم ـ عجل اللّه تعالى فرجه الشريف ـ گرديد. (قادتنا كيف نعرفهم، آيت اللّه العظمى ميلانى، ج7، ص209؛ به نقل از يوم الخلاص، ص61)
اِكمال الدين، ج1، ص315، ب29، ح2؛ اعلام الورى، الطبرسى، ص401، ب2، ف2؛ بحارالانوار، ج14، ص394، ب24، ح12؛ احتجاج طبرسى، ج2، ص10، مكتبة المصطفوى بقم.
عَن الحسن البصرى
ما كانَ فى هذِهِ الأُمَّةِ اَعْبَدُ مِنْ فاطِمَةَ عليهاالسلام كانَتْ تَقُـومُ حَتّى تَتَـوَرَّمَ قَدَمـاها. ;
حسن بصرى مى گويد
در ميان امت اسلام، كسى خداپرست تر از فاطمه عليهاالسلامنبود. آن قدر به نماز مى ايستاد كه قدم هايش ورم مى كرد. اين شيوه در باره حضرت رسول صلي الله عليه و آله هم نقل شده است. كسى كه محبّت الهى را در دل داشته باشد، از عبادت و نماز سير نمى شود، بلكه لذّت مى برد و هر چه بيشتر طول بكشد، لذّت روحى عبادت كننده خدادوست افزون تر مى گردد. از اين رو جذبه هاى معنوى عبادت سبب مى شد كه آن پاكان عزيز، رنج جسمى را حسّ نكنند.;
مناقب، ج 3: 341.
كانَ الحَسَنُ بنُ عَلِىٍّ عليه السلام كَثيرا ما يَتَمَثَّلُ
يا أَهْلَ لَذّاتِ دُنْيا لابَقاءَ لَها اِنَّ اغْتِرارا بِظِلٍّ زائلٍ حُمُقٌ ;
امام حسن عليه السلام زياد به اين شعر تمثّل مى فرمود
اى آنانكه دنبال لذات ناپايدار دنيا هستيد، فريب خوردن و مغرور شدن به سايه ناپايدار، حماقت و بى خردى است. در نگاه اهل معرفت، دنيا واقعا چنين است و دل بستن به دنيا، مثل فريب خوردن از سايه اى گذرا و ناپايدار است.;
بحارالانوار، ج 73 ص 123 ح 111
قالَ أبُومُحَمَّدٌ حَسَنُ بنُ عَلى عليهماالسلام
يا مَعْشَرَ الأَحْداثِ إِتَّقوُا اللّه َ وَلا تَأْتُوا الرُّؤَساءَ، دَعـُوهُمْ حَتّى يَصـيرُوا أَذْنـابا. ;
امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود
اى گروه جوانان! خود را براى خدا نگهداريد و خويشتن دار باشيد و گردِ رؤسا(ى حكومت جائرمعاويه) نگرديد، تا اينكه از جايگاهشان سقوط كنند.;
تفسير البرهان، ج2، ص 412.
قالَ عَلىّ عليه السلام
اِجْعَلْ نَفْسَكَ ميزاناً فَيما بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ، فَاَحْبِبْ لِغَيْرِكَ ما تُحِبُّ لِنَفْسِكَ، وَ اكْرَهْ لَهُ ما تَكَرَهُ لِنَفْسِكَ، وَلاتَظْلِمْ كَما لا تُحِبُّ اَنْ تُظْلَمَ، وَ اَحْسِنْ كَما تُحِبُّ اَنْ يُحْسَنَ اِلَيْكَ، وَاسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِكَ ما تَسْتَقْبِحُ مِنْ غَيْرِكَ. ;
امام على عليه السلام در وصيت نامه خويش به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود
«خود» را ميزان و معيار بين خودت و ديگران قرار بده. آنچه براى خودت مى پسندى براى غير خودت هم بپسند، آنچه براى خود نمى پسندى براى ديگران هم مپسند. همان طور كه دوست ندارى به تو ظلم كنند، تو هم ظلم نكن و آنچنان كه دوست دارى به تو نيكى كنند تو هم نيكى كن. كارى را كه از ديگران زشت و ناپسند مى شمارى، از خودت نيز ناپسند بشمار.;
تحف العقول، ص 74
وَنَظَرَ الْحَسَنُ بْنِ عَلىِّ عليه السلام اِلَى النّاسِ فِي يَوْمِ فِطْرٍ يَلْعَبُونَ وَيَضْحَكُونَ فَقالَ لِأَصْحابِهِ وَالْتَفَتَ اِلَيْهِمْ
اَنَّ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ خَلَقَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْمارا لَخَلْقِهِ يَسْتَبِقُونَ فِيهِ بِطاعَتِهِ اِلى رِضْوانِهِ فَسَبَقَ فِيهِ قَوْمٌ فَفازُوا وَتَخَلَّفَ آخَرُونَ فَخابُوا، فَالْعَجَبُ كُلُّ الْعَجَبِ مِنَ الضَّاحِكِ الّلاعِبِ فِى الْيَوْمِ الَّذِى يُثابُ فِيهِ الْمُحْسِنُونَ وَيَخِيبُ فِيهِ الْمُقَصِّرونَ… ;
نگاه امام حسن مجتبى عليه السلام در روز عيد فطر به كسانى افتاد كه مشغول خنده وتفريح بودند، با اشاره به آنان رو به اصحابش كرد و فرمود
خداى بزرگ ماه مبارك رمضان را ميدان مسابقه قرارداد تا بندگانش دراين ميدان از طريق فرمانبردارى و اطاعت حق، رضوان الهى را به دست آورند و البته در هر مسابقه عده اى برنده مى شوند و پيروز، و عده اى مى بازند و زيان مى برند، و شگفت تر از هر شگفتى آن است كه در روز اعلام نتايج مسابقه، شخصى سرگرم خنده و بازى باشد.;
من لايحضره الفقيه، ج 2، 174
قَالَ أَميرُالمُؤْمِنين عليه السلام
اُوصـيكَ بِتَقْـوَى اللّه ِ... وَ الأمرِ بِالْمَعرُوفِ وَ الْنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ. ;
على عليه السلام در وصيّت به فرزند بزرگوارشان امام حسن عليه السلامفرمودند
تـو را بـه تقــواى الهى... وامر به معروف و نهى از منكر سفارش مى كنم.;
تحف العقول، ص 224.
قالَ الاْءمامُ عَلِىٌ عليه السلام
... وَعَلَيْكُمْ بِالتَّواصُلِ وَالتَّباذُلِ وَاِيّاكُم وَالتَّدابُرَ وَالتَّقاطُعَ. ;
امام على عليه السلام در وصيّت به حسنين عليهماالسلام مى فرمايد
... و بر شما باد به ارتباط و بذل و بخشش و دورى گزيدن از جدائى و پشت كردن به يكديگر.;
نهج البلاغه، نامه 47
- 1
- 2
- ...
- 9(current)
- ...
- 15
- 16