تَمامُ الصَّنِيَعةِ خَيرٌ مِن ابتِدائِها؛
تمام كردن احسان از آغاز كردن آن بهتر است .
احادیث امام حسن علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
تَمامُ الصَّنِيَعةِ خَيرٌ مِن ابتِدائِها؛
تمام كردن احسان از آغاز كردن آن بهتر است .
ما تَشاوَرَ قَومٌ إلاّ هُدُوا إلى رُشدِهِم ؛
هيچ گروهى با هم مشورت نكردند ، مگر آن كه به راه پيشرفت خود رهنمون شدند .
اَلإخاءُ الوَفاءُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ ؛
نشانه برادرى ، وفادارى در سختى و آسايش است .
مَن عَدَّدَ نِعَمَهُ ، مَحَقَ كَرَمَهُ ؛
هر كس احسان هاى خود را برشمرد ، بخشندگى خود را تباه كرده است .
اَلمَعروفُ مالَم يَتَقَدَّمهُ مَطَلٌ و لَم يَتبَعهُ مَنٌّ ؛
احسان آن است كه تأخيرى در پيش و منّتى در پس نداشته باشد .
إذا سَمِعتَ أحَدا يَتَناوَلُ أعراضَ النّاسِ فَاجتَهِد أن لايَعرِفَكَ ؛
هر گاه شنيدى شخصى آبروى مردم را مى ريزد ، بكوش تا تو را نشناسد .
لَقَد فارَقَكُم رَجُلٌ بِالأمسِ لم يَسبِقهُ الأوَّلونَ و لايُدرِكُهُ الآخِرونَ ؛
ديروز مردى شما را ترك كرد كه پيشينيان بر او پيشى نگرفتند و پسينيان به او نمى رسند .
كانَ رَسولُ اللّه صلي الله عليه و آله فَخْما مُفَخَّما... يَتَـكَلَّمُ بِجَوامِعِ الكَلِمِفَصْلاً لا فُضولَ فيهِ و لا تَقصيرَ. دمثا، لَيْسَ بِالجافى و لا بِالْمَهينِ تَعظُمُ عِنْدَهُالنِّعْمَةُ و اِنْ دَقَّت لا يَذُمُّ مِنها شَيئا غَيْرَ اَنَّهُ كانَ لا يَذُمُّ ذَواقا و لا يَمدَحُهُ و لا تُغضِبُهُالدُّنْيا و ما كانَ لَها، فَاِذا تُعوطىَ الحَقّ لَم يَعْرِفهُ اَحَدٌ، و لَم يَقُمْ لِغَضَبِهِ شَى ءٌ حَتّىيَنتَصِرَ لَهُ... ؛
رسول اكرم صلي الله عليه و آله (در نظرها) با شكوه و بزرگوار بودند... سخنانى كوتاه، جامع و بى چونو چرا مى گفتند بدون كم و زياد، نرم خو و مهربان بودند، در حق كسى ظلم نمى كردند،كسى را خوار نمى شمردند، نعمت را اگر چه كم بود، بزرگ مى دانستند و چيزى از آن رانكوهش نمى كردند، از مزه غذا نه بد مى گفتند و نه تعريف مى كردند، دنيا و آنچه به آنمرتبط است ايشان را خشمگين نمى ساخت و هرگاه حقى ضايع مى شد، احدى راملاحظه نمى كردند و چيزى باعث رفع خشمشان نمى شد، تا آن كه حق را حاكم سازند.
لَيْسَتِ العِفَّةُ بِدافِعَةٍ رِزْقا وَ لاَ الْحِرْصُ بِجالِبٍ فَضْلاً فَاِنَّ الرِّزْقَمَقْسومٌ وَ اسْتِعْمالُ الْحِرْصِ اسْتِعْمالُ الْمَآثِمِ؛
نه پاكدامنى، روزى را از انسان دور مى كند و نه حرص، روزى زياد مى آورد؛ چونروزى قسمت شده است و حرص زدن باعث مبتلا شدن به گناهان مى شود.
زَوِّجْها مِنْ رَجُلٍ تَقىٍّ فَاِنَّهُ اِنْ اَحَبَّها اَكْرَمَها وَ اِنْ اَبْغَضَهالَمْ يَظْلِمْها؛
دخترت را به ازدواج مردى با تقوا درآور؛ زيرا اگر دخترت را دوست داشته باشد،گرامى اش مى دارد و اگر دوستش نداشته باشد به او ظلم نمى كند.
اَلنّاسُ اَرْبَعَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ لَهُ خُلقٌ وَ لا خَلاقَ لَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُخَلاقٌ وَ لا خُلقَ لَهُ، قَدْ ذَهَبَ الرّابِـعُ وَ هُوَ الَّذى لا خَلاقَ وَ لا خُلقَ لَهُ وَ ذلِكَ شَرُّ النّاسِوَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ خُلقٌ وَ خَلاقٌ فَذلِكَ خَيْرُ النّاسِ؛
مردم چهار دسته اند: دسته اى از آنها اخلاق دارند، امّا بهره اى (از دنيا) ندارند.دسته اى بهره مندند، اما اخلاق ندارند. دسته اى نه بهره اى (از دنيا) و نه اخلاق دارند كهاينها بدترين مردم اند. و دسته اى كه هم اخلاق دارند و هم (از دنيا) بهره مندند كه اينان،بهترين مردم اند.
لَوْ اَنَّ النّاسَ سَمِعوا قَوْلَ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَسولِهِ لاََعْطَتْهُمُ السَّماءُقَطْرَها وَ الاَْرْضُ بَرَكَـتَها وَ لَمَا اخْتَلَفَ فى هذِهِ الاُْمَّةِ سَيْفانِ وَ لاََكَلوها خَضْراءَخَضِرَةً اِلى يَوْمِ القيامَةِ؛
اگر مردم سخن خدا و پيامبرش را مى شنيدند، آسمان بارانش را و زمين بركتش را بهآنان مى بخشيد و هرگز در اين امّت، اختلاف و زدوخورد پيش نمى آمد و همه از نعمتسر سبز دنيا تا روز قيامت، برخوردار مى شدند.
قالَ : النَّظَرُ فِي اليَسيرِ ومَنعُ الحَقيرِ؛
فرمود : «خُرده بينى و دريغ كردن اندك».
قالَ : أن تَرى ما في يَدَيكَ شَرَفاً وما أنفَقتَهُ تَلَفاً؛
فرمود : «آنچه را در دست خود ببينى [و نگهدارى] ، مايه شرف پندارى و آنچه را انفاق كنى ، از دست رفته بدانى.
قالَ : شَرَهُ النَّفسِ إلى كُلِّ شَيءِ؛
فرمود : «آزمندى نفس به هر چيز».
ما تَشَاوَرَ قَومٌ إلاّ هُدُوا إلى رُشدِهِم؛
هيچ مردمى با هم مشورت نمى كنند ، مگر آن كه به راه پيشرفتِ خويش رهنمون خواهند شد.
اَللَّومُ أن لاتَشكُرَ النِّعمَةَ؛
فرومايگى اين است كه سپاسِ نعمت نگزارى.
اَلقَريبُ مَن قَرَّبَتهُ ، المَوَدَّةُ وإن بَعُدَ نَسَبُهُ ، والبَعيدُ مَن باعَدَتهُ المَوَدَّةُ وإن قَرُبَ نَسَبُهُ؛
خويشاوند ، كسى است كه دوستى ، او را به آدمى نزديك ساخته ، گرچه نژاد (و تبار) او دور باشد ؛ و بيگانه كسى است كه از ديدگاه دوستى دور است ، هر چند تبار (و نژاد) او نزديك باشد.
مَنِ اتَّكَلَ عَلى حُسنِ الاِختِيارِ مِنَ اللّه ِ لَهُ لَم يَتَمَنَّ أنَّهُ في غَيرِ الحالِ الَّتِياختارَهَا اللّه ُ لَهُ؛
هر كه بر نيكْ گزينىِ خداوند پشتْ گرم باشد ، آرزو نمى كند در وضعى جز آن كه خدا برايش اختيار فرموده ، قرار گيرد.
اَلخَيرُ الَّذي لاشَرَّ فيهِ : اَلشُّكرُ مَعَ النِّعمَةِ وَالصَّبرُ عَلَى النّازِلَةِ؛
خيرى كه هرگز شرّى در آن نيست ، شكر بر نعمت و صبر بر ناگوارى هاست.