الإمام الصادق عليه السلام :
قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ ، لِكُلِّ شَيءٍ عَلامَةٌ يُعرَفُ بِها ويُشهَدُ عَلَيها ... ولِلكَسلانِ ثَلاثُ عَلاماتٍ : يَتَوانى حَتّى يُفَرِّطَ ، ويُفَرِّطُ حَتّى يُضَيِّعَ ، ويُضَيِّعُ حَتّى يَأثَمَ .
امام صادق عليه السلام :
لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! هر چيز ، نشانه اى دارد كه بدان شناخته مى شود و بر اساس آن، گواهى مى گردد ... . كاهل (تنبل) نيز سه نشانه دارد: به قدرى سستى مى كند كه كوتاهى مى نمايد، و چنان كوتاهى مى كند تا ضايع مى سازد، و آن چنان ضايع مى سازد كه مرتكب گناه مى شود ».
الخصال : ص 121 ح 113 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 415 ح 8 .
الإمام الصادق عليه السلام :
قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ ، إن كُنتَ زَعَمتَ أنَّ الكَلامَ مِن فِضَّةٍ ، فَإِنَّ السُّكوتَ مِن ذَهَبٍ
امام صادق عليه السلام :
لقمان به پسرش گفت: «پسرم! اگر گمان كردى كه سخن، نقره است، پس [بدان كه ]سكوت، طلاست». علاّمه مجلسى در شرح اين حديث گفته است : حديث دلالت مى كند بر اين كه خاموشى، به زِ سخن گفتن است. گويا منظور اين است كه غالبا چنين است ، و گرنه ، ظاهرا سخن گفتن در خيلى جاها از خاموشى بهتر است . حتى در جايى كه اظهار اصول و فروع دين و امر به معروف و نهى از منكر لازم است ، سكوت حرام و سخن گفتن واجب است . سخن گفتن در پند و اندرز ، راه نمايىِ مردم به مصالحشان ، نشر علوم دينى ، شفاعت براى انجام كار مؤمنان ، برآوردن نياز آنان و امثال اين امور ، مستحب است . بنابر اين ، اين قبيل احاديث ، مربوط به غير موارد ياد شده است يا مربوط به احوال عموم مردم مى شود كه سخن آنان ، غالبا نامربوط است ، يا اين كه اين احاديث ، مخصوص امور مباح است . در «كتاب العقل» گذشت كه هشام از اميرمؤمنان نقل كرده كه ايشان همواره مى فرموده : «از نشانه هاى عاقل ، داشتن سه چيز است : پاسخ دادن به سؤال ، سخن گفتن در هنگام ناتوانىِ ديگران از گفتار، و راه نمايى به رأى و نظرى كه صلاح خانواده اش در آن است ». (بحارالأنوار: ج 71 ص 297).
الكافي : ج 2 ص 114 ح 6 ، بحار الأنوار : ج 71 ص 297 ح 70 .
الإمام الصادق عليه السلام :
قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : إذا سافَرتَ مَعَ قَومٍ فَأَكثِرِ استِشارَتَكَ إيّاهُم في أمرِكَ واُمورِهِم ، وأكثِرِ التَّبَسُّمَ في وُجوهِهِم ، وكُن كَريماً عَلى زادِكَ . وإذا دَعَوكَ فَأَجِبهُم ، وإذَا استَعانوا بِكَ فَأَعِنهُم ، وَاغلِبهُم بِثَلاثٍ: بِطولِ الصَّمتِ ، وكَثرَةِ الصَّلاةِ ، وسَخاءِ النَّفسِ بِما مَعَكَ مِن دابَّةٍ أو مالٍ أو زادٍ . وإذَا استَشهَدوكَ عَلَى الحَقِّ فَاشهَد لَهُم ، وَاجهَد رَأيَكَ لَهُم إذَا استَشاروكَ ثُمَّ لا تَعزِم حَتّى تَثَبَّتَ وتَنظُرَ ، ولا تُجِب في مَشوَرَةٍ حَتّى تَقومَ فيها وتَقعُدَ وتَنامَ وتَأكُلَ وتُصَلِّيَ وأنتَ مُستَعمِلٌ فِكرَكَ وحِكمَتَكَ في مَشوَرَتِهِ ، فَإِنَّ مَن لَم يُمحِضِ النَّصيحَةَ لِمَنِ استَشارَهُ سَلَبَهُ اللّه ُ تَبارَكَ وتَعالى رَأيَهُ ، ونَزَعَ عَنهُ الأَمانَةَ . وإذا رَأَيتَ أصحابَكَ يَمشونَ فَامشِ مَعَهُم ، وإذا رَأَيتَهُم يَعمَلونَ فَاعمَل مَعَهُم ، وإذا تَصَدَّقوا وأعطَوا قَرضاً فَأَعطِ مَعَهُم ، وَاسمَع لِمَن هُوَ أكبَرُ مِنكَ سِنّا ، وإذا أمَروك بِأَمرٍ وسَأَلوكَ فَقُل : نَعَم ولا تَقُل : لا ، فَإِنَّ لا عِيٌّ ولُؤمٌ . وإذا تَحَيَّرتُم في طَريقِكُم فَانزِلوا ، وإذا شَكَكتُم فِي القَصدِ فَقِفوا ، وتَآمَروا ، وإذا رَأَيتُم شَخصاً واحِداً فَلا تَسأَلوهُ عَن طَريقِكُم ولا تَستَرشِدوهُ ، فَإِنَّ الشَّخصَ الواحِدَ فِي الفَلاةِ مُريبٌ ، لَعَلَّهُ أن يَكونَ عَيناً لِلُّصوصِ ، أو يَكونَ هُوَ الشَّيطانَ الَّذي حَيَّرَكُم ، وَاحذَرُوا الشَّخصَينِ أيضاً إلاّ أن تَرَوا ما لا أرى ؛ فَإِنَّ العاقِلَ إذا أبصَرَ بِعَينِهِ شَيئاً عَرَفَ الحَقَّ مِنهُ ، وَالشّاهِدَ يَرى ما لا يَرَى الغائِبُ . يا بُنَيَّ ، وإذا جاءَ وَقتُ صَلاةٍ فَلا تُؤَخِّرها لِشَيءٍ ، وصَلِّها وَاستَرِح مِنها ؛ فَإِنَّها دَينٌ . وصَلِّ في جَماعَةٍ ولَو عَلى رَأسِ زُجٍّ . ولا تَنامَنَّ عَلى دابَّتِكَ ؛ فَإِنَّ ذلِكَ سَريعٌ في دَبرِها ، ولَيسَ ذلِكَ مِن فِعلِ الحُكَماءِ إلاّ أن تَكونَ في مَحمِلٍ يُمكِنُكَ التَّمَدُّدُ لاِستِرخاءِ المَفاصِلِ ، وإذا قَرُبتَ مِنَ المَنزِلِ فَانزِل عَن دابَّتِكَ ، وَابدَأ بِعَلَفِها قَبلَ نَفسِكَ ، وإذا أرَدتَ النُّزولَ فَعَلَيكَ مِن بِقاعِ الأَرضِ بِأَحسَنِها لَوناً ، وأليَنِها تُربَةً ، وأكثَرِها عُشباً . وإذا نَزَلتَ فَصَلِّ رَكعَتَينِ قَبلَ أن تَجلِسَ ، وإذا أرَدتَ قَضاءَ حاجَةٍ فَأَبعِدِ المَذهَبَ فِي الأَرضِ ، وإذَا ارتَحَلتَ فَصَلِّ رَكعَتَينِ ، ووَدِّعِ الأَرضَ الَّتي حَلَلتَ بِها ، وسَلِّم عَلَيها وعَلى أهلِها ؛ فَإِنَّ لِكُلِّ بُقعَةٍ أهلاً مِنَ المَلائِكَةِ . وإنِ استَطَعتَ أن لا تَأكُلَ طَعاماً حَتّى تَبدَأَ فَتَتَصَدَّقَ مِنهُ فَافعَل ، وعَلَيكَ بِقِراءَةِ كِتابِ اللّه ِ عَزَّ وجَلَّ ما دُمتَ راكِباً ، وعَلَيكَ بِالتَّسبيحِ ما دُمتَ عامِلاً ، وعَلَيكَ بِالدُّعاءِ ما دُمتَ خالياً . وإيّاكَ وَالسَّيرَ مِن أوَّلِ اللَّيلِ ، وعَلَيكَ بِالتَّعريسِ وَالدُّلجَةِ مِن لَدُن نِصفِ اللَّيلِ إلى آخِرِهِ ، وإيّاكَ ورَفعَ الصَّوتِ في مَسيرِكَ .
امام صادق عليه السلام
ـ در بين سفارش لقمان عليه السلام به پسرش ـ هر گاه با گروهى مسافرت كردى ، با آنان در كارهاى مربوط به خود و آنها، بسيار مشورت كن و به رويشان بسيار لبخند بزن و نسبت به زاد و توشه ات، كريم و بخشنده باش. هر گاه دعوتت كردند، بپذير و هر گاه از تو يارى خواستند، كمكشان كن و با سه چيز، بر آنان فائق باش: سكوت طولانى، نماز گزاردنِ بسيار و سخاوتمندى نسبت به آنچه از حيوان و مال و توشه دارى. هر گاه تو را به گواهى طلبيدند، برايشان گواهى بده. هر گاه با تو مشورت كردند ، درباره رأى خود، كوشش كن؛ اما تصميم قطعى نگير، تا اين كه [انديشه ات] تثبيت شود و تأمّل كرده باشى . پاسخ هيچ مشورتى را نده ، مگر آن كه درباره آن ـ در حالى كه قيام و قعود مى كنى و مى خوابى و مى خورى و نماز مى خوانى ـ فكر كنى و حكمتت را به كار گيرى؛ زيرا هر كس براى مشورتْ خواه، خالصانه خيرخواهى نكند ، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ نظرش را از او سلب مى كند و امانت [ ـِ اهليت مشورت ]را باز مى گيرد. و هر گاه ديدى كه يارانت مى روند ، تو هم با آنان برو، و هر گاه ديدى كار مى كنند ، تو هم با آنان كار كن. هر گاه صدقه دادند و قرضى عطا كردند، تو هم بده و حرف بزرگ تر را گوش بده. و هر گاه به تو امر كردند و از تو چيزى خواستند، در جوابشان آرى «بگو» و «نه» نگو؛ زيرا «نه» گفتن، درماندگى و پستى است . نه گفتن به درخواست كسى ، نشانه ناتوانى است ؛ زيرا اهل فضيلت ، اگر كارى از آنها بر آيد ، انجام مى دهند ، و اگر نيايد ، مى گويند: «ان شاء اللّه ، انجام مى شود ». هر گاه در راهتان سرگردان شديد، پياده شويد و هر گاه در مقصدتان ترديد پيدا كرديد ، درنگ و مشورت كنيد و اگر شخص تنهايى را ديديد ، درباره راهتان از او نپرسيد و از او راه نمايى نخواهيد؛ زيرا شخص تنها در بيابان، مشكوك است؛ شايد ديده بان و جاسوس دزدان باشد ، يا شايد او همان شيطانى باشد كه شما را متحيّر ساخته است. و اگر دو شخص بودند ، باز هم احتياط و حذر كنيد ، مگر چيزى را تشخيص دهيد كه من الآن تشخيص نمى دهم ؛ زيرا عاقل، وقتى به چيزى با ديده بصيرت بنگرد ، حق را در آن مى يابد و شخص شاهد و حاضر، چيزى را مى بيند كه غايب نمى بيند. اى پسرم! هر گاه وقت نماز رسيد ، آن را به خاطر چيز ديگرى به تأخير نينداز و آن را بخوان و خود را از آن راحت كن؛ زيرا نماز، بدهى [به خداوند ]است. نماز را به جماعت بخوان ؛ هرچند بر نوك پيكان باشد. بر روى حيوانت نخواب؛ زيرا اين كار ، پشت حيوان را زود زخم مى كند و اين ، كار حكيمان نيست؛ مگر محملى داشته باشد كه بتوانى در آن دراز بكشى و مفاصلت را راحت سازى. هر گاه به منزل نزديك شدى ، از حيوانت پياده شو و قبل از [پرداختن به] خود ، علف آن را بده . هر گاه خواستى در جايى نزول كنى ، بهترين جاى زمين را بر گزين كه خوش منظره، خاكش نرم و علفزار باشد. هر گاه پياده شدى ، قبل از نشستن ، دو ركعت نماز بخوان. هر گاه خواستى قضاى حاجت كنى ، قدرى در زمين راه برو كه دور[از ديگران] باشى. هر گاه خواستى كوچ كنى ، دو ركعت نماز بخوان و با زمينى كه در آن بودى، وداع كن و بر آن زمين و اهل آن، سلام كن؛ زيرا هر جايى از زمين، ساكنانى از فرشتگان دارد . اگر توانستى از طعامى نخورى تا اين كه ابتدا از آن صدقه بدهى ، اين كار را انجام بده. و بر توباد كه تا سواره اى ، كتاب خداوند عز و جل را قرائت كنى، و بر توباد كه تا مشغول كارى هستى ، تسبيح بگويى، و بر توباد كه تا بيكارى ، دعا كنى. از سفر كردن در اوّل شب، بپرهيز و در آخر شب، رحل اقامت بيفكن و از نيمه شب به بعد تا آخر آن، سفر كن و در هنگام حركت، از بلند كردن صدا بپرهيز.
