احادیث حضرت عیسی علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراک‌گذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.

عيسى عليه السلام :

خادِمي يَدايَ ، ودابَّتي رِجلاي ، وفِراشي الأرضُ ، ووِسادي الحَجَرُ ، ودِفئي في الشِّتاءِ مَشارِقُ الأرضِ ... أبِيتُ ولَيسَ لِي شيءٌ ، واُصبِحُ ولَيسَ لِي شيءٌ ، ولَيسَ على وَجهِ الأرضِ أحَدٌ أغنى مِنّي .

خدمتكار من دو دست من است و مَركبم دو پاى من و بسترم زمين و بالشم سنگ و گرمابخشم در زمستان آفتابگيرها... شبم را با تهيدستى به سر مى برم و روزم را با نادارى سپرى مى كنم و با اين حال در روى زمين احدى توانگرتر و بى نيازتر از من وجود ندارد.

منبع: بحار الأنوار : 14/239/17 .
عيسى عليه السلام :

إنّ الدابَّةَ إذا لم تُرتَكَبْ ولم تُمتَهَنْ وتُستَعمَلْ لَتَصعُبُ ويَتَغَيَّرُ خُلقُها ، وكذلكَ القُلوبُ إذا لم تُرَقَّقْ بذِكرِ المَوتِ ويَتبَعُها دُؤوبُ العِبادَةِ تَقسُو وتَغلُظُ .

ستور را هر گاه سوار نشوند و از آن بار و كار نكشند، سركش و كج خلق مى شود. دلها نيز چنين اند، هر گاه با ياد مرگ نرم نشوند و عبادت مداوم آنها را به رنج نيفكند، سخت و سنگ مى شوند.

منبع: بحار الأنوار : 14/309/17 .
عيسى عليه السلام :

يا عَبيدَ الدنيا ، تَحلِقُونَ رُؤوسَكُم وتُقَصِّرُونَ قُمُصَكُم وتُنَكِّسونَ رُؤوسَكُم ولا تَنزِعونَ الغِلَّ مِن قُلوبِكُم ؟ !

اى بندگان دنيا! سرهايتان را مى تراشيدو پيراهنتان را كوتاه مى كنيد و سرهايتان را به زير مى افكنيد و كينه را از دلهايتان برنمى كنيد؟!

منبع: بحار الأنوار : 14/305/17.
عيسى عليه السلام :

كَيفَ يَكونُ مِن أهلِ العِلمِ مَن دُنياهُ عِندَهُ آثَرُ مِن آخِرَتِهِ وهُوَ مُقبِلٌ عَلى دُنياهُ ، وما يَضُرُّهُ أحَبُّ إلَيهِ مِمّا يَنفَعُهُ؟ !

چگونه در شمار اهل علم باشدكسى كه دنياى خود را بر آخرتش ترجيح مى دهد و به دنيا روى آورده است و آنچه را به او زيان مى زند دوست تر دارد از آنچه به او سود مى رساند؟

منبع: منية المريد : 141.
عيسى عليه السلام :

الدِّينارُ داءُ الدِّينِ ، والعالِمُ طَبيبُ الدِّينِ ، فإذا رَأيتُمُ الطَّبيبَ يَجُرُّ الدّاءَ إلى نَفسِهِ فَاتَّهِموهُ ، وَاعلَموا أ نَّهُ غَيرُ ناصِحٍ لِغَيرِهِ .

دينار، مرض دين است و عالِم،پزشك دين. پس، هر گاه ديديد كه پزشك به اين مرض مبتلا شده است به او بدگمان باشيد و بدانيد كه او خيرخواه ديگران نيست.

منبع: الخصال : 113/91.
عيسى عليه السلام :

بِحقٍّ أقولُ لَكُم : إنَّهُ كَما يَنظُرُ المَريضُ إلى طَيِّبِ الطَّعامِ فلا يَلتَذُّهُ مَعَ ما يَجِدُهُ مِن شِدَّةِ الوَجَعِ، كذلِكَ صاحِبُ الدّنيا لا يَلتَذُّ بِالعِبادَةِ ولا يَجِدُ حَلاوَتَها مَعَ ما يَجِدُ مِن حُبِّ المالِ .

