احادیث امام رضا علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراک‌گذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.

امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال مأمون كه پرسيد

لَو كانَ الأنبِياءُ مَعصومينَ فكَيفَ يَجوزُ أن يَكونَ كَليمُ اللّه ِ لا يَعلَمُ أنَّ اللّه َ تَعالى لا يَجوزُ عَلَيهِ الرُّؤيَةُ حَتّى يَسألَهُ هذا السُّؤالَ ؟ ـ ; إنَّ كَليمَ اللّه ِ موسَى بنَ عِمرانَ عليه السلام عَلِمَ أنَّ اللّه َ تَعالى عَن أن يُرى بِالأبصارِ ، و لكِنَّهُ لَمّا كَلَّمَهُ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ و قَرَّبَهُ نَجِيّا رَجَعَ إلى قَومِهِ فأخبَرَهُم أنَّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ كَلَّمَهُ و قَرَّبَهُ و ناجاهُ ، فقالوا ; لَن نُؤمِنَ لَكَ حَتّى نَسمَعَ كَلامَهُ كما سَمِعتَ ··· فَخَرَجَ بِهِم إلى طُورِ سَيناءَ ، فأقامَهُم في سَفحِ الجَبَلِ ، و صَعِدَ موسى عليه السلام إلَى الطُّورِ ، و سَألَ اللّه َ تَبارَكَ و تَعالى أن يُكَلِّمَهُ و يُسمِعَهُم كلامَهُ ، فكَلَّمَهُ اللّه ُ تَعالى ذِكرُهُ و سَمِعوا كلامَهُ مِن فَوقٍ و أسفَلَ و يَمينٍ و شِمالٍ و وَراءٍ و أمامٍ ؛ لِأنَّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ أحدَثَهُ في الشَّجَرَةِ ، ثُمَّ جَعَلَهُ مُنبَعِثا مِنها حتّى سَمِعوهُ مِن جَميعِ الوُجوهِ .;

اگر پيامبران معصومند، چگونه رواست كه كليم اللّه نداند خداوند متعال ديدنى نيست و از او چنين خواهشى كند؟ ـ فرمود ; كليم اللّه ، موسى بن عمران عليه السلام مى دانست كه خداوند برتر از آن است كه به چشم ديده شود، اما هنگامى كه خداى عزّ و جلّ با او به نجوا سخن گفت و مقرّبش داشت نزد قوم خود برگشت و به آنها اطلاع داد كه خداوند عزّ و جلّ با او سخن گفته و مقرّبش داشته و با وى به نجوا پرداخته است. قومش گفتند; هرگز سخنت را باور نمى كنيم، مگر اين كه ما نيز همانند تو سخن خدا را بشنويم··· پس، موسى آنها را به سوى كوه سينا برد و در دامنه كوه نگهشان داشت و خود بالاى كوه رفت و از خداوند تبارك و تعالى خواست با وى سخن گويد و گفتارش را به گوش آن مردم برساند. پس، خداى بلندْ نام، با موسى عليه السلام سخن گفت مردم از بالا و پايين و راست و چپ و پشت سر و پيش رو [از شش جهت] سخن او را شنيدند؛ زيرا كه خداوند عزّ و جلّ گفتار خود را در درخت پديد آورد و سپس از آن در اطراف پراكنده ساخت، به طورى كه آن را از همه طرف شنيدند .[در اين باره رجوع كنيد به (الميزان في تفسير القرآن; 14 / 247)، گفتارى در معناى حدوث و قدم كلام .];

