دیابت و ....
سلام من پسری ۱۶ ساله هستم و دیابت دارم اونم نوع. ۱ در روز چهاربار انسولین میزنم خسته شدم و لج کردم دیگه انسولین نمیزنم دوست دارم مثل دوستام هیچ گونه بیماری نداشته باشم کم کم دارم دست به خودکشی میزنم بهترین دوستام ترکم کردن بخاطر این که به من میگن مریض بیمار کم کم خودمو از طناب حلق آویز میکنم پدرم میگه من خرجتو نمیدم برو سره کار دکتر نمیبرمت اینقدر قندت بره بالا که کور شی و پاهات قطع کنن چند روز پیش قندم رفت روی ۵۰۰ و بیهوش شدم به همسایمون گفته بود بزار بمیره ولی همسایمون رسوندم بیمارستان بهش گفتم کار میکنم پولی که دادین برا بیمارستان میدم گف نمیخاد مثل پسر خودمی تازه چند روز پیش کارنامه گرفتم معدلم شد ۱۹ ولی پدرم پاره کرد کارنامه رو گفت به درک به من چه ولی من چسبوندم و نشون همسایمون دادم و برام یه ایکس باکس گرفت گفت این جایزت گفتم اگه بابام بفهمه کارم ساختس من نمیتونم اینو قبول کنم و اگر هم پدرم بفهمه که با هم دوستیم دهنمو سرویس میکنه تورو خدا کمک کنید تا خودمو نکشتم تازه پدرم یه داداش داره که مشروب میخوره اومده بود خونمون با پدرم مشروب بخوره مشروب که خورد پدرم رفت بیرون و عموم میخاست به من تجاوز کنه من از خونه فرار کردم و الان تو خیابون هام یه پوله نا چیزی هم از همسایه میگیرم
توجه
این سوال به صورت خصوصی ارسال شده است و تنها مالک سوال میتواند پاسخ ان را مشاهده نماید.