امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام

الإمامُ الرِّضا عليه السلام ـ لَمّا سَألَهُ يُونسُ عَنِ اليَقينِ ـ
التَّوكُّلُ علَى اللّه ِ ، و التَّسليمُ للّه ِ ، و الرِّضا بِقَضاءِ اللّه ِ ، و التَّفْويضُ إلى اللّه ِ .;
امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال يونس از يقين ـ فرمود
توكّل بر خدا و تسليم در برابر خدا و راضى بودن به قضاى خدا و وا گذاردن كارها به خدا.;
الكافي : 2/52/5.

الإمامُ الرِّضا عليه السلام
إنّما سُمّيَ اُولو العَزمِ اُولي العَزمِ لأنّهُم كانوا أصحابَ الشَّرائعِ و العَزائمِ ؛ و ذلكَ أنَّ كُلَّ نَبيٍّ بعدَ نُوحٍ عليه السلام كانَ على شَريعَتهِ و مِنهاجِهِ و تابِعا لكِتابِهِ إلى زَمَنِ إبراهيمَ الخليلِ ، و كلَّ نَبيٍّ كانَ في أيّامِ إبراهيمَ و بَعدَهُ كانَ على شَريعَةِ إبراهيمَ و مِنهاجِهِ و تابِعا لكِتابِهِ إلى زَمنِ موسى ، و كلَّ نَبيٍّ كانَ في زَمنِ موسى و بَعدَهُ كانَ على شَريعَةِ موسى و مِنهاجِهِ و تابِعا لكِتابِهِ إلى أيّامِ عيسى عليه السلام ، و كلَّ نَبيٍّ كانَ في أيّامِ عيسى عليه السلام و بَعدَهُ كانَ على مِنهاجِ عيسى و شَريعَتهِ و تابِعا لكِتابهِ إلى زَمنِ نَبيِّنا محمّدٍ صلى الله عليه و آله ، فهؤلاءِ الخَمسَةُ اُولو العَزمِ ، فهُم أفضَلُ الأنبياءِ و الرُّسُلِ عليهم السلام .;
امام رضا عليه السلام
پيامبران اولو العزم در حقيقت بدين سبب اولو العزم ناميده شده اند كه داراى شريعت و آيين بودند. چون هر پيامبرى بعد از نوح عليه السلام بر شريعت و روش او و تابع كتاب وى بود، تا زمان ابراهيم خليل و هر پيامبرى در روزگار ابراهيم و پس آن بر شريعت و راه ابراهيم و پيرو كتاب او بود، تا زمان موسى و هر پيامبرى در زمان موسى و بعد از آن بر شريعت و طريقه موسى و تابع كتاب او بود، تا زمان عيسى عليه السلام و هر پيامبرى در روزگار عيسى عليه السلام و بعد از آن بر روش و شريعت عيسى و پيرو كتاب او بود، تا زمان پيامبرِ ما محمّد صلى الله عليه و آله . اين پنج تن اولو العزم هستند و آنان برترين پيامبران و رسولان عليهم السلام مى باشند.;
عيون أخبار الرِّضا : 2/80/13 .

الإمامُ الرِّضا عليه السلام
مِن أخلاقِ الأنبياءِ التَّنَظُّفُ .;
امام رضا عليه السلام
يكى از خصلت هاى پيامبران پاكيزگى است.;
تحف العقول : 442 .

عنه عليه السلام
مِن أخلاقِ الأنبياءِ عليهم السلام الطِّيبُ .;
امام رضا عليه السلام
از اخلاق پيامبران، به كار بردن بوى خوش است.;
مكارم الأخلاق : 1/102/200 .

عنه عليه السلام
الطِّيبُ مِن أخلاقِ الأنبياءِ .;
امام رضا عليه السلام
به كار بردن بوى خوش، از اخلاق پيامبران است.;
الكافي : 6/510/1 .

