دوراهی آشنایی
ناشناسسلام و وقتتون خوش و ممنون از برنامه بسیار خوبتون من ۱۹سالمه و مامان و بابام از هم جدا شدن .دختر معتقدی هستم و روابط برام بسیار مهمه اما خیلی نیاز دارم که با یکی آشنا شم و حرف بزنم.ولی وقتی تجربه ها و سوالای مختلف رو میشنوم و میبینم میگم بیخیالش و تهش چیزی نیست و اسلامم گفته این روابط جایز نیست.دختر احساساتی هستم و از طرفیم به خودم میگم تو که نمیتونی با هیچکی حرف نزنی و صبر کنی تا یکی بیاد درخونتون بزنه دوره اش گذشته و باید راوابطت قوی کنی.و با یکی در شرف آشناییم و اون منتظر جواب منه و تو یه دوراهی عقاید و شرایط گیر کردم اگه میشه راهنماییم کنید ممنونم.
فقط گیج شدم ی راهنمایی میخوام
ناشناسداستان طولانی همشو نوشتم ولی قبول نکرد ثبت شه زیادی طولانی بود ولی راجب علاقم ب یه دختره میخوام بدونم باز دل ببندم بهش یا نه اخه یکسال و خورده ایی با همیم حالا ب ی مشکلاتی خودم برخوردم کمکم کنید دیگه خسته شدم از سیگار و بیخوابیا هر شب ?
محدودیت
ناشناسسلام خسته نباشید تازگیا شریک عاطفیم منو یکم محدود میکنه البته خیلیییی همو دوس داریم و خیلی عاشق همیم ولی تازگی بهم گفته که اگه سال دیگه پزشکی قبول شدم نرم و به جاش رشته های دیگه ای برم کار کنم البته قبلا خیلی دوست داشت دکتر شم ولی یهو گفت نمیخوام بری دلیلشم پرسیدم گفت چون نمیخوام من از یه طرف هم میخوام برم پزشکی هم نمیخوام دلشو بشکنم چون مثلا اگه بگم به تو ربطی نداره من دوس دارم برم پزشکی ناراحت میشه شایدم حسش کم شه میشه منو راهنمایی کنید که چیکار کنم و چجوری کاری کنم هم بزاره برم هم ناراحت نشه
دوست و رفیق ندارم
ناشناسسلام من ۱۴ سالمه.من همه دوستام رو از دست دادم یا رابطه ام باهاشون خییییلی کم شده.فقط یکیشون که بخواطریکه با اون بمونم تحملش کردم،خواسته هاشو بهم تحمیل میکردتحمل کردم،درد دل هاشو و غر هاشو میزد باهاش همدردی میکردم،از بس لوسه فکر میکنه خیلی بدبخته و من این اداهاشم تحمل میکردم،آدم درونگرایی هستم و این خیلی بده چون همه چیزو توخودم نگه میدارم و آخر صبرم تمام میشه و گند میزنم تو رفاقتام(یا شاید اونا گند میزنن).یه بارهم که میخواست خواسته شو بهم تحمیل کنه یا شاید میخواست گولم بزنه من گفتم من میخوام از دهم برا کنکور بخونم و اون جوش آورد...الان بعد از۵،۶ماه هروقت حرف ار آینده و هدف میشه مثل سرکوفت اون حرفا رو بهم میگه،من علاقه ام و استعدادم نقاشیه ولی تو نقاشی پول نیست هیچکس از همسنام نمیشناسم درست بشینم باهاش حرف بزنم تو ایران آینده مبهم تر از هرچیزیه و من دربارش نگرانم...الان همش بخواطر حرفم درمورد کنکور مسخره ام میکنه و هیچوقت حتا رو نمیده باهاش صحبت کنم درباره ی علایقم،همیشه حرف از خودشه.خیلی چیزا دلم میخواد بهش بگم و نمیگم(نمیدونم چرا).از شما میخوام بهم بگین چیکار کنم
آخه چه حسیه
ناشناسسلام و خسته نباشید واسه برنامه خیلی خوبتون من نوجوان 15ساله هستم و چند وقتیه علاقه هست نمیدونم چه حسیه که به دختر خالم پیداکردم (دختر خالم 2سال از من بزرگ تره ) نمیدونم حس میکنم خیلی دوسش دارم نمیدونم چیکار کنم از شما راهنمایی میخوام بنظرتون چیکار کنم هر کاری می کنم حواسم پرت بشه ازش نمیشه اصلا نمی تونم فراموشش کنم راستش شاید چند وقت دیگه واسش خواستگار بیاد و آنم شاید قبول کنه اگه قبول کنه خیلی ناراحت می شم افسردگی میگیرم اصلا حالم خیلی بد می شع لطفاً یه جواب خوب بدید ممنون
وسواس فکری عاطفی
