«فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ» ـ ; عَفوٌ مِن غَيرِ عُقوبَةٍ، و لا تَعنيفٍ ، و لا عَتبٍ .;
«پس گذشت كن گذشتى نيكو» ـ فرمود ; مقصود، گذشت بدون كيفر دادن و نكوهش و سرزنش است.;
احادیث امام رضا علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
«فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ» ـ ; عَفوٌ مِن غَيرِ عُقوبَةٍ، و لا تَعنيفٍ ، و لا عَتبٍ .;
«پس گذشت كن گذشتى نيكو» ـ فرمود ; مقصود، گذشت بدون كيفر دادن و نكوهش و سرزنش است.;
شَكا يوسُفُ في السِّجنِ إلَى اللّه ِ فَقالَ ; يا رَبِّ بِما استَحقَقتُ السِّجنَ ؟ فَأوحَى اللّه ُ إلَيهِ ; أنتَ اختَرتَهُ حينَ قُلتَ ; العافِيَةُ أحَبُّ إلَيَّ مِمّا يَدعونَني إلَيهِ ؟ ! .;
يوسف عليه السلام در زندان به درگاه خدا شِكوه كرد و گفت; بار خدايا! به چه سبب سزاوار زندان شدم؟ خداوند به او وحى فرمود كه; تو خود زندان را انتخاب كردى؛ آن گاه كه گفتى; «پروردگار من! زندان را خوشتر دارم از آنچه مرا به سوى آن فرا مى خوانند.» چرا نگفتى; عافيت را خوشتر دارم از آنچه مرا به سوى آن فرامى خوانند؟;
إنَّ اللّه َ تَعالى لا يُكَلِّفُ نَفسا إلاّ وُسعَها ، و لا يُحَمِّلُها فَوقَ طاقَتِها ، و لا تَكسِبُ كُلُّ نَفسٍ إلاّ عَلَيها ، و لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ اُخرى .;
خداوند متعال هيچ كس را جز به اندازه توانش تكليف ندهد و بيش از قدرتش بار [مسئوليت] بر دوش او ننهد و هر كس كارى كند، نتيجه اش را ببيند و هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نمى كشد.;
صَديقُ كُلِّ امرِئٍ عَقلُهُ و عَدُوُّهُ جَهلُهُ .;
دوست هر آدمى، خرد اوست و دشمن او بى خردى اش.;
التَّجَرُّعُ لِلغُصَّةِ ، و مُداهَنَةُ الأعداءِ ، و مُداراةُ الأصدِقاءِ .;
جام اندوه را جرعه جرعه نوشيدن و با دشمنان به تسامح و با دوستان با مدارا رفتار كردن.;
العَقلُ حَباءٌ مِنَ اللّه ِ و الأدَبُ كُلفَةٌ ، فَمَن تَكَلَّفَ الأدَبَ قَدَرَ عَلَيهِ ، و مَن تَكَلَّفَ العَقلَ لَم يَزدَدْ بِذلكَ إلاّ جَهلاً .;
خرد بخششى از جانب خداست و ادب (تربيت) با زحمت و كوشش به دست مى آيد؛ پس، هر كه در راه كسب آداب (تربيت) زحمت كشد به آن دست يابد و هر كه در راه افزودن بر خرد، خود را به زحمت اندازد، جز بر نادانيش افزوده نشود.;
العِلمُ أجمَعُ لأِهلِهِ مِنَ الآباءِ .;
دانش، براى اهل خود بيش از آن گرد مى آورد كه پدران براى فرزندان.;
يُقالُ لِلعابِدِ يَومَ القِيامَةِ ; نِعمَ الرَّجُلُ كُنتَ، هَمَّتكَ ذاتُ نَفسِكَ و كَفَيتَ النّاسَ مَؤونَتَكَ فَادخُلِ الجَنَّةَ . ألا إنّ الفَقيهَ مَن أفاضَ عَلَى النّاسِ خَيرَهُ ، و أنقَذَهُم مِن أعدائهِم ··· و يُقالُ لِلفَقيهِ ; يا أيُّها الكافِلُ لأِيتامِ آلِ مُحَمَّدٍ ، الهادي لِضُعَفاءِ مُحِبّيهِم و مَواليهِم ، قِفْ حَتّى تَشفَعَ لِكُلِّ مَن أخَذَ عَنكَ أو تَعَلَّمَ مِنكَ .;