منبع: التوحيد : 121/24 .
امام رضا عليه السلام

أمّا الظّاهِرُ فَليسَ مِن أجلِ أنَّهُ عَلا الأشياءَ بِرُكوبٍ فَوقَها و قُعودٍ عَلَيها و تَسَنُّمٍ لِذُراها ، و لكِنَّ ذلكَ لِقَهرِهِ و لِغَلَبَتِهِ الأشياءَ و قُدرَتِهِ عَلَيها ، كقَولِ الرَّجُلِ ; ظَهَرتُ عَلى أعدائي ، و أظهَرَنِيَ اللّه ُ عَلى خَصمي ، يُخبِرُ عَنِ الفَلْجِ و الغَلَبَةِ ، فهكَذا ظُهورُ اللّه ِ عَلَى الأشياءِ . و وَجهٌ آخَرُ أنَّهُ الظّاهِرُ لِمَن أرادَهُ و لا يَخفى عَلَيهِ شَيءٌ ، و أنَّهُ مُدَبِّرٌ لِكُلِّ ما بَرَأ ، فأيُّ ظاهِرٍ أظهَرُ و أوضَحُ مِنَ اللّه ِ تَبارَكَ و تَعالى ؟ ! لأنَّكَ لا تَعدِمُ صَنعَتَهُ حَيثُما تَوجَّهتَ و فيكَ مِن آثارِهِ ما يُغنيكَ ، و الظّاهِرُ مِنّا البارِزُ بِنَفسِهِ ، و المَعلومُ بِحَدِّهِ ، فقَد جَمَعَنا الاسمُ ، و لَم يَجمَعنا المَعنى . و أمّا الباطِنُ فلَيسَ عَلى مَعنَى الاستِبطانِ للأشياءِ بأن يَغورَ فيها ، و لكِنّ ذلكَ مِنهُ عَلى استِبطانِهِ للأشياءِ عِلما و حِفظا و تَدبيرا .;

ظاهر بودن (چيرگى او) به اين معنا نيست كه بر فراز اشياء سوار شده و روى آنها نشسته و بر ستيغ آنها گام نهاده باشد، بلكه به سبب قهر و چيرگى و قدرت او بر اشياء است. مثل اين سخن كه كسى [عرب زبان] گويد; بر دشمنانم ظهور يافتم و خداوند مرا بر خصمم ظهور داد. او از پيروزى و چيره آمدن [بر دشمن و خصم ]خبر مى دهد. ظهور خدا بر اشياء نيز چنين است (به معناى قهر و غلبه و چيرگى و تسلط بر آنها مى باشد). معناى ديگر ظاهر بودن خدا اين است كه او براى هر كه طالبش باشد آشكار است؛ و [معناى ديگرش اين است كه ]چيزى بر او پوشيده نيست؛ و [معناى ديگرش اين است كه] او هر چه را آفريده است، تدبير و اداره مى كند. پس، كدام آشكار است كه آشكارتر و پيداتر از خداوند تبارك و تعالى باشد؛ چرا كه تو هر جا رو كنى آثار و نشانه هاى صنع او را مى بينى و در وجود خودت نيز نشانه هاى او به اندازه كافى وجود دارد. اما ظاهر درباره ما به معناى كسى است كه خود آشكار مى باشد و حدّ و حدود معيّنى دارد. پس ما و او در اسم [ظاهر] اشتراك داريم و در معنا[ى آن] اشتراك نداريم. و اما باطن و نهان بودن خدا به معناى پنهان بودن او در درون اشياء نيست، به اين معنا كه در درون آنها فرو رفته باشد؛ بلكه به اين معناست كه علم و نگهدارى و تدبير او به درون اشياء نيز [همچون ظاهر و نمودشان] نفوذ دارد.;

منبع: الكافي : 1/122/2 .
امام رضا عليه السلام

سُمِّيَ رَبُّنا سَميعا لا بِخُرْتٍ فيهِ يَسمَعُ بِهِ الصَّوتَ و لا يُبصِرُ بِهِ ، كَما أنَّ خُرْتَنا الّذي بِهِ نَسمَعُ لا نَقوى بِهِ عَلَى البَصَرِ .;

پروردگار ما شنوا ناميده شده نه به اين معنا كه سوراخ گوشى دارد كه با آن [ فقط ] صدا را مى شنود، ولى با آن چيزى را نمى بيند؛ مانند ما كه سوراخ گوش داريم و با آن مى شنويم، ولى با آن نمى توانيم ببينيم.;