الإمامُ الرِّضا عليه السلام ـ و قد سألَهُ البَزَنطيُّ عن كيفيَّةِ تَناسُلِ النّاسِ مِن آدمَ ـ
حَمَلَت حَوّاءُ هابِيلَ و اُختا لَهُ في بَطنٍ ، ثمّ حَمَلَت في البَطنِ الثّاني قابِيلَ و اُختا له في بَطنٍ ، فزُوّجَ هابِيلُ الّتي معَ قابِيلَ ، و تَزوَّجَ قابِيلُ الّتي مَع هابِيلَ ، ثُمّ حَدَثَ التَّحريمُ بعدَ ذلكَ .;
امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال بزنطى از چگونگى تكثير نسل مردم از آدم ـ فرمود
حوّا، هابيل و خواهر او را در يك شكم حامله شد. سپس شكم دوم قابيل و خواهرش را توأما حامله گشت. پس، هابيل با خواهر همزاد قابيل ازدواج كرد و قابيل با خواهر همزاد هابيل. بعد از آن ازدواج خواهر و برادر با يكديگر تحريم شد.;
قرب الإسناد : 366/1311 .

الإمامُ الرِّضا عليه السلام
إنّ الخضرَ شَرِبَ مِن ماءِ الحَياةِ فهُو حَيٌّ لا يَموتُ حتّى يُنفَخَ في الصُّورِ ، و إنّهُ لَيأتِينا فيُسَلِّمُ فنَسمَعُ صَوتَهُ و لا نَرى شَخصَهُ ، و إنّهُ لَيَحضُرُ حيثُ ما ذُكِرَ ، فمَن ذكَرَهُ مِنكُم فلْيُسَلِّمْ علَيهِ ، و إنّهُ لَيَحضُرُ المَوسِمَ كُلَّ سَنةٍ فيَقضي جَميعَ المَناسِكِ و يَقِفُ بعَرَفَةَ فيُؤمِّنُ على دُعاءِ المؤمِنينَ ، و سيُؤنِسُ اللّه ُ بهِ وَحشَةَ قائمِنا في غَيبَتِهِ ، و يَصِلُ بهِ وَحدَتَهُ .;
امام رضا عليه السلام
خضر از آب حيات نوشيد و از اين رو زنده است و تا روزى كه در صور دميده شود نمى ميرد. او نزد ما مى آيد و سلام مى كند و ما صدايش را مى شنويم امّا خودش را نمى بينيم. هر جا اسمش برده شود، حاضر مى شود. بنا بر اين، هر يك از شما نام او را برد، به وى سلام دهد. هر سال در موسم حج حاضر مى شود و تمام مناسك را به جا مى آورد و در عرفه مى ايستد و براى دعاى مؤمنان آمين مى گويد. زودا كه خداوند او را انيس تنهايى قائم ما، در زمان غيبتش قرار دهد و به وسيله او، وى را از تنهايى به در آورد.;
كمال الدين : 390/4 .

الإمامُ الرِّضا عليه السلام ـ فيما احتَجَّ بهِ على جاثلِيقِ النَّصارى ـ
إنّ اليَسَعَ قد صَنَعَ مِثلَ ما صَنَعَ عيسى عليه السلام ; مَشى علَى الماءِ ، و أحيا المَوتى ، و أبرَأ الأكمَهَ و الأبرَصَ ، فلَم تَتَّخِذْهُ اُمّتُهُ رَبّا .;
امام رضا عليه السلام ـ در مباحثه خود با جاثليق نصرانى ـ فرمود
يَسَع نيز همان كارهاى عيسى عليه السلام را مى كرد ; روى آب راه مى رفت، مردگان را زنده مى كرد، كور مادر زاد و پيس را شفا مى داد؛ با اين حال امّتش او را به خدايى نگرفتند.;
الاحتجاج : 2/407/307 .

الإمامُ الرِّضا عليه السلام
كانَ نَقشُ خاتَمِ عيسى عليه السلام حَرفَينِ اشتَقّهُما من الإنجيلِ ; طُوبى لِعَبدٍ ذُكِرَ اللّه ُ مِن أجلِهِ ، و وَيلٌ لِعَبدٍ نُسِيَ اللّه ُ مِن أجلِهِ .;
امام رضا عليه السلام
نقش انگشترى عيسى عليه السلام اين دو جمله بود كه آنها را از انجيل برگرفته بود ; خوشا به حال بنده اى كه موجب ياد خدا شود و واى به حال بنده اى كه باعث فراموشى خدا گردد.;
عيون أخبار الرِّضا : 2/55/206 .

