قالَ عيسَى بنُ مَريَم عليهماالسلام:
إنَّ الدّابَّةَ إذا لَم تُركَبْ وَ لَم تُمتَهَنْ وَ تُستَعمَلْ لَتَصْعَبُ وَ يَتَغَيَّرُ خُلقُها، وَ كَذلِكَ القُلُوبُ إذا لَمْ تُرَقَّقْ بِذِكرِ المَوتِ وَ يَتعَبْها دُؤوبُ العِبادَةِ تَقسُو وَ تَغلُظُ.
حضرت عيسى عليه السلام فرمود:
چهار پايان را هرگاه سوار نشوند يا از آن بار وكار نكشند، كج خلق و سركش مى شوند؛ دلهاى آدميان نيز چنين اند، هرگاه با ياد مرگ نرم نشوند و عبادت مداوم آنها را خسته نسازد، سخت و درشت مى شوند.
بحارالانوار، ج14 ص 309 ح 17
رُوِىَ أنَّ حَوارِيىّ عيسى عليه السلام كانُوا إذا جاعُوا قالُوا:
يا رُوحَ اللّه ِ جُعنا، فَيَضرِبْ بِيَدِهِ عَلَى الأرضِ - سَهلاً كانَ أو جَبَلاً - فَيُخْرِجُ لِكُلِّ إنسانٍ مِنهُم رَغيفَينِ يَأكُلُهُما، فَإذا عَطِشُوا قالُوا يا رُوحَ اللّه ِ عَطِشْنا، فَيَضْرِبْ بِيَدِهِ عَلَى الأرضِ - سَهلاً كانَ أو جَبَلاً - فَيُخرِجُ ماءً فَيَشرَبُونَ، قالُوا: يا رُوحَ اللّه ِ مَن أفضَلُ مِنّا؟ إذا شِئنا أطعَمْتَنا، وَإذا شِئنا سَقَيْتَنا، وَ قَد آمَنّا بِكَ وَاتَّبَعناكَ! قالَ عليه السلام : أفْضَلُ مِنكُم مَن يَعمَلُ بِيَدِهِ، وَ يـَأكُلُ مِن كَسْـبِهِ، فَصارُوا يَغسِلُونَ الثِّيابَ بِالكِراءِ.
روايت شده است كه حواريون حضرت عيسى عليه السلام هرگاه گرسنه مى شدند مى گفتند:
يا روح اللّه گرسنه شده ايم. حضرت عيسى عليه السلام با دست خود به زمين، چه دشت چه كوه مى زد و براى هريك از حواريان دو گرده نان بيرون مى آورد، كه آنها را مى خوردند و هرگاه تشنه مى شدند، مى گفتند: يا روح اللّه تشنه شده ايم و آن حضرت با دستش به زمين، خواه دشت يا كوه مى زد و آب بيرون مى آورد و حواريون مى نوشيدند. آنها گفتند: يا روح اللّه ! آيا كسى برتر از ما هم هست؟! كه هرگاه بخواهيم غذايمان مى دهى و هرگاه كه تشنه مى شويم آبمان مى نوشانى واين در حالى است كه به تو ايمان آورده ايم و پيرويت مى كنيم. حضرت عيسى عليه السلام در جواب فرمود: برتر ازشما كسى است كه با دست خودش، كار مى كند و از درآمــد كسـب خـويـش نـان مى خـورد. از آن پس حواريون لباس مى شستند و با مزد آن زندگى مى كردند.
بحارالانوار، ج14 ص 276 ح 7
إنَّ رَجُلاً جاءَ إلى عيسَى بنِ مَريَمَ عليهماالسلام فَقالَ لَهُ:
يا رُوحَ اللّه ِ إنى زَنَيتُ فَطَهِّرنى... فَلَمَّا اجتَمَعَ وَ اجتَمَعُوا وَ صارَالرَّجُـلُ فِى الحُفرَةِ نادَى الرَّجُلُ: لايَحُـدَّنى مَن لِلّهِ فى جَنبِهِ حَدٌّ. فَانصَرَفَ النّاسُ كُلُّهُم إلاّ يَحيى وَ عيسى عليهماالسلامفَدَنا مِنهُ يَحيى عليه السلام فَقالَ لَهُ: يا مُذنِبُ عِظْنى؟! فَقالَ لَهُ: لاتُخَلِّيَنَّ بَينَ نَفسِكَ وَ بَينَ هَواها فَتُرديكَ. قالَ عليه السلام : زِدنى. قالَ: لا تُعَيِّرَنَّ خاطِئاً بِخَطيئَةٍ. قالَ عليه السلام : زِدنى. قالَ: لا تَغضِبْ. قالَ عليه السلام : حَسبى.
