سایر موارد

سایر موارد

نیاز عاطفی 

ناشناس

سلام امید که حالتون خوب باشه ببخشید من ی سوال داشتم اونم اینه که چطور میتونم نیاز عاطفی ای که در بچگی بهش پاسخ داده نشده رو کنترل کنم من خودم بشدت احساس میکنم که نیاز عاطفی دارم

 113

کم خوابی 

ناشناس

سلام ببخشید لطفا چند مورد از روش های جبران کمبود خواب بگویید

 117

کتاب خدا و هستی 

ناشناس

سلام وقتتون بخیر ببخشید یه کتاب فلسفی هست به اسم خدا و هستی اثر موریس مترلینک خواستم بپرسم که خوندن این کتاب با توجه به دین و عقاید نویسنده برای من مسلمان مشکلی نداره؟ و اینکه من الان محصلم این کتاب ذهن منو خیلی درگیر نمیکنه؟ چون تعریفشو خیلی شنیدم

 124

نترسیدن از عواقب 

ناشناس

سلام. مشکل من اینه که دیگه از خیلی چیزهایی که باید بترسم، نمی‌ترسم. مثلا من الان هدفم مشخصه و باید درس بخونم براش ولی نمی‌دونم چرا نمی‌خونم بااینکه می‌دونم برام بد تموم می‌شه. مادر و پدرم ازم ناراضی‌ان ولی خب من نمی‌خونم. یا مثلا دیگه جهنم و نارضایتی خدا برام مهم نیست خیلی راحت دروغ می‌گم و نماز نمی‌خونم با اینکه می‌دونم درنهایت برام خوب نیست. انگار اون چیزی که من رو از عواقب اتفاقات می‌ترسوند مرده و دیگه داخلی نیست. ممنون می‌شم کمکم کنید.

 8

خوابیدن 

ناشناس

با عرض سلام ببخشید آیا در شرایط خاص ۱۰ دقیقه خوابیدن بدن را ترمیم و سرحال می‌کند؟

 132

خجالت 

ناشناس

من یک دختر هستم که جدیدا پا به سن نوجوانی گذاشتم من از بچگی خجالتی بودم نه اینکه درونگرا باشم نه اصلا من برونگرام فقط یکم خجالتی ام ،مثلا از بیان خواسته هام ترس دارم اینکه خواستمو بگم و طرف ردش کنه ،خواسته هام هم نسبت به همسنام به جاعه ،مثلا خونه فامیل دور هستیم و من زوم نمیشه بگم اب میخوام و برای خودم اب بریزم،اکثرا با کلی کلنجار رفتن با خودم خواستمو میگم ،والدینم هم هیچ کم و کاستی تو زندگی نزاشتن فقط اینکه خجالتی بودنم عذابم میده،میترسم تو ایندم تاثیر بزاره میشه راهکار بدید؟

 161

عدم تمرکز حواس و ذهن اشفته 

ناشناس

سلام من بشدت تمرکز پایینی دارم و ذهنم آشفته است حوصله هیچ کاری ندارم و هر کاری بخوام انجام بدم سریه ذهنم میپره روی موضوع دیگه یا خیلی زود عصبانی میشم از هر چیز کوچیکی میخوام برم پیش دکتر ولی نمیدونم پیش روانشناس برم یا روانپزشک ؟ کدومش بهتره؟

 5

تعبیر خواب 

ناشناس

سلام و عرض ادب و احترام، ضمن تسلیت عاشورای حسینی، بنده امروز صبح یک خوابی ناخوشایندی دیدم که به لحظه بیدار شدم احساس خوفناک بهم دست داد ، گمان می‌کنم تعبیر خوبی نداشته باشه اما به هر حال توکل بر خدا و اهل بیت اطهار میکنم خوابم اینگونه بود که دیدم : دو زنی رو دیدم که زن اولی گویا مادرم بود و زن دیگری ناشناس وقتی با زن ناشناس رو به رو شدم و دیدمش ظاهر و چهره مهربانی نداشت انگار در چهره اش اندکی عصبانیت و آزرده خاطر و غمگینی میدیدم اما وقتی که زن ناشناس رو دیدم و همون لحظه به احترامش کمرم رو خم کردم و کمی کورنش کردم به اون زن بخاطر این عملم به شدت عصبانی و ناراحت شد و از طرفی مادرمم بیشتر از اون زن ازم ناراحت و عصبانی شد جوری که چهره اون زن ناشناس و مادرم در لحظه عصبانیت منو می‌ترسوند در حد فراوان عصبانی بودن همون لحظه حتی تو خواب و بیدار دل و جسمم و روحم به لرزه در اومده بود و ترسیده بودم بعدش هنگامی که زنه بر من خشمگین شد من هم وقتی این رفتار هارو دیدم عصبانی شدم و خواستم با دستم اون زنه رو سیلی بزنم آیا میتونید تعبیر کاملشو بهم بگید و اینکه خواب رو توصیف کردم اسبی بهم نمیرسه توی دنیای مادی یا خیر

 2

خانوادگی 

ناشناس

سلام خسته نباشید. من یه خانواده مذهبی دارم و خیلی فشار میدن واقعا تو اذیت هستم اینا مدتی هستند که گوشی گیر دادن باز کم هم میکنم یه بهونه فروش این گوشی رو دارن فردا امتحان دارم ریاضی و زبان خارجی اینا میرفتن بیرون مجبور شدم بمونم خونه و وقت تلف نکنم و درس بخونم اما برگشتن جنگ به پا شد که تو کار دیگه ای میکردی البته من قبلا با یه دوستای ناباب افتادم و با نامحرم در صحبت شدم اما دیگه الان اونجور نیسم اونا هم از اون موقعه هی اینجورین البته نه تنها گوشی کلا رو فشار میزارن خیلی حساس و سخت گیرن به نظرتون چیکار کنم واقعا خسته شدم ۱۵ سالمه دیگه بریدم دلم مرگ میخواد

 2

نوجوانی ۱۴ ساله است 

ناشناس

سلام من ۱۴ سالمه آیا یک نوجوان به حساب می آیم

 254