الإمامُ الرِّضا عليه السلام
أوحَى اللّه ُ عَزَّ و جلَّ إلى نَبيٍّ مِن أنبيائهِ ; إذا أصبَحتَ فأوّلُ شيءٍ يَستَقبِلُكَ فكُلْهُ ، و الثّاني فاكتُمْهُ ، و الثّالِثُ فاقبَلْهُ ، و الرّابِعُ فلا تُؤيسْهُ ، و الخامِسُ فاهرَبْ مِنهُ . فلَمّا أصبَحَ مَضى فاستَقبَلَهُ جَبَلٌ أسوَدُ عَظيمٌ فَوَقَفَ و قالَ ; أمَرَني ربّي عَزَّ و جلَّ أن آكُلَ هذا ، و بَقِيَ مُتَحَيِّرا ، ثُمّ رَجَعَ إلى نفسِهِ و قالَ ; أمَرَني ربِّي أن أكتُمَ هذا ، فحَفَرَ لَهُ حُفرَةً و جَعَلَهُ فيها و ألقى علَيهِ التُّرابَ ، ثُمّ مَضى فالتَفَتَ فإذا بالطَّستِ قد ظَهَرَ قالَ ; قد فَعَلتُ ما أمَرَني ربّي عَزَّ و جلَّ فمَضى ، فإذا هُو بِطَيرٍ و خَلفَهُ بازِي فَطافَ الطّيرُ حَولَهُ فقالَ ; أمَرَني ربّي عَزَّ و جلَّ أن أقبَلَ هذا ، ففَتَحَ كُمَّهُ فدَخَلَ الطّيرُ فيهِ ، فقالَ لَهُ البازِي ; أخَذتَ صَيدي و أنا خَلفَهُ مُنذُ أيّامٍ ، فقالَ ; إنّ ربّي عَزَّ و جلَّ أمَرَني أن لا اُويِسَ هذا ، فقَطَعَ مِن فَخِذِهِ قِطعَةً فألقاها إلَيهِ ثُمّ مَضى ، فلَمّا مَضى إذا هُو بلَحمِ مِيتَةٍ مُنتِنٍ مُدَوِّدٍ ، فقالَ ; أمَرَني ربّي عَزَّ و جلَّ أن أهرَبَ مِن هذا ، فهَرَبَ مِنهُ و رجَعَ . فرأى في المَنامِ كأنّهُ قد قِيلَ لَهُ ; إنّكَ قد فَعَلتَ ما اُمِرتَ بهِ ، فهَل تَدري ما ذاكَ كانَ ؟ قالَ ; لا ، قيلَ لَهُ ; أمّا الجَبَلُ فهُوَ الغَضَبُ ، إنّ العَبدَ إذا غَضِبَ لَم يَرَ نَفسَهُ و جَهِلَ قَدرَهُ مِن عِظَمِ الغَضَبِ ، فإذا حَفِظَ نفسَهُ و عَرَفَ قَدرَهُ و سكَنَ غَضبُهُ كانَت عاقِبَتُهُ كاللُّقمَةِ الطَّيِّبةِ الّتي أكَلَها ، و أمّا الطَّستُ فهُو العَمَلُ الصّالِحُ إذا كَتَمَهُ العَبدُ و أخفاهُ أبَى اللّه ُ عَزَّ و جلَّ إلاّ أن يُظهِرَهُ لِيُزَيِّنَهُ بهِ مَع ما يَدَّخِرُ لَهُ مِن ثَوابِ الآخِرَة ، و أمّا الطَّيرُ فهُو الرّجُلُ الّذي يَأتِيكَ بنَصيحَةٍ فاقبَلْهُ و اقبَلْ نَصيحَتَهُ ، و أمّا البازِي فهُوَ الرّجُلُ الّذي يَأتِيكَ في حاجَةٍ فلا تُؤيِسْهُ ، و أمّا اللّحمُ المُنتِنُ فهُو الغِيبَةُ فاهرَب مِنها .;
امام رضا عليه السلام
خداوند عزّ و جلّ به پيامبرى از پيامبرانش وحى فرمود ; چون صبح خود را آغاز كردى نخستين چيزى را كه با آن رو به رو شدى بخور و دومين چيز را مخفى كن و سومين را پذيرا شو (پناه ده) و چهارمين را نوميد مكن و از پنجمى بگريز. صبح كه شد آن پيامبر به راه افتاد و با كوه سياه بزرگى رو به رو شد. ايستاد و گفت ; پروردگارم عزّ و جلّ مرا فرموده است كه اين را بخورم و متحيّر ماند، ولى به خود آمد و گفت ; پروردگارم ـ جلّ جلاله ـ مرا به كارى كه توانش را ندارم فرمان نمى دهد. لذا به طرف كوه رفت تا آن را بخورد. هرچه به آن نزديك تر مى شد، كوه كوچكتر مى گشت و وقتى به آن رسيد كوه را لقمه اى يافت و آن را خورد و ديد خوش مزه ترين چيزى است كه تاكنون خورده است. سپس به راهش ادامه داد و تشتى زرين يافت، به خود گفت ; پروردگارم فرموده است كه اين را پنهان كنم. پس گودالى كند و تشت را در آن گذاشت و رويش خاك ريخت و آنگاه به راهش ادامه داد. چند قدمى كه رفت برگشت ناگاه ديد تشت از زير خاك درآمده است. با خود گفت ; من آنچه پروردگارم فرموده بود انجام دادم. لذا راهش را پى گرفت و رفت. ناگهان چشمش به پرنده اى افتاد كه يك باز [شكارى] او را تعقيب مى كند. پرنده دور آن پيامبر به چرخش درآمد. با خود گفت ; پروردگارم عزّ و جلّ فرموده است كه اين را پذيرا شوم و پناه دهم. لذا آستين خود را گشود و پرنده داخل آن شد. باز [شكارى ]به او گفت ; تو شكار مرا گرفتى، در حالى كه من چند روز است دنبال آن هستم. آن پيامبر گفت ; پروردگارم عزّ و جلّ به من فرموده است كه اين را نوميد نكنم. پس، تكّه اى از ران خود را قطع كرد و پيش باز انداخت و به راه خود ادامه داد. در راه، مردار گنديده كرم افتاده اى ديد. گفت; پروردگارم عزّ و جلّ مرا فرموده است كه از اين فرار كنم. پس از آن گريخت و برگشت. در خواب ديد كه انگار به او گفته شد ; تو مأموريت خود را به انجام رساندى، حال آيا مى دانى اين ها چه بود؟ گفت ; نه. به او گفته شد ; امّا آن كوه، خشم است. بنده هرگاه عصبانى شود، از عظمت و شدت خشم، خودش را نمى بيند و قدر و ارزش خويش را نمى شناسد. امّا چون خويشتندارى كند و قدر و ارزش خود را بشناسد و خشمش آرام گيرد، فرجام آن خشم چون لقمه گوارايى است كه مى خورد. امّا آن تشت، عمل صالح است كه هرگاه بنده آن را پوشيده بدارد و مخفى نگه دارد، خداوند عزّ و جلّ آن عمل را آشكار مى گرداند تا علاوه بر ثوابى كه براى آخرت او ذخيره مى كند، در همين دنيا او را با آن آراسته گرداند. امّا آن پرنده، مردى است كه تو را اندرزى دهد. پس او را پذيرا شو و اندرزش را قبول كن. امّا آن باز [شكارى]، مردى است كه براى حاجتى پيش تو مى آيد، چنين كسى را نوميد مگردان و امّا آن گوشت گنديده، غيبت است؛ پس از آن بگريز.;
عيون أخبار الرِّضا : 1/275/12 .