مردى نزد حضرت عيسى عليه السلام آمد و گفت: اى روح اللّه ! من زنا كرده ام مرا پاك كن... وقتى مردم جمع شدند و آن مرد (براى سنگسار شدن) در گودال قرار گرفت، صدا زد: كسى كه خود مستحق حد الهى است نبايد بر من حد جارى كند. همه مردم متفرق شدند مگر يحيى و عيسى عليهماالسلام. يحيى نزديك آن مرد آمد وگفت:
اى گنهكار! مرا اندرزى ده. مرد به او گفت: هرگز نفس خود را با خواهشهايش رها مكن كه تو را به هلاكت افكند. حضرت يحيى عليه السلام فرمود: پندى ديگر ده. مرد گفت: هيچ خطاكارى را به خطايش سرزنش مكن. يحيى عليه السلام فرمود: باز هم مرا پندى ده. مرد گفت: خشم مگير. يحيى عليه السلام گفت: مرا بس است.
من لايحضره الفقيه، ج 4 ص 33 ح 5019
قالَ المَسيحُ عيسَى بنُ مَريَم عليهماالسلام:
إيّاكُم وَ النَّظَرَ إلَى المَحْذُوراتِ؛ فَإنَّها بَذرُ الشَّهَواتِ وَ نَباتُ الفِسْقِ.
حضرت عيسى عليه السلام فرمود:
از نگاه كردن به آنچه منع شده است، بپرهيزيد؛ چرا كه آن بذر شهوت ها و رويش گناه است.
بحارالانوار، ج104 ص 42 ح 52
رُوِىَ أنَّ عيسى عليه السلام مَرَّ وَ الحَوارِيُّونَ عَلى جيفَةِ كَلبٍ، فَقالَ الحَوارِيُّونَ
ما أنتَنَ ريحَ هذا الكَلبِ! فَقالَ عيسى عليه السلام; ما أشَدَّ بَياضَ أسنانِهِ. ;
روايت شده كه حضرت عيسى و حواريون او بر لاشه سگى گذشتند؛ حواريون گفتند
اين سگ چه بوى بدى مى دهد! حضرت عيسى عليه السلام فرمود; اما عجب دندانهاى سفيدى دارد!;
ميزان الحكمه به نقل از تنبيه الخواطر، ج1 ح 117
قالَ عيسَى بنُ مَريَم عليهماالسلام
خادِمى يَداىَ وَ دابَّتى رِجْلاىَ وَفِراشى الأرضُ وَ وِسادى الحَجَرُ ... أبيتُ وَ لَيسَ لى شِى ءٌ وَ اُصبِحُ وَ لَيسَ لى شِى ءٌ وَ لَيسَ عَلى وَجهِ الأرضِ أحَدٌ أغنى مِنّى. ;
حضرت عيسى عليه السلام فرمود
خدمتگزار من دو دست منند، و مركب من دو پاى من؛ بستر من، زمين است و بالشم سنگ... شب را با دست خالى سپرى مى كنم و روز را هم با تهيدستى به سر مى برم، اما در عين حال در روى زمين توانگرتر از من كسى وجود ندارد.;
ميزان الحكمه به نقل از عدة الداعى، ص 107 و 108
قالَ عيسَى بنُ مَريَم عليهماالسلام
إنَّ الدّابَّةَ إذا لَم تُركَبْ وَ لَم تُمتَهَنْ وَ تُستَعمَلْ لَتَصْعَبُ وَ يَتَغَيَّرُ خُلقُها، وَ كَذلِكَ القُلُوبُ إذا لَمْ تُرَقَّقْ بِذِكرِ المَوتِ وَ يَتعَبْها دُؤوبُ العِبادَةِ تَقسُو وَ تَغلُظُ. ;
حضرت عيسى عليه السلام فرمود
چهار پايان را هرگاه سوار نشوند يا از آن بار وكار نكشند، كج خلق و سركش مى شوند؛ دلهاى آدميان نيز چنين اند، هرگاه با ياد مرگ نرم نشوند و عبادت مداوم آنها را خسته نسازد، سخت و درشت مى شوند.;
بحارالانوار، ج14 ص 309 ح 17
رُوِىَ أنَّ حَوارِيىّ عيسى عليه السلام كانُوا إذا جاعُوا قالُوا