الكافي : ج 8 ص 348 ح 547 ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج 2 ص 298 ح 2505 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 422 ح 18 .
عنه عليه السلام :
في وَصِيَّةِ لُقمانَ لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ ، سافِر بِسَيفِكَ وخُفِّكَ وعِمامَتِكَ وخِبائِكَ وسِقائِكَ وإبرَتِكَ وخُيوطِكَ ومِخرَزِكَ ، وتَزَوَّد مَعَكَ مِنَ الأَدوِيَةِ ما تَنتَفِعُ بِها أنتَ ومَن مَعَكَ ، وكُن لِأَصحابِكَ مُوافِقاً إلاّ في مَعصِيَةِ اللّه ِ عَزَّ وجَلَّ .
امام صادق عليه السلام
ـ در بيان سفارش لقمان عليه السلام به پسرش ـ : پسرم! شمشير، كفش، عمامه، خيمه، مَشك ، سوزن، نخ و درفش خود را در مسافرت، همراه داشته باش و از ادويه، آنچه خود و همراهانت لازم داريد ، توشه بردار و با يارانت، جز در معصيت خداوند عز و جل سازگار باش .
الكافي : ج 8 ص 303 ح 466 ، بحار الأنوار : ج 76 ص 270 ح 26 .
الإمام الصادق عليه السلام :
قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : ... يا بُنَيَّ ، إن عَدِمَكَ ما تَصِلُ بِهِ قَرابَتَكَ ، وتَتَفَضَّلُ بِهِ عَلى إخوَتِكَ فَلا يَعدَمَنَّكَ حُسنُ الخُلُقِ وبَسطُ البِشرِ ؛ فَإِنَّهُ مَن أحسَنَ خُلُقَهُ أحَبَّهُ الأَخيارُ وجانَبَهُ الفُجّارُ .
امام صادق عليه السلام
ـ در بيان آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ : پسرم! اگر چيزى ندارى كه بدان صله رحم كنى و به برادران [دينىِ] خود بخشش نمايى، نيك خويى و گشاده رويى را از دست نده ؛ زيرا هر كس اخلاقش را نيكو گردانَد ، نيكوكاران او را دوست مى دارند و بدكاران از او كناره مى گيرند.
قصص الأنبياء : ص 195 ح 244 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 420 ح 14 .
الإمام الصادق عليه السلام
ـ فيما وَعَظَ لُقمانُ ابنَهُ ـ : ولا تُجادِلَنَّ فَقيهاً ، ولا تُعادِيَنَّ سُلطاناً ، ولا تُماشِيَنَّ ظَلوماً ، ولا تُصادِقَنَّهُ ، ولا تُصاحِبَنَّ فاسِقاً نَطِفاً ، ولا تُصاحِبَنَّ مُتَّهَماً .
امام صادق عليه السلام
ـ در بيان موعظه لقمان عليه السلام به پسرش ـ : با فقيه ، مجادله و با پادشاه ، دشمنى و با ستمگر ، همراهى و دوستى و با فاسقِ پليد ، رفاقت نكن و با متّهم نيز رفاقت نكن .
تفسير القمّي : ج 2 ص 164 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 412 ح 2 .
الإمام الصادق عليه السلام :
قالَ لُقمانُ عليه السلام : يا بُنَيَّ ، إنِ احتَجتَ إلَى السُّلطانِ فَلا تُكثِرِ الإِلحاحَ عَلَيهِ ، ولا تَطلُب حاجَتَكَ مِنهُ إلاّ في مَواضِعِ الطَّلَبِ ، وذلِكَ حينَ الرِّضا وطيبِ النَّفسِ ، ولا تَضجَرَنَّ بِطَلَبِ حاجَةٍ ؛ فَإِنَّ قَضاءَها بِيَدِ اللّه ِ ولَها أوقاتٌ ، ولكِنِ ارغَب إلَى اللّه ِ وسَلهُ ، وحَرِّك أصابِعَكَ إلَيهِ .
امام صادق عليه السلام :
لقمان گفت: «اى پسرم! اگر محتاج پادشاه شدى ، زياد اصرار نكن و حاجت خود را جز در جاى مناسبِ درخواست ، از او نخواه، و آن، هنگام خشنودى و خوش حالى است. و در طلب حاجت ، بى قرارى نكن؛ زيرا برآورده شدن آن، به دست خداست و آن هم اوقاتى دارد ؛ ولى تمايل و توجّهت، به خداوند باشد و از او بخواه و انگشتانت را به سوى او بجنبان».
قصص الأنبياء : ص 195 ح 245 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 420 ح 14 .
الإمام الصادق عليه السلام :
لَمّا وَعَظَ لُقمانُ ابنَهُ فَقالَ : ... يا بُنَيَّ ، لِيَكُن مِمّا تَستَظهِرُ بِهِ عَلى عَدُوِّكَ الوَرَعُ عَنِ المَحارِمِ ، وَالفَضلُ في دينِكَ ، وَالصِّيانَةُ لِمُرُوَّتِكَ ، وَالإِكرامُ لِنَفسِكَ أن لا تُدَنِّسَها بِمَعاصِي الرَّحمنِ ومَساوِي الأَخلاقِ وقَبيحِ الأَفعالِ . وَاكتُم سِرَّكَ ، وأحسِن سَريرَتَكَ ؛ فَإِنَّكَ إذا فَعَلتَ ذلِكَ آمَنتَ بِسِترِ اللّه ِ أن يُصيبَ عَدُوُّكَ مِنكَ عَورَةً ، أو يَقدِرَ مِنكَ عَلى زَلَّةٍ ، ولاَ تَأمَنَنَّ مَكرَهُ فَيُصيبَ مِنكَ غِرَّةً في بَعضِ حالاتِكَ ، وإذَا استَمكَنَ مِنكَ وَثَبَ عَلَيكَ ولَم يُقِلكَ عَثرَةً . وَليَكُن مِمّا تَتَسَلَّحُ بِهِ عَلى عَدُوِّكَ إعلانُ الرِّضا عَنهُ ، وَاستَصغِرِ الكَثيرَ في طَلَبِ المَنفَعَةِ ، وَاستَعظِمِ الصَّغيرَ في رُكوبِ المَضَرَّةِ .
امام صادق عليه السلام :
وقتى كه لقمان پسرش را موعظه مى كرد ، به او گفت: « . . . اى پسرم! چيزهايى كه مى خواهى با آنها بر دشمنت چيره شوى، اينها باشند: پرهيز از محرّمات، برترى در دينت ، حفظ جوان مردى ات ، تكريم نفس خود تا به نافرمانى هاى خداى رحمان و اخلاق بد و كردار زشت، آلوده نگردد. رازت را پنهان كن و باطنت را نيكو گردان؛ چرا كه هر گاه چنين كردى ، در پناه خداوند خواهى بود تا از دستيازىِ دشمن بر نقطه ضعف تو و يا پى بردن او به لغزشت ، در امان بمانى . خود را از حيله دشمن، در امان نبين تا مبادا در برخى از حالات ، فريبش را بخورى . هر گاه توانست، به تو حمله مى كند و هيچ لغزشى را از تو نمى بخشد. بايد يكى از سلاح هايى كه تو در برابر دشمنت به كار مى گيرى، اعلان رضايت از او باشد. در جلب منفعت، بسيار را اندك، و در زيان ديدن ، كوچك را بزرگ بشمار» .
قصص الأنبياء : ص 193 ح 243 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 418 ح 12 .
عنه عليه السلام :
كانَ فيما أوصى بِهِ لُقمانُ ابنَهُ ناتانَ أن قالَ لَهُ : يا بُنَيَّ ، لِيَكُن مِمّا تَتَسَلَّحُ بِهِ عَلى عَدُوِّكَ فَتَصرَعُهُ المُماسَحَةُ وإعلانُ الرِّضا عَنهُ ، ولا تُزاوِلهُ بِالمُجانَبَةِ فَيَبدُوَ لَهُ ما في نَفسِكَ فَيَتَأَهَّبَ لَكَ .
امام صادق عليه السلام :
در سفارش لقمان به پسرش ناتان است كه گفت: «اى پسرم! از جمله چيزهايى كه بايد داشته باشى تا بتواند تو را در برابر دشمن، مسلّح گرداند و زمينگيرش كند ، نرم زبانى با دشمن و اعلان رضايت از اوست؛ ولى با كناره گيرى ، او را رها نكن؛چرا كه در اين صورت ، آنچه در ضمير توست ، برايش آشكار مى شود و آن گاه، خود را برايت آماده مى كند ».
الأمالي للصدوق : ص 766 ح 1031 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 413 ح 3 .
الإمام الصادق عليه السلام :
قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : ... يا بُنَيَّ ، اِستَصلِحِ الأَهلينَ وَالإِخوانَ مِن أهلِ العِلمِ إنِ استَقاموا لَكَ عَلَى الوَفاءِ ، وَاحذَرهُم عِندَ انصِرافِ الحالِ بِهِم عَنكَ ؛ فَإِنَّ عَداوَتَهُم أشَدُّ مَضَرَّةً مِن عَداوَةِ الأَباعِدِ بِتَصديقِ النّاسِ إيّاهُم لاِطِّلاعِهِم عَلَيكَ .
امام صادق عليه السلام :
لقمان به پسرش گفت: « . . . پسرم! ميان خودى ها و برادران اهل علم ، اگر به تو وفادارند ، اصلاح كن، و اگر موضعشان نسبت به تو عوض شده ، از آنان بر حذر باش ؛ زيرا از آن جايى كه مردم نظر آنها را ـ به دليل آگاهى شان بر تو ـ تصديق مى كنند، زيان دشمنىِ آنان، بيش از زيان دشمنىِ بيگانگان است » .
قصص الأنبياء : ص 194 ح 244 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 419 ح 13 .
الإمام الصادق عليه السلام
ـ كانَ فيما أوصى بِهِ لُقمانُ ابنَهُ ـ : يا بُنَيَّ ، حَمَلتُ الجَندَلَ وَالحَديدَ وكُلَّ حِملٍ ثَقيلٍ فَلَم أحمِل شَيئا أثقَلَ مِن جارِ السَّوءِ ، وذُقتُ المَراراتِ كُلَّها فَلَم أذقُ شَيئاً أمَرَّ مِنَ الفَقرِ .
امام صادق عليه السلام
ـ در بيان سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ : اى پسرم! صخره بزرگ و آهن و هر چيز سنگينى را بر دوش خود كشيدم ؛ ولى بارى سنگين تر از همسايه بد حمل نكردم ، و همه تلخى ها را چشيدم ؛ ولى چيزى تلخ تر از فقر نچشيدم .
الأمالي للصدوق : ص 766 ح 1031 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 413 ح 3 .
الإمام الصادق عليه السلام :
قيلَ لِلعَبدِ الصّالِحِ لُقمانَ : ... أيُّ النّاسِ أشَرُّ ؟ قالَ : الَّذي لا يُبالي أن يَراهُ النّاسُ مُسيئاً .
امام صادق عليه السلام :
به بنده صالح ، لقمان ، گفته شد : . . . بدترينِ مردم كيان اند ؟ گفت : «آن كه اهميّت ندهد كه مردم او را بدكار ببينند » .
قصص الأنبياء : ص 197 ح 248 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 421 ح 16 .
الإمام الصادق عليه السلام :
قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ : ... يا بُنَيَّ ، سَيِّدُ أخلاقِ الحِكمَةِ دينُ اللّه ِ تَعالى ، ومَثَلُ الدّينِ كَمَثَلِ الشَّجَرَةِ الثّابِتَةِ ، فَالإِيمانُ بِاللّه ِ ماؤُها ، وَالصَّلاةُ عُروقُها ، وَالزَّكاةُ جِذعُها ، وَالتَّآخي فِي اللّه ِ شُعَبُها ، وَالأَخلاقُ الحَسَنَةُ وَرَقُها ، وَالخُروجُ عَن مَعاصِي اللّه ِ ثَمَرُها ، ولا تَكمُلُ الشَّجَرَةُ إلاّ بِثَمَرَةٍ طَيِّبَةٍ ، كَذلِكَ الدّينُ لا يَكمُلُ إلاّ بِالخُروجِ عَنِ المَحارِمِ .
