احادیث امام رضا علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراک‌گذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.

امام رضا عليه السلام

سَبعَةُ أشياءَ بِغَيرِ سَبعةِ أشياءَ مِن الاسْتِهْزاءِ ; مَنِ اسْتَغْفَرَ بلِسانِهِ و لَم يَنْدَمْ بقَلبِهِ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ، و مَن سَألَ اللّه َ التَّوفيقَ و لَم يَجْتَهِدْ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ ، و مَنِ اسْتَحْزَمَ و لَم يَحْذَرْ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ، و مَن سألَ اللّه َ الجَنّةَ و لَم يَصْبِرْ على الشَّدائدِ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ ، و مَن تَعَوّذَ باللّه ِ مِن النّارِ و لَم يَتْرُكْ شَهَواتِ الدُّنيا فقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ ، و مَن ذَكَرَ اللّه َ و لَم يَسْتَبِقْ إلى لِقائهِ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ .;

هفت چيز است كه بدون هفت چيز ديگر مسخره آميز است; كسى كه به زبان خود استغفار كند اما در دلش [از گناه ]پشيمان نباشد خودش را مسخره كرده است، كسى كه از خدا بهشت بخواهد امّا در برابر سختيها شكيبا نباشد خود را به سخره گرفته است ، كسى كه خواهان موفقيت باشد امّا نكوشد خودش را به باد تمسخر گرفته است، كسى كه جوياى دورانديشى باشد امّا احتياط نورزد خودش را ريشخند كرده است، كسى كه از آتش دوزخ به خدا پناه برد امّا خواهشهاى دنيايى را رها نكند خود را به باد تمسخر گرفته است و كسى كه خدا را ياد كند ولى براى ديدار او نشتابد خود را ريشخند كرده است.;

منبع: بحار الأنوار : 78/356/11 .
امام رضا عليه السلام

إنّ العبدَ إذا اختارَهُ اللّه ُ عزّ و جلّ لاُمورِ عبادِهِ شَرحَ صَدرَهُ لذلكَ ، و أودَعَ قلبَهُ يَنابِيعَ الحِكمةِ، و ألْهَمهُ العِلمَ إلهاما ، فلَم يَعْيَ بعدَهُ بجوابٍ و لا يَحيرُ فيهِ عنِ الصّوابِ .;

هرگاه خداوند عزّ و جلّ بنده اى را براى [اداره ]امور بندگانش برگزيند براى اين امر به او شرح صدر عطا مى كند، چشمه هاى حكمت را در دلش جارى مى سازد و به او علم و دانش الهام مى فرمايد كه از آن پس ، از پاسخ هيچ چيز درنمى ماند و در يافتن راه درست سرگردان نمى شود.;

منبع: الكافي : 1 / 202 / 1 .
عيون أخبار الرضا ـ به نقل از ثوبانى ـ

كانَت لأبي الحَسَنِ موسَى بنِ جَعفَرٍ عليهما السلام بِضعَ عَشَرةَ سِنَةٍ كُلَّ يَومٍ سَجدَةٌ بَعدَ ابيضاضِ الشَّمسِ إلى وَقتِ الزَّوالِ قالَ ; فَكانَ هارونُ رُبَّما صَعَدَ سَطحا يُشرِفُ مِنهُ عَلى الحَبسِ الَّذي حَبَسَ فيهِ أبا الحَسَنِ عليه السلام فَكانَ يَرى أبا الحَسَنِ عليه السلام ساجِدا فَقالَ للرَّبيعِ ; ما ذاكَ الثَّوبُ الَّذي أراهُ كُلَّ يَومٍ في ذلك المَوضِعِ؟ قالَ ; فَقالَ لي هارونُ ; أما إنَّ هذا من رُهبانِ بَني هاشِمٍ ، قُلتُ ; فَما لَكَ فَقَد ضَيَّقتَ عَليهِ في الحَبسِ ؟! قالَ ; هَيهاتَ لا بُدَّ مِن ذلك .;

ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السلام ، به مدّت ده سال و اندى ، هر روز پس از بالا آمدن آفتاب به سجده مى رفت و هنگام ظهر در سجده بود. گاهى اوقات هارون روى بامى كه مشرف بر زندان امام كاظم عليه السلام بود مى رفت و حضرت را در حال سجده مى ديد . يك بار به ربيع گفت ; اين جامه اى كه هر روز در آن جا مى بينم چيست ؟ ربيع گفت ; اى امير المؤمنين ! آن جامه نيست بلكه موسى بن جعفر عليهما السلام است كه هر روز بعد از طلوع خورشيد تا هنگام ظهر به سجده مى افتد . ربيع گفت ; هارون به من گفت ; براستى كه او از راهبان بنى هاشم است . من گفتم ; پس چرا در زندان عرصه را بر او تنگ كرده اى ؟ ! گفت ; هيهات كه چاره اى جز اين نيست .;

منبع: عيون أخبار الرضا : 1 / 95 .
عيون أخبار الرضا ـ به نقل از ابا صلت هروى ـ

كانَ الرِّضا عليه السلام يُكلّمُ النّاسَ بِلُغاتِهم ، و كانَ و اللّه ِ أفْصَحَ النّاسِ و أعلَمهم بكلِّ لسانٍ و لُغةٍ ، فقلتُ لَه يوما ; يا بنَ رسولِ اللّه ِ ، إنّي لَأعجَبُ مِن معرفَتِكَ بهذهِ اللّغاتِ على اختلافِها ! فقالَ ; يا أبا الصَّلْتِ ، أنا حُجّةُ اللّه ِ على خلقِهِ ، و ما كانَ اللّه ُ لِيتّخذَ حُجّةً على قومٍ و هُو لا يَعرِفُ لغاتِهِم ، أ وَ ما بَلَغكَ قَولُ أميرِ المؤمنينَ عليه السلام ;

امام رضا عليه السلام با مردم به زبان خودشان صحبت مى كرد، و به خدا قسم به هر زبانى، از اهل آن زبان، داناتر بود و رساتر سخن مى گفت. روزى به ايشان عرض كردم; يا بن رسول اللّه ! من از آشنايى شما به اين زبانهاى گوناگون در شگفتم. فرمود; اى ابا صلت! من حجّت خدا بر آفريدگان او هستم و خداوند حجّتى را براى مردم قرار نمى دهد كه زبان آنها را نداند. آيا نشنيده اى كه امير المؤمنين عليه السلام فرمود; فصل الخطاب به ما عطا شده است، آيا فصل الخطاب چيزى جز دانستن زبانهاست؟;

منبع: عيون أخبار الرضا : 2 / 228 / 3 .
امام رضا عليه السلام ـ وقتى به ايشان عرض شد

إنّكَ تَتَكلَّمُ بهذا الكلامِ و السَّيفُ يَقْطُرُ دَما ! ـ ; إنّ للّه ِ وادِيا مِن ذهبٍ حَماهُ بأضْعَفِ خَلْقِه النَّمْلِ ، فلَو رامَتْهُ البَخاتيُّ لم تَصِلْ إلَيهِ .;

از شمشيرها خون مى چكد و شما چنين [بى پروا ]سخن مى گوييد؟ ـ فرمود ; خداوند وادى اى از طلا دارد كه به وسيله نا توانترين مخلوقاتش، مورچه، از آن پاسدارى مى كند و اگر شتر خراسانى آهنگ آن كند ، به آن نمى رسد.;

منبع: بحار الأنوار : 60 / 186 / 17 .
عيون أخبار الرضا ـ به نقل از ابراهيم بن العباس ـ

ما رَأيتُ أبا الحَسَنِ الرّضا عليه السلام جَفا أحَدا بِكَلِمَةٍ قَطُّ وَ لا رَأيتُهُ قَطَعَ عَلى أحَدٍ كَلامَهُ حَتَّى يَفرُغَ مِنهُ ، وَ ما رَدَّ أحَدا عَن حاجَةٍ يَقدِرُ عَلَيها وَ لا حَدَّ رِجلَهُ بَينَ يَدَي جَليسٍ لَهُ قَطُّ وَ لا اتَّكى بَينَ يَدَي جَليسٍ لَهُ قَطُّ ، وَ لا رَأيتُهُ شَتَمَ أحَدا مِن مَواليهِ وَ مَماليكِهِ قَطُّ ، وَ لا رَأيتُهُ تَفَلَ وَ لا رَأيتُهُ يُقَهقِهُ في ضِحكِهِ قَطُّ ، بَل كانَ ضِحكُهُ التَّبَسُّمُ ، وَ كانَ إذا خَلا وَ نَصَبَ مائِدَتَهُ أجلَسَ مَعَهُ عَلى مائِدَتِهِ مَماليكَهُ وَ مَواليهِ حَتَّى البَوّابَ السّائِسَ .;

هرگز نديدم كه امام رضا عليه السلام به كسى سخن تندى بگويد ، و يا پيش از آن كه كسى سخنش تمام شود سخن او را قطع كند . اگر مى توانست حاجت كسى را برآورد ، هرگز او را دست خالى برنمى گرداند ؛ هيچ گاه در برابر كسى پاى خود را دراز نمى كرد ، و چنانچه كسى در حضور او نشسته بود ، تكيه نمى كرد . هرگز نديدم كه به يكى از غلامان و خدمتكارانش ناسزا بگويد ؛ هرگز نديدم كه آب دهان بيندازد ، و يا هنگام خنديدن قهقهه سر دهد ، بلكه خنده اش تبسّم بود . هرگاه سفره اش را پهن مى كرد غلامان و خدمتكاران خود و حتى دربان [و] مِهتر اسبان را با خود سر سفره مى نشاند .;

منبع: عيون أخبار الرضا : 2 / 184 / 7 .