امام سجاد علیه السلام

امام سجاد علیه السلام

الإمامُ زينَ العابدينُ عليه السلام
الصَّمَدُ ; الّذي لا شَريكَ لَهُ ، و لا يَؤودُهُ حِفظُ شَيءٍ ، و لا يَعزُبُ عَنهُ شَيءٌ .;
امام زين العابدين عليه السلام
صمد كسى است كه شريك ندارد و نگهدارى از چيزى او را خسته و گرانبار نمى كند و هيچ چيز از او پنهان نيست.;
التوحيد : 90/3.

عنه عليه السلام
الصَّمَدُ ; هُوَ الّذي إذا أرادَ شَيئا قالَ لَهُ ; كُنْ فيَكونُ ، و الصَّمَدُ ;
امام زين العابدين عليه السلام
صمد، كسى است كه هرگاه چيزى بخواهد، به آن مى گويد; هست شو و او بى درنگ هستى مى يابد. صمد كسى است كه اشياء را ايجاد كرد و آنها را نا همگون و همگون و جفت آفريد و يگانگى و يكتايى را منحصر به خود گردانيد و نه ضدّى دارد، نه همتايى و نه مانندى و نه نظيرى.;
التوحيد : 90/4.

الإمامُ زينَ العابدينُ عليه السلام
المُنافِقُ يَنهى و لا يَنتَهي ، و يَأمُرُ بِما لا يَأتي .;
امام زين العابدين عليه السلام
منافق از بدى باز مى دارد، امّا خود باز نمى ايستد و به كارهايى فرمان مى دهد كه خود عمل نمى كند.;
وسائل الشيعة : 11/419/5.

الإمامُ زينَ العابدينُ عليه السلام
طاعَةُ وُلاةِ الأمرِ تَمامُ العِزِّ .;
امام زين العابدين عليه السلام
فرمان بردن از فرمانروايان [الهى] كمال عزّت است.;
تحف العقول : 283.

الإمامُ زينَ العابدينُ عليه السلام ـ مِن دُعائهِ في مَكارِمِ الأخلاقِ ـ
و أعِزَّني و لا تَبتَلِيَنّي بِالكِبرِ ··· و لا تَرفَعْني في النّاسِ دَرَجَةً إلاّ حَطَطتَني عِندَ نَفسي مِثلَها ، و لا تُحدِثْ لي عِزّا ظاهِرا إلاّ أحدَثتَ لي ذِلّةً باطِنَةً عِندَ نَفسي بِقَدرِها .;
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى خود در مكارم اخلاق ـ گفت
مرا عزّت بخش و به كبر و غرور مبتلايم مفرما··· و مرا در نزد مردم درجه اى بالا مبر، جز اين كه به همان اندازه در نظر خودم فرودم آورى و هيچ عزّت آشكارى برايم پديد مياور مگر اين كه به همان اندازه ذلّتى درونى در نظر خودم پديد آورى.;
الصحيفة السجّاديّة : الدعاء 20 .

عنه عليه السلام ـ مِن دُعائهِ يَومَ عَرَفةَ ـ
و ذَلِّلْني بَينَ يَدَيكَ ، و أعِزَّني عِندَ خَلقِكَ ، و ضَعْني إذا خَلَوتُ بِكَ ، وَ ارفَعْني بَينَ عِبادِكَ ، و أغنِني عَمَّن هُوَ غَنِيٌّ عَنّي ، و زِدْني إلَيكَ فاقَةً و فَقرا .;
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى او در روز عرفه ـ گفت
مرا در پيشگاه خودت خوار گردان و نزد خلقت عزيز فرما؛ مرا در خلوتِ با خودت پست گردان و در ميان بندگانت سربلند، و از كسى كه از من بى نياز است، بى نيازم گردان و بر نيازمندى و فقر من به خودت بيفزاى.;
الصحيفة السجّاديّة : الدعاء 47 .

الإمامُ زينَ العابدينُ عليه السلام
أيُّما مُؤمِنٍ دَمِعَت عَيناهُ لِقَتلِ الحُسَينِ عليه السلام حَتّى تَسيلَ عَلى خَدِّهِ، بَوَّأهُ اللّه ُ بِها في الجَنَّةِ غُرَفا يَسكُنُها أحقابا .;
امام زين العابدين عليه السلام
هر مؤمنى كه چشمانش براى كشته شدن حسين عليه السلام گريان شود به طورى كه اشك بر گونه هايش سرازير گردد، خداوند به سبب آن او را در غرفه هاى بهشتى جاى دهد كه روزگاران درازى را در آنها به سر بَرَد.;
ثواب الأعمال : 108/1.

الإمامُ زينَ العابدينُ عليه السلام ـ لَمّا سُئلَ عَنِ العَصَبِيَّةِ ـ
العَصَبِيَّةُ الّتي يَأثَمُ عَلَيها صاحِبُها أن يَرَى الرَّجُلُ شِرارَ قَومِهِ خَيرا مِن خِيارِ قَومٍ آخَرينَ ، و لَيسَ مِنَ العَصَبِيَّةِ أن يُحِبَّ الرَّجُلُ قَومَهُ، و لكِن مِنَ العَصَبِيَّةِ أن يُعينَ قَومَهُ عَلَى الظُّلمِ .;
امام زين العابدين عليه السلام ـ در پاسخ به پرسش از تعصّب ورزى ـ فرمود
تعصّبى كه صاحبش به سبب آن گنهكار مى باشد، اين است كه آدمى بَدانِ قوم خود را از نيكانِ قومى ديگر بهتر بداند . اين از عصبيّت نيست كه كسى قوم و مردم خود را دوست داشته باشد، بلكه كمك كردن قوم خود بر ستم از عصبيت است.;
الكافي : 2/308/7 .

الإمامِ زينُ العابدينَ عليه السلام
لَم يَدخُلِ الجَنَّةَ حَمِيَّةٌ غَيرُ حَمِيَّةِ حَمزَةَ بنِ عَبدِ المُطَّلِبِ ـ و ذلكَ حينَ أسلَمَ ـ غَضَبا لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله في حَديثِ السَّلا الّذي اُلقِيَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله .;
امام زين العابدين عليه السلام
هيچ تعصّبى به بهشت نرفت، مگر تعصّب حمزة بن عبد المطلب، كه به سبب شكمبه اى كه بر سر پيامبر صلى الله عليه و آله انداخته شد به خشم آمد و مسلمان شد.;
الكافي : 2/308/5.

الإمامُ زينَ العابدينُ عليه السلام ـ مِن دُعائهِ عِندَ خَتمِ القُرآنِ ـ
لا تَنالُ أيدي الهَلَكاتِ مَن تَعَلَّقَ بِعُروَةِ عِصمَتِهِ .;
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى ختم قرآن ـ گفت
دستهاى هلاكت و تباهى به كسى كه به دستگيره عصمت بخش قرآن چنگ آويزد، نمى رسد.;
الصحيفة السجّاديّة : الدعاء 42 .

عنه عليه السلام ـ في مناجاتِهِ ـ
إلهي ، في هذِهِ الدّنيا هُمومٌ و أحزانٌ و غُمومٌ و بَلاءٌ ، و في الآخِرَةِ حِسابٌ و عِقابٌ ، فأينَ الرّاحَةُ و الفَرَجُ ؟ ! إلهي ، خَلَقتَني بِغَيرِ أمري ، و تُميتُني بِغَيرِ إذني ، و وَكّلتَ فِيَّ عَدُوّا لي لَهُ عَلَيَّ سُلطانٌ ، يَسلُكُ بِيَ البَلايا مَغرورا ، و قُلتَ لي ; اِستَمسِكْ ، فكَيفَ أستَمسِكُ إن لَم تُمسِكْني ؟ ! .;
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجاتش ـ گفت
خداى من! در اين دنيا، غم و اندوه و رنج و بلا و در آخرت حساب و كيفر است . پس، آسايش و گشايش كجاست؟ خداى من! بى دستورم مرا آفريدى و بى اجازه ام مرا مى ميرانى و دشمنى مقتدر و چيره را بر من گماشتى كه فريبكارانه مرا به سوى بلاها و گرفتاريها مى كشاند و آن گاه فرمودى; خود را نگاه دار، و من چگونه خود را نگاه دارم اگر تو نگاهم ندارى؟;
بحار الأنوار : 94/129.

عنه عليه السلام ـ أيضا ـ
إلهي ، لا حَولَ لي و لا قُوَّةَ إلاّ بِقُدرَتِكَ ، و لا نَجاةَ لي مِن مَكارِهِ الدّنيا إلاّ بِعِصمَتِكَ ، فأسألُكَ بِبَلاغَةِ حِكمَتِكَ و نَفاذِ مَشيئَتِكَ أن لا تَجعَلَني لِغَيرِ جودِكَ مُتَعَرِّضا··· وَ كُن لي ··· مِنَ البَلايا واقِيا ، و عَنِ المَعاصي عاصِما .;
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات ـ گفت
خداى من! مرا هيچ نيرو و توانى نيست، مگر به نيروى تو و از نا خوشيها و زشتيهاى دنيا نجات نيابم جز با نگه داشت تو. پس، به حكمت رسايت و به خواست و مشيّت روانت [سوگندت مى دهم و ]از تو مسألت دارم كه دست مرا جز به دامن جود و بخشندگى خودت حوالت مده و از بلاها نگهم دار و از گناهان حفظم كن.;
بحار الأنوار : 94/143.

عنه عليه السلام ـ أيضا ـ
إلهي ، فلا تُخلِنا مِن حِمايَتِكَ ، و لا تَعْرِنا مِن رِعايَتِكَ ··· أسألُكَ بِأهلِ خاصَّتِكَ مِن مَلائكَتِكَ و الصّالِحينَ مِن بَرِيَّتِكَ ، أن تَجعَلَ عَلَينا واقِيَةً تُنْجينا مِنَ الهَلَكاتِ ، و تُجِنُّنا مِنَ الآفاتِ ··· و أن تَحوِيَنا في أكنافِ عِصمَتِكَ .;
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات ـ گفت
خداى من! ما را از حمايت خود بى بهره مگردان و از پشتيبانى و توجّه خود بى نصيب مفرما··· به فرشتگان و بندگان نيكو كارت كه خاصّان درگاه تو هستند، [سوگندت مى دهم و] از تو مى خواهم كه براى ما حفاظى قرار دهى تا ما را از هلاكتها برهاند و در برابر آفتها و آسيبها سپر ما گردد··· و ما را در پناه گاههاى عصمت و محافظت خود درآورى.;
بحار الأنوار : 94/152 .

عنه عليه السلام ـ أيضا ـ
إلهي ، أسكَنتَنا دارا حَفَرتْ لَنا حُفَرَ مَكرِها ··· بِكَ نَعتَصِمُ مِنَ الاغتِرارِ بِزَخارِفِ زينَتِها ··· إلهي فزَهِّدنا فيها و سَلِّمنا مِنها بِتَوفيقِكَ و عِصمَتِكَ .;
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات ـ گفت
الهى! ما را در سرايى جاى دادى كه گودالهاى مكر و فريبكارى خود را براى ما كنده است··· از فريفته شدن به زرق و برق زيورهاى آن به تو پناه مى بريم··· خداى من! ما را به اين سرا و فريبندگيهاى آن بى اعتنا فرما و با توفيق و محافظت خود ما را از آن به سلامت دار.;
بحار الأنوار : 94/152 .

