تعبیر خواب
ناشناسسلام و عرض ادب و احترام، ضمن تسلیت عاشورای حسینی، بنده امروز صبح یک خوابی ناخوشایندی دیدم که به لحظه بیدار شدم احساس خوفناک بهم دست داد ، گمان میکنم تعبیر خوبی نداشته باشه اما به هر حال توکل بر خدا و اهل بیت اطهار میکنم خوابم اینگونه بود که دیدم : دو زنی رو دیدم که زن اولی گویا مادرم بود و زن دیگری ناشناس وقتی با زن ناشناس رو به رو شدم و دیدمش ظاهر و چهره مهربانی نداشت انگار در چهره اش اندکی عصبانیت و آزرده خاطر و غمگینی میدیدم اما وقتی که زن ناشناس رو دیدم و همون لحظه به احترامش کمرم رو خم کردم و کمی کورنش کردم به اون زن بخاطر این عملم به شدت عصبانی و ناراحت شد و از طرفی مادرمم بیشتر از اون زن ازم ناراحت و عصبانی شد جوری که چهره اون زن ناشناس و مادرم در لحظه عصبانیت منو میترسوند در حد فراوان عصبانی بودن همون لحظه حتی تو خواب و بیدار دل و جسمم و روحم به لرزه در اومده بود و ترسیده بودم بعدش هنگامی که زنه بر من خشمگین شد من هم وقتی این رفتار هارو دیدم عصبانی شدم و خواستم با دستم اون زنه رو سیلی بزنم آیا میتونید تعبیر کاملشو بهم بگید و اینکه خواب رو توصیف کردم اسبی بهم نمیرسه توی دنیای مادی یا خیر
خانوادگی
ناشناسسلام خسته نباشید. من یه خانواده مذهبی دارم و خیلی فشار میدن واقعا تو اذیت هستم اینا مدتی هستند که گوشی گیر دادن باز کم هم میکنم یه بهونه فروش این گوشی رو دارن فردا امتحان دارم ریاضی و زبان خارجی اینا میرفتن بیرون مجبور شدم بمونم خونه و وقت تلف نکنم و درس بخونم اما برگشتن جنگ به پا شد که تو کار دیگه ای میکردی البته من قبلا با یه دوستای ناباب افتادم و با نامحرم در صحبت شدم اما دیگه الان اونجور نیسم اونا هم از اون موقعه هی اینجورین البته نه تنها گوشی کلا رو فشار میزارن خیلی حساس و سخت گیرن به نظرتون چیکار کنم واقعا خسته شدم ۱۵ سالمه دیگه بریدم دلم مرگ میخواد
نوجوانی ۱۴ ساله است
ناشناسسلام من ۱۴ سالمه آیا یک نوجوان به حساب می آیم
دیابت و ....
ناشناسسلام من پسری ۱۶ ساله هستم و دیابت دارم اونم نوع. ۱ در روز چهاربار انسولین میزنم خسته شدم و لج کردم دیگه انسولین نمیزنم دوست دارم مثل دوستام هیچ گونه بیماری نداشته باشم کم کم دارم دست به خودکشی میزنم بهترین دوستام ترکم کردن بخاطر این که به من میگن مریض بیمار کم کم خودمو از طناب حلق آویز میکنم پدرم میگه من خرجتو نمیدم برو سره کار دکتر نمیبرمت اینقدر قندت بره بالا که کور شی و پاهات قطع کنن چند روز پیش قندم رفت روی ۵۰۰ و بیهوش شدم به همسایمون گفته بود بزار بمیره ولی همسایمون رسوندم بیمارستان بهش گفتم کار میکنم پولی که دادین برا بیمارستان میدم گف نمیخاد مثل پسر خودمی تازه چند روز پیش کارنامه گرفتم معدلم شد ۱۹ ولی پدرم پاره کرد کارنامه رو گفت به درک به من چه ولی من چسبوندم و نشون همسایمون دادم و برام یه ایکس باکس گرفت گفت این جایزت گفتم اگه بابام بفهمه کارم ساختس من نمیتونم اینو قبول کنم و اگر هم پدرم بفهمه که با هم دوستیم دهنمو سرویس میکنه تورو خدا کمک کنید تا خودمو نکشتم تازه پدرم یه داداش داره که مشروب میخوره اومده بود خونمون با پدرم مشروب بخوره مشروب که خورد پدرم رفت بیرون و عموم میخاست به من تجاوز کنه من از خونه فرار کردم و الان تو خیابون هام یه پوله نا چیزی هم از همسایه میگیرم
بی حالی و کمبود انرژی
ناشناسسلام خسته نباشید من ۱۴ سالمه و کلا از اولش زیاد در انرژی نیستم البته به صورت حرفه ای ورزش رزمی کار میکنم ولی کلا قبلا هم اینتور بودم دوست دارم همیشه پرانرژی باشم و حوصله هر کاری را داشته باشم اما جونم نمیگیرع واقعا دوست دارم آدمی باشم که کل روز فعاله وشاد اما نیستم کل روز خستم
توروخدا درسته حسابی راهنماییم کنید??