ناشناسسلام پسری مجرد و ۲۲ ساله هستم. مشکلی که دارم اینه که به یکی از دوستانم نوعی وسواس فکری پیدا کردم، یعنی مدام فکر میکنم باهاش هستم و توی ذهن باهاش حرف میزنم و خیال پردازی میکنم (البته نه از نوع جنسی و فقط مسائل درد و دل و روزمره). شاید حدود ماهی یک بار همدیگه رو ببینیم. جنس این افکار هم عاطفی هست و شاید یه نوع وابستگی عاطفی باشه؛ البته اصلاً شدید نیست و در خارج هم هیچ بروزی نداره. از علائم عاطفی بودنش اینه که به بعضی اعمال و حرفهاش حساس میشم و در تعامل خودم با اون خیلی مراقبت میکنم که کاری که دوست نداره انجام ندم و ... . اما میدونم و یقین دارم که اینها همش فقط یه توهمه و هیچ واقعیتی نداره و همونطور که گفتم در خارج هم نمود خاصی نداره. فقط عین یه وسواس ذهنیه که مدام تکرار میشه. قبلاً هم چند بار این اتفاق با اشخاص دیگه از دوستام افتاده بود. لازم به ذکره که اهل دوستی با جنس مخالف یا مسائل حرام جنسی و ... نیستم. مطلبی هم در اینترنت خوندم با عنوان عشق وسواسی که شاید مشکلم همین باشه. لطفاً در این زمینه راهنمایی کنید و بگید که مشکلم چیه و درمانش هم..
عشق نوجوان
ناشناسبه نام حق بنده پانزده سالم هستش سه سال هستش که از دختر خانمی در نزدیکی محل زندگیمون خوشم اومد و بنده با ایشون اصلا حرف نزدم چون خانواده ما مذهبی هستند و بنده اصلا در واقع روم نمیشه که باهاشون حرف بزنم و ایشون هم هم سن و سال خودم هستند از شما کمک میخوام که بنده در حال حاضر چه کاری انجام بدم چون اکثرا عشق و عاشقی های نوجوانی بعضی هاشون ماندگار نیست ولی عشق بنده ماندگار بود و هست ??????????????? اگر میشه این متن بنده رو منتشر نکنید ممنونم از شما یا حق
گناه نکردن
ناشناس((بسم الله الرحمن الرحیم)) ابتدا از مدیریت خواهشمندم که سوال بنده رو منتشر نکنند سوال بسیاری از نوجوانان این هستش که : تنها راه رفع گناه ازدواج هست ولی بنده خودم رو عرض میکنم پانزده سالم هست و بسیار علاقمند به ازدواج و بعضی مواقع خودم رو در شرایط سخت زندگی قرار میدم و مطمئناً میتونم از پس مشکلات بر بیام و از لحاظ آمادگی ذهنی برای کنترل زندگی کامل هستم بنده و هم سن و سالان بنده در این شرایط چه کاری باید انجام دهند البته این مورد رو هم بگم که در مشاورات شما به اکثر افراد پیشنهاد دادید که با همسالان خود تفریح کنند
خیلی بی حس و سرد هستم
ناشناسسلام خسته نباشید . من یه مشکل دارم که نمیتونم با کسی گرم بگیرم حتی با پدر و مادر، خیلی با هم صحبت نمیکنیم. وقتی توی یه جمعی هستم احساس خفگی میکنم دوست دارم هر چه زود اونجا رو ترک کنم حتی اگ فضای باز باشه خیلی دوست دارم با یه دختر هم سن و سال خودم باشم اما نمیتونم خیلی سرد برخورد میکنم و نمیتونم خیلی حرف بزنم. توی عمرم یه رفیق داشتم که اونم یه جورایی مث منه و خیلی با همیم ولی زیاد با هم حرف نمیزنیم لطفاً کمک کنید بتونم ارتباط برقرار کنم
پیرو سوال قبلیم
ناشناسمن بار ها تلاش کردم از طرق اینستاگرام آیدی دختر خانم رو پیدا کنم اما چون پیج مادرش قفل هست و من هرچقدر درخواست دادم و قبول نکردند نتونستم در مورد مادرم هم من خیلی میترسم که ناراحتش کنم و میخوام از راهی بهش بگم که تا کمترین حد ممکن ناراحت بشه . چون مادرم آدمی هست که خیلی به این چیز ها اهمیت میده دوست ندارم غصه بخوره عشقم هم دوسوی نیست و اون دختر خانم اصلا خبر نداره که من عاشقشم
- 1
- 2
- ...
- 24(current)
- ...
- 58
- 59