عنه عليه السلام ـ لِلرَّيّانِ بنِ الصَّلتِ و قد سَألَهُ عن قَبولِهِ ولايَةَ العَهدِ مَع إظهارِهِ الزُّهدَ في الدُّنيا ـ
قَد عَلِمَ اللّه ُ كَراهَتي لذلكَ ، فلَمّا خُيِّرتُ بَينَ قَبولِ ذلكَ و بَينَ القَتلِ ، اختَرتُ القَبولَ علَى القَتلِ ··· .;
امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به ريّان فرزند صلت كه پرسيد
چرا با وجود آنكه اظهار بى رغبتى به دنيا مى كنى ولايتعهدى را پذيرفتى؟ ـ فرمود; خدا مى داند كه من اين كار را ناخوش داشتم، اما وقتى ميان پذيرفتن ولايتعهدى و كشته شدن مخيّر شدم، پذيرفتن آن را بر كشته شدن ترجيح دادم··· .;
عيون أخبار الرِّضا : 2/139/2.
عنه عليه السلام ـ عِندَ ما قَبِلَ الولايَةَ ـ
اللّهُمّ إنّكَ قَد نَهَيتَني عَن الإلقاءِ بِيَدي إلَى التَّهلُكَةِ ، و قد اُكرِهتُ و اضطُرِرتُ ، كما أشرَفتُ مِن قِبَلِ عبدِ اللّه ِ المأمونِ علَى القَتلِ مِنّي مَتى لَم أقبَلْ ولايَةَ عَهدِهِ ، و قد اُكرِهتُ و اضطُرِرتُ كما اضطُرَّ يُوسفُ و دانيالُ عليهما السلام إذ قَبِلَ كُلُّ واحِدٍ مِنهُما الولايَةَ مِن طاغِيَةِ زمانِهِ .;
امام رضا عليه السلام ـ هنگامى كه ولايتعهدى را پذيرفت ـ گفت
بار خدايا! تو مرا از اينكه با دست خود خويشتن را به نابودى اندازم نهى فرمودى، ولى مجبور و ناچار شدم، چه اينكه اگر ولايتعهدى او را نمى پذيرفتم از جانب عبد اللّه مأمون در آستانه كشته شدن قرار مى گرفتم. من نيز همانند يوسف و دانيال عليهما السلام مجبور و ناچار شدم؛ زيرا هر يك از آن دو نيز [از روى اجبار] از جانب طاغوت زمان خود عهده دار ولايت شدند.;
عيون أخبار الرِّضا : 1/19/1.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام
إيّاكَ و المُرتَقَى الصَّعبَ إذا كانَ مُنحَدَرُهُ وَعْرا ، و إيّاكَ أن تُتبِعَ النّفسَ هَواها فإنّ في هَواها رَداها .;
امام رضا عليه السلام
زنهار از بلندى اى كه بالا رفتن از آن دشوار و پايين آمدنش سخت و وحشتناك است و از پيروى هواىِ نفْس بپرهيز؛ زيرا در هواىِ نفْس نابودىِ نفْس نهفته است.;
مشكاة الأنوار : 455/1524 .
الإمامُ الرِّضا عليه السلام
التَّواضُعُ أن تُعطِيَ النّاسَ ما تُحِبُّ أن تُعطاهُ .;
امام رضا عليه السلام
فروتنى آن است كه با مردم چنان رفتار كنى كه دوست دارى با تو رفتار شود.;
الكافي : 2/124/13.
