ترشحات شبیه به منی
سلام وقت بخیر من همیشه توی مجرای ادراریم یه قطره مایع سفید رنگ لزج هستش ، شبیه به منی این چیه و چرا میاد؟ یه چهار ماهی میشه متوجه این موضوع شدم ، ۱۹ سال دارم توی این سن این عادی هستش ؟؟ جوری که این مایع خارج میشه و با لباسم برخورد میکنه و مجبور میشم طی روز چند بار لباس عوض کنم
34دانشگاه فرهنگیان
با سلام و خسته نباشید خدمت تیم محترم نوجوانی یک سوالی در مورد دانشگاه فرهنگیان داشتم من رشته تحصیلیم کامپیوتره (کاردانش دوازدهم) و گروه آزمون کی قراره اونو کنکور ازمون بدم رو هنر گذاشتم الان نمیدونم چه کتاب هایی باید بخونم و معدلم همیشه بین 15 تا 17 بوده آیا قبول میشم؟
11مشکل خانوادگی
سلام من یه دختر ۱۸ سالم راستش نمیدونم از کجا شروع کنم ولی من از بچگی توی یه خانواده ای بزرگ شدم که همشون یه مشکل روانی داشتن اونی که باعث این چیزا شده بابامه.بابام اصلا سرکار نمیره کل زندگیمون داشتیم با فقر میگذرونیم درحالی که واقعا شرایط کار کردن برای بابام وجود داشته اما بخاطر افسردگی و هزارتا مشکل روانی که داره نمیره کار کنه یه مدت طولانی هم درگیر اعتیاد بود و مامانم رو کتک میزد همیشه هم توی خونه داد میزنه از بچگی من آجیم تا الان که یادمه فقط بلده سر این و اون داد و بیداد کنه و شکست هاشو بندازه تقصیر این و اون نمیگم دوسش ندارم واقعا دوسش دارم اما رفتاراش روی منو خواهر بزرگترم خیلی تاثیرات بدی گذاشته بخصوص خواهرم از یه طرف دلم نمیخواد که مامانم اینجوری توی فقر زندگی کنه دلم میخواد من یکاری بتونم برای خانوادم بکنم اما خب خود بابام مانع کار کردنم میشه و اجازه نمیده برم سرکار مامانم میگه درست بخون حداقل به یه جایی برسی آمل نمیدونمچرا نمیتونم درس بخونم درسم اونقد بد نیست اما واقعا چون هیچ هدفی ندارم و به اجبار رشتم رو انتخاب کردم واقعا سردرگمم که میخام چیکار کنم واقعا دارم دیوونه میشم ازینکه میبینم فقط توی خانوادمون دعواست دلم میخواد شرایط رو بهتر کنم اما حال خودم از همه داغون تره واقعا نمیدونم چیکار کنم
151علاقه به رفیق
سلام. من پسرم ۱۸ سالمه. یه رفیق دارم که چند ماهه باهاش آشنا شدم. حس میکنم بهش علاقه دارم نمیتونم از فکرش بیرون بیام. الان چند روزه بخاطر تعطیلی دانشگاه از هم دوریم خیلی بهم ریختم. اصلا نمیدونم چجوری با خودم کنار بیام. قبلا هم این تجربه رو داشتم. از ۱۳ سالگی متوجه شدم که به همجنس خودم علاقه دارم. رابطم باهاش خیلی پیچیده شده از طرفی رفیقمه و اگه احساسمو بهش بگم ممکنه رفاقتمون تموم بشه.
