احادیث امام سجاد علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراک‌گذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.

امام زين العابدين عليه السلام

لا تُعادِيَنَّ أحَدا و إن ظَنَنتَ أنَّهُ لا يَضُرُّكَ ، و لا تَزهَدَنَّ في صَداقَةِ أحَدٍ و إن ظَنَنتَ أنَّهُ لا يَنفَعُكَ ، فإنَّكَ لا تَدري مَتى تَرجُو صَديقَكَ ، و لا تَدري مَتى تَخافُ عَدُوَّكَ .;

هرگز با كسى دشمنى مكن، هرچند گمان برى كه او به تو زيان نمى رساند، و به دوستى با هيچ كس بى رغبتى مكن، هرچند تصوّر كنى كه سودى به تو نمى رساند؛ زيرا نمى دانى كه چه وقت به دوستت محتاج مى شوى و نمى دانى كى از دشمنت ترسان مى گردى.;

منبع: الدرّة الباهرة : 26 .
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا ـ گفت

اللّهُمَّ إنّي أعتَذِرُ إلَيكَ مِن مَظَلومٍ ظُلِمَ بِحَضرَتي فلَم أنصُرْهُ ··· و مِن مُسيءٍ اعتَذَر إلَيَّ فلَم أعذِرْهُ .;

بار خدايا! از تو عذر مى خواهم اگر در حضور من به كسى ستم شده و من ياريش نكرده باشم ··· و كسى به من بدى كرده و عذر خواسته است و من عذرش را نپذيرفته باشم.;

منبع: الصحيفة السجّاديّة : الدعاء 38 .
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا ـ گفت

و اجعَلنا مِنَ الّذين عَرَفوا أنفُسَهُم ، و أيقَنوا بِمُستَقَرِّهِم ، فكانَت أعمارُهُم في طاعَتِكَ تَفنى .;

ما را از كسانى قرار ده كه خود را شناختند و به قرارگاه خويش يقين يافتند و از اين رو عمرشان در راه طاعت تو مى گذشت.;

منبع: بحار الأنوار : 94/128/19 .
امام زين العابدين عليه السلام ـ در پاسخ به پرسش از توحيد ـ فرمود

إنَّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ عَلِمَ أنَّهُ يَكونُ في آخِرِ الزَّمانِ أقوامٌ مُتَعَمِّقونَ فأنزَلَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ «قُلْ هُوَ اللّه ُ أحَدٌ * اللّه ُ الصَّمَدُ» و الآياتِ مِن سُورَةِ الحَديدِ إلى قَولِهِ; «و هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ» ، فَمَن رامَ ما وَراءَ هُنالِكَ هَلَكَ .;

خداوند عزّ و جلّ مى دانست كه در آخر الزمان مردمانى ژرف انديش خواهند آمد. از اين رو «قل هو اللّه احد. اللّه الصمد» و آيات [ابتداى ]سوره حديد تا آيه «و هو عليم بذات الصدور» را نازل فرمود. پس، هر كه در جستجوى فراتر از اينها برآيد نابود شود.;

منبع: التوحيد : 283/2 .
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا ـ گفت

عَجَزَتِ العُقولُ عَن إدراكِ كُنهِ جَمالِكَ ، و انحَسَرَتِ الأبصارُ دونَ النَّظَرِ إلى سُبُحاتِ وَجهِكَ، و لَم تَجعَلْ لِلخَلقِ طَريقا إلى مَعرِفَتِكَ إلاّ بِالعَجزِ عَن مَعرِفَتِكَ .;

خردها از رسيدن به كنه جمال تو در ماندند و ديدگان، تاب ديدن انوار و عظمت وجه تو را نياوردند و براى خلايق راهى به سوى شناخت خودت قرار ندادى، مگر همان درماندگى از شناختت .;

منبع: بحار الأنوار : 94/150/21 .
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا ـ گفت

و أعلَمُ ··· أنَّ الرّاحِلَ إلَيكَ قَريبُ المَسافَةِ ، و أنَّكَ لا تَحتَجِبُ عَن خَلقِكَ ، إلاّ أن تَحجُبَهُمُ الأعمالُ (الآمالُ) السَّيِّئَةُ دونَكَ .;

و مى دانم··· كه مسافر كوى تو راهش نزديك است و اين تو نيستى كه از آفريدگانت در پرده اى، بلكه اعمال زشت خود آنان است كه حجاب ميان آنها و تو شده است.;

منبع: الإقبال : 1/158 .
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا ـ گفت

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ اجعَلْنا مِنَ الّذينَ فَتَقْتَ لَهُم رِتْقَ عَظيمِ غَواشِي جُفونِ حَدَقِ عُيُونِ القُلُوبِ حتّى نَظَروا إلى تَدبيرِ حِكمَتِكَ و شَواهِدِ حُجَجِ بَيِّناتِكَ ، فعَرَفوكَ بِمَحصولِ فِطَنِ القُلوبِ و أنتَ في غَوامِضِ سَتَراتِ حُجُبِ القُلوبِ فسُبحانَكَ ! أيُّ عَينٍ تَقومُ بِها نَصبَ نورِكَ ! أم تَرقَأُ إلى نورِ ضِياءِ قُدسِكَ ؟! أو أيُّ فَهمٍ يَفهَمُ ما دونَ ذلكَ إلاّ الأبصارُ الّتي كَشَفتَ عَنها حُجُبَ العَمِيَّةِ ، فَرَقَتْ أرواحُهُم عَلى أجنِحَةِ المَلائكَةِ ، فسَمّاهُم أهلُ المَلَكوتِ زُوّارا ؟!··· و ناجَوا رَبَّهُم عِندَ كُلِّ شَهوَةٍ ، فحَرَّقَتْ قُلوبُهُم حُجُبَ النُّورِ ، حتّى نَظَروا بِعَينِ القُلوبِ إلى عِزِّ الجَلالِ في عِظَمِ المَلَكوتِ .;

بار خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و ما را از كسانى قرار ده كه بسته بودن بزرگ پرده هاى پلك گونه چشمانِ دلشان را گشودى تا آن كه به تدبير حكمت تو و گواههاى حجّتهاى روشنگر تو نگريستند و بر اثر هوشمندىِ دلهايشان، تو را كه در لا به لاى پرده دلها مستور هستى، شناختند. پاك و منزهى تو! كدامين چشم است كه ديدن نور تو را تاب آورد، يا به سوى روشنايى پرتو قدس تو فراز آيد؟ يا كدامين فهم است كه كمتر از آن را دريابد، بجز ديدگانى كه تو خود پرده هاى نابينايى را از برابرشان كنار زدى و جانهايشان سوار بر بالهاى فرشتگان بالا رفتند و ملكوتيان زوّارشان ناميدند؟··· و به گاه هر ميل و خواهشى با پروردگارشان به راز و نياز پرداختند؛ پس، دلهايشان پرده هاى نور را سوزاند و با چشم دلها، عزّت جلال [تو ]را در عظمت ملكوت نگريستند.;

منبع: بحار الأنوار: 94/128.
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات ـ گفت

أسألُكَ بِسُبُحاتِ وَجهِكَ و بِأنوارِ قُدسِكَ ، و أبتَهِلُ إلَيكَ بِعَواطِفِ رَحمَتِكَ و لَطائفِ بِرِّكَ، أن تُحَقِّقَ ظَنّي بِما اُؤَمِّلُهُ مِن جَزيلِ إكرامِكَ و جَميلِ إنعامِكَ، في القُربى مِنكَ و الزُّلفى لَدَيكَ و التَّمَتُّعِ بِالنَّظَرِ إلَيكَ .;

به حقّ پرتوهاى خيره كننده ذاتت و انوار قُدست از تو مى خواهم و به حقّ رحمت پياپى و احسان و نيكى لطف آميزت از تو مسألت مى كنم كه اميدم را به كرم فراوان و نعمتْ دهى زيبايت در نزديك شدن به تو و مقرّب گشتن به درگاهت و بهره مند شدن از نگريستن به تو، برآورى.;

منبع: بحار الأنوار: 94/145.
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات ـ گفت

لِقاؤكَ قُرَّةُ عَيني ، و وَصلُكَ مُنى نَفسي ، و إلَيكَ شَوقي ، و في مَحَبَّتِكَ وَلَهي ، و إلى هَواكَ صَبابَتي ، و رِضاكَ بُغيَتي ، و رُؤيَتُكَ حاجَتي .;