عنه عليه السلام ـ لَمّا سألَهُ ابنُ الجَهمِ
ما حَدُّ التَّواضُعِ الّذي إذا فَعَلَهُ العَبدُ كانَ مُتَواضِعا ؟ ـ ; التَّواضُعُ دَرَجاتٌ ; مِنها أن يَعرِفَ المَرءُ قَدرَ نَفسِهِ فيُنزِلَها مَنزِلَتَها بقَلبٍ سَليمٍ ، لا يُحِبُّ أن يأتيَ إلى أحَدٍ إلاّ مِثلَ ما يُؤتى إلَيهِ ؛ إن رأى سَيّئةً دَرأها بِالحسَنَةِ ، كاظِمُ الغَيظِ ، عافٍ عَنِ النّاسِ ، و اللّه ُ يُحِبُّ المُحسِنينَ .;
امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به ابن جهم كه از ايشان پرسيد
حدّ و مرز تواضع كه هرگاه بنده آن را به كار بندد فروتن است، چيست؟ ـ فرمود; فروتنى درجاتى دارد; يكى از آنها اين است كه انسان اندازه خود را بشناسد و با طيب خاطر خود را در آن جايگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار كند كه انتظار دارد با او رفتار كنند، اگر بدى ديد آن را با خوبى جواب دهد، خشم خود را فرو خورد و از مردم درگذرد، و خداوند نيكوكاران را دوست دارد.;
الكافي : 2/124/13.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام ـ في عِلَّةِ الوُضوءِ ـ
لأنّهُ يَكونُ العَبدُ طاهِرا إذا قامَ بَينَ يَدَيِ الجَبّارِ عِندَ مُناجاتِهِ إيّاهُ ، مُطيعا لَهُ فيما أمَرَهُ ، نَقِيّا مِن الأدناسِ و النَّجاسَةِ ، مَع ما فيهِ مِن ذَهابِ الكَسَلِ و طَردِ النُّعاسِ ، و تَزكِيَةِ الفُؤادِ لِلقِيامِ بَينَ يَدَيِ الجَبّارِ .;
امام رضا عليه السلام ـ درباره حكمت وضو ـ فرمود
براى اينكه بنده وقتى براى مناجات با خداوند جبّار در برابر او مى ايستد، پاك باشد، فرمان او را اطاعت كرده باشد و از آلودگى ها و نجاست پاكيزه باشد، به علاوه اينكه وضو باعث از بين رفتن حالت كسالت و زدودن خواب آلودگى و پاك ساختن دل براى ايستادن در حضور خداوند جبّار است.;
علل الشرائع : 257/9.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام
إنّا أهلُ بَيتٍ نَرى ما وَعَدْنا علَينا دَينا كَما صَنَعَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله .;
امام رضا عليه السلام
ما خاندانى هستيم كه وعده خود را دَينى بر گردن خويش مى بينيم، چنان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين كرد.;
بحار الأنوار : 75/97/20.
الإمامُ الرضا عليه السلام
مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبِحَ ، و مَن غَفَلَ عَنها خَسِرَ ، و مَن خافَ أمِنَ ، و مَنِ اعتَبرَ أبصَرَ ، و مَن أبصَرَ فَهِمَ ، و مَن فَهِمَ عَلِمَ ، و صَديقُ الجاهِلِ في تَعَبٍ ، و أفضَلُ المالِ ما وُقِيَ بهِ العِرضُ ، و أفضَلُ العَقلِ مَعرِفَةُ الإنسانِ نَفسَهُ .;
امام رضا عليه السلام
هر كه به حساب نفْس خود رسيدگى كند، سود بَرَد و هر كه از آن غفلت ورزد، زيان بيند و هر كه [از خدا و عذاب قيامت ]ترسد، ايمن باشد و هر كه عبرت گيرد، بينا شود و هر كه بينا شود، فهميده گردد و هر كه فهميده شود، دانا گردد و دوستِ شخص نادان در رنج است و بهترين مال و دارايى آن است كه باعث حفظ آبرو شود و برترين خِرَد خود شناسى است.;