الإمامُ الرِّضا عن آبائهِ عن الإمامِ عليٌّ عليهم السلام
أنّهُ كانَ يَومَ الجُمُعةِ يَخطُبُ علَى المِنبَرِ، فَقالَ ; و الّذي فَلَقَ الحَبَّةَ و بَرأ النَّسمَةَ ما مِن رجُلٍ مِن قُرَيشٍ جَرَت علَيهِ المَواسي إلاّ و قد نَزَلَت فيهِ آيَةٌ مِن كِتابِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ ، أعرِفُها كما أعرِفُهُ . فقامَ إليهِ رجُلٌ فقالَ ; يا أميرَ المؤمنينَ ، ما آيَتُكَ الّتي نَزَلَت فيكَ ؟ فقالَ ; نَعَم يا أميرَ المؤمنينَ . قالَ ; فسَمِعتَ اللّه َ عَزَّ و جلَّ يَقولُ ; «أ فَمَنْ كانَ على بَيِّنَةٍ مِن رَبِّهِ و يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ» ؟ قالَ ; نَعَم . قالَ ; فالّذي على بَيّنَةٍ مِن رَبِّهِ محمدٌ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ، و الّذي يَتلوهُ شاهِدٌ منهُ و هُو الشّاهِدُ و هُو مِنهُ عليُّ بنُ أبي طالبٍ ، و أنا الشّاهِدُ و أنا مِنهُ صلى الله عليه و آله .;
امام رضا عليه السلام ـ به نقل از پدرانش عليهم السلام فرمود
امام على عليه السلام در روز جمعه اى كه بر منبر خطبه مى خواند فرمود ; سوگند به آنكه دانه را شكافت و انسان را آفريد، هيچ مرد قرشى نبود كه به سنّ بلوغ رسيده باشد، مگر اينكه آيه اى از كتاب خداوند عزّ و جلّ درباره او نازل شد و من آن مرد و آن آيه را مى شناسم. مردى برخاست و عرض كرد ; اى امير مؤمنان! آيه اى كه درباره تو نازل شده كدام است؟ فرمود ; حال كه پرسيدى، گوش كن و لازم نيست كه در اين باره از شخص ديگرى هم بپرسى. آيا سوره هود را خوانده اى؟ عرض كرد ; آرى، اى امير مؤمنان! فرمود ; پس، شنيده اى كه خداوند عز و جل مى فرمايد ; «ا فمن كان على بيّنة من ربّه و يتلوه شاهد منه»؟ عرض كرد ; آرى. فرمود ; آن كسى كه از جانب پروردگارش بيّنه اى دارد، محمّد صلى الله عليه و آله رسول خداست و آن شاهد خودى كه به دنبال او مى رود، على بن ابى طالب است. من آن شاهد هستم و من از او صلى الله عليه و آله مى باشم.;
الأمالي للطوسيّ : 371 / 800.

