احادیث امام سجاد علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراک‌گذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.

امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات با خدا ـ گفت

سبحانَكَ ، ما أضيَقَ الطُّرُقَ على مَن لم تَكُن دَليلَهُ ! و ما أوضَحَ الحَقَّ عِندَ مَن هَدَيتَهُ سَبيلَهُ ! إلهي ، فاسلُكْ بِنا سُبُلَ الوُصولِ إلَيكَ ، و سَيِّرنا في أقرَبِ الطُّرُقِ لِلوُفودِ علَيكَ .;

پاك و منزّهى تو، چه تنگ است راه ها بر كسى كه تو راهنمايش نباشى! و چه آشكار است [راهِ] حقّ نزد كسى كه تو راه آن را به او نشان دهى! خدايا! ما را در راههاى رسيدن به خودت حركت ده و براى وارد شدن بر خودت، ما را در نزديكترين راهها پيش بر.;

منبع: بحار الأنوار : 94/147/21.
امام زين العابدين عليه السلام ـ نيز در دعا ـ گفت

اللّهُمّ اجعَلني مِن الذينَ جَدُّوا في قَصدِكَ فلم يَنكُلُوا ، و سَلَكوا الطَّريقَ إلَيكَ فلم يَعدِلوا ، و اعتَمَدُوا علَيكَ في الوُصولِ حتّى وَصَلُوا .;

خدايا! مرا از كسانى قرار ده كه در راه راستِ منتهى به تو كوشيدند و عقب ننشستند و راه رسيدن به تو را پيمودند و از آن منحرف نشدند و براى رسيدنْ به تو تكيه كردند، تا آن كه رسيدند.;

منبع: بحار الأنوار : 94/156/22.
امام زين العابدين عليه السلام ـ درباره آيه

«و لَكُم في القِصاصِ حَياةٌ» ـ ; لأنَّ مَن هَمَّ بالقَتلِ فَعَرَفَ أنّهُ يُقتَصُّ مِنهُ فكَفَّ لِذلكَ عنِ القَتلِ كانَ حَياةً لِلّذي (كانَ) هَمَّ بقَتلِهِ ، و حَياةً لهذا الجاني الذي أرادَ أن يَقتُلَ ، و حَياةً لغَيرِهِما مِن الناسِ إذا عَلِموا أنَّ القِصاصَ واجِبٌ لا يَجرؤونَ علَى القَتلِ مَخافَةَ القِصاصِ .;

«و براى شما در قصاص زندگى است» ـ فرمود ; چون اگر كسى تصميم بگيرد ديگرى را بكشد و بداند كه در اين صورت قصاص مى شود و بدين سبب از كشتن خوددارى ورزد، هم موجب زنده ماندن كسى است كه مى خواسته است او را بكشد و هم موجب زنده ماندن اين جنايتكارى است كه قصد آدم كشى داشته است و هم مايه زنده ماندن ديگران؛ زيرا وقتى بدانند كه قصاص واجب و لازم است از ترس قصاص جرأت آدم كشى به خود راه نمى دهند.;

منبع: التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام : 595/354 .
امام زين العابدين عليه السلام

ألا إنَّ لِلعَبدِ أربَعَ أعيُنٍ ; عَينانِ يُبصِرُ بِهِما أمرَ دينِهِ و دُنياهُ ، و عَينانِ يُبصِرُ بِهِما أمرَ آخِرَتِهِ، فإذا أرادَ اللّه ُ بعَبدٍ خَيرا فَتَحَ لَهُ العَينَينِ اللَّتَينِ في قَلبِهِ ، فَأبصَرَ بِهِما الغَيبَ في أمرِ آخِرتِهِ ، و إذا أرادَ بهِ غَيرَ ذلكَ تَرَكَ القَلبَ بما فيهِ .;

بدانيد كه بنده داراى چهار چشم است; دو چشم كه با آنها امور دين و دنياى خود را مى بيند و دو چشم كه با آنها امور آخرتش را مشاهده مى كند. پس هر گاه خداوند خوبى بنده اى را بخواهد، دو چشمى را كه در دل اوست مى گشايد و به وسيله آنها امور غيبى آخرت خويش را مى بيند و هر گاه برايش غير از خوبى بخواهد، دلش را به حال خود وا مى گذارد.;

منبع: الخصال : 240/90.
امام زين العابدين عليه السلام

قالَ موسى بن عمرانَ عليه السلام ; يا رَبِّ ، مَن أهلُكَ الذينَ تُظِلُّهُم في ظِلِّ عَرشِكَ يَومَ لا ظِلَّ إلاّ ظِلُّكَ ؟ قالَ ; فَأوحَى اللّه ُ إلَيهِ ;

موسى عليه السلام به خدا عرض كرد ; پروردگارا! كيستند آن كسان تو كه زير سايه عرش تو هستند، در آن روزى كه هيچ سايه اى جز سايه تو نيست؟ خداوند به او وحى فرمود ; پاكدلان.;

منبع: المحاسن : 1/457/1058.
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا ـ گفت

اللّهمَّ صَلِّ عَلى محمّدٍ و آلِ محمّدٍ ، و اجعَلْنا مِن الذينَ أرسَلتَ علَيهِم سُتورَ (شُؤونَ) عِصمَةِ الأولياءِ ، و خَصَصتَ قُلوبَهُم بطَهارَةِ الصَّفاءِ ، و زَيَّنتَها بالفَهمِ و الحَياءِ في مَنزِلِ الأصفياءِ ، و سَيَّرتَ هُمومَهُم في مَلَكوتِ سَماواتِكَ ، حُجُبا حُجُبا حتّى يَنتَهيَ إلَيكَ وارِدُها .;

بار خدايا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و ما را از كسانى قرار ده كه پرده هاى عصمت اوليا را بر روى آنها كشيدى و دلهايشان را به پاكى و صفا ويژه گردانيدى و در سر منزل برگزيدگان، آن دلها را به زيور فهم و آزرم آراستى و همّتهايشان را در ملكوت آسمانهايت پرده پرده سير دادى، تا بر تو در آيند ..;

منبع: بحار الأنوار : 94/128/19.
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات العارفين ـ گفت

إلهي ، فاجعَلنا مِن الذينَ تَوَشَّحَت أشجارُ الشَّوقِ إلَيكَ في حَدائقِ صُدورِهِم ··· و انجَلَت ظُلمَةُ الرَّيبِ عن عَقائدِهِم مِن (في) ضَمائرِهِم ، و انتَفَت مُخالَجَةُ الشَّكِّ عن قُلوبِهِم و سَرائرِهِم، و انشَرَحَت بِتَحقيقِ المَعرِفَةِ صُدورُهُم .;

معبودا! مرا از كسانى قرار ده كه درختان شوقِ به تو، در باغهاى سينه هايشان درهم پيچيده اند··· و ظلمت ترديد در عقايد، از انديشه هايشان زدوده شده و خلجان شك از دلها و درونهايشان، رخت بربسته و با شناخت راستين، سينه هايشان گشاده گشته است.;

منبع: بحار الأنوار : 94/150/21.
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات التائبين ـ گفت

إلهي ألبَسَتني الخَطايا ثَوبَ مَذَلَّتي ، و جَلَّلَني التَّباعُدُ مِنكَ لِباسَ مَسكَنَتي ، و أماتَ قَلبي عَظيمُ جِنايَتي ، فَأحْيِهِ بِتَوبَةٍ مِنكَ يا أمَلي و بُغيَتي .;

پروردگارا! گناهان جامه خوارى بر من پوشانده اند و دورى از تو جامه بينوايى بر تنم كرده و بزرگى گناهم، دل مرا ميرانده است. پس با توبه پذيرى خود، آن را زنده گردان، اى اميد من و اى مطلوب من!;

منبع: بحار الأنوار : 94/142/21.
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات ـ گفت

و سُقمي لا يَشفيهِ إلاّ طِبُّكَ ، و غَمِّي لا يُزيلُهُ إلاّ قُربُكَ ، و جُرحِي لا يُبرِئُهُ إلاّ صَفحُكَ ، و رَينَ قَلبي لا يَجلوهُ إلاّ عَفوُكَ .;

بيمارى مرا جز طبابت تو درمان نمى كند و اندوه مرا جز نزديك شدن به تو نمى زدايد و زخم مرا جز گذشت تو بهبود نمى بخشد و زنگار دلم را جز بخشش تو، صيقل نمى دهد.;

منبع: بحار الأنوار : 94/150/21.
امام زين العابدين عليه السلام

مَن قالَ ; «أستَغفِرُ اللّه َ و أتوبُ إلَيهِ»فليسَ بمُستَكبِرٍ و لا جَبّارٍ، إنّ المُستَكبِرَ مَن يُصِرُّ علَى الذَّنبِ الذي قد غَلَبَهُ هَواهُ فيهِ ، و آثَرَ دُنياهُ على آخِرَتِهِ .;

كسى كه بگويد; «استغفر اللّه و اتوب اليه» نه مستكبر است و نه گردن كش. مستكبر، كسى است كه بر گناهى كه در آن هواى نفسش بر او چيره گشته، مداومت ورزد و دنيايش را بر آخرتش ترجيح دهد.;

منبع: بحار الأنوار : 93/277/3.
امام زين العابدين عليه السلام

وَقَعَ بينَ سلمانَ الفارسيِّ و بينَ رجُلٍ كلامٌ و خُصومَةٌ ، فقالَ لَهُ الرَّجُلُ ; مَن أنتَ يا سلمانُ ؟ ! فقالَ سلمانُ ; أمّا أوّلي و أوّلُكَ فنُطفَةٌ قَذِرَةٌ ، و أمّا آخرِي و آخِرُكَ فَجِيفَةٌ مُنتِنَةٌ ، فإذا كانَ يَومُ القِيامَةِ و وُضِعَتِ المَوازينُ ، فَمَن ثَقُلَ مِيزانُهُ فهُو الكريمُ ، و مَن خَفَّ مِيزانُهُ فهُو اللَّئيمُ .;

ميان سلمان فارسى رحمه الله و مردى بگو مگويى شد. آن مرد به سلمان گفت; مگر تو كه هستى اى سلمان؟ سلمان گفت; آغاز من و تو، هر دو، نطفه اى نجس بود و فرجام من و تو لاشه اى گنديده است و چون روز قيامت شود و ترازوها نصب گردد هر كس ترازوى اعمالش سنگين باشد، او شريف است و هر كس ترازويش سبك باشد، او فرومايه است.;

منبع: الأمالي للصدوق : 708/976 .
امام زين العابدين عليه السلام ـ خطاب به فرزندان خود ـ فرمود

اتَّقُوا الكَذِبَ الصَّغيرَ مِنهُ و الكبيرَ ، في كلِّ جِدٍّ و هَزلٍ ، فإنّ الرجُلَ إذا كذبَ في الصَّغيرِ اجتَرَأَ علَى الكبيرِ .;

از دروغ كوچك و بزرگش، جدّى و شوخى اش بپرهيزيد؛ زيرا انسان هر گاه در چيز كوچك دروغ بگويد، به گفتن دروغ بزرگ جرى مى شود .;

منبع: بحار الأنوار : 72/235/2.
امام زين العابدين عليه السلام

وَقَعَ بينَ سلمانَ الفارسيِّ رحمه الله و بينَ رجُلٍ كَلامٌ وَ خُصومَةٌ ، فقالَ لَهُ الرجُلُ ; مَن أنتَ يا سلمانُ ؟ ! فقالَ سلمانُ ; أمّا أوَّلِي و أوَّلُكَ فنُطفَةٌ قَذِرَةٌ ، و أمّا آخِري و آخِرُكَ فَجِيفَةٌ مُنتِنَةٌ ، فإذا كانَ يَومُ القِيامَةِ و وُضِعَتِ المَوازينُ فَمَن ثَقُلَ مِيزانُهُ فهُو الكريمُ ، و مَن خَفَّ مِيزانُهُ فهُو اللَّئيمُ .;