منبع: الكافي : 1/121/2 .
امام رضا عليه السلام

إنَّهُ يَسمَعُ بِما يُبصِرُ ، و يَرى بِما يَسمَعُ ··· و لَمّا لَم يَشتَبِهَ عَلَيهِ ضُروبُ اللُّغاتِ و لَم يَشغَلْهُ سَمعٌ عَن سَمعٍ قُلنا ; سَمِيعٌ ، لا مِثلَ سَمْعِ السّامِعينَ .;

او با همان چيزى كه مى بيند مى شنود و با همان چيزى كه مى شنود مى بيند··· از آن جا كه هيچ گونه لغت و زبانى بر او پوشيده نيست و شنيدنِ چيزى او را از شنيدن [همزمان ]چيزى ديگر باز نمى دارد، مى گوييم; او شنواست، اما نه مانند شنوايى شنوندگان (مخلوق).;

منبع: التوحيد : 65/18.
امام رضا عليه السلام

و هكَذا البَصَرُ لا بِخُرْتٍ مِنهُ أبصَرَ ، كما أنّا نُبصِرُ بِخُرْتٍ مِنّا لا نَنتَفِعُ بِهِ في غَيرِهِ .;

ديدن خدا نيز چنين است. او به واسطه سوراخ چشم نمى بيند؛ چنان كه ما با سوراخ چشم خود مى بينيم و از آن استفاده ديگرى نمى توانيم ببريم.;

منبع: الكافي : 1/121/2 .
امام رضا عليه السلام

لَمّا لَم يَخفَ عَلَيهِ خافِيَةٌ مِن أثَرِ الذَّرَّةِ السَّوداءِ ، عَلَى الصَّخرَةِ الصَّمّاءِ ، في اللَّيلَةِ الظَّلماءِ ، تَحتَ الثَّرى و بحار الأنوار ، قُلنا ; بَصيرٌ .;

از آن جا كه هيچ امر پنهانى حتّى همچون رد پاى مورى سياه بر روى خرسنگى تيره در شبى تار در زير زمين و درياها بر او پوشيده نيست، مى گوييم; او بيناست.;

منبع: التوحيد : 65/18 .
امام رضا عليه السلام

أمّا اللَّطيفُ فلَيسَ عَلى قِلَّةٍ و قَضافَةٍ و صِغَرٍ ، و لكِنَّ ذلِكَ عَلَى النَّفاذِ في الأشياءِ ، و الامتِناعِ مِن أن يُدرَكَ .;

لطيف بودن خدا به معناى كمى و باريكى و خُردى نيست بلكه به معناى نفوذ [علم و قدرت او] در اشياء و غير قابل درك بودن است.;

منبع: الكافي : 1/122/2 .
امام رضا عليه السلام

إنّما قُلتُ ; اللَّطيفُ ؛ لِلخَلقِ اللَّطيفِ و لِعِلمِهِ بِالشَّيءِ اللَّطيفِ ، أ لا تَرى إلى أثَرِ صُنعِهِ في النَّباتِ اللَّطيفِ و غَيرِ اللَّطيفِ ، و في الخَلقِ اللَّطيفِ مِن أجسامِ الحَيوانِ مِنَ الجِرجِسِ و البَعوضِ و ما هُوَ أصغَرُ مِنهُما مِمّا لا يَكادُ تَستَبينُهُ العُيونُ ، بل لا يَكادُ يُستَبانُ لِصِغَرِهِ ، الذَّكَرُ مِنَ الاُنثى ، و المَولودُ مِنَ القَديمِ ، فَلَمّا رَأينا صِغَرَ ذلكَ في لُطفِهِ ··· عَلِمنا أنَّ خالِقَ هذا الخَلقِ لَطيفٌ .;

گفتم; او لطيف است؛ چون هم موجودات لطيف (بسيار خُرد) را آفريده و هم به چيزهاى ظريف و ريز آگاهى دارد. آيا نشانه صُنع او را در گياهان ظريف و غير ظريف و در آفريدن پيكرهاى ظريف و ريز جاندارانى چون كك و پشه و ريزتر از اينها نمى بينى كه تقريباً به چشم ديده نمى شوند و از بس ريزند نر و ماده آنها و نوزاد و كهن زادشان از يكديگر باز شناخته نمى شوند. پس، چون ريزى و ظرافت اين چيزها را ديديم ··· پى برديم كه آفريننده اين موجودات نيز لطيف و ظريف است.;