روز قيامت به عابد گفته مى شود; آدم خوبى بودى، به خودت پرداختى و زحمت خود را از دوش مردم برداشتى. به بهشت درآى. بدانيد كه فقيه كسى است كه خير خود را بر مردم فرو ريزد و آنان را از دشمنانشان برهاند··· به فقيه گفته مى شود; اى كسى كه سرپرستى يتيمان آل محمّد را به عهده گرفتى و دوستداران و پيروانِ مستضعف آنان را هدايت كردى! بايست، تا براى هر كس كه از تو بهره مند شده يا دانش آموخته شفاعت كنى.;
إنَّ الأعمالَ تُعرَضُ عَلى رَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله أبرارَها و فُجّارَها .;
كارها، از نيك و بد، به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نشان داده مى شود.;
إنَّ قَوما مِن مَواليكَ سَألوني أن تَدعُوَ اللّه َ لَهُم ـ ; وَ اللّه ِ إنّي لَأعرِضُ أعمالَهُم عَلَى اللّه ِ في كُلِّ يَومٍ .;
گروهى از دوستان شما از من خواسته اند كه از شما تقاضا كنم برايشان دعا كنيد ـ فرمود ; به خدا قسم هر روز اعمال آنها را بر خدا عرضه مى كنم.;
إنَّ أوحَشَ ما يَكونُ هذا الخَلقُ في ثَلاثَةِ مَواطِنَ ; يَومَ يولَدُ و يَخرُجُ مِن بَطنِ اُمِّهِ فيَرَى الدّنيا ، و يَومَ يَموتُ فيُعايِنُ الآخِرَةَ و أهلَها ، و يَومَ يُبعَثُ فيَرى أحكاما لَم يَرَها في دارِ الدّنيا .;
وحشتناكترين زمان براى اين مخلوق در سه جاست ; روزى كه به دنيا مى آيد و از شكم مادرش بيرون مى آيد و دنيا را مى بيند و روزى كه مى ميرد و آخرت و اهل آن را مشاهده مى كند و روزى كه برانگيخته مى شود و احكامى مى بيند كه در سراى دنيا آنها را نديده است.;
دَخَلَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يومَ فَتحِ مكَّةَ و الأصنامُ حَولَ الكعبَةِ ، و كانَت ثلاثَمِائةٍ و سِتِّينَ صَنَما ، فَجَعَلَ يَطعَنُها بِمِخصَرَةٍ في يَدِهِ و يقولُ ; «جاءَ الحَقُّ و زَهَقَ الباطلُ إِنَّ الباطلَ كانَ زَهُوقا» ، جاءَ الحَقُّ و ما يُبدِئُ الباطِلُ و ما يُعيدُ . فَجَعَلَت تُكَبُّ لِوَجهِها .;
روزى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مكه را فتح كرد، بتها كه تعدادشان سيصد و شصت عدد بود پيرامون كعبه نصب شده بودند.آن حضرت با چوبى كه در دستش بود به آنها مى زد و مى فرمود ; حق آمد و باطل نابود شد، براستى كه باطل نابود شدنى است. حق آمد و باطل ديگر آغاز نمى شود و بر نمى گردد. در اين هنگام بتها يكى يكى به رو در مى افتادند.;
عِلَّةُ غُسلِ الجَنابَةِ النَّظافَةُ ، و تَطهيرُ الإنسانِ نفسَهُ ممّا أصابَهُ مِن أذاهُ ، و تَطهيرُ سائرِ جَسَدِهِ ··· .;
