أنتَ لَم تَكُنْ ثُمّ كنتَ ، و قد عَلِمتَ أنّكَ لَم تُكَوّنْ نَفْسَكَ ، و لا كَوّنَكَ مَن هُو مِثلُكَ .;
تو نبودى و سپس بود شدى [از طرفى هم ]مى دانى كه تو خود خودت را به وجود نياورده اى و كسى مانند تو نيز، تو را هستى نبخشيده است.;
احادیث امام رضا علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
أنتَ لَم تَكُنْ ثُمّ كنتَ ، و قد عَلِمتَ أنّكَ لَم تُكَوّنْ نَفْسَكَ ، و لا كَوّنَكَ مَن هُو مِثلُكَ .;
تو نبودى و سپس بود شدى [از طرفى هم ]مى دانى كه تو خود خودت را به وجود نياورده اى و كسى مانند تو نيز، تو را هستى نبخشيده است.;
«و مَن كان في هذهِ أعمى فَهو في الآخِرَةِ أَعمى» ـ ; يَعني أعْمى عنِ الحقائقِ المَوجودَةِ .;
يعنى از ديدن حقايقى كه وجود دارد كور و ناتوان است .;
إنّما تحُدُّ الأدواتُ أنفُسها، و تُشيرُ الآلَةُ إلى نَظائرِها، و في الأشْياءِ يُوجَدُ فِعالُها ، مَنَعَتْها «مُنذَ» القِدْمَةَ ، وَ حَمَتْها «قَد» الأزَلِيَّةَ ، و جَنَّبَتْها «لَولا» التّكْمِلَةَ . افْتَرَقَتْ فَدَلّتْ على مُفَرِّقِها ، و تَبايَنَتْ فأعْرَبَتْ عَن مُبايِنِها ، لِمَا تَجلّى صانِعُها للعُقولِ .;
ابزارها خود را محدود مى كنند، و آلات به همانندهاى خود اشاره دارند و [اثر ]كار آنها در موجودات يافت مى شود، اشياء با كلمه «مُنْذ (از زمان ···) از ملك قِدَم خارج مى شوند و با كلمه «قد» [كه محدوديت زمانى را مى رساند] از ازليت بيرون مى آيند و با كلمه «لولا»ى تكمله ، از كامل بودن دور مى شوند . اشياء از هم جدا و پراكنده شدند و بدين سان بر فاعل جدا كننده دلالت كردند و با يكديگر مباين شدند و از وجود كسى كه آنها را از يكديگر متمايز كرده است، پرده برداشتند . و بدين سان، آفريننده اشياء بر خردها آشكار و جلوه گر شد .;
إنّما تحُدُّ الأدواتُ أنفُسها، و تُشيرُ الآلَةُ إلى نَظائرِها، و في الأشياءِ يُوجَدُ أفْعالُها ··· لَولا الكَلِمَةُ افْتَرقَتْ فدَلّتْ على مُفَرِّقِها، و تَبايَنَتْ فأعْرَبَتْ عَن مُبايِنِها ، لَمَا تَجلّى صانِعُها للعُقولِ .;
ابزارها خود را مى شناسانند، و آلات و اسباب به همانندهاى خود اشاره دارند، و افعال و كردارِ اشياء در خود آنها يافت مى شود··· اگر موجودات از هم جدا نشده بودند، تا بدين سان بيانگر وجود جدا كننده اى باشند و اگر از يكديگر متمايز و متباين نمى شدند، تا از اين راه بر وجود خدايى كه ميان آنها تباين و تمايز ايجاد كرده دلالت كنند، هرگز سازنده آنها بر خردها آشكار و هويدا نمى گشت .;
حَرّمَ اللّه ُ الخَمرَ لِما فيها مِن الفَسادِ ، و مِن تَغْييرِها عُقولَ شارِبِيها ، و حَمْلِها إيّاهُم على إنْكارِ اللّه ِ عزّ و جلّ ، و الفِرْيَةِ علَيهِ و على رُسُلِهِ ، و سائرِ ما يكونُ مِنهُم مِن الفَسادِ و القَتلِ .;
خداوند شراب را حرام فرمود ؛ زيرا شراب تباهى مى آورد ، عقل شراب خواران را دگرگون مى كند و آنان را به انكار خداى عزّ و جلّ و دروغ و تهمت بستن به او و پيامبرش وا مى دارد و ديگر اعمالى چون تبهكارى و قتل كه از شراب خواران سر مى زند .;
مَن لَم يَخَفِ اللّه َ في القَليلِ لَم يَخَفْهُ في الكَثيرِ .;
كسى كه در [گناهِ] اندك از خدا نترسد در [گناهِ] بسيار هم از او نمى ترسد .;
التَّجَرُّعُ لِلغُصَّةِ ، و مُداهَنَةُ الأعداءِ ، و مُداراةُ الأصدِقاءِ .;
جام اندوه را جرعه جرعه نوشيدن ، با دشمنان مسامحه كردن و با دوستان مدارا نمودن .;
لا دِينَ لِمَن لا وَرَعَ لَهُ .;