امام صادق عليه السلام :
لقمان به پسرش گفت: . . . «اى پسرم! سرور اخلاق حكيمانه، دين خداى متعال است . مَثَل دين ، همانند درخت استوار است ؛ ايمان به خدا آب آن است و نماز ، ريشه هاى آن و زكات ، تنه آن و برادرى در راه خدا ، شاخه هاى آن و اخلاق نيك ، برگ هاى آن و بيرون آمدن از گناهان ، ميوه آن و همان گونه كه درخت ، جز با [دادنِ] ميوه پاكيزه به كمال نمى رسد، دين نيز جز با بيرون آمدن از محرّمات، كامل نمى شود» .
قصص الأنبياء : ص 196 ح 245 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 420 ح 14 .
الإمام الصادق عليه السلام
ـ فيما وَعَظَ لُقمانُ ابنَهُ ـ : يا بُنَيَّ ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ ، قَد هَلَكَ فيها عالَمٌ كَثيرٌ ، فَاجعَل سَفينَتَكَ فيهَا الإِيمانَ ، وَاجعَل شِراعَهَا التَّوَكُّلَ ، وَاجعَل زادَكَ فيها تَقوَى اللّه ِ ، فَإِن نَجَوتَ فَبِرَحمَةِ اللّه ِ ، وإن هَلَكتَ فَبِذُنوبِكَ .
امام صادق عليه السلام
ـ در پندهاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ : اى پسرم! دنيا ، درياى عميقى است كه بسيارى در آن هلاك گرديده اند . پس كشتى ات را در دنيا ، ايمان به خدا قرار بده و بادبان آن را توكّل بر خدا ، و توشه راهت را تقواى خداوند عز و جل قرار بده ؛ اگر نجات يافتى، از رحمت خداست و اگر هلاك شدى، به سبب گناهانت خواهد بود .
تفسير القمّي : ج 2 ص 164 ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج 2 ص 282 ح 2457 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 411 ح 2 .
الإمام الصادق عليه السلام :
كانَ فيما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ ابنَهُ : ... لا تَكُن في هذِهِ الدُّنيا بِمَنزِلَةِ شاةٍ وَقَعَت في زَرعٍ أخضَرَ فَأَكَلَت حَتّى سَمِنَت، فَكانَ حَتفُها عِندَ سِمَنِها .
امام صادق عليه السلام
ـ در بيان نصايح لقمان عليه السلام به پسرش ـ : در اين دنيا ، همانند گوسفندى مباش كه در كشتزار سرسبزى وارد شود و آن قدر بخورد تا چاقى اش مايه مرگش شود .
الكافي : ج 2 ص 135 ح 20 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 425 ح 19 .
الإمام الصادق عليه السلام :
قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ ، إنِ احتَجتَ إلَى السُّلطانِ فَلا تُكثِرِ الإِلحاحَ عَلَيهِ ، ولا تَطلُب حاجَتَكَ مِنهُ إلاّ في مَواضِعِ الطَّلَبِ ، وذلِكَ حينَ الرِّضا وطيبِ النَّفسِ ، ولا تَضجَرَنَّ بِطَلَبِ حاجَةٍ ؛ فَإِنَّ قَضاءَها بِيَدِ اللّه ِ ولَها أوقاتٌ ، ولكِنِ ارغَب إلَى اللّه ِ ، وسَلهُ ، وحَرِّك أصابِعَكَ إلَيهِ . يا بُنَيَّ ، إنَّ الدُّنيا قَليلٌ ، وعُمُرَكَ قَصيرٌ . يا بُنَيَّ ، اِحذَرِ الحَسَدَ فَلا يَكونَنَّ مِن شَأنِكَ ، وَاجتَنِب سوءَ الخُلُقِ فَلا يَكونَنَّ مِن طَبعِكَ ، فَإِنَّكَ لا تَضُرُّ بِهِما إلاّ نَفسَكَ ، وإذا كُنتَ أنتَ الضّارَّ لِنَفسِكَ كَفَيتَ عَدُوَّكَ أمرَكَ ، لِأَنَّ عَداوَتَكَ لِنَفسِكَ أضَرُّ عَلَيكَ مِن عَداوَةِ غَيرِكَ . يا بُنَيَّ ، اِجعَل مَعروفَكَ في أهلِهِ ، وكُن فيهِ طالِباً لِثَوابِ اللّه ِ ، وكُن مُقتَصِداً ، ولا تُمسِكهُ تَقتيراً ، ولا تُعطِهِ تَبذيراً . يا بُنَيَّ ، سَيِّدُ أخلاقِ الحِكمَةِ دينُ اللّه ِ تَعالى ، ومَثَلُ الدّينِ كَمَثَلِ الشَّجَرَةِ الثّابِتَةِ ، فَالإِيمانُ بِاللّه ِ ماؤُها ، وَالصَّلاةُ عُروقُها ، وَالزَّكاةُ جِذعُها ، وَالتَّآخي فِي اللّه ِ شُعَبُها ، وَالأَخلاقُ الحَسَنَةُ وَرَقُها ، وَالخُروجُ عَن مَعاصِي اللّه ِ ثَمَرُها ، ولا تَكمُلُ الشَّجَرَةُ إلاّ بِثَمَرَةٍ طَيِّبَةٍ ، كَذلِكَ الدّينُ لا يَكمُلُ إلاّ بِالخُروجِ عَنِ المَحارِمِ . يا بُنَيَّ ، لِكُلِّ شَيءٍ عَلامَةٌ يُعرَفُ بِها ، وإنَّ لِلدّينِ ثَلاثَ عَلاماتٍ : العِفَّةَ ، وَالعِلمَ ، وَالحِلمَ .