عنه عليه السلام ـ أيضا ـ
اللّهُمّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِهِ ، وَ احفَظْنا مِن بَينِ أيدينا و مِن خَلفِنا ، و عَن أيمانِنا و عَن شَمائلِنا ، و مِن جَميعِ نَواحينا ، حِفظا عاصِما مِن مَعصِيَتِكَ ، هادِيا إلى طاعَتِكَ ، مُستَعمِلاً لِمَحَبَّتِكَ .;
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات ـ گفت
بار خدايا! بر محمد و خاندان او درود فرست و ما را از پيش رو و از پشت سر و از راست و از چپ و از همه سويمان چنان محافظت فرما كه ما را از نافرمانى تو نگاه دارد و به فرمان بردن از تو رهنمون شود و در راه محبّت تو به كارمان گيرد.;
الصحيفة السجّاديّة : الدعاء 6 .

عنه عليه السلام ـ أيضا ـ
و طَهِّرْني بِالتَّوبَةِ ، و أيِّدْني بِالعِصمَةِ ، و استَصلِحْني بِالعافِيَةِ .;
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات ـ گفت
مرا با توبه پاك گردان و با نگاه داشت و مراقبت [خود] كمك فرما و با عافيت [بخشى خود از بلا و گناه] مرا به صلاح و درستى درآور.;
الصحيفة السجّاديّة : الدعاء 16 .

عنه عليه السلام ـ أيضا ـ
اللّهُمَّ ، خُذْ لِنَفسِكَ مِن نَفسـي ما يُخَلِّصُها ؛ و أبقِ لِنَفسي مِن نَفسي ما يُصلِحُها ، فإنَّ نَفسي هالِكَةٌ أو تَعصِمَها .;
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات ـ گفت
بار خدايا! از نفّس من آن چه او را مى رهاند و خالص مى گرداند، براى خود بگير و آن چه او را به صلاح و درستى مى كشاند، براى من بگذار؛ زيرا نفْس من در معرض هلاكت است، مگر اين كه تو آن را نگاه دارى.;
الصحيفة السجّاديّة : الدعاء 20 .

عنه عليه السلام ـ مِن دُعائهِ في يَومِ عَرَفةَ ـ
و هَبْ لي عِصمَةً تُدنِيني مِن خَشيَتِكَ ، و تَقطَعُني عَن رُكوبِ مَحارِمِكَ ، و تَفُكُّني مِن أسرِ العَظائم ، و هَبْ لِيَ التَّطهيرَ مِن دَنَسِ العِصيانِ .;
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى روز عرفه ـ گفت
مرا نگهدارى و مصونيتى بخش كه به ترس از تو نزديكم گرداند و از ارتكاب حرامهاى تو بازم دارد و از بندِ گناهان بزرگ آزادم سازد و از پلشتىِ گناه و نافرمانى، پاكيزه ام گردان.;
الصحيفة السجّاديّة : الدعاء 47 .

الإمامُ زينَ العابدينُ عليه السلام ـ في قَولِه تَعالى
«فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ» ـ ; العَفوُ مِن غَيرِ عِتابٍ .;
امام زين العابدين عليه السلام ـ درباره آيه «پس گذشت كن گذشتى نيكو···» ـ فرمود
مقصود، گذشت بدون سرزنش است.;
الأمالي للصدوق : 416/547 .

الإمامُ زينَ العابدينُ عليه السلام ـ لَمّا ضَرَبَ عَلى كَتِفِ رَجُلٍ يَطوفُ بِالكَعبَةِ و يَقولُ
اللّهُمَّ إنّي أسألُكَ الصَّبرَ ـ ; سَألتَ البَلاءَ ! قُلِ ; اللّهُمَّ إنّي أسألُكَ العافِيَةَ ، و الشُّكرَ عَلَى العافِيَةِ .;
امام زين العابدين عليه السلام ـ آنگاه كه مردى را در حال طواف ديد كه مى گويد
بار خدايا! به من صبر عطا فرما! و دستى به شانه او زد ـ فرمود ; بلا مى طلبى؟ بگو; بار خدايا! به من عافيت و شكر بر عافيت عطا فرما.;
الدعوات : 114/261 .