يا رُوحَ اللّه ِ جُعنا، فَيَضرِبْ بِيَدِهِ عَلَى الأرضِ - سَهلاً كانَ أو جَبَلاً - فَيُخْرِجُ لِكُلِّ إنسانٍ مِنهُم رَغيفَينِ يَأكُلُهُما، فَإذا عَطِشُوا قالُوا يا رُوحَ اللّه ِ عَطِشْنا، فَيَضْرِبْ بِيَدِهِ عَلَى الأرضِ - سَهلاً كانَ أو جَبَلاً - فَيُخرِجُ ماءً فَيَشرَبُونَ، قالُوا; يا رُوحَ اللّه ِ مَن أفضَلُ مِنّا؟ إذا شِئنا أطعَمْتَنا، وَإذا شِئنا سَقَيْتَنا، وَ قَد آمَنّا بِكَ وَاتَّبَعناكَ! قالَ عليه السلام; أفْضَلُ مِنكُم مَن يَعمَلُ بِيَدِهِ، وَ يـَأكُلُ مِن كَسْـبِهِ، فَصارُوا يَغسِلُونَ الثِّيابَ بِالكِراءِ. ;
روايت شده است كه حواريون حضرت عيسى عليه السلام هرگاه گرسنه مى شدند مى گفتند
يا روح اللّه گرسنه شده ايم. حضرت عيسى عليه السلام با دست خود به زمين، چه دشت چه كوه مى زد و براى هريك از حواريان دو گرده نان بيرون مى آورد، كه آنها را مى خوردند و هرگاه تشنه مى شدند، مى گفتند; يا روح اللّه تشنه شده ايم و آن حضرت با دستش به زمين، خواه دشت يا كوه مى زد و آب بيرون مى آورد و حواريون مى نوشيدند. آنها گفتند; يا روح اللّه ! آيا كسى برتر از ما هم هست؟! كه هرگاه بخواهيم غذايمان مى دهى و هرگاه كه تشنه مى شويم آبمان مى نوشانى واين در حالى است كه به تو ايمان آورده ايم و پيرويت مى كنيم. حضرت عيسى عليه السلام در جواب فرمود; برتر ازشما كسى است كه با دست خودش، كار مى كند و از درآمــد كسـب خـويـش نـان مى خـورد. از آن پس حواريون لباس مى شستند و با مزد آن زندگى مى كردند.;
بحارالانوار، ج14 ص 276 ح 7
إنَّ رَجُلاً جاءَ إلى عيسَى بنِ مَريَمَ عليهماالسلام فَقالَ لَهُ
يا رُوحَ اللّه ِ إنى زَنَيتُ فَطَهِّرنى... فَلَمَّا اجتَمَعَ وَ اجتَمَعُوا وَ صارَالرَّجُـلُ فِى الحُفرَةِ نادَى الرَّجُلُ; لايَحُـدَّنى مَن لِلّهِ فى جَنبِهِ حَدٌّ. فَانصَرَفَ النّاسُ كُلُّهُم إلاّ يَحيى وَ عيسى عليهماالسلامفَدَنا مِنهُ يَحيى عليه السلام فَقالَ لَهُ; يا مُذنِبُ عِظْنى؟! فَقالَ لَهُ; زِدنى. قالَ; لا تُعَيِّرَنَّ خاطِئاً بِخَطيئَةٍ. قالَ عليه السلام; زِدنى. قالَ; لا تَغضِبْ. قالَ عليه السلام; حَسبى. ;
مردى نزد حضرت عيسى عليه السلام آمد و گفت
اى روح اللّه ! من زنا كرده ام مرا پاك كن... وقتى مردم جمع شدند و آن مرد (براى سنگسار شدن) در گودال قرار گرفت، صدا زد; كسى كه خود مستحق حد الهى است نبايد بر من حد جارى كند. همه مردم متفرق شدند مگر يحيى و عيسى عليهماالسلام. يحيى نزديك آن مرد آمد وگفت; اى گنهكار! مرا اندرزى ده. مرد به او گفت; هرگز نفس خود را با خواهشهايش رها مكن كه تو را به هلاكت افكند. حضرت يحيى عليه السلام فرمود; پندى ديگر ده. مرد گفت; هيچ خطاكارى را به خطايش سرزنش مكن. يحيى عليه السلام فرمود; باز هم مرا پندى ده. مرد گفت; خشم مگير. يحيى عليه السلام گفت; مرا بس است.;
من لايحضره الفقيه، ج 4 ص 33 ح 5019
قالَ المَسيحُ عيسَى بنُ مَريَم عليهماالسلام
إيّاكُم وَ النَّظَرَ إلَى المَحْذُوراتِ؛ فَإنَّها بَذرُ الشَّهَواتِ وَ نَباتُ الفِسْقِ. ;