امام صادق عليه السلام
ـ در بيان سفارش لقمان عليه السلام به پسرش ـ : اى پسرم ! اگر محتاج پادشاه شدى ، زياد پافشارى نكن و نيازت را جز در جاى مناسبِ درخواست ، از او نخواه ، و آن ، زمانِ خشنودى و نشاط اوست . و در درخواست حاجت ، بى قرارى نكن ؛ چرا كه برآورده شدن آن ، به دست خداست و آن هم زمان هايى دارد ؛ ولى به خدا علاقه نشان بده و از او درخواست كن و انگشتانت را به سوى او بجنبان . اى پسرم ! [متاع] دنيا اندك است و عمر تو كوتاه . اى پسرم ! از حسد بپرهيز ، كه در شأن تو نيست ، و از بد اخلاقى دورى كن ، كه از سرشت تو نيست ؛ چرا كه تو با آن دو ، جز به خودت زيان نمى رسانى ، و هر گاه خودت زيان رسانِ خود بودى ، زحمت دشمنت را درباره كارت كم كرده اى ؛ زيرا دشمنىِ تو با خودت ، زيان بارتر از دشمنىِ ديگرى است . اى پسرم ! كار خوبت را براى اهلش انجام بده و در آن ، از خدا پاداش بخواه . [در خرج كردن ]ميانه رو باش و از ترس فقر و فلاكت ، [از خرج كردنْ ]خوددارى نكن ؛ ولى ريخت و پاش هم نكن . اى پسرم ! سرور اخلاق حكيمانه ، دين خداى متعال است . مَثَل دين ، مانند درخت استوار است ؛ ايمان به خدا آب آن است و نماز ريشه هاى آن ، و زكات تنه آن ، و برادرى در راه خدا شاخه هاى آن ، و اخلاق نيكْ برگ هاى آن ، و بيرون آمدن از گناهان ، ميوه آن . و همان گونه كه درخت ، جز با ميوه پاكيزه به كمال نمى رسد ، دين نيز جز با بيرون آمدن از محرّمات ، كامل نمى گردد . اى پسرم ! هر چيزى نشانه اى دارد كه بدان شناخته مى شود . دين نيز سه نشانه دارد : پاك دامنى ، دانش ، و بردبارى .
قصص الأنبياء : ص 196 ح 247 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 420 ح 14 .
عنه عليه السلام :
كانَ فيما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ ابنَهُ : يا بُنَيَّ ، إنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا قَبلَكَ لِأَولادِهِم ، فَلَم يَبقَ ما جَمَعوا ولَم يَبقَ مَن جَمَعوا لَهُ ، وإنَّما أنتَ عَبدٌ مُستَأجَرٌ ؛ قَد اُمِرتَ بِعَمَلٍ ووُعِدتَ عَلَيهِ أجراً ، فَأَوفِ عَمَلَكَ وَاستَوفِ أجرَكَ ، ولا تَكُن في هذِهِ الدُّنيا بِمَنزِلَةِ شاةٍ وَقَعَت في زَرعٍ أخضَرَ ، فَأَكَلَت حَتّى سَمِنَت فَكانَ حَتفُها عِندَ سِمَنِها ، ولكِنِ اجعَلِ الدُّنيا بِمَنزِلَةِ قَنطَرَةٍ عَلى نَهرٍ جُزتَ عَلَيها وتَرَكتَها ولَم تَرجِع إلَيها آخِرَ الدَّهرِ . أخرِبها ولا تَعمُرها ، فَإِنَّكَ لَم تُؤمَر بِعِمارَتِها . وَاعلَم أنَّكَ سَتُسأَلُ غَداً إذا وَقَفتَ بَينَ يَدَيِ اللّه ِ عَزَّ وجَلَّ عَن أربَعٍ : شَبابِكَ فيما أبلَيتَهُ ، وعُمُرِكَ فيما أفنَيتَهُ ، ومالِكَ مِمَّا اكتَسَبتَهُ وفيما أنفَقتَهُ ، فَتَأَهَّب لِذلِكَ ، وأعِدَّ لَهُ جَواباً . ولا تَأسَ عَلى ما فاتَكَ مِنَ الدُّنيا ، فَإِنَّ قَليلَ الدُّنيا لا يَدومُ بَقاؤُهُ ، وكَثيرَها لا يُؤمَنُ بَلاؤُهُ ، فَخُذ حِذرَكَ ، وجِدَّ في أمرِكَ ، وَاكشِفِ الغِطاءَ عَن وَجهِكَ ، وتَعَرَّض لِمَعروفِ رَبِّكَ ، وجَدِّدِ التَّوبَةَ في قَلبِكَ ، وَاكمَش في فَراغِكَ قَبلَ أن يُقصَدَ قَصدُكَ ، ويُقضى قَضاؤُكَ ، ويُحالَ بَينَكَ وبَينَ ما تُريدُ .
امام صادق عليه السلام
ـ در بيان سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ : اى پسرم! مردمِ پيش از تو ، براى فرزندانشان سرمايه جمع كردند ؛ ولى نه سرمايه باقى مانْد و نه آن كسى كه سرمايه برايش جمع شده بود. همانا تو بنده اى اجير شده هستى كه به انجام دادن كارى مأمور شده اى و مزدى نيز به تو وعده داده شده است . پس به انجام دادن كارت وفادار باش و مزدت را بگير . در اين دنيا ، همانند گوسفندى مباش كه در زراعت سبزى داخل مى شود و آن قدر مى خورد كه چاق مى گردد و هنگام چاقى اش كشته مى شود ؛ بلكه دنيا را همانند پلى بر روى رودخانه اى به شمار آور كه از آن مى گذرى و آن را رها مى كنى و تا پايان روزگار ، به سوى آن باز نمى گردى. آن را خراب كن و آبادش نكن؛ زيرا تو مأمور آبادانى آن نيستى . بدان كه همانا تو ، فردا به هنگامى كه در پيشگاه خداوند عز و جل حاضر شوى ، درباره چهار چيز مورد سؤال قرار مى گيرى : جوانى ات را چگونه سپرى كردى؟ عمرت را چگونه گذراندى؟ مالت را از كجا به دست آوردى و در چه راهى هزينه كردى؟ بنا بر اين ، خود را براى چنين روزى آماده كن و براى اين پرسش ها ، جوابى فراهم كن . به خاطر آنچه از دنيا از دست دادى ، تأسف نخور؛ زيرا اندكِ دنيا دوام ندارد و زياد آن ، از بلا و گرفتارى در امان نيست. پس بر حذر باش و در كارت بكوش و پرده [ ى غفلت] را از روى خود ، كنار بزن و به كارهاى مطلوب پروردگارت مشغول باش و در دل خود ، توبه را تازه كن و پيش از اين كه مرگ ، آهنگ تو كند و درباره تو حكم براند و بين تو و خواسته هايت حايل شود، تو به سوى آسايش خود بشتاب .
الكافي : ج 2 ص 134 ح 20 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 425 ح 19 .