ناشناسسلام خدمت شما امروز یه نفر برگشت که من فکر میکنم که امام حسین آدم بدی بود و یزید خوب بود چون یزید یاران بیشتری داشت خیلی مسخرس آره منم جواب زیاد داشتم بدم اما چیزی نگفتم نمیدونم چرا واقعا نمیدونم کی اینقدر یی غیرت شدم که به مولای من توهین کنن و هیچی نگم یه جا دیگه هم ایام اغتشاشات یه نفری امام زمان بی اصل و نسب و ....خوند و گفت اصن امام حسن عسکری فرزندی نداشته اونجا من چ نتونستم چیزی بگم نمیدونم مشکل شخصیتی دارم خجالتی ام نمیتونم حرف بزنم یا امتحان خدا بوده از همه بد تر عرفه ان شاءالله میخوایم بریم کربلا نمیدونم با چه رویی برم امروز هم یه سخنرانی گوش کردم که میگفت خیلی نصیحت نکنید و بزارید خودشون متوجه بشن پدرم هم میگه دور زمونه امر به معروف اینها.... نیست روایت هم میگه که شیعیان در آخرالزمان غریب میشوند خواهش میکنم درسته حسابی و از همه جوانب پاسخ بدید نمیخوام شیعه بی بخار باشم
عصبی شدم:(
ناشناسسلام خسته نباشید من یه دختر ۱۷ساله هستم . همش تو خونه عصبی میشم هرکی حرف میزنه کافیه فقط یکم تن صداش بالا باشه تا طرف مقابلش متوجه بشه و اونوقته که من اعصابم بهم میریزه همش دوست دارم همه جا اروم باشه هیچکی حرف نزنه حتی صدای تلوزیون و صدای قاشق و چنگال هم نیاد . حتی به نحوه غذا خوردن والدین هم گیر میدم چرا اینجور با دهن باز غذا میخورید اصلا همه چی عصبیم میکنه اروم و قرار ندارم دوست دارم یه جا بشینم و هیچ صدایی نباشه خونه رو که بهم ریخته میبینم همش داد میزنم گریه میکنم جیغ میزنم مامانمم تا الان اصلا فکر نکرده ببینه من چمه فقط یه چیز میبینه اینکه به پسر دسته گلش من نگم صدای تلوزیون رو کم کن همین فقط . کافیه به برادر ده سالم بگم ساکت باش صدای تلوزیونو کم کن قبل اینکه برادرم جواب بده مامانم میگه مبینا چته چی میگی چه مرگته چرا دوست داری دعوا بشه . هروقت با بابام حرف میزنم مامانم میگه دعوا درست نکن همیشه میگه علت اصلی اینکه منو بابات با هم دعوا میکنیم تویی . هروقت میام خودمو سرگرم کنم مامانم گیر میده بلد نیستی کار کنی معلول ذهنی و جسمی هستی . دیوونه شدم همه بر علیه منم همه میگن مقصر منم بخدا منم ادمم نفس میکشم تروخدا یه چیزی بگید که من مقصر نباشم من اصلا نمیخوام خودم رو تغییر بدم چون کار بدی نکردممم منم ادمم خوب الان مطمئناا شمام میگین مقصر تویی راست میگن!!!!!!
احترام نذاشتن به سلیقه
ناشناسسلام من خیلی علاقه دارم که چادری بشم ولی مادر پدرم مخالفن. و دوست دارم که در آینده پلیس بشم ولی مادرم میگه که باید پرستار بشم. همیشه مداحی گوش میدادم ولی مادر پدرم اصلا به سلیقم احترام نمیذارن
چرا قد من نسبت به همکلاسیتم کوتاهه آیا من کوتاه هستم یا اونا خیلی بلند قدتر؟. آیا امکان افزایش قد در ۱۵ سالگی هست ؟
ناشناسسلام و عرض خسته نباشید . من دختری پانزده ساله هستم. قد من ۱۶۶ سانت هست. وقتی تو خونه هستم احساس قد بلندی میکنم اما وقتی میرم مدرسه میبینم همکلاسیام بلندقد تر از من هستند، خیلی احساس بدی نسبت به خودم پیدا میکنم. آیا امکان داره بازم افزایش قد داشته باشم؟ قد من کوتاه است یا همکلاسیام بیش از حد بلندقد هستند ؟
چگونه با دوستم رفتار کنم
ناشناسسلام من تازگی ها فکر کیکنم رفیقم داره پشت سر من حرف و منو پیش بقیه خراب میکنه ولی نمیتونم چگونه بهش بگم که سر چه موضوعی داره پشت سر من حرف میزنه و دوباره رفاقتمان را درست کنم
- 1
- 2
- ...
- 10(current)
- ...
- 61
- 62