إنَّ أرضاكُم عِندَ اللّه ِ أسبَغُكُم عَلى عِيالِهِ .;
خداوند از آن كس خشنودتر است كه خانواده خود را بيشتر در رفاه و نعمت قرار دهد .;
احادیث امام سجاد علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
إنَّ أرضاكُم عِندَ اللّه ِ أسبَغُكُم عَلى عِيالِهِ .;
خداوند از آن كس خشنودتر است كه خانواده خود را بيشتر در رفاه و نعمت قرار دهد .;
المؤمنُ يَصمُتُ لِيَسْلَمَ، و يَنْطِقُ لِيَغْنَمَ .;
مؤمن سكوت مى كند تا سالم ماند و سخن مى گويد تا سود برد.;
المؤمنُ خلَطَ علمَهُ بالحِلْمِ ، يجلِسُ لِيَعْلمَ ، و يَنْصِتُ لِيَسْلمَ ، و يَنْطِقُ لِيَفْهمَ ، لا يُحَدِّثُ أمانَتهُ الأصدقاءَ .;
مؤمن دانش و بردبارى را با هم در آميخته است؛ مى نشيند تا دانش بياموزد، سكوت مى كند تا سالم مانَد، [به سؤال ]لب مى گشايد تا بفهمد و امانت (راز) خود را براى دوستانش بازگو نمى كند.;
عَلاماتُ المؤمنِ خَمسٌ ; الوَرعُ في الخَلوةِ ، و الصَّدقةُ في القِلّةِ ، و الصَّبرُ عند المصيبةِ ، و الحِلْمُ عنـد الغضـبِ ، و الصِّدقُ عند الخوفِ .;
نشانه هاى مؤمن پنج تاست; پارسايى در خلوت، صدقه دادن در تنگدستى ، شكيبايى در برابر مصيبت، بردبارى هنگام خشم، و راست گويى با وجود بيم و ترس.;
إنّي لَأستَحي مِن ربّي أنْ أرَى الأخَ مِن إخْواني فأسألَ اللّه َ لَه الجنّةَ و أبْخَلَ علَيهِ بالدِّينارِ و الدِّرْهَمِ، فإذا كانَ يومُ القيامةِ قيلَ لِي ; لَو كانتِ الجنّةُ لكَ لَكُنتَ بها أبْخَلَ، و أبخَلَ،و أبخلَ!;
من از پروردگارم شرم مى كنم كه براى برادرى از برادران خود از خداوند بهشت طلب كنم و آنگاه درهم و دينار را از او دريغ دارم؛ زيرا روز قيامت به من گفته خواهد شد ; اگر بهشت براى تو بود، هر آينه نسبت به آن بخيل تر و بخيل تر و بخيل تر بودى!;
اللّهمَّ صَلِّ على مُحمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ ··· و اجعَلنا بِخِدمَتِكَ لِلعُبَّادِ و الأبدالِ في أقطارِها طُلاّبا ، و لِلخاصَّةِ مِن أصفيائِكَ أصحابا ، و لِلمُريدينَ المُتَعَلِّقينَ ببابِكَ أحسابا .;
خدايا! بر محمّد و اهل بيتش درود فرست ··· و ما را طالب خدمت به بندگان و اولياء در سراسر گيتى و همراه برگزيدگان ويژه ات و دوست ارادتمندان حلقه زده بر درگاهت قرار ده .;
إنَّ اللّه َ لَيُبغِضُ البَخيلَ السّائلَ المُلْحِفَ .;
خداوند از آدم بخيل گدا صفت سمج نفرت دارد.;
إنَّ أبغَضَ النّاسِ إلَى اللّه ِ مَن يَقْتَدي بسُنّةِ إمامٍ و لا يَقْتَدي بأعمالِهِ .;
منفورترين فرد نزد خدا كسى است كه در سنّت[ها] به امامى اقتدا كند، اما در عمل او را مقتداى خود نگيرد.;
ما مِن قَطرةٍ أحَبَّ إلى اللّه ِ عزّ و جلّ مِن قَطْرَتَينِ ; قَطرةُ دَمٍ في سبيلِ اللّه ِ ، و قَطرةُ دَمعَةٍ في سَوادِ اللّيلِ ، لا يُريدُ بها عبدٌ إلاّ اللّه َ عزّ و جلّ .;
هيچ قطره اى نزد خدا محبوبتر از اين دو قطره نيست; قطره خونى كه در راه خدا ريخته مى شود و قطره اشكى كه فقط براى خداوند عزّ و جلّ در دل شب فرو مى غلتد .;
ما مِن مؤمنٍ تُصيبُهُ رَفاهِيَةٌ في دَولةِ الباطلِ إلاّ ابتُليَ قَبلَ مَوتِهِ ببدنِهِ أو مالِهِ ، حتّى يَتَوفّرَ حَظُّهُ في دَولةِ الحقِّ .;
هيچ مؤمنى نيست كه در دولت باطل ، رفاه و آسايشى به او رسد، مگر آن كه پيش از مردن، در بدن يا دارايى اش گرفتارى اى پيش آيد تا بهره او در دولت حقّ بيشتر فراهم آيد.;