كسى كه پارسايى ندارد، دين ندارد .;
مَن ذَكَرَ اللّه َ و لم يَستَبِقْ إلى لِقائهِ فَقدِ استَهزَأ بنَفسِهِ .;
هركه خدا را ياد كند اما به ديدار او شتاب (شوق) نشان ندهد، خود را ريشخند كرده است .;
كانَ نَقشُ خاتَمِ عيسى عليه السلام حرفَينِ اشتَقَّهُما مِنَ الإنجيلِ ; طُوبى لِعَبدٍ ذُكِرَ اللّه ُ مِن أجلِهِ ، و وَيلٌ لِعَبدٍ نُسِيَ اللّه ُ مِن أجلِهِ .;
نقش نگين انگشترى عيسى عليه السلام دو جمله بود كه آنها را از انجيل بر گرفته بود ; «خوشا بنده اى كه به واسطه او خدا ياد آورى شود و واى بر بنده اى كه به واسطه او خدا فراموش گردد» .;
المُذِيعُ بالسيّئةِ مَخذُولٌ ، و المُستَتِرُ بالسيّئةِ مَغفورٌ لَهُ .;
كسى كه گناه[خود] را آشكار كند به حال خود وا نهاده شود و كسى كه گناه را پوشيده بدارد ، آمرزيده گردد .;
الصَّغائرُ مِنَ الذنوبِ طُرُقٌ إلى الكبائرِ ، و مَن لَم يَخَفِ اللّه َ في القَليلِ لَم يَخَفْهُ في الكثيرِ .;
گناهان كوچك راههايى به سوى گناهان بزرگند و كسى كه از خداوند در اندك ترس نداشته باشد، در زياد نيز از او نمى ترسد.;
كُلَّما أحدَثَ العِبادُ مِن الذُّنوبِ ما لَم يَكُونوا يَعمَلُونَ أحدَثَ اللّه ُ لَهُم مِن البَلاءِ ما لَم يَكُونُوا يَعرِفُونَ .;
هر گاه بندگان مرتكب گناهانى شوند كه قبلاً انجام نمى داده اند ، خداوند بلاهايى را بر ايشان پديد آورد كه سابقه نداشته است .;
إذا كَذَبَ الوُلاةُ حُبِسَ المَطَرُ ، و إذا جارَ السُّلطانُ هانَتِ الدَّولةُ ، و إذا حُبِسَتِ الزكاةُ ماتَتِ المَواشي .;
هر گاه حكمرانان دروغ بگويند ، باران نمى بارد و هر گاه سلطان ستم كند، دولت سست و بى اعتبار شود و هر گاه زكات داده نشود چارپايان بميرند .;
المَرَضُ للمؤمنِ تَطهيرٌ و رَحمَةٌ ، و للكافِرِ تَعذِيبٌ و لَعنَةٌ ، و إنّ المَرَضَ لا يَزالُ بالمؤمنِ حتّى لا يكونَ علَيهِ ذَنبٌ .;
بيمارى براى مؤمن تطهير و رحمت است و براى كافر، عذاب و لعنت . بيمارى همواره با مؤمن هست، تا آن كه گناهانش بكلى پاك شود .;
ما أحَدٌ مِن شيعَةِ عَليٍّ أصبَحَ صَبيحةً أتى بِسيّئةٍ أو ارتَكَبَ ذنباً إلاّ أمسى و قد نالَهُ غَمٌّ حَطَّ عَنهُ سَيِّئَتَهُ ، فكيف يَجرِي علَيهِ القَلمُ ؟! .;
هيچ يك از شيعيان على نيست كه روز مرتكب گناهى شود ، مگر آن كه شب اندوهى به او رسد كه آن گناه را فرو ريزد ؛ پس ، چگونه قلم براى نوشتن گناهان چنين كسى به كار افتد؟!;
مَن لم يَقدِرْ على ما يُكَفِّرُ بهِ ذُنوبَهُ فَلْيُكثِرْ مِنَ الصَّلاةِ على محمّدٍ و آلِهِ فإنّها تَهدِمُ الذُّنوبَ هَدماً .;
هر كه نمى تواند كارى كند كه به سبب آن گناهانش زدوده شود بر محمّد و خاندان او بسيار درود فرستد ؛ زيرا صلوات گناهان را ريشه كن مى كند .;
إنَّهُ يُحِبُّ الرئاسـةَ ـ ; ما ذِئبانِ ضارِيانِ في غَنَمٍ قد تَفَرَّقَ رِعاؤها بِأضَرَّ في دِينِ المُسلمِ مِنَ الرئاسةِ .;
او رياست طلب است ـ فرمود ; اگر دو گرگ درنده به يك رمه بى شبان حمله كنند خسارتى كه مى زنند كمتر است از خسارتى كه جاه طلبى به دين مسلمان وارد مى كند .;
إنّ رسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله كانَ إذا أصبَحَ قالَ لأصحابِهِ ; هل مِن مُبَشِّراتٍ ؟ يَعنِي بهِ الرُّؤيا .;
رسول خدا صلى الله عليه و آله صبح كه مى شد به اصحابش مى فرمود ; آيا كسى نويد دهنده اى دارد؟ منظور آن حضرت رؤيا بود.;
المُستَتِرُ بالحَسَنةِ تَعدِلُ سَبعينَ حَسَنةً .;
يك كار نيك پنهانى، با هفتاد كار نيك [علنى] برابرى مى كند .;