بحار الأنوار : 78/352/9.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام ـ لَمّا جَفا جَماعَةً مِن الشِّيعَةِ و حَجَبَهُم فسَألوهُ عَن ذلكَ قالَ ـ
لِدَعواكُم أنَّكُم شِيعَةُ أميرِ المؤمنينَ عليه السلام و أنتُم في أكثَرِ أعمالِكُم مُخالِفونَ ، و مُقَصِّرونَ في كَثيرٍ مِن الفَرائضِ ، و تَتَهاوَنُونَ بعَظيمِ حُقوقِ إخوانِكُم في اللّه ِ، و تَتَّقونَ حَيثُ لا تَجِبُ التَّقيَّةُ ، و تَترُكونَ التَّقيَّةَ حَيثُ لا بُدَّ مِن التَّقيَّةِ .;
امام رضا عليه السلام ـ در بيان علّت نپذيرفتن عدّه اى از شيعيان كه به قصد ديدار ايشان آمدند، امّا امام از آنان دورى كرد و ايشان را به حضور نپذيرفت ـ فرمود
چون شما مدّعى هستيد كه شيعه امير المؤمنين عليه السلام هستيد، در صورتى كه بسيارى از اعمال شما خلاف اين ادّعاست و در بسيارى از فرايض كوتاهى مى ورزيد و نسبت به رعايت حقوق بزرگ برادران دينى خود سستى نشان مى دهيد و در جايى كه تقيّه لازم نيست تقيّه مى كنيد و در جايى كه بايد تقيّه شود، تقيّه نمى كنيد.;
وسائل الشيعة : 11/470/9.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام
الإيمانُ أربعَةُ أركانٍ ; التَّوكُّلُ علَى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ ، و الرِّضا بقَضائهِ ، و التَّسليمُ لأمرِ اللّه ِ ، و التَّفويضُ إلَى اللّه ِ .;
امام رضا عليه السلام
ايمان چهار ركن است; توكّل كردن بر خداوند عزّ و جلّ، راضى بودن به قضاى او، تسليم در برابر فرمان خدا و وا گذارى كارها به خدا.;
قرب الإسناد : 354/1268.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام ـ لَمّا سُئلَ عَن حَدِّ التّوكُّلِ ـ
أن لا تَخافَ مَع اللّه ِ أحَدا .;
امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از حدّ توكّل ـ فرمود
اينكه با خدا از احدى بيم نداشته باشى.;
عيون أخبار الرضا: 2/50/192.
عنه عليه السلام ـ أيضا ـ
أن لا تَخافَ أحَدا إلاّ اللّه َ .;
امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به پرسش از حدّ توكّل ـ فرمود
اين كه از احدى جز خدا نترسى.;
بحار الأنوار : 78/338/24.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام
التَّوكُّلُ دَرَجاتٌ ؛ مِنها أن تَثِقَ بهِ في أمرِكَ كُلِّهِ فيما فَعَلَ بِكَ ، فما فَعَلَ بِكَ كُنتَ راضِيا ، و تَعلَمُ أنّهُ لَم يَألُكَ خَيرا و نَظَرا ، و تَعلَمُ أنّ الحُكمَ في ذلكَ لَهُ ، فتَتَوكَّلُ علَيهِ بِتَفويضِ ذلكَ إلَيهِ . و مِن ذلكَ الإيمانُ بِغُيوبِ اللّه ِ الّتي لَم يُحِطْ عِلمُكَ بِها ، فوَكَلتَ عِلمَها إلَيهِ و إلى اُمَنائهِ علَيها ، و وَثِقتَ بهِ فِيها و في غَيرِها .;
امام رضا عليه السلام