إنّي لَأكرَهُ أنْ يُعافى الرَّجُلُ في الدُّنيا و لا يُصيبَهُ شَيءٌ مِن المَصائبِ .;
من خوش ندارم كه آدمى در دنيا در عافيت باشد و هيچ گرفتارى و مصيبتى به وى نرسد.;
«لولا أنْ يكونَ النّاسُ اُمّةً واحدةً ···» ـ ; عَنى بذلكَ اُمّةَ محمّدٍ أنْ يَكونوا على دِينٍ واحدٍ كُفّارا كُلّهُم .;
مقصود خداوند از اين آيه، امّت محمّد است كه به يك دين [ديگر ]در آيند و همگى كافر شوند.;
مَن رمى النّاسَ بِما فيهِم رَمَوهُ بِما ليسَ فيهِ .;
هر كس به مردم عيبى را نسبت دهد كه دارند مردم به او عيبى را كه ندارد نسبت مى دهند.;
إذا أرَدتَ أنْ تَشْتريَ لي مِن حَوائجِ الحَجِّ شيئا فاشْتَرِ و لا تُماكِسْ .;
هر گاه خواستى از ما يحتاج حج چيزى براى من بخرى، خريدارى كن و چانه مزن.;
و اجعَلْنا مِن الّذينَ غَرَسُوا أشْجَارَ الخَطايا نُصْبَ رَوامِقِ القلوبِ ، و سَقَوها مِن ماءِ التّوبَةِ ، حتّى أثْمَرَتْ لَهُم ثَمَرَ النَّدامَةِ ، فأطْلَعْتَهُم على سُتورِ خَفِيّاتِ العُلى ، و أرْوَيْتَهم (آمَنْتَهم) المَخاوِفَ و الأحْزانَ ··· فأبْصَروا جَسِيمَ الفِطْنَةِ ، و لَبِسُوا ثَوبَ الخِدْمَةِ .;
بار خدايا ! بر محمّد و دودمانش درود فرست و ما را از كسانى قرار ده كه درختهاى گناهان را در برابر ديدگان دل خود نشاندند و با آب توبه آبيارى شان كردند، تا آن كه ميوه پشيمانى برايشان به بار آورْد. در نتيجه ، ايشان را از نهان هاى عالم بالا آگاه ساختى و از ترسها و اندوهها ايمنشان گردانيدى ··· پس، به هوشيارى بزرگى دست يافتند و جامه خدمت گزارى به تن كردند.;
و اجْعَلْنا مِن الّذينَ ··· قَطَعوا أسْتارَ نارِ الشَّهَواتِ بنَضْحِ ماءِ التَّوبَةِ ، و غَسَلوا أوْعِيَةَ الجَهلِ بِصَفْوِ ماءِ الحَياةِ .;
و ما را از آنان قرار ده كه ··· پرده هاى آتشِ خواهشهاى نفس را با ريختن آب توبه گسستند و ظرفهاى نادانى را با زلال آب زندگى شستند.;
و اجْعَلْنا مِن الّذينَ اشْتَغَلوا بالذِّكرِ عنِ الشَّهواتِ و خَالَفوا دَواعي العِزَّة بِواضِحات المَعرِفَةِ، و قَطَعوا أستارَ نارِ الشَّهَواتِ بِنَضحِ ماءِ التَّوبَةِ، و غَسَلوا أوعِيَةَ الجَهَلِ بِصَفوِ ماءِ الحَياةِ حتّى جالَتْ في مَجالسِ الذِّكرِ رُطوبةُ ألْسِنَةِ الذّاكرينَ .;
ما را از آنان قرار ده كه به سبب ياد تو، از خواهشهاى نفسانى باز مانده اند و به واسطه روشناييهاى معرفت با انگيزه هاى خود بزرگ بينى مخالفت ورزيدند، و با ريختن آب توبه پرده هاى آتش شهوات را دريدند، و با زلال آب زندگى ظرفهاى جهل را شستند چندان كه رطوبت زبان ذاكران در مجالس پراكنده مى شود.;
مَجالِسُ الصّالِحينَ داعِيَةٌ إلى الصَّلاحِ .;
مجالس پاكان، فراخوانِ به سوى پاكى است.;
أوْ لَعلَّكَ فَقَدْتَني مِن مجالسِ العُلماءِ فخَذَلْتَني ، أو لَعلّكَ رأيْتَني في الغافِلينَ فمِن رحمَتِكَ آيَسْتَني، أو لَعلّكَ رأيتَني آلِفَ مَجالِسِ البَطّالينَ فبَيْني و بَيْنَهُم خَلَّيْتَني .;
يا شايد در محفل دانشمندانم نديدى، كه مرا فرو گذاشتى، يا شايد مرا در ميان بى خبران ديدى، كه از رحمتت نوميدم گردانيدى، يا شايد مرا همدم محافل هرزگان يافتى، كه با آنان تنهايم گذاشتى.;
مَن ثَبَتَ على وَلايتِنا في غَيبةِ قائمنا أعطاهُ اللّه ُ أجرَ ألفِ شهيدٍ ، مثلِ شُهَداءِ بدرٍ و اُحدٍ .;
هر كه در روزگار غيبت قائم ما، بر ولايت ما استوار ماند، خداوند پاداش هزار شهيد مانند شهيدان بدر و اُحُد را به وى عطا مى فرمايد.;