۶ ساله که عاشق شدم و الان چهار ساله که عشقم رو ندیدم
ناشناسسلام. من ۶ سال پیش یعنی وقتی ۱۰ سالم بود تو یک مهمونی نوه دایی مادرم رو دیدم و در یک نگاه عاشقش شدم اما چون بچه بودم اصلا به فکر گفتن حسم بهش تلاش نکردم. ماهی یک بار میدیدمش که اون هم بعد دو سال منتفی شد و الان ۴ سال هست که ندیدمش اما دور را دور خبر هایی ازش میشنوم. اما خدا شاهده نتنها زره ای از عشقم کم نشده حتی بعد فکر کردن به معدود رفتار هایی که ازش دیدم بیشتر هم شده و الان واقعا دارم دیونه میشم چون هیچ راه ارتباطی عملا باهاش ندارم و نمی دونم چطور باهاش ارتباط برقرار کنم از طرفی دیگه به اینجام رسیده و نمیتونم این دلتنگی و انتظار رو تحمل کنم چندین بار هم تلاش کردم که فراموش کنم اما نشد لطفا کمکم کنید من تنها اطلاعاتی که ازش دارم آدرس خونه اون هم بصورت حدودی و شماره تلفن مادرش هست
سلام کوثر هستم ۱۴ ساله ۲ساله که من عاشق پسر دوست صمیمی بابام شدم
ناشناس۲سال پیش رفته بودیم مغازه که دیدم یه پسری اونجاست و داره به بابام کمک میکنه فهمیدم پسر دوست صمیمی بابامه نگاهش یه جوری بود هی نگاش رو حس میکردم ولی وقتی من نگاش میکردم برمی گشت دیگه نمیدیدمش الان۲سال گذشته ولی یه شب نشده بدون فکر به محمدرضا بخوابم۲هفته پیش بازم رفتیم مغازه و دیدمش احساس میکردم چشماش یه چیزی رو به من میگه هی میومدنگام میکرد بداخلاقی میکنم ولی دست خودم نیست وقتی می بینمش ضربان قلبم می ره بالاوبدنم یخ میشه شب ها تا۳ بیدارم و گریه میکنم و دعا میکنمخیلی دوسش دارم بخدا الان که دارم اینو می نویسمدستام داره میلرزه روز به روز بیشتر عاشقش میشم و لاغر ترخواهش میکنم کمکم کنید من الان چیکار کنم؟ خیلی با خدا حرف میزنم و ازش کمک میخوام و یکم آروم تر میشم ولی..
آیا باید به دوست دختر فکر کنم یا به دختر خاله؟؟؟
ناشناسسلام به همه نوجوانان عزیز. من ۱۵ سالمه و در آینده فکر می کنم اگر با دختر خاله ام ازدواج نکنم و به من جواب منفی بدهد باید چکار کنم چون (دختر خالم مادرش دختر دایی دارد ویک پسر هم دارد ۱۵ ساله و چشم رنگی و زیبا و من برای همین همین فکر را میکنم) و الان فکر میکن فضای رقابتی وجود دار آخر او زیباست و به نظر شما دوست دختر هم پیدا کنم آیا این دو ربطی به هم دارد یا نه و آیا باید چگونه دوست دختر پیدا کنم
خیانت یا دروغگویی یک دوست صمیمی...
ناشناسسلام .خدا قوت. خییییلی ممنون بابت برنامه خوبتون.? یه بنده خدایی میگفت من یه دوست صمیمی داشتم که چن وقت پیش یه دروغی بهم گفت که من اصلا ازش انتظار نداشتم. بعد اون ماجرا اون بنده خدا دیگه به دوستش زنگ نزده ولی دوستش دوسه بار زنگ زده و پیام داده ولی اون بنده خدا میگفت چون بهم برخورده بود درس جوابش ندادم. الان میگه یکم دلم براش تنگ شده آیا بهش پیام بدم و دلخوریمو بهش بگم یا با پیام دادنم خودمو کوچیک کردم ?
عشق مجازی
ناشناسسلام. من یه چند مدتیه از طریق اینترنت با یه پسره اهل ترکیه آشنا شدم. و خیلی عاشقش شدم. نمیدونم چیکار کنم. هر شب و هر روز بهش فکر میکنم. نمی تونم دست از فکر کردن بهش بردارم. اونم منو خیلی دوست داره و هر دقیقه با هم تصویری حرف میزنیم. تقریباً ب هم وابسته شدیم. خیلی دلم میخواست اینجا باشه. کلی گریه کردم بخاطرش. چون نمیتونم از نزدیک ببینمش و باهم باشیم. دارم میمیرم. تمام دنیا از چشمم افتاده. فقط اونو دوست دارم. حاضرم همه چیمو بدم تا باهاش باشم. الان ۱۷ سالشه. گفته وقتی ۱۸ سالش شد میاد اینجا. حتی نمیتونم صبر کنم تا یک سال. بخدا دارم نابود میشم از عشق تا الان هیچکس رو اینجوری دوست نداشتم. میدونم نمیتونیم باهم باشیم ?خدایا منو بکش. توروخدا نصیحتم نکنین. چون دارم میمیرم اگه یه ساعت ازش خبری نداشته باشم نگران میشم. هر ساعت باهم حرف میزنیم. شاید فکر کنین عشقمون الکیه و از روی هوسه. ولی بخدا اینجوری نیست. هردومون عاشق هم هستیم ولی چه فایده وقتی اون اینجا نیست ???????دوست دارم فریاد بزنم. گریه کنم. بغلش کنم. ولی نمیتونم ?
احساس تنهایی
ناشناسمن خیلی احساس تنهایی میکنم چون هیچ رفیقی ندارم احتیاج به یه رفیق دارم یه رفیق البته داشتم به اسم فاعزه ولی اون رل داره چندین بار رل زد و کات کرد همش دلش میخواد مخ بزنه و یه جورایی شاخ مجازی هست و با پسرا کل کل میکنع منم از این رفتاراش خوشم نیومد چندین بار باهاش صحبت کردم گفتم این کارت اشتباهه ولی اون هر دفعه میگه باشه ولی انگار نه انگار برا همین رفاقتم رو باهاش قطع کردم میخوام با همکلاسی عام رفیق بشم ولی تو چندسالی که باهاشون همکلاس بودم و نزدیکشون شدم اصلا احساس خوبی نسبت بهشون ندارم میخوام دایره ارتباطیمو بزرگ تر کنم چطوری اینکارو کنم
فک میکنم افسردگی دارم .......
ناشناسسلام من یه دختر ۱۷ ساله هستم من زندگیه خوبی دارم رابطه بین مادر و پدرم خیلی خوبه .خانوده ی خوبی دارم . ولی نمیدونم چرا همیشه احساس تنهایی میکنم بعضی اوقات اصلا میلی به غذا خوردن ندارم حوصله حرف زدن ندارم تنهایی رو بیشتر ترجیح میدم با خواهرم هم حتی حوصله حرف زدن ندارم با مادرم خیلی صمیمی هستم خیلی خیلی هم دوسش دارم ولی نمیدونم چرا همیشه یه حس افسردگی میاد سراغم . لطفا دلیلشو بهم بگین ممنون میشم
ورود به رابطه
ناشناسآیا از سن ۱۳ سالگی وارد رابطه شدن زود است؟
عشق#ازدواج
ناشناسسلام من یه دخترم که 20سالمه و با یه اقا پسر که 3سال از خودم بزرگتره یک سالی هست در ارتباطیم و واقعا همو دوست داریم، خانواده ها هم تا حدودی جریان ارتباط ما هستن، اما مشکل اینجاست است که یه دختر خانومی ب عشق من پیام میده و یه جورایی در ارتباط هستن این موضوع هم خود اقا پسر بهم گفت خودش بهم میگه منو دوست دارع و قرار بر اینه ک چند ماه دیگ بیاد خواستگاری، اما خب منم دلیلی نمیبینم وقتی منو داشته باشه با کسی دیگه در ارتباط باشه یه جورایی حسودی و هر چیزی دیگه.. الان من نمیدونم چیکار کنم و بابت این موضوع هم خیلی اذیت میشم چندین بارم بهش گفتم اما بهم میگه بهم زمان بده من تمومش میکنم، اما من نمیتونم و نمیتونم با خانواده هم در جریان بزارم، آیا این اصلا خیانت محسوب میشه!؟؟
رفاقت با جنس مخالف
ناشناسمن با یه پسری تو مجازی اشنا شدم که الان 8 ماهه باهمیم اما فقط رفیقم همیم و خیلی واقعا اندازه یه رفیق واقعی همو دوست داریم به نظرتون به خانوادم یا مامانم بگم ک همچبن چیزی هست اخه میترسم دیگه هم بهم بی اعتماد شن هم نزارن در ارتباط باشیم
- 1
- 2
- ...
- 25(current)
- ...
- 58
- 59