إنّما المؤمنُ بمنزِلَةِ كَفّةِ المِيزانِ ; كُلّما زِيدَ في إيمانِهِ زِيدَ في بلائِهِ .;
مؤمن مانند كفّه ترازوست; هر چه بر ايمانش افزوده شود بلا و گرفتارى اش فزونى مى گيرد.;
احادیث امام صادق علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
إنّما المؤمنُ بمنزِلَةِ كَفّةِ المِيزانِ ; كُلّما زِيدَ في إيمانِهِ زِيدَ في بلائِهِ .;
مؤمن مانند كفّه ترازوست; هر چه بر ايمانش افزوده شود بلا و گرفتارى اش فزونى مى گيرد.;
إنّما يُبتلى المؤمنُ على قَدْرِ أعمالِهِ الحَسَنةِ ، فمَن صَحَّ دينُهُ و حَسُنَ عملُهُ اشْتدَّ بلاؤهُ ، و ذلكَ أنَّ اللّه َ عزّ و جلّ لَم يَجعلِ الدُّنيا ثوابا لمؤمنٍ ، و لا عُقوبةً لكافرٍ، و مَن سَخُفَ دِينُهُ و ضَعُفَ عملُهُ قلَّ بلاؤهُ .;
در كتاب على عليه السلام آمده است; همانا مؤمن به اندازه كارهاى نيكش بلا مى بيند . پس، هر كه دينش درست و كردارش نيكو باشد بلايش سخت است؛ زيرا خداوند عزّ و جلّ دنيا را پاداش مؤمن و كيفر كافر قرار نداده است. و هر كه دينش سست و كردارش ضعيف باشد بلايش اندك است.;
و إنْ كانَ النّبيُّ مِن الأنبياءِ لَيأتي قَومَهُ فيقومُ فيهِم ، يأمرُهُم بطاعةِ اللّه و يَدْعوهُم إلى توحيدِ اللّه ِ و ما معَهُ مَبِيتُ لَيلةٍ ، فما يَتركُونَهُ يَفرَغُ مِن كلامِهِ و لا يَستَمِعونَ إلَيهِ حتّى يَقتُلوهُ ، و إنّما يَبْتَلي اللّه ُ تباركَ و تعالى عِبادَهُ على قَدْرِ مَنازِلِـهِم عِندَهُ .;
پيامبرى از پيامبران در ميان قوم خود ظهور مى كرد و آنان را به فرمانبرى از خدا فرمان مى داد و به يكتا پرستى فرا مى خواند و سر پناهى كه شب را در آن بگذراند نداشت. پس نمى گذاشتند سخنش را تمام كند و حرفهايش را نشنيده او را مى كشتند. راستى كه خداوند تبارك و تعالى بندگان خود را به فراخورِ منزلتى كه نزد او دارند، مبتلا مى كند.;
«و ما أصابكم من مصيبة فبما كسبت أيدكم» ; أ رأيتَ ما أصابَ عليّا و أهلَ بيتِه; هُو بِما كَسَبَتْ أيديهِم ، و هُم أهلُ طهارةٍ مَعصومونَ؟ قالَ ـ ;
آيا مى پندارى آنچه بر سر على و خاندان او آمد، دستاورد خودشان بود؟ در حالى كه آنان پاك و معصوم بودند. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بى آن كه گناهى كرده باشد، در شبانه روز يكصد بار به درگاه خدا توبه و استغفار مى كرد. خداوند اولياى خود را بى آن كه گناهى كرده باشند، به مصيبت ها گرفتار مى سازد تا بدين وسيله پاداششان دهد.;
إنّ في الجَنّةِ مَنزِلةً لا يَبلُغُها عبدٌ إلاّ بالابْتِلاءِ في جَسدِهِ .;
همانا در بهشت منزلتى است كه هيچ بنده اى بدان نمى رسد مگر با بلايى كه [در دنيا] به بدنش مى رسد.;
إنّه لَيكونُ لِلعبدِ مَنزِلةٌ عند اللّه ِ فما يَنالُها إلاّ بإحْدى خَصْلتَينِ ; إمّا بذَهابِ مالِهِ أو ببَلِيّةٍ في جَسدِهِ .;
بنده را نزد خداوند منزلتى است كه بدان نمى رسد مگر با يكى از اين دو; يا با از بين رفتن دارايى اش، يا با رسيدن بلايى به جسمش.;
ثلاثةٌ يُبغِضُها النّاسُ و أنا اُحِبُّها ; اُحِبُّ المَوتَ ، و اُحِبُّ الفَقرَ ، و اُحِبُّ البلاَء ـ ; هذا ليسَ على ما يَرْوونَ ، إنّما عنى ;
از ابوذر رحمه الله نقل مى شود كه گفته است; مردم از سه چيز بدشان مى آيد ولى من آنها را دوست دارم; مرگ را دوست دارم، فقر را دوست دارم، بلا را دوست دارم ـ فرمود ; اين برداشت آنها درست نيست، بلكه منظور ابوذر اين بوده است كه مرگ در راه طاعت خدا را خوشتر دارم از زندگى آلوده به معصيت خدا و فقر در راه طاعت خدا را دوست تر دارم تا ثروت با نافرمانى خدا و بلا و سختى ديدن در راه طاعت خدا برايم خوشايندتر است از سلامت و عافيت در معصيت خدا.;
ما خَلَقتُ خَلْقا أحَبَّ إلَيَّ مِن عَبديَ المؤمنِ ، فإنّي إنّما أبْتَلِيهِ لِمَا هُو خَيرٌ لَهُ ، و اُعافِيهِ لِما هُو خيرٌ لَهُ ، و أزْوِي عَنهُ لِما هُو خَيرٌ لَهُ ، و أنا أعلَمُ بما يَصلُحُ علَيهِ عبدي ، فلْيَصْبِرْ على بلائي ، و لْيَشكُرْ نَعْمائي ، و لْيَرْضَ بقَضائي ، أكتُبْهُ في الصِّدِّيقينَ عِندي .;