حقيقتى را به شما بگويم: همان گونه كه شخص بيمار به خوراك خوب و خوشمزه مى نگرد اما به سبب درد شديدى كه دارد از آن لذتى نمى برد، دنيادار نيز به سبب مالدوستيش از عبادت لذّت نمى برد و طعم شيرين آن را نمى چشد.

منبع: تحف العقول : 507
عيسى عليه السلام

ـ لِرجُلٍ ـ : ما تَصنَعُ ؟ قالَ : أتَعَبَّدُ،قالَ : فمَن يَعودُ علَيكَ ؟ قالَ : أخي، قالَ: أخوكَ أعبَدُ مِنكَ .

ـ خطاب به مردى ـ فرمود : چه كار مى كنى؟ عرض كرد: عبادت پيشه كرده ام. فرمود: پس چه كسى مخارج تو را تأمين مى كند؟ عرض كرد: برادرم. فرمود: برادرت از تو عابدتر است.

منبع: تنبيه الخواطر : 1/65.
عيسى عليه السلام

ـ لَمّا سئلَ عنِ الأحمَقِ ـ : المُعجَبُ برأيهِ ونَفْسِهِ ، الّذي يَرى الفَضلَ كُلَّهُ لَه لا علَيهِ ، ويُوجِبُ الحقَّ كُلَّهُ لنَفْسِهِ ولا يُوجِبُ علَيها حقّا ، فذاكَ الأحمَقُ الّذي لا حِيلةَ في مُداواتِه .

ـ در پاسخ به اين سؤال كه احمق كيست ؟ ـ فرمود : خود رأى خودپسند ، كسى كه هرچه فضيلت است از آن خود مى داند و براى ديگران، بر خود هيچ فضيلتى قائل نيست، همه حقوق را براى خود مى داند وهيچ حقّى براى ديگران بر خود قائل نيست. اين است آن احمقى كه چاره اى براى درمان او وجود ندارد.

منبع: الاختصاص : 221 .
عيسى عليه السلام :

لا تَكونَنَّ حَديدَ النَّظَرِ إلى ما لَيسَ لَكَ ؛ فَإِنَّهُ لَن يَزنِيَ فَرجُكَ ما حَفِظتَ عَينَكَ ، فَإِن قَدَرتَ ألاّ تَنظُرَ إلى ثَوبِ المَرأَةِ الَّتي لا تَحِلُّ لَكَ فَافعَل .

به آنچه [نگاه كردن بِدان] برايت [حلال] نيست ، خيره منگر؛ چرا كه اگر چشمت را حفظ كنى ، مرتكب فحشا نمى شوى و اگر مى توانى به لباس زنى كه مَحرم تو نيست ، نگاه نكنى ، چنان كن .

منبع: تنبيه الخواطر : ج 1 ص 62 .
روايت شده كه حضرت عيسى و حواريون او بر لاشه سگى گذشتند؛ حواريون گفتند:

ما أنتَنَ ريحَ هذا الكَلبِ! فَقالَ عيسى عليه السلام : ما أشَدَّ بَياضَ أسنانِهِ.

اين سگ چه بوى بدى مى دهد! حضرت عيسى عليه السلام فرمود: اما عجب دندانهاى سفيدى دارد!

منبع: ميزان الحكمه به نقل از تنبيه الخواطر، ج1 ح 117
حضرت عيسى عليه السلام فرمود:

خادِمى يَداىَ وَ دابَّتى رِجْلاىَ وَفِراشى الأرضُ وَ وِسادى الحَجَرُ ... أبيتُ وَ لَيسَ لى شِى ءٌ وَ اُصبِحُ وَ لَيسَ لى شِى ءٌ وَ لَيسَ عَلى وَجهِ الأرضِ أحَدٌ أغنى مِنّى.

خدمتگزار من دو دست منند، و مركب من دو پاى من؛ بستر من، زمين است و بالشم سنگ... شب را با دست خالى سپرى مى كنم و روز را هم با تهيدستى به سر مى برم، اما در عين حال در روى زمين توانگرتر از من كسى وجود ندارد.

منبع: ميزان الحكمه به نقل از عدة الداعى، ص 107 و 108