علت غسل جنابت، پاكيزگى است و اين كه انسان خودش را از آلودگى اى كه به او رسيده و نيز ساير بدنش را پاك كند···.;
عِلَّةُ غُسلِ العيدِ و الجُمُعَةِ و غَيرِ ذلكَ مِن الأغسالِ ؛ لِما فيهِ مِن تَعظيمِ العَبدِ رَبَّهُ ، و استِقبالِهِ الكريمَ الجليلَ ، و طَلَبِ المَغفِرَةِ لِذُنوبِهِ .;
علت غسل عيد و جمعه و ديگر غسلها، تعظيم و احترام بنده نسبت به پروردگارش و روى كردن به آن بخشنده بزرگوار و طلب آمرزش براى گناهان خود است.;
و غُسلُ يومِ الجُمُعةِ سُنَّةٌ ، و غُسلُ العيدَينِ ، و غسلُ دُخولِ مكَّةَ و المَدينةِ ، و غُسلُ الزِّيارَةِ ، و غُسلُ الإحرامِ ، و أوَّلِ ليلةٍ مِن شهرِ رَمَضانَ و ليلةِ سَبعَ عَشرَةَ و ليلةِ تِسعَ عَشرَةَ و ليلةِ إحدى و عِشرينَ و ليلةِ ثلاثٍ و عِشرينَ من شهرِ رَمَضانَ ، هذه الأغسالُ سُنَّةٌ ، و غُسلُ الجَنابَةِ فَريضةٌ ، و غُسلُ الحَيضِ مِثلُهُ .;
غسل روز جمعه سنّت است، غسل عيدين (فطر و قربان) و غسل داخل شدن به مكّه و مدينه و غسل زيارت و غسل اِحرام و غسل شب اوّل و شب هفدهم و شب نوزدهم و شب بيست و يكم و شب بيست و سوم ماه رمضان، سنّت است. غسل جنابت واجب است و غسل حيض نيز مانند آن [واجب ]است.;
قالَ الحواريُّونَ لِعيسى عليه السلام ; أيُّ الأشياءِ أشَدُّ ؟ قالَ ; أشَدُّ الأشياءِ غَضَبُ اللّه ِ . قالوا ; بأن لا تَغضَبُوا .;
حواريون از حضرت عيسى عليه السلام سؤال كردند; سخت ترين چيزها چيست؟ حضرت فرمود ; سخت ترين چيزها خشم خداست. عرض كردند ; چگونه مى توان خود را از خشم خدا نگه داشت؟ فرمود ; به اين كه خشمگين نشويد.;
مَثَلُ الاستِغفارِ مَثَلُ وَرَقٍ على شَجَرةٍ تَحَرَّكُ فَيَتَناثَرُ .;
حكايت استغفار [و ريختن گناهان به سبب آن ]حكايت برگ درخت است كه با تكان خوردن درخت مى ريزد.;
المُستَغفِرُ مِن ذَنبٍ و يَفعَلُهُ كَالمُستَهزئَ بربِّهِ .;
كسى كه از گناهى استغفار مى كند و باز آن را انجام مى دهد، مانند كسى است كه پروردگارش را ريشخند كند.;
مَنِ استَغفَرَ بلِسانِهِ و لم يَندَمْ بقَلبِهِ فَقدِ استَهزَأ بنفسِهِ .;
هر كه به زبانش آمرزش بخواهد و در دلش [از گناه خود ]پشيمان نباشد، خودش را ريشخند كرده است.;
مَن قالَ بالتَّشبيهِ و الجَبرِ فهُو كافِرٌ مُشرِكٌ ، و نَحنُ مِنهُ بُراءٌ فِي الدنيا و الآخِرَةِ . يا بنَ خالدٍ ، إنّما وَضَعَ الأخبارَ عَنّا فِي التَّشبيهِ و الجَبرِ الغُلاةُ الذينَ صَغَّرُوا عَظَمَةَ اللّه ِ تعالى، فَمَن أحَبَّهُم فقد أبغَضَنا··· .;
كسى كه قائل به تشبيه و جبر باشد كافرى مشرك است و ما در دنيا و آخرت از او بيزار هستيم. اى پسر خالد! اخبارى را كه از قول ما درباره تشبيه و جبر نقل مى شود، همين غُلات ساخته اند كه عظمت خداوند متعال را كوچك مى كنند؛ پس هر كه آنان را دوست داشته باشد، ما را دشمن دارد··· .;