ـ از جمله چيزهايى كه خداوند متعال به موسى عليه السلام وحى كرد ، اين بود كه ـ ; آفريده اى نيافريده ام كه نزد من محبوب تر از بنده مؤمنم باشد. او را مبتلا مى سازم چون برايش بهتر است؛ به او عافيت مى بخشم چون برايش بهتر است، از او مى گيرم و محرومش مى سازم چون برايش بهتر است. من بهتر مى دانم كه چه چيز بنده مرا اصلاح مى كند؛ پس بايد كه بر بلاى من صبور باشد و از نعمتهايم سپاسگزار و از حكم و قضاى من خشنود تا او را در شمار بندگان صدّيق خود بنويسم.;
ما بَلا اللّه ُ العِبادَ بشَيءٍ أشَدَّ علَيهِم مِن إخْراجِ الدِّرْهَمِ .;
خداوند بندگان را به چيزى سخت تر از بذل مال نيازموده است.;
ثلاثٌ مَنِ ابتُليَ بواحدةٍ مِنهُنَّ تَمنَّى الموتَ ; فَقرٌ مُتَتابِعٌ ، و حُرْمَةٌ فاضِحَةٌ ، و عدُوٌّ غالِبٌ .;
سه چيز است كه هر كس به يكى از آنها گرفتار شود آرزوى مرگ كند; فقر پياپى، محروميت رسوا ، و دشمن چيره.;
ثلاثٌ مَنِ ابتُليَ بواحدةٍ منهُنَّ كانَ طائحَ العقلِ ; نِعمَةٌ مُوَلِّيةٌ ، و زَوجَةٌ فاسِدةٌ ، و فَجِيعةٌ بِحَبيبٍ .;
سه چيز است كه هر كس به يكى از آنها گرفتار آيد پريشان عقل مى شود; نعمتِ از دست رفته، همسر بدكار ، و داغ عزيز.;
إذا اُضِيفَ البلاءُ إلى البلاءِ كانَ مِنَ البلاءِ عافيةً .;
هرگاه بلا روى بلا بيايد، از بلا رهايى حاصل مى شود.;
إذا رأيتَ الرَّجُلَ قدِ ابْتُلِي و أنْعَمَ اللّه ُ علَيكَ فقُلْ ; اللّهُـمَّ إنّـي لا أسْخَرُ و لا أفْخَرُ، و لكنْ أحمَدُكَ على عَظيمِ نَعْمـائكَ علَـيَّ .;
هرگاه ديدى مردى به بلايى دچار است و خداوند به تو نعمت ارزانى داشته، بگو; خدايا! مسخره نمى كنم و به خود نمى بالم امّا تو را به سبب نعمتهاى بزرگى كه به من داده اى سپاس مى گويم.;
البُهْتانُ على البَريءِ أثْقَلُ مِن الجِبالِ الرّاسِياتِ .;
بهتان زدن به آدم بي گناه سنگين تر از كوههاى استوار است.;
تُشَبِّكُ أصابِعَكَ في أصابِعِهِ ثُمَّ تقولُ ; «اللّهُمَّ إنْ كانَ فُلانٌ جَحَدَ حقّا و أقَرَّ بباطلٍ فأصِبْهُ بِحُسْبانٍ مِن السَّماءِ أو بِعذابٍ مِن عِندِكَ» و تُلاعِنُهُ سَبعينَ مرّةً .;
پنجه ات را در پنجه او مى گذارى، آن گاه مى گويى; «خدايا ! اگر فلانى حقّى را انكار يا به باطلى اقرار كرده او را به بلايى آسمانى، يا عذابى از جانب خودت گرفتار كن» و هفتاد بار او را نفرين كن.;
لَمّا فَتحَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله مكّةَ بايَعَ الرِّجالُ، ثُمَّ جاء النِّساءُ يُبايِعْنَهُ فأنْزَلَ اللّه ُ عزّ و جلّ ; «يا أيُّها النبيُّ إِذَا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ» .;
زمانى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مكّه را فتح كرد، مردها با او بيعت كردند، سپس زنان براى بيعت آمدند. در اين هنگام خداوند آيه «اى پيامبر! وقتى زنان مؤمن نزد تو آمدند تا بيعت كنند» را نازل فرمود.;
دَعا بمِرْكَنِهِ الَّذي كانَ يتوضّأ فيه فصَبَّ فيهِ ماءً، ثُمّ غَمَسَ يدَهُ اليُمنى، فكُلّما بايَعَ واحِدةً مِنهُنَّ قالَ ; اغْمِسي يَدَكِ .;
فرمان داد تشتى را كه در آن وضو مى گرفت بياورند و در آن آب ريخت، آنگاه دست راست خود را در آن فرو برد و با هر زنى كه بيعت مى كرد مى فرمود; دستت را در آب فرو بر.;
التِّجارةُ تَزيدُ في العقلِ .;
تجارت كردن ، خِرَد را مى افزايد.;
تَرْكُ التّجارةِ يَنْقُصُ العقلَ .;
رها كردن تجارت، خرد را مى كاهد.;
إنّي قد أيْسَرتُ، فأدَعُ التِّجارةَ ؟ ـ ; إنّكَ إنْ فَعَلتَ قَلَّ عقلُكَ ـ أو نحوه ـ .;
من توانگر شده ام ، آيا تجارت را رها كنم؟ ـ فرمود ; اگر اين كار را بكنى عقلت كم مى شود ـ يا چيزى شبيه اين جمله ـ .;