منبع: التوحيد : 63/18 .
امام رضا عليه السلام

أمّا الخَبيرُ فالّذي لا يَعزُبُ عَنهُ شَيءٌ و لا يَفوتُهُ ، لَيسَ لِلتَّجرِبَةِ و لا لِلاعتِبارِ بِالأشياءِ ، فعِندَ التَّجرِبَةِ و الاعتِبارِ عِلمانِ ، و لَولاهُما ما عَلِمَ ؛ لأنَّ مَن كانَ كذلِكَ كانَ جاهِلاً .;

آگاه كسى است كه چيزى بر او پوشيده و از نظرش پنهان نمى ماند. آگاه بودن خدا [از اشياء ]ناشى از آزمودن و نتيجه گيرى نيست؛ زيرا آزمودن و نتيجه گيرى (رسيدن از علمى به علم ديگر) دو علم است و اگر اين دو نبود علم و دانشى وجود نداشت؛ چه، كسى كه چنين باشد (علم و دانشش از طريق تجربه و كسب به دست آيد) قبلاً عالم نبوده است [و آگاهى خدا چون از اين دو طريق به دست نمى آيد، پس هميشه آگاه بوده است].;

منبع: الكافي : 1/122/2 .
امام رضا عليه السلام

مَن كانَ يَومُ عاشوراءَ يَومَ مُصيبَتِهِ و حُزنِهِ و بُكائهِ ، يَجعَلِ اللّه ُ عزَّ و جلَّ يَومَ القِيامَةِ يَومَ فَرَحِهِ و سُرورِهِ .;

هر كه روز عاشورا روز سوگوارى و اندوه و گريه اش باشد، خداوند عزّ و جلّ روز قيامت را روز شادى و سرور او قرار دهد.;

منبع: علل الشرائع : 227/2.
امام رضا عليه السلام

فَعَلى مِثلِ الحُسَينِ فَليَبكِ الباكونَ ؛ فإنَّ البُكاءَ عَلَيهِ يَحُطُّ الذُّنوبَ العِظامَ . ··· كانَ أبي عليه السلام إذا دَخَلَ شَهرُ المُحَرَّمِ لا يُرى ضاحِكا ، و كانَتِ الكَآبَةُ تَغلِبُ عَلَيهِ حَتّى تَمضِيَ عَشرَةُ أيّامٍ ، فإذا كانَ يَومُ العاشِرِ كانَ ذلكَ اليَومُ يَومَ مُصيبَتِهِ و حُزنِهِ و بُكائهِ ، و يَقولُ ; هُوَ اليَومُ الَّذي قُتِلَ فيهِ الحُسَينُ عليه السلام .;

بر كسى چون حسين بايد كه گريندگان بگريند؛ زيرا كه گريستن بر او گناهان بزرگ را مى زدايد. ··· چون ماه محرّم مى رسيد كسى پدرم عليه السلام را خندان نمى ديد. غم و اندوه بر او چيره بود تا آن كه ده روز مى گذشت. روز دهم روز سوگوارى و اندوه و گريه او بود و مى فرمود; اين روزى است كه حسين عليه السلام در آن كشته شد.;

منبع: وسائل الشيعة : 10/394/8.
امام رضا عليه السلام

فهُوَ مَعصومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ ، قَد أمِنَ مِنَ الخَطايا و الزَّلَلِ و العِثارِ ، يَخُصُّهُ اللّه ُ بِذلكَ لِيَكونَ حُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ و شاهِدَهُ عَلى خَلقِهِ .;

پس، امام معصوم است و تأييد و تقويت شده و توفيق يافته و استوار گشته [از جانب خدا]. از هر گونه خطا و لغزش و اشتباه در امان است. خداوند اين خصوصيات را به او مى بخشد تا حجت او بر بندگانش و گواه او بر آفريدگانش باشد.;

منبع: الكافي : 1/203/1.