روابط صمیمی با خانوادم ندارم
سلام وقتتون خوش.من از اونجایی که عقاید محکمی دارم اما تحت تاثیر فضای اجتماعی و دوستام با یک نفر آشنا شدم و ایشون قصد رابطه دوستی و ادامه رابطه برای شناخت ببشتر داشتند ولی من با اینکه اولم با هزارتا دلیل ایشون وارد این رابطه شدم اما هنوز یک روزم نگذشته بود که همش احساس بیقراری و اظطراب داشتم و آرامش زندگیم تا حدودی به هم خورده بود. اینم بگم چند وقتی هست با مادرم رابطم سرد شده اما نه سر این موضوع.کلا هیچ وقت حرف منو نمیفهمه و همیشه هم حرف خودشو میزنه بابا هم که انگار نیست چون الان نزدیکه دو ماهه که ندیدمش و واسه همین وارد رابطه شدم اما بعد از سه روز دیدم نمیتونم ادامه بدم و با یه تماس تلفنی تمومش کردم اولش خیلی خوشحال بودم و گفتم راحت شدم اما الان وقتی رفتار های سرد و بی عاطفه مادرمو میبینم حالم بد میشه و اون آقا پسر بیشتر به یادم میوفته.و نمیدونم چکار کنم؟مامانم حرف هیچکسو جز خودش قبول نمیکنه و وقتیم باهاش منطقی حرف میزنم میگه واگذارت به خدا و نمیخواد باهم مشکلو حل کنیم.من واقعا تحت فشارم و نه مادرم نه بابامو انگار که ندارم .راهنمایی کنید ممنون
تیم نوجوانی
سلام دختر گلم. برای رفع مشکل خود دو گام انجام بدهید. اول انکه چندین رفیق فابریک هم جنس و هم سن خودتون رو بهشون پیام بدهید و باهاشون چت کنید و قرار ملاقات ست کنید و بیرون بروید وتفریح کنید. انها بهتر شما رو درک میکنند و دیگه نیازی نیست با خانواده درگیر بشی. گام دوم شما هم این باشه احساس خودت رو رو برگه بنویسی و به مامان بدهی. برای مشاوره بیشتر تماس بگیرید.