عنه عليه السلام :
قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ ، إيّاكَ وَالضَّجَرَ وسوءَ الخُلُقِ وقِلَّةَ الصَّبرِ ، فَلا يَستَقيمُ عَلى هذِهِ الخِصالِ صاحِبٌ ، وألزِم نَفسَكَ التُّؤَدَةَ في اُمورِكَ ، وصَبِّر على مَؤُوناتِ الإِخوانِ نَفسَكَ ، وحَسِّن مَعَ جَميعِ النّاسِ خُلُقَكَ . يا بُنَيَّ ، إن عَدِمَكَ ما تَصِلُ بِهِ قَرابَتَكَ ، وتَتَفَضَّلُ بِهِ عَلى إخوَتِكَ فَلا يَعدَمَنَّكَ حُسنُ الخُلقِ وبَسطُ البِشرِ ؛ فَإِنَّهُ مَن أحسَنَ خُلُقَهُ أحَبَّهُ الأَخيارُ وجانَبَهُ الفُجّارُ ، وَاقنَع بِقَسمِ اللّه ِ لَكَ يَصفُ عَيشُكَ ، فَإِن أرَدتَ أن تَجمَعَ عِزَّ الدُّنيا فَاقطَع طَمَعَكَ مِمّا في أيدِي النّاسِ ، فَإِنَّما بَلَغَ الأَنبِياءُ وَالصِّدّيقونَ ما بَلَغوا بِقَطعِ طَمَعِهِم .
امام صادق عليه السلام
ـ در بيان سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ : اى پسرم ! از بى حوصلگى و بد اخلاقى و كم صبرى ، بپرهيز ؛ چرا كه هيچ كس با اين ويژگى ها استوار نمى ماند . خو كن كه در كارهايت با وقار باشى و بر زحمت هاى برادران ، شكيبايى كنى ، و با همه مردم ، خوش اخلاق باش . اى پسرم ! اگر چيزى ندارى كه با آن ، صله رحم به جا آورى و بر برادرانت بخششى نمايى ، خوش اخلاقى و خوش رويى را از دست نده ؛ چرا كه هر كس اخلاقش را نيكو گرداند ، نيكان او را دوست مى دارند و بدان از او كناره مى گيرند . و به آنچه خدا قسمت تو فرموده ، قانع باش ، تا زندگى ات صفا يابد . پس اگر خواستى عزّت دنيا را گرد آورى ، طمع خود را از آنچه در دستان مردم است ، قطع كن ؛ زيرا پيامبران و صدّيقان ، تنها به سبب قطع طمع ، به چنان مقاماتى رسيدند .
قصص الأنبياء : ص 195 ح 245 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 419 ح 14 .
عنه عليه السلام :
قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : إن تَأَدَّبتَ صَغيرا انتَفَعتَ بِهِ كَبيراً ، ومَن عَنى بِالأَدَبِ اهتَمَّ بِهِ ، ومَنِ اهتَمَّ بِهِ تَكَلَّفَ عِلمَهُ ، ومَن تَكَلَّفَ عِلمَهُ اشتَدَّ لَهُ طَلَبُهُ ، ومَنِ اشتَدَّ لَهُ طَلَبُهُ أدرَكَ بِهِ مَنفَعَةً ، فَاتَّخِذهُ عادَةً . وإيّاكَ وَالكَسَلَ مِنهُ وَالطَّلَبَ بِغَيرِهِ ، وإن غُلِبتَ عَلَى الدُّنيا فَلا تُغلَبَنَّ عَلَى الآخِرَةِ ، وإنَّهُ إن فاتَكَ طَلَبُ العِلمِ فَإِنَّكَ لَن تَجِدَ تَضييعا أشَدَّ مِن تَركِهِ . يا بُنَيَّ ، اِستَصلِحِ الأَهلينَ وَالإِخوانَ مِن أهلِ العِلمِ إنِ استَقاموا لَكَ عَلَى الوَفاءِ ، وَاحذَرهُم عِندَ انصِرافِ الحالِ بِهِم عَنكَ ، فَإِنَّ عَداوَتَهُم أشَدُّ مَضَرَّةً مِن عَداوَةِ الأَباعِدِ بِتَصديقِ النّاسِ إيّاهُم لاِطِّلاعِهِم عَلَيكَ .
امام صادق عليه السلام
ـ در بيان سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ : اى پسرم! اگر در كودكى ادب شوى ، در بزرگى سودش را مى برى. هر كه قصد ادب كند ، به [كسب بيشتر] آن اهتمام مى ورزد و هر كه به آن اهتمام ورزد ، خود را براى آموختن آن ، به سختى مى اندازد و هر كه خود را براى آموختن آن ، خود را به سختى اندازد ، شديدتر [و تشنه تر] آن را طلب مى كند و هر كه آن را به شدّت طلب كند ، به سودش دست مى يابد . پس آن را عادت خود قرار بده و بپرهيز از اين كه در كسب آن ، تنبلى كنى و در پىِ چيز ديگرى بروى . اگر در برابر دنيا شكست خوردى ، در برابر آخرت شكست نخور ، و اگر دانش نجويى ، هرگز زيانى شديدتر از ترك آن نخواهى يافت . اى پسرم ! ميان خودى ها و برادران اهل علم ، اگر به تو وفادارند ، اصلاح كن ، و اگر نظرشان نسبت به تو عوض شده ، از آنان بر حذر باش ؛ زيرا از آن جا كه مردم نظر آنان را ـ به دليل آگاهى شان بر تو ـ دشمنىِ آنان ، زيانبارتر از دشمنىِ بيگانگان است .
قصص الأنبياء : ص 194 ح 244 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 419 ح 13 .