حضرت عيسى عليه السلام فرمود
از نگاه كردن به آنچه منع شده است، بپرهيزيد؛ چرا كه آن بذر شهوت ها و رويش گناه است.;
بحارالانوار، ج104 ص 42 ح 52
أَوْحَى اللّه ُ اِلى عيسىَ بنِ مَرْيَمَ عليه السلام
يا عيسى! هَبْ لى مِنْ عَيْنَيْكَ الدُّمُوعَ وَ مِنْ قَلْبِكَ الْخُشُوعَ وَ اكْحُلْ عَيْنَيْكَ بِمِيلِ الْحُزْنِ اِذا ضَحِكَ الْبَطّالُونَ وَ قُمْ عَلى قُبُورِ الْأمواتِ فَنادِهِمْ بِالصَّوْتِ الرَّفيعِ لَعَلَّكَ تَأخُذَ مَوْعِظَتَكَ مِنْهُم وَ قُلْ; اِنِّى لاحِقٌ فى اللاّحِقينَ. ;
خداوند به عيسى بن مريم عليه السلام وحى فرمود
اى عيسى! از چشمانت اشكها را و از قلبت خشوع را به من ببخش، دو چشمت را با سرمه اندوه، سرمه بكش ، آنگاه كه اهل باطل مى خندند. بر گور مردگان بايست و با صداى بلند، آنان را صدا بزن، باشد كه از آنان پند خويش را بگيرى و بگو; يقينا من نيز از پيوستگان به شما خواهم بود.;
بحارالانوار، ج 14 ، ص 320.
عَن مُحَمَّد بنِ عَيسى قالَ
سَمِعْتُ الْمُوفَّقَ يَقُولُ; قَدِمَ أَبى جَعْفَرِالثّانى عليه السلام وَأرانى خاتَما فى إصْبَعِهِ . . . وَ كانَ عَلَيْهِ مَكْتُوبا «حَسْبِىَ اللّه ُ» وَ فَوْقَهُ هِلالٌ وَ أسْفَلَهُ وَرْدَةٌ، فَقُلْتُ لَهُ; خاتَمُ مَنْ هذا؟ فَقالَ; وَكَيْفَ صارَ فى يَدِكَ ؟ قالَ لَمّا حَضَرَتْهُ الْوَفاةُ دَفَعَهُ اِلَىَّ ثَمَّ قالَ لى; لاتُخْرِجْ مِنْ يَدِكَ اِلاّ اِلى عَلّىٍ ابنى. ;
محمد بن عيسى گويد
از موفقّ ـ كه از اصحاب خاص امام رضا و امام جواد عليه السلام بود - شنيدم كه مى گفت; انگشترى در انگشت امام جواد عليه السلام بود كه به من نشان داد، بر آن نوشته بود «حسبى اللّه » يعنى خداوند مرا كافى است، بالاى آن هِلالى بود و پايين آن گلُ بود. به امام عرض كردم انگشتر كيست؟ فرمود; انگشتر پدرم است. عرض كردم; چطور دست شماست؟ فرمود; هنگامى كه وفات او فرا رسيد آن را به من داد و بعد فرمود; به كسى جز فرزندم على آن را ندهم.;
مكارم الاخلاق : 92 .
قيلَ لِعيسَى بْنِ مَرْيَمَ عليه السلام
كَيْفَ اَصْبَحْتَ يا رُوحَ اللّهِ؟ قالَ; اَصْبَـحتُ وَ رَبّى تَبارَكَ وَ تَعالى مِن فَوْقى، وَالنّارُ اَمامى، وَالْمَـوْتُ فى طَلَبى، لا اَمْلِكُ ما اَرْجُو، وَ لا اُطيـقُ دَفْـعَ مـا اَكْرَهُ، فَاَىُّ فَـقيرٍ اَفْقَرُ مِنّى. ;
به حضرت عيسى عليه السلام گفته شد
اى روح خدا [ روح الله يكى از نامهاى حضرت عيسى عليه السلام است كه ترجمه آن روح خداست.] چطور صبح كردى؟ [ به تعبير روانتر حال شماچطور است؟ چون جمله اى است كه در احوالپرسى بكار مى رود.] فرمود; صبـح را آغـاز كردم در حالى كه پروردگارم بالاى سر من است، و آتش (جهنّم) پـيش رويم، و مرگ در طـلب من است، آنـچه را اميـدوارم در اختيار من نيست (و مالك آن نيستم)، و از دوركـردن آنچه دوست ندارم عاجـزم بنابراين چه كسـى از من فقـيرتر است.;
بحارالأنوار، ج 14، ص 322 .
وَ كانَ اِذا قيلَ لِعيسى عليه السلام
كَيْفَ اَصْبَحْتَ؟ قـالَ; اَصْبَحْتُ لا اَمْلِكُ نَفْـعَ مـا اَرْجُـو، وَ لا اَسْتَـطيعُ دَفْـعَ ما اُحاذِرُ، وَ اَصْبَحْتُ مُرْتَهِنا بِعَمَلى وَالْخَيْرُ كُلُّهُ فى يَدِ غَيْرى، فَلا فَقَيرَ اَفْقَرُ مِنّى. ;
هرگاه از حضرت عيسى عليه السلاماحوالپرسى مى شد، مى فرمود
صبح كردم در صورتى كه سود آنچه را كه به آن اميد دارم در اختيار من نيست، و قدرت ندارم آنچه را از آن بيم دارم از خود دفع كنم، و صبح كردم در حالى كه در گرو عملم هستم، و تمام خوبيها در دست غير خودم (يعنى خدا) است، پس هيچ فقيرى از من فقيرتر نيست.;
المحجّة البيضاء، ج 4، ص 15 .
سُئلَ عيسى عليه السلام
ما أفضَلُ الأعمالِ؟ فَقالَ; الرِّضا عَنِ اللّه ِ وَ الحُّبُ لَهُ. ;
از حضرت عيسى عليه السلامسؤال شد
برترين اعمال چيست؟ فرمود; خشنودى از خدا و دوست داشتن او.;
محجّة البيضاء، ج 8، ص 88
عَنْ اَحْمَدَ بْنِ عِيسى قالَ
قالَ لِى جَعْفَرُ بْنُ مُحُمَّدٍ عليه السلاماِنَّهُ لَيَعْرِضُ لِى صاحِبُ الْحاجَةِ فَاُبادِرُ اِلى قَضائِها مَخافَةَ اَنْ يَسْتَغْنِىَ عَنْها صاحِبُها. ;
احـمد بن عيسى مى گويد
امام صادق عليه السلامبه من فرمود; نيازمندى كه به من مراجعه مى كند من زود نياز او را بر طرف مى كنم ازترس اينكه او بى نياز شود واين كار نيك از دستم برود.;
همان، ص 317، روايت 76 .
عيسى عليه السلام
يا بَنِي إسْرائيلَ ، لا تُكْثِرُوا الأكْلَ ؛ فإنَّهُ مَنْ أكْثَرَ الأكْلَ أكْثَرَ النَّوْمَ ، و مَنْ أكْثَرَ النَّوْمَ أقَلَّ الصَّلاةَ ، وَ مَنْ أقَلَّ الصَّلاةَ كُتِبَ مِنَ الغَافِلِينَ .;
عيسى عليه السلام
اى بنى اسرائيل! پرخورى نكنيد؛ زيرا هر كه زياد بخورد، زياد مى خوابد و هر كه زياد بخوابد، كمتر نماز مى خواند و هر كه كمتر نماز بخواند، در زمره غافلان قلمداد مى شود.;
تنبيه الخواطر : 1/47.
عيسى عليه السلام
طُوبى لِلمُتَراحِمينَ ، اُولئكَ هُمُ المَرحومونَ يَومَ القِيامَةِ .;
عيسى عليه السلام
خوشا به حال رحم كنندگان به يكديگر! آنانند كه در روز قيامت مورد رحمت قرار مى گيرند.;
تحف العقول : 501.
عنه عليه السلام
طُوبى لِلمُصلِحينَ بَينَ النّاسِ ، اُولئكَ هُمُ المُقَرَّبونَ يَومَ القِيامَةِ .;
عيسى عليه السلام
خوشا آنان كه ميان مردم صلح و آشتى برقرار مى سازند! آنانند كه در روز قيامت مقرّبند.;
تحف العقول : 501.
عنه عليه السلام
طُوبى لِلمُطَهَّرَةِ قُلوبُهُم ، اُولئكَ يَزُورونَ اللّه َ يَومَ القِيامَةِ .;
عيسى عليه السلام
خوشا آنان كه دلهايشان پاك است! آنانند كه در روز قيامت خدا را ديدار مى كنند.;
تحف العقول : 501.