ميان مردى و سلمان فارسى رحمه الله بگو مگويى شد. آن مرد به سلمان گفت; سلمان! تو كيستى؟ سلمان گفت; آغاز من و تو، هر دو، نطفه اى نجس بوده و فرجام من و تو، لاشه اى بد بوى است. چون روز قيامت شود و ترازوها[ى سنجش اعمال] بر پا گردد، آن گاه است كه هر كس ترازويش سنگين باشد، بزرگوار است و هر كس ترازويش سبك باشد، فرومايه خواهد بود.;

منبع: بحار الأنوار : 22/355/1.
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا ـ گفت

حَبِّب إلَيَّ ما تُحِبُّ مِن القَولِ و العَمَلِ حتّى أدخُلَ فيهِ بِلَذّةٍ و أخرُجَ مِنهُ بِنَشاطٍ ، و أدعُوَكَ فيهِ بنَظَرِكَ مِنّي إلَيهِ .;

آن گفتار و كردارى را كه تو دوست دارى محبوب من گردان، تا با لذّت در آن وارد شوم و با نشاط و سرزندگى از آن به در آيم و در آن تو را بخوانم و نگاه لطف تو در آن، متوجّه من باشد.;

منبع: بحار الأنوار : 95/298/17.
امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى مكارم الاخلاق ـ گفت

و لا تَبتَليَنِّي بالكَسَلِ عن عِبادَتِكَ ، و لا العَمى عن سبيلِكَ ، و لا بالتعرُّضِ لخِلافِ مَحَبَّتِكَ .;

مرا به تنبلى در عبادتت يا كورى [و گمراهى] از راهت يا پرداختن به آنچه برخلاف محبّت و دوستى توست، گرفتار مكن.;

منبع: الصحيفة السجّاديّة : الدعاء 20 .
امام زين العابدين عليه السلام ـ در بخشى از دعاى مكارم الاخلاق ـ گفت

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و آلهِ ، و سَدِّدْني لِأن اُعارِضَ مَن غَشَّني بِالنُّصحِ ، و أجزِيَ مَن هَجَرَني بِالبِرِّ ، و اُثيبَ مَن حَرَمَني بِالبَذلِ ، و اُكافِئَ مَن قَطَعَني بِالصِّلَةِ ، و اُخالِفَ مَنِ اغتابَني إلى حُسنِ الذِّكرِ .;

بار خدايا! بر محمّد و آل او صلوات فرست و مرا توفيق ده، تا با كسى كه نسبت به من دغلكارى كرده، خيرخواهى و صداقت ورزم و كسى را كه از من قهر كرده، با دوستى پاداش دهم و كسى را كه از من دريغ كرده، با دَهِش عوض دهم و كسى را كه از من بريده، با پيوند پاداش دهم و از آن كه غيبت مرا كرده، به نيكى ياد كنم.;

منبع: الصحيفة السجّاديّة : الدعاء 20 .
امام زين العابدين عليه السلام

القَولُ الحَسَنُ يُثرِي المالَ ، و يُنمي الرِّزقَ ، و يُنسِئُ في الأجَلِ ، و يُحَبِّبُ إلَى الأهلِ ، و يُدخِلُ الجَنَّةَ .;

گفتار نيك، دارايى را زياد مى كند و روزى را افزايش مى دهد و اجل را به تأخير مى اندازد و انسان را نزد خانواده محبوب مى گرداند و [شخص را ]به بهشت مى برد.;

منبع: الأمالي للصدوق : 49/1 .
امام زين العابدين عليه السلام

إنّ لِسانَ ابنِ آدمَ يُشرِفُ كُلَّ يَومٍ على جَوارِحِهِ فيقولُ ; كيفَ أصبَحتُم ؟ فيقولونَ ; بخَيرٍ إن تَرَكتَنا ! و يقولونَ ; إنّما نُثابُ بكَ و نُعاقَبُ بكَ .;

زبان آدميزاد، هر روز به اعضاى او نزديك مى شود و مى گويد; چگونه ايد؟ آنها مى گويند; اگر تو ما را به خود وا گذارى، خوب هستيم . و مى گويند; از خدا بترس و كارى به ما نداشته باش! و او را سوگند مى دهند و مى گويند; ما فقط به واسطه تو پاداش مى يابيم و به واسطه تو كيفر مى بينيم.;

منبع: بحار الأنوار : 71/278/14.