عنه عليه السلام :
لَمّا وَعَظَ لُقمانُ ابنَهُ فَقالَ : أنَا مُنذُ سَقَطتُ إلَى الدُّنيا استَدبَرتُ وَاستَقبَلتُ الآخِرَةَ ، فَدارٌ أنتَ إلَيها تَسيرُ أقرَبُ مِن دارٍ أنتَ مِنها مُتَباعِدٌ . يا بُنَيَّ ، لا تَطلُب مِنَ الأَمرِ مُدبِرا ، ولا تَرفُض مِنهُ مُقبِلاً ، فَإِنَّ ذلِكَ يُضِلُّ الرَّأيَ ويُزري بِالعَقلِ . يا بُنَيَّ ، لِيَكُن مِمّا تَستَظهِرُ بِهِ عَلى عَدُوِّكَ الوَرَعُ عَنِ المَحارِمِ ، وَالفَضلُ في دينِكَ ، وَالصِّيانَةُ لِمُرُوَّتِكَ ، وَالإِكرامُ لِنَفسِكَ أن لا تُدَنِّسَها بِمَعاصِي الرَّحمنِ ومَساوِي الأَخلاقِ وقَبيحِ الأَفعالِ . وَاكتُم سِرَّكَ ، وأحسِن سَريرَتَكَ ، فَإِنَّكَ إذا فَعَلتَ ذلِكَ آمَنتَ بِسِترِ اللّه ِ أن يُصيبَ عَدُوُّكَ مِنكَ عَورَةً ، أو يَقدِرَ مِنكَ عَلى زَلَّةٍ ، ولا تَأمَنَنَّ مَكرَهُ فَيُصيبَ مِنكَ غِرَّةً في بَعضِ حالاتِكَ ، فَإِذَا استَمكَنَ مِنكَ وَثَبَ عَلَيكَ ولَم يُقِلكَ عَثرَةً ، وَليَكُن مِمّا تَتَسَلَّحُ بِهِ عَلى عَدُوِّكَ إعلانُ الرِّضا عَنهُ ، وَاستَصغِرِ الكَثيرَ في طَلَبِ المَنفَعَة ِ، وَاستَعظِمِ الصَّغيرَ في رُكوبِ المَضَرَّةِ . يا بُنَيَّ ، لا تُجالِسِ النّاسَ بِغَيرِ طَريقَتِهِم ، ولا تَحمِلَنَّ عَلَيهِم فَوقَ طاقَتِهِم ، فَلا يَزالُ جَليسُكُ عَنكَ نافِراً ، وَالمَحمولُ عَلَيهِ فَوقَ طاقَتِهِ مُجانِباً لَكَ ، فَإِذا أنتَ فَردٌ لا صاحِبَ لَكَ يُؤنِسُكَ ، ولا أخَ لَكَ يَعضُدُكَ ، فَإذا بَقيتَ وَحيداً كُنتَ مَخذولاً ، وصِرتَ ذَليلاً . ولا تَعتَذِر إلى مَن لا يُحِبُّ أن يَقبَلَ مِنكَ عُذراً ، ولا يَرى لَكَ حَقّاً ، ولا تَستَعِن في اُمورِكَ إلاّ بِمَن يُحِبُّ أن يَتَّخِذَ في قَضاءِ حاجَتِكَ أجراً ، فَإِنَّهُ إذا كانَ كَذلِكَ طَلَبَ قضاءَ حاجَتِكَ لَكَ ، كَطَلَبِهِ لِنَفسِهِ ، لِأَنَّهُ بَعدَ نَجاحِها لَكَ كانَ رِبحاً فِي الدُّنيَا الفانِيَةِ وحَظّاً وذُخراً لَهُ فِي الدّارِ الباقِيَةِ فَيَجتَهِدُ في قَضائِها لَكَ ، وَليَكُن إخوانُكَ وأصحابُكَ الَّذينَ تَستَخلِصُهُم وتَستَعينُ بِهِم عَلى اُمورِكَ ، أهلَ المُرُوَّةِ وَالكَفافِ وَالثَّروَةِ وَالعَقلِ وَالعَفافِ الَّذينَ إن نَفَعتَهُم شَكَروكَ ، وأن غِبتَ عَن جيرَتِهِم ذَكَروكَ .
امام صادق عليه السلام :
وقتى كه لقمان پسرش را موعظه كرد ، به او گفت : «من از وقتى به دنيا آمدم ، پشت به دنيا و رو به آخرت كرده ام . خانه اى كه تو به سوى آن مى روى ، نزديك تر از خانه اى است كه از آن دور مى شوى . اى پسرم ! كارى را كه گذشته است ، پيگيرى نكن ، و كار پيشِ رو را رها نكن ؛ چرا كه آن ، انديشه را گم راه و خِرد را سبك مى گردانَد . اى پسرم ! از جمله چيزهايى كه به سبب آن ، بر دشمنت پيروز مى گردى ، اينها باشد : پرهيز از محرّمات ، برترى در دينت ، حفظ جوان مردى ات ، و گرامى داشتن نفْست ، به گونه اى كه آن را به گناهانِ خداى بخشنده و اخلاق بد و كارهاى زشت ، آلوده نسازى . رازت را پنهان كن و باطنت را نيكو گردان ؛ چرا كه تو هر گاه چنين كردى ، به سبب پوشش خداوندى ، از دستيابى دشمن به راز ، تو يا از پى بردن او به لغزش تو ، در امان مى مانى . خود را از مكر دشمن ، در امان نبين تا مبادا در بعضى از حالت ها فريبت دهد . پس هر گاه بر تو توانا گشت ، بر تو مى جهد و هيچ لغزشى را از تو نمى بخشد . بايد از جمله سلاح هايى كه در برابر دشمنت به كار مى گيرى ، اعلان رضايت از او باشد . در جلب منفعت ، بسيار را اندك ، و در زيان بينى ، كوچك را بزرگ بشمار . اى پسرم ! با مردم ، بر خلاف روش خودشان همنشينى نكن و بيش از توانشان بر آنان بار نكن كه [اگر چنين كنى ،] همنشين تو پيوسته از تو گريزان مى گردد و كسى كه بيش از توانش بر او بار شده ، از تو كناره مى گيرد و در اين هنگام ، تو تنها خواهى ماند و نه رفيقى خواهى داشت كه همدمت شود و نه برادرى كه تو را يارى رسانَد ، پس وقتى كه تنها ماندى ، خوار مى شوى و ذليل مى گردى . به درگاه كسى كه دوست ندارد عذر تو را بپذيرد و براى تو حقّى قايل نيست ، عذر نبر . و در كارهايت ، از كسى يارى نجوى ، جز از كسى كه مى خواهد در برابرِ برآوردن حاجت تو ، مزدى بگيرد ؛ زيرا هر گاه چنين باشد ، همان گونه در پىِ بر آوردن آن حاجت براى تو مى رود كه گويى آن را براى خودش پيگيرى مى كند ؛ چرا كه او پس از برآورده شدن آن براى تو ، در دنياى فانى سودى مى بَرد و در خانه باقىِ آخرت نيز نصيب و ذخيره اى خواهد داشت ، پس بدين جهت ، در برآوردن آن براى تو مى كوشد . برادران و يارانى كه براى خود بر مى گزينى و از آنان براى كارهايت يارى مى جويى ، بايد اهل جوان مردى و قناعت و خير و خرد و پاك دامنى باشند ؛ كسانى كه اگر سودشان دهى ، سپاست بگزارند ، و اگر از همسايگى شان غايب شوى ، يادت كنند» .
قصص الأنبياء : ص 193 ح 243 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 418 ح 12 .