الإمامُ الرِّضا عليه السلام ـ لَمّا سُئلَ عن مَعنى قَولِ النّبيِّ صلى الله عليه و آله
أنا ابنُ الذَّبيحَينِ ـ ; يَعني إسماعيلَ بنَ إبراهيمَ الخليلِ عليه السلام و عبدَ اللّه ِ بنَ عبدِ المطّلبِ .;
امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله كه
من فرزند دو ذبيح هستم ـ فرمود ; مقصود اسماعيل بن ابراهيم خليل عليه السلام و عبد اللّه بن عبد المطلّب است.;
عيون أخبار الرِّضا : 1 / 210 / 1.

الإمامُ الرِّضا عليه السلام
قالَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ لنَبيِّهِ محمّدٍ صلى الله عليه و آله ; «أ لَمْ يَجِدْكَ يَتيما فآوَى» يقولُ ; أ لَم يَجِدكَ وَحيدا فآوى إلَيكَ النّاسَ ؟! .;
امام رضا عليه السلام
خداوند عزّ و جلّ به پيامبرش محمّد صلى الله عليه و آله فرمود ; «آيا تو را يتيم نيافت و پناه داد». مى فرمايد ; مگر نه اينكه تو را يگانه (دُردانه) يافت و مردم را به سوى تو كشاند.;
بحار الأنوار : 16 / 142 / 5.

الإمامُ الرِّضا عليه السلام ـ مِن مُحاوَراتِهِ مَع أهلِ الأديانِ ، في إثباتِ نُبُوَّةِ محمّدٍ صلى الله عليه و آله ـ
و مِن آياتِهِ أنّهُ كانَ يَتيما فَقيرا راعِيا أجِيرا ، لَم يَتَعَلَّمْ كِتابا و لَم يَختَلِفْ إلى مُعلِّمٍ ، ثُمّ جاءَ بالقرآنِ الّذي فيهِ قِصَصُ الأنبياءِ عليهم السلام و أخبارُهُم حَرفا حَرفا ، و أخبارُ مَن مَضى و مَن بَقِيَ إلى يَومِ القِيامَةِ .;
امام رضا عليه السلام ـ در مباحثات خود با پيروان اديان، در اثبات نبوّت حضرت محمّد صلى الله عليه و آله ـ فرمود
از جمله نشانه هاى [نبوّتش ]اين است كه آن حضرت يتيم و فقير و چوپان و مزد بگير بود. نه كتابى آموخت و نه به محضر آموزگارى آمد و شد كرد. سپس قرآنى آورد كه در آن كلمه به كلمه داستان هاى پيامبران و سرگذشت آنان و اخبار گذشتگان و آيندگان تا روز قيامت، آمده است.;
عيون أخبار الرِّضا : 1 / 167 / 1 .