توكّل درجاتى دارد; يكى از آنها اين است كه در همه كارهايت در آنچه با تو كند به او اعتماد كنى و به آنچه با تو كند خشنود باشى و بدانى كه او از هيچ خير و نظر لطفى درباره تو كوتاهى نمى كند و بدانى كه در اين باره حكم، حكم اوست . پس با وا گذارى اين امور به خدا بر او توكّل كن. يكى ديگر از درجات توكّل، اين است كه به غيب هاى خدا كه در علم تو نگنجد ايمان داشته باشى و علم آنها را به او و به اُمناى او بر آن ها وا گذارى و در اين غيب ها و جز آنها به او اعتماد كنى.;
تحف العقول : 443.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام
إنّ أوحَشَ ما يَكونُ هذا الخَلقُ في ثَلاثَةِ مَواطِنَ ; يَومَ يُولَدُ و يَخرُجُ مِن بَطنِ اُمِّهِ فيَرَى الدُّنيا ، و يَومَ يَموتُ فيَرَى الآخِرَةَ و أهلَها ، و يَومَ يُبعَثُ فيَرى أحكاما لَم يَرَها في دارِ الدُّنيا .;
امام رضا عليه السلام
وحشتناكترين زمان براى اين مخلوق سه جاست; روزى كه متولّد مى شود و از شكم مادرش بيرون مى آيد و دنيا را مى بيند، روزى كه مى ميرد و آخرت و اهل آن را مى بيند و روزى كه برانگيخته مى شود و احكامى (قوانينى) را مى بيند كه در سراى دنيا نديده است.;
الخصال : 107/71.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام
إنّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ ··· أمَرَ بِالشُّكرِ لَهُ و لِلوالِدَين ، فمَن لَم يَشكُرْ والِدَيهِ لَم يَشكُرِ اللّه َ .;
امام رضا عليه السلام
خداوند عزّ و جلّ··· به سپاسگزارى از خود و پدر و مادر فرمان داده است. پس هر كه از پدر و مادرش سپاسگزارى نكند، از خداوند سپاسگزارى نكرده است.;
الخصال : 156/196.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام
بِرُّ الوالِدَينِ واجِبٌ و إن كانا مُشرِكَينِ، و لا طاعَةَ لَهُما في مَعصِيَةِ الخالِقِ .;
امام رضا عليه السلام
نيكى به (اطاعت از) پدر و مادر واجب است اگر چه مشرك باشند، ولى در معصيت خالق از آنان نبايد اطاعت كرد.;
بحار الأنوار : 74/72/55.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام
حَرَّم اللّه ُ عُقوقَ الوالِدَينِ لِما فيهِ مِن الخُروجِ مِن التَّوفيقِ لِطاعَةِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ، و التَّوقيرِ لِلوالِدَينِ و تَجَنُّبِ كُفرِ النِّعمَةِ ، و إبطالِ الشُّكرِ ، و ما يَدعو مِن ذلكَ إلى قِلَّةِ النَّسلِ و انقِطاعِهِ، لِما في العُقوقِ مِن قِلَّةِ تَوقيرِ الوالِدَينِ و العِرفانِ بِحَقِّهِما ، و قَطعِ الأرحامِ ، و الزُّهدِ مِن الوالِدَينِ في الوَلَدِ ، و تَركِ التَّربيَةِ بعِلَّةِ تَركِ الوَلَدِ بِرَّهُما .;
امام رضا عليه السلام
خداوند نافرمانى پدر و مادر را از اين جهت حرام فرموده است كه موجب از دست دادن توفيق طاعت خداوند عزّ و جلّ و بى احترامى به پدر و مادر و ناسپاسى نعمت و نا شكرى و كم شدن نسل و قطع شدن آن مى شود ؛ زيرا نافرمانى والدين سبب مى گردد كه به پدر و مادر احترام گذاشته نشود، حقّ و حقوق آنها شناخته نشود، پيوندهاى خويشاوندى قطع گردد، پدر و مادر به داشتن فرزند بى رغبت شوند و به علّت نيكى نكردن و فرمان نبردنِ فرزند از پدر و مادر، آنان نيز كار تربيت او را رها سازند.;
بحار الأنوار : 74/74/66.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام ـ مِن كِتابِهِ إلى محمّدِ ابنِ سِنانٍ في عِلَّةِ تَحريمِ أكلِ مالِ اليَتيمِ ـ
حُرِّمَ أكلُ مالِ اليَتيمِ ظُلما لِعِلَلٍ كَثيرَةٍ مِن وُجوهِ الفَسادِ ; أوَّلُ ذلكَ إذا أكَلَ مالَ اليَتيمِ ظُلما فَقَد أعانَ على قَتلِهِ ؛ إذِ اليَتيمُ غَيرُ مُستَغْنٍ ، و لا مُحتَمِلٌ لِنَفسِهِ ، و لا قائمٌ بِشَأنِهِ ، و لا لَهُ مَن يَقومُ علَيهِ و يَكفيهِ كَقِيامِ والِدَيهِ ، فإذا أكَلَ مالَهُ فكأنَّهُ قَد قَتَلَهُ و صَيَّرَهُ إلَى الفَقرِ و الفاقَةِ ··· مَعَ ما في ذلكَ مِن طَلَبِ اليَتيمِ بِثَأرِهِ إذا أدرَكَ ، و وُقوعِ الشَّحناءِ و العَداوَةِ و البَغضاءِ حتّى يَتَفانوا .;
امام رضا عليه السلام ـ در نامه خود به محمّد بن سنان، درباره علّت تحريم خوردن مال يتيم ـ نوشت
[خداوند ]به ناحق خوردن مال يتيم را به اين دليل حرام فرموده كه مفاسد زيادى در اين كار مى باشد; اول اينكه هر گاه مال يتيم را به ناحق بخورد در كشتن او كمك كرده است؛ زيرا يتيم بى نياز نيست و نمى تواند خودش را اداره كند و روى پاى خودش بايستد و كسى را هم، مانند پدر و مادر، ندارد كه او را سرپرستى و اداره كند. بنا بر اين وقتى مال او را بخورد مثل اين است كه او را كشته و به فقر و بيچارگى اش كشانده است··· و اين باعث مى شود كه وقتى يتيم به سنّ بلوغ رسيد و بزرگ شد در صدد انتقامگيرى برآيد و ميان آنها كينه و دشمنى و نفرت به وجود آيد تا جايى كه يكديگر را از بين ببرند.;
. علل الشرائع : 480/1.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام ـ لَمّا سُئلَ عَنِ الإيمانِ و الإسلامِ ـ
قالَ أبو جعفرٍ عليه السلام ; إنّما هُو الإسلامُ ، و الإيمانُ فَوقَهُ بدَرَجَةٍ و التَّقوى فَوقَ الإيمانِ بدَرَجَةٍ ، و اليَقينُ فَوقَ التَّقوى بدَرَجَةٍ ، و لَم يُقسَمْ بَينَ النّاسِ شيءٌ أقَلُّ مِن اليَقينِ .;
امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از ايمان و اسلام ـ فرمود
ابو جعفر (حضرت باقر) عليه السلام فرمود; دين همان اسلام است و ايمان يك درجه بالاتر از آن است و تقوا يك درجه بالاتر از ايمان و يقين يك درجه بالاتر از تقواست و ميان مردم چيزى به اندكى يقين تقسيم نشده است.;
الكافي : 2/52/5.
عنه عليه السلام
الإيمانُ فَوقَ الإسلامِ بدَرَجَةٍ ، و التَّقوى فَوقَ الإيمانِ بدَرَجَةٍ ، و اليَقينُ فَوقَ التَّقوى بدَرَجَةٍ ، و لَم يُقسَمْ بَينَ العِبادِ شيءٌ أقَلُّ مِن اليَقينِ .;
امام رضا عليه السلام
ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است و تقوا يك درجه بالاتر از ايمان و يقين يك درجه بالاتر از تقوا و ميان مردم چيزى به كمى يقين تقسيم نشده است.;
الكافي : 2/52/6.
- 1
- 2
- ...
- 22(current)
- ...
- 34
- 35