احادیث امام رضا علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراک‌گذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.

امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از خريدن كنيز آوازه خوان ـ فرمود

قد تَكونُ للرجُلِ الجاريَةُ تُلهِيهِ و ما ثَمَنُها إلاّ ثَمَنُ كَلبٍ ، و ثَمَنُ الكلبِ سُحتٌ ، و السُّحتُ فِي النارِ .;

گاهى مردى كنيزى دارد كه آن كنيز ، او را دچار لهو و غفلت مى سازد و بهاى آن ، چيزى جز بهاى سگ نيست و بهاى سگ، حرام است و حرام، در آتشِ دوزخ.;

منبع: الكافي : 5/120/4.
امام رضا عليه السلام

علَّةُ الحَجِّ الوِفادَةُ إلى اللّه ِ تعالى ، و طَلَبُ الزِّيادَةِ ، و الخُروجُ مِن كلِّ ما اقْتَرَفَ ، و ليَكونَ تائبا مِمّا مَضى مُسْتَأنِفا لِما يَسْتَقبِلُ، و ما فيهِ مِنِ اسْتِخراجِ الأمْوالِ، و تَعَبِ الأبْدانِ ، وَ حَظْرِها عنِ الشَّهَواتِ و اللَّذاتِ ··· ، و منفعةُ مَن في شَرقِ الأرضِ و غَرْبِها ، و مَن في البَرِّ و البَحرِ ، مِمَّن يَحِجُّ و مِمَّنْ لا يَحِجُّ ، مِن تاجِرٍ و جالِبٍ و بائِعٍ و مُشْتَرٍ و كاسِبٍ و مِسكينٍ ، و قَضاءُ حوائجِ أهلِ الأطرافِ و المَواضِعِ المُمْكِنِ لَهُمُ الاجْتِماعُ فيها كذلكَ ليَشْهَدوا مَنافِعَ لَهُم .;

حكمت حجّ، وارد شدن بر خداوند متعال است و طلب كردن ثواب بسيار و بيرون آمدن از همه گناهان گذشته و آغاز كردن زندگى آينده از نو. همچنين است خرج كردن اموال و به رنج افكندن بدن و باز داشتن آن از خواهشها و لذّتها ··· [نيز] به منفعت رسيدن كسانى كه در شرق و غرب عالمند، در دريا و خشكى اند، چه آنان كه حجّ مى كنند و چه آنان كه حجّ نمى كنند، اعم از تاجر و وارد كننده كالا و فروشنده و خريدار و پيشه ور و مستمند و نيز برآورده شدن نيازهاى حومه نشينان و جاهايى كه محل اجتماع مردم است. تا سودهايى را كه از آنِ آنهاست ببينند.;

منبع: عيون أخبار الرِّضا : 2/90/1 .
امام رضا عليه السلام

إنَّ في أخْبارِنا مُتَشابِها كمُتَشابِهِ القُرآنِ ، و مُحْكَما كمُحْكَمِ القُرآنِ ، فَرُدّوا مُتَشابِهَها إلى مُحْكَمِها ، و لا تَتَّبِعوا مُتَشابِهها دُونَ مُحْكَمِها فتَضِلّوا .;

در اخبار ما نيز، همچون قرآن، محكم و متشابه وجود دارد. پس، اخبار متشابه ما را به محكمات آن ارجاع دهيد و بدون توجه به محكمات آن از متشابهاتش پيروى مكنيد كه گمراه مى شويد.;

منبع: عيون أخبار الرِّضا : 1/290/39 .
امام رضا عليه السلام

عِلّةُ القَتْلِ في إقامةِ الحَدِّ في الثّالثةِ ; لاسْتِخْفافِهِما و قِلَّةِ مُبالاتِهِما بِالضَّربِ حتّى كأنـَّهُما مُطْلَقٌ لَهُما الشَّيْءُ ، و عِلَّةٌ اُخْرى أنَّ المُسْتَخِفَّ باللّه ِ و بالحَدِّ كافِرٌ ، فوَجَبَ علَيهِ القَتلُ لدُخولِهِ في الكُفرِ .;

علت آن كه در بار سوم، حدّ قتل جارى مى شود اين است كه تازيانه خوردن را به چيزى نمى گيرند و به آن اهميتى نمى دهند چندان كه گويى آزادند و سرخود . علت ديگرش اين است كه كسى كه خدا و حدّ را سبك بشمارد كافر است و به سبب كافر شدن مستوجب قتل مى باشد .;

منبع: علل الشرائع : 547/1، عيون أخبار الرِّضا : 2/97 نحوه .
امام رضا عليه السلام

حَرّمَ اللّه ُ الفِرارَ مِن الزَّحْفِ ؛ لِما فيهِ مِن الوَهْنِ في الدِّينِ ، و الاسْتِخْفافِ بالرُّسُلِ و الأئمّةِ العادِلةِ عليهم السلام .;

خداوند فرار از ميدان جهاد را حرام كرده است ؛ چون باعث ضعف دين و خفيف شدن پيامبران و پيشوايان عادل عليهم السلام است .;

منبع: عيون أخبار الرِّضا : 2/92/1 .
امام رضا عليه السلام ـ نيز در همين باره ـ فرمود

يُنْفى مِن المِصْرِ الّذي فَعَلَ فيهِ ما فَعلَ إلى مِصْرٍ غَيرِهِ ، و يُكْتَبُ إلى أهلِ ذلكَ المِصْرِ أنَّهُ مَنْفِيٌّ فلا تُجالِسوهُ ، و لا تُبايِعوهُ ، و لا تُناكِحوهُ، و لا تُؤاكِلوهُ ، و لا تُشارِبوهُ، فَيُفْعَلُ ذلكَ بهِ سَنَةً ، فإنْ خَرجَ مِن ذلكَ المِصْرِ إلى غَيرِهِ كُتِبَ إلَيهِم بمِثْلِ ذلكَ حتّى تَتِمَّ السَّنَةُ .;