ديدار تو، روشنايى ديدگان من است و وصالت آرزوى جانم، شوق تو دارم و شيفته محبّت تو هستم، سوداى تو در سر دارم، خشنودى تو خواهش من است و ديدنت نياز من .;

منبع: بحار الأنوار: 94/148.
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات ـ گفت

إلهي فَاجعَلْنا مِمَّنِ اصطَفَيتَهُ لِقُربِكَ و وَلايَتِكَ ، و أخلَصتَهُ لِوُدِّكَ و مَحَبَّتِكَ ، و شَوَّقتَهُ إلى لِقائكَ ، و رَضَّيتَهُ بِقَضائكَ ، و مَنَحتَهُ بِالنَّظَرِ إلى وَجهِكَ ··· وَ امنُنْ بِالنَّظَرِ إلَيكَ عَلَيَّ .;

الهى! ما را از كسانى قرار ده كه براى نزديك شدن به تو و دوستداريت برگزيدى و براى دوستى و محبّتت ويژه ساختى و شوق ديدارت را در جانش افكندى و او را به قضايت خشنود گردانيدى و ديدن رويت را ارزانيش داشتى··· نعمت ديدنت را عطايم فرما.;

منبع: بحار الأنوار: 94/148.
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات ـ گفت

إلهي فَاجعَلْنا مِنَ الّذينَ تَوَشَّحَتْ (تَرَسَّخَتْ) أشجارُ الشَّوقِ إلَيكَ في حَدائقِ صُدورِهِم ، و أخَذَتْ لَوعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلوبِهِم ، فَهُم إلى أوكارِ الأفكارِ (الأذكارِ) يَأوُونَ، و في رِياضِ القُربِ و المُكاشَفَةِ يَرتَعونَ ··· قَد كُشِفَ الغِطاءُ عَن أبصارِهِم··· و انشَرَحَت بِتَحقيقِ المَعرفَةِ صُدورُهُم··· و قَرَّت بِالنَّظَرِ إلى مَحبوبِهِم أعيُنُهُم .;

الهى! مرا از آنان قرار ده كه درختان شوقِ به تو در باغهاى سينه هايشان ريشه داونيد و سوز و گداز محبّت تو اعماق دلهايشان را گرفت و از اين رو، به آشيانه هاى افكار اذكار پناه مى برند و در بوستانهاى قرب و مكاشفه مى چمند··· پرده از ديدگانشان كنار زده شده··· و سينه هايشان به حقيقت معرفت فراخ گرديده··· و چشمهايشان به ديدار دلدارشان روشن گشته است.;

منبع: بحار الأنوار: 94/150 ـ 151 .
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا ـ گفت

فكُلُّ البَرِيَّةِ مُعتَرِفَةٌ بِأنَّكَ غَيرُ ظالِمٍ لِمَن عاقَبتَ ، و شاهِدَةٌ بأنَّكَ مُتَفَضِّلٌ عَلى مَن عافَيتَ .;

آفريدگان همه معترفند كه تو هر كس را كيفر دهى ستمكار نيستى و گواهند بر اين كه هر كس را ببخشى، از روى فضل و كرم توست.;

منبع: الصحيفة السجّاديّة : ص 144 الدعاء 37 .
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى روز قربان و جمعه ـ گفت

و قَد عَلِمتُ أنَّهُ لَيسَ في حُكمِكَ ظُلمٌ ، و لا في نَقمَتِكَ عَجَلَةٌ ، و إنّما يَعجَلُ مَن يَخافُ الفَوتَ ، و إنَّما يَحتاجُ إلَى الظُّلمِ الضَّعيفُ ، و قَد تَعالَيتَ يا إلهي عَن ذلكَ عُلُوّا كَبيرا .;

هر آينه مى دانم كه نه در حكم و داورى تو ستمى روا مى شود و نه در خشم و كيفر رسانيت شتابى است؛ زيرا كسى شتاب مى كند كه مى ترسد [فرصت ]از دستش برود و كسى احتياج به ستم كردن دارد كه ناتوان است، و تو اى خداى من! بسى برتر و والاتر از اين امور هستى.;

منبع: الصحيفة السجّاديّة : ص 207 الدعاء 48 .