الإمامُ الرِّضا عليه السلام
مِن أخلاقِ الأنبياءِ التَّنَظُّفُ .;
امام رضا عليه السلام
پاكيزگى از اخلاق پيامبران است.;
بحار الأنوار : 78 / 335 / 4.

الإمامُ الرِّضا عليه السلام
اِستِعمالُ العَدلِ و الإحسانِ مُؤْذِنٌ بِدَوامِ النِّعمَةِ .;
امام رضا عليه السلام
به كار بستن عدالت و نيكوكارى، خبر از دوام نعمت مى دهد.;
عيون أخبار الرِّضا : 2 / 24 / 52.

الإمامُ الرِّضا عليه السلام
النّاسُ ضَربانِ ; بالِغٌ لا يَكتَفي ، و طالِبٌ لا يَجِدُ .;
امام رضا عليه السلام
مردم دو گونه اند ; رسنده اى كه بسنده نمى كند و جوينده اى كه نمى يابد.;
بحار الأنوار : 78 / 349 / 7.

الإمامُ الرِّضا عليه السلام
إنَّ النَّومَ سُلطانُ الدِّماغِ ، و هُو قِوامُ الجَسَدِ و قُوَّتُهُ .;
امام رضا عليه السلام
خواب، سلطان مغز است و مايه قوام و نيروى بدن.;
بحار الأنوار : 62 / 316.

الإمامُ الرِّضا عليه السلام
حَرَّمَ اللّه ُ التَّعَرُّبَ بَعد الهِجرَةِ للرُّجوعِ عَنِ الدِّينِ و تَركِ المُوازَرَةِ للأنبياءِ و الحُجَجِ عليهم السلام ، و ما في ذلِكَ مِن الفَسادِ و إبطالِ حَقِّ كُلِّ ذي حَقٍّ لِعِلَّةِ سُكنَى البَدوِ ؛ و لذلكَ لَو عَرَفَ الرّجُلُ الدِّينَ كامِلاً لَم يَجُزْ لَهُ مُساكَنَةُ أهلِ الجَهلِ، و الخَوفِ علَيهِ؛ لأنّهُ لا يُؤمَنُ أن يَقَعَ مِنهُ تَركُ العِلمِ، و الدُّخولُ مَع أهلِ الجَهلِ و التَّمادِي في ذلكَ .;
امام رضا عليه السلام
خداوند تعرّب بعد از هجرت را حرام فرمود؛ چون باعث برگشتن از دين و دست شستن از يارى پيامبران و حجّتها[ى خدا] عليهم السلام و نيز تباهى و از بين بردن حقّ هر صاحب حقّى مى شود، چون با باديه نشينان همنشين مى شود و همچنين اگر كسى دين را كاملاً شناخت، براى او جايز نيست در ميان مردمان نادان و بى خبر [از دين و معارف آن] سكونت كند؛ چون بيم آن مى رود كه دست از علم بردارد و با نادانان در آيد و در جهل غوطه ور شود.;
وسائل الشيعة : 11 / 75 / 2.

الإمامُ الرِّضا عليه السلام عن آبائهِ عليهم السلام
في أوَّلِ لَيلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ يُغَلُّ المَرَدَةُ مِن الشَّياطينِ، و يُغفَرُ في كُلِّ لَيلَةٍ سَبعينَ ألفا ، فإذا كانَ في لَيلَةِ القَدرِ غَفَرَ اللّه ُ بمِثلِ ما غَفَرَ في رَجَبٍ و شَعبانَ و شَهرِ رَمَضانَ إلى ذلكَ اليَومِ إلاّ رجُلٌ بَينَهُ و بَينَ أخيهِ شَحناءُ ، فيَقولُ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ ; أنظِروا هؤلاءِ حتّى يَصطَلِحوا .;
امام رضا عليه السلام ـ به نقل از پدران بزرگوار خود ـ فرمود
در شب اول ماه رمضان شيطان هاى سركش به غل و زنجير بسته مى شوند و در هر شبى هفتاد هزار نفر آمرزيده مى شوند و در شب قدر خداوند به اندازه اى كه در ماه رجب و شعبان و ماه رمضان تا آن هنگام (شب قدر) آمرزيده است، مى آمرزد مگر مردى را كه ميان او و برادرش دشمنى و كينه اى باشد. پس خداوند عزّ و جلّ فرمايد; اينان را بگذاريد (مهلت دهيد) تا زمانى كه با هم آشتى كنند.;
بحار الأنوار : 75 / 188 / 11.