از شهرى كه در آن جنايت كرده به شهر ديگرى تبعيد شود و به مردم آن شهر اطلاع داده شود كه آن شخص تبعيدى است و نبايد با وى مراوده و معامله كنند و به او زن دهند و با او همسفره شوند . يك سال با او چنين رفتار مى شود . اگر در اين مدت از آن شهر به شهرى ديگر رفت، به مردم آن شهر نيز بايد چنين دستورهايى داده شود، تا يك سال به سر آيد .;

منبع: الكافي : 7/247/8 .
امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از حقّ مؤمن بر مؤمن ـ فرمود

إنّ مِن حقِّ المؤمنِ على المؤمنِ المَوَدَّةَ في صَدْرِهِ ، و المُواساةَ في مالِهِ··· و لا يقولُ لَهُ ; اُفٍّ ، فإذا قالَ لَهُ ; «اُفٍّ» فليسَ بَينَهُما وَلايَةٌ ، و إذا قالَ لَهُ ;

از جمله حقوق مؤمن بر مؤمن اين است كه در دل او را دوست بدارد ، با مال و ثروتش او را كمك رساند ··· و به او «اُفّ» نگويد، كه اگر چنين بگويد ديگر ميان آنها پيوند دوستى نباشد و اگر به او بگويد ; تو دشمن من هستى، يكى از آن دو ، ديگرى را كافر شمرده است؛ هرگاه به او تهمتى زند، ايمان در دلش آب شود، همان گونه كه نمك در آب حل مى شود.;

منبع: بحار الأنوار : 74/232/28 .
امام رضا عليه السلام ـ وقتى دست چپ خود را باز كرد و دست راستش را روى آن گذاشت ـ فرمود

هذهِ أرضُ الدُّنيا ، و السَّماءُ الدُّنيا علَيها فَوقَها قُبَّةٌ ، و الأرضُ الثّانِيةُ فَوقَ السَّماءِ الدُّنيا و السَّماءُ الثّانِيةُ فَوقَها قُبَّةٌ ـ و هكذا ساقَ الحديثَ إلى أنْ قالَ ; ـ و السَّماءُ السّابعَةُ فَوقَها قُبّةٌ ، و عَرشُ الرّحمنِ تباركَ و تعالى فَوقَ السّماءِ السّابِعَةِ ، و هُو قَولُ اللّه ِ; «الّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ ···» .;

اين زمين دنياست و آسمان فرودين (اوّل) همان گنبد روى آن است و زمين دوم روى آسمان پايين است و آسمان دوم گنبد روى آن است و همين گونه يكى يكى برشمرد و در پايان فرمود ; آسمان هفتم گنبد روى آن (زمين هفتم) است و عرش خداوند متعال بر فراز آسمان هفتم جاى دارد . اين است معناى سخن خداوند كه فرمود; «خدايى كه هفت آسمان را بيافريد ···» .;

منبع: بحار الأنوار : 60/79/4 .
امام رضا عليه السلام ـ درباره آيه «و او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز بيافريد و عرشش بر آب بود» ـ فرمود

«و هُوَ الّذي خَلَقَ السَّماواتِ و الأرْضَ في سِتَّةِ أيّامٍ وَ كَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ» ـ ; إنَّ اللّه َ تباركَ و تعالى خَلقَ العَرشَ و الماءَ و المَلائكَةَ قَبلَ خَلقِ السّماواتِ و الأرضِ ، و كانَتِ الملائكَةُ تَسْتَدِلُّ بأنْفُسِها و بالعَرشِ و الماءِ على اللّه ِ عزّ و جلّ ، ثُمَّ جَعلَ عَرشَهُ على الماءِ ليُظْهِرَ بذلكَ قُدْرَتَهُ للملائكةِ ، فَيَعلَمُوا أنَّهُ على كُلِّ شيءٍ قديرٌ ، ثُمَّ ··· خَلقَ السّماواتِ و الأرضَ في سِتَّةِ أيّامٍ و هُو مُسْتَولٍ على عَرشِهِ ، و كانَ قادِرا على أنْ يَخْلُقَها في طَرْفَةِ عَينٍ ، و لكنَّهُ عزّ و جلّ خَلقَها في سِتَّةِ أيّامٍ ليُظْهِرَ للملائكةِ ما يَخْلُقُهُ مِنها شَيئا بَعدَ شَيءٍ ، و تَسْتَدِلَّ بحُدوثِ ما يَحْدُثُ على اللّه ِ تعالى مَرّةً بعدَ مرّةٍ .;

خداوند تبارك و تعالى ، پيش از آفريدن آسمانها و زمين ، عرش و آب و فرشتگان را بيافريد و فرشتگان از وجود خود و عرش و آب به وجود خداوند عزّ و جلّ راه مى بردند . سپس عرش خود را بر روى آب قرار داد تا بدين گونه قدرت خويش را بر فرشتگان آشكار سازد و آنها بدانند كه او بر هر كارى تواناست؛ آن گاه··· در حالى كه بر عرش خويش استيلا داشت آسمانها و زمين را در شش روز خلق كرد . او مى توانست آنها را در يك چشم به هم زدن بيافريند، اما در شش روز آفريد، تا آنچه را از آسمان و زمين به تدريج مى آفريند بر فرشتگان آشكار كند، تا از طريق پديد آمدن پديده ها، اندك اندك به وجود خداوند متعال پى برند.;

منبع: التوحيد : 320/2 .