45تشبه زن به مرد
سلام، این چیزی که دارم میگم مال پارساله، از وقتی که وارد مدرسه جدیدم شدم سعی میکردم یطوری رفتار کنم که انگار امروزی هستم و خیلی طنزم ( طوری که گناه بودن و غیر گناه بودن برام مهم نباشه و فقط بخام لذت ببرم و تو نظر بقیه خیلی خوب برسم ) و اینکه وقتی وارد جمع شدم یکی از اونا رو که تو یه کلاس دیگه بود سعی کردم باهاش دوست بشم و خیلی باهاش خوب رفتار میکردم و احساس میکردم خیلی خفنه و میتونه دوست خوبی برام باشه ولی اون احساس میکرد همجنسگرام و یطوری رفتار میکرد و خودشو میگرفت و دوری میکرد ( البته این دختره از رو حرفاش و کاراش بنظر میومد خودشم گناه بودن براش مهم نیس)و من احمق احساس میکردم باید رو خواسته خودم پافشاری کنم تا باهام دوست بشه و از اونجایی که خیلی تو فاز چرتی بودم و خیلی جوگیرم به خودم گفتم اگه موهامو کوتاه کنم و خودمو شبیه پسرا کنم حتما همشون خیلی بهم اهمیت میدن و کلی دوست پیدا میکنم ( چون تو کلاس فوتسالمون خیلیا موهاشون پسرونه زدن و ازشون استقبال میشد) و مثل پسرا رفتار میکردم و سعی میکردم احساس کنه بهش علاقه دارم و بهش پیام میدادم بیا دوست بشیم ولی بعد از مدتی فهمیدم که این با فطرت من جور نیست و خیلی با این کارا به خودم آسیب زدم ولی روم نشد بهش بگم من توبه کردم و خیلی احساس گناه دارم چون اون اواخر سال همش میرفت و میومد و سعی میکرد محبت منو جلب کنه ( به صورت حرام انگار یه دختر و یه پسر) ولی کار جنسی انجام ندادم به غیر اینکه دست دادن و بغل کردن و احساس میکنم رو زندگیش تاثیر گذاشتم چون کل اون سال هی انگار تمرکزش رو بهم میزدم و اینکه عکس به حالت پسرونه میگرفتم و میزاشتم پروفایلم و به همه دوستام میگفتم که به یه دختر علاقه دارم 😐 و من اینجوریم که یهو مذهبی میشم و یهو خارج میشم به طوری که احساس میکنم دوستام با خودشون بگن این اصلا خیلی دمدمی مزاجه بعد مدتی تغییر میکنه همش الان باید چیکار کنم
17مشکل شرعی
سلام،من پسری ۱۸ ساله هستم،من هفته ای یک بار استمنا میکنم و توی دورِ باطلی افتادم ولی نه به خاطر لذتش،چون دیگه چند وقتی هست برام ارزش و سرخوشی نداره ولی اینکه اگر این کاررو نکنم حس بداخلاقی و مورمور شدن و اضطراب دارم،از این مهم تر اینکه اکثرا اگر این کار رو هم نکن هر هفته در خواب ارضا میشم،اینا حس تلقین نیست و این برای من مشکله،چون در رفتن به جایی دچار مشکل میشم.خواستم چند سوال بپرسم،یکی اینکه به صورت قطعی بگید آیا اینکه بین۷تا۱۰ روز یک بار در خواب ارضا میشم طبیعی هست یا نه،چون که در دانشگاه و خونه دیگران و... اغلب ممکنه این اتفاق بیفته و این خیلی برام بده و اینکه آیا واقعا این کار باعث زود انزالی در آینده میشه،اگر آره به چه دلیل و لطفا بگید داشتن فتیش های رایج چطور قطع میشه،من با افراد زیادی صحبت کردم پس لطفا بدون طفره رفتن و رک بگید ممنون.
27خیانت
من یه ساله عقد کردم. ۶ ماه از ازدواجم نمیگذشت که متوجه شدم شوهرم با یکی از اعضای خانوادش داره بهم خیانت میکنه.(نمیدونم جنسی هم بود یا نه) ولی توی گوشی و فضای مجازی باهم در ارتباط بودن. هشت سال قبل از من و ۶ ماه با وجود من! ولی الان دیگه ظاهراً که اینطور نیست. مشکل اینجاست که من نمیتونم فراموش کنم. از ذهنم پاک نمیشه. تاریخچه تماس یک ساعتشون و بیست بار در روزشون از ذهنم پاک نمیشه. چی کار کنم ذهنم آروم بشه؟ اصلا میشه که دوباره همه چی درست بشه؟ من عاشقشم!
63حال رحیم
سلام من حال روحیم خوب نی چی کار کنم
20برنامه ریزی و تعهد به برنامه درسی
من امسال خیلی کم کاری کردم برای کنکورم خوب از ته دل میخوام که درس بخونم برای خودم کاری بکنم ولی به شدت دارم اهمالکاری میکنم نمیدونم این همه ترس از شروع از کجا میاد ولی یه چیزی جور در نمیاد اصلا نمیدونم باید چیکار کنم خیلی کلافم من واقعا میخوام تغییر کنم واقعا میخوام شروع کنم ولی نمیشه نمیدونم این تنبلی ، اهمالکاری ، کمالگرایی چی ولی هر چی هست نمیزاره درس بخونم هر چقدر برنامه ریزی میکنم اصلا نمیتونم بهش متعهد باشم من باید چی کار کنم از این همه انجام دادان و به نتیجه نرسیدن خسته شدم 😣😣
90رابطه عاشقانه
سلام وقتتون بخیر من حدودا یک سال پیش به دختر عموم که خیلