مامان بابام باهم خوب نیستن
ناشناسمن زیاد اهل نماز خوندن نیستم بعد مامانم برای اینکه منو تشویق به نماز خوندن بکه بهم گفت آخر هر ماه بهم یه پولی جایزه میده بعد منبعش گفتم میشه وسط ماه بدی گفت آره الان که بهش میگم بهم میگه آخر ماه
عاشقانه،سر درگم
ناشناسسلام خسته نباشید من ۱۵سالمه و نمیدونم چرا به روابط عاشقانه خیلی فک میکنم درصورتی که بعضی وقت ها متنفر میشم از روابط عاشقانه ولی بعضی وقت ها حتی میرم گیف های عاشقانه نگاه میکنم حتی بعصی وقت ها دوس دارم ازدواج اجباری کنم نمیدونم چرا ولی بعدش میگم خاک تو سرم من منفی هستم من دختر بدیم که به این چیزا فک میکنم من چیکار کنم؟
من مشکل روانی دارم؟؟
ناشناسسلام من از اون آدمام که هر دردی داشته باشن از ته دل بهش قهقهه میزنن و تو تنهایی اشک میریزن. تو جمع دوستا هم همیشه همه از باحال بودنشون استقبال میشه و تاحالا کسی اشکاشونو ندیده.من کلا آدمیم که تو تنهاییام هم بغض کنم ناخودآگاه یه لبخند پررنگی میاد رو لبم دست خودم نیست. گاهی اوقات تو خواب حس میکنم زلزله میاد و زیرم میلرزه و از خواب میپرم یا حس میکنم زیرم خالی میشه و میخوام سقوط کنم که بازم از خواب میپرم و با تپش قلب شدید مواجه میشم. گریه هامم بی دلیل نیست و اکثرا منطقیم تا احساسی و آدم تقریبا درونگرایی هستم و از تنهایی لذت میبرم و کلا آدم شادی هستم. یه مدت همینجوری که راه میرفتم از خنده پخش زمین میشدم و نمیدونم چم بود.اکثرا هم احساساتمو سرکوب میکنم که تو تنهاییام خودمو خالی کنم.من مشکل روانی دارم؟شرایط رفتن به روانپزشک رو هم ندارم
روابط صمیمی با خانوادم ندارم
ناشناسسلام وقتتون خوش.من از اونجایی که عقاید محکمی دارم اما تحت تاثیر فضای اجتماعی و دوستام با یک نفر آشنا شدم و ایشون قصد رابطه دوستی و ادامه رابطه برای شناخت ببشتر داشتند ولی من با اینکه اولم با هزارتا دلیل ایشون وارد این رابطه شدم اما هنوز یک روزم نگذشته بود که همش احساس بیقراری و اظطراب داشتم و آرامش زندگیم تا حدودی به هم خورده بود. اینم بگم چند وقتی هست با مادرم رابطم سرد شده اما نه سر این موضوع.کلا هیچ وقت حرف منو نمیفهمه و همیشه هم حرف خودشو میزنه بابا هم که انگار نیست چون الان نزدیکه دو ماهه که ندیدمش و واسه همین وارد رابطه شدم اما بعد از سه روز دیدم نمیتونم ادامه بدم و با یه تماس تلفنی تمومش کردم اولش خیلی خوشحال بودم و گفتم راحت شدم اما الان وقتی رفتار های سرد و بی عاطفه مادرمو میبینم حالم بد میشه و اون آقا پسر بیشتر به یادم میوفته.و نمیدونم چکار کنم؟مامانم حرف هیچکسو جز خودش قبول نمیکنه و وقتیم باهاش منطقی حرف میزنم میگه واگذارت به خدا و نمیخواد باهم مشکلو حل کنیم.من واقعا تحت فشارم و نه مادرم نه بابامو انگار که ندارم .راهنمایی کنید ممنون
با معلمم چیکار کنم؟
ناشناسسلام وقت بخیر،من ۱۸ سالمه و از دوران راهنمایی به شدت وابسته معلمم شدم و نتونستم فراموش کنم،چند دقت پیش به ایشون گفتم که دوستشون دارم و استقبال کردن اما بعد از اون دیگه جوابمو ندادن،من از این دوری و دلتنگی خیلی دارم اذیت میشم چیکار کنم؟؟؟ توی این چند سال من ارتباط خاصی با معلمم نداشتم بعضی وقتا تبریک مناسبتا بود و در حد چت (خیلی کم)و کلا برام سخت گذشت من دخترم و معلمم خانم هستن
وسوسه شدن توسط دوستان
ناشناسسلام. من تقریبا ۱۵ سالمه و چند وقتی هست از فاز رل زدن و اینا کلا کشیدم بیرون. تا الآنم که رل داشتم فقط در حد چت بوده و من اصلا سر قرار نرفتم. اما همهی دوستام الان رل دارن و خیلی هم بهشون خوش میگذره. و حتی همو میبوسن و بغل میکنن و کار های بدم میکنن. بعضی وقت هام هی منو وسوسه میکنن که رل بگیرم و هی مسخره میکنن که رل ندارم.من میدونم که این کارا کاملا اشتباهه و منو از هدفام دور میکنه. اما بعضی وقتا واقعا وسوسه میشم و وقتی یه پسر خوشگل میبینم دست و پامو گم میکنم. امروز هول شدم و شماره ای رو که یه پسر بهم داده بود برداشتم و بهش زنگ زدم. اما الان پشیمونم و نمیدونم چیکار کنم. آبروم پیش دوستام میره. چند وقت دیگه هم که درس و مدرسه شروع میشه و من میخوام اینستاگرام رو پاک کنم اما میدونم بدون اینترنت اصلا نمیتونم زندگی کنم.من خیلی دوست دارم چند تا رفیق خوب و باهوش که به دنبال رل گرفتن و اینا نیستن داشته باشم. اما هر بار که با یه نفر دوست شدم تو فاز بوده و خودمم بعضی وقتا کراش میزنم اما میدونم درست نیستمیشه لطفاً بگین چجوری کلا از فاز پسرا بیرون بیام و راحت اینستاگرام رو بتونم پاککنم
دوست پسر داشتن مشکلی داره؟
ناشناسسلام من 12 سالمه. حدود یک ماه پیش با یک پسری که درواقع نوه ی همسایه مون هستش وارد رابطه عاشقانه شدم و واقعا عاشق همدیگه هستیم. خواهر بزرگت همون پسر متوجه شد ولی مشکلی نداشت. پدر من هم با این که با یه پسری دوست معمولی باشم مشکلی نداره چند وقت پیش از اینکه دوستم دوست پسر داره با خبر شد و بهم گفت که از اون به بعد همه چیز رو بهش بگم من واقعا مطمئن نیستم به پدرم بگم یا نه چون امکان داره بخاطر آبرویی که پیش همسایه مون یعنی خانواده همون پسر داریم مجبورم کنه باهاش قطع رابطه کنم و من تحمل دوریشو ندارم میشه بگید چیکار کنم و اگه لازمه چطور به پدرم اطلاع بدم؟
من احساس می کنم پدرم برای من ارزشی قائل نیست.
ناشناسمن احساس می کنم پدرم برای من ارزشی قائل نیست و به جز حرف های ضروری روزانه با من اصلا صحبت نمی کند. اون از چهار سالگی تا الان که ۱۴ سالمه من رو یک بار هم در آغوش نگرفته...
ترک وابستگی
ناشناسسلام من الان هشت ساله از یه دختری خوشم اومده و ی سال هم باهاش در فضای مجازی در ارتباط بودم و چند بار سعی کردم ب خاطر اختلاف خانوادگی و احساس گناه فراموشش کنم ولی نشد ک نشد و الانم ب خاطر رفتار هایی ک ازش دیدم خودم زیاد راضی ب ادامه دادن به این رابطه و عاشق بودنش مشتاق نیستم ولی به خاطر وابستگی ک بهش پیدا کردم نتونستم فراموشش کنم و الان دیگ تصمیم جدی گرفتم فراموشش کنم اگ میشه از شما خواهشانه درخواست دارم ک راهنمایی دقیقی کنین ک فراموشش کنم راهنمایی دقیق لطفا من خودم میدونم باید شمارشو حذف کنم و هر چیزی ک اونو ب یادم میاره رو حذف کردم نمازمم میخونم و ورزش هم میکنم ولی باز فکرش نمیره از سرم لطفا یه راهکار بهتری بدید تا کاملا فراموشش کنم?
عشق،احساسات،سن کم
ناشناسسلام، من ۱۴ سالمه و به پسری ۱۸ ساله علاقه مند (توی تیم ملی هست )هستم اما من روستام و اون اصن منو نمی شناسه، من از خیلی پیش دوسش داشتم و اینکه وقتی کسی زیر پست ها مینویسه بردیا عشقم بدم میاد و عصبی میشم، چون من به ازدواج باهاش فکر کردم و امید دارم که یه روزی بهش برسم به همین خاطر فکر میکنم بردیا تمام و کمال برای منه و کس دیگه ای حق نداره به بردیا بگه عشقم؛ قبلا کمتر بهش فکر میکردم ولی الان خیلی بیشتر بهش فکر میکنم، من قبلا هم برام پیش اومده که از کسی خوشم بیاد و خیلی به اون ها هن فک کردم ولی الان خیلی بیشتر به بردیا فک میکنم من میخوام والیبالمو ادامه به خاطر بردیا که یه روزی منم معروف بشم تو والیبال تا بردیا منو بشناسه(به پرستاری هم علاقه مند هستم) لطفا من رو راهنمایی کنین که این افکار آینده ای داره یا خیر؟
- 1
- 2
- ...
- 23(current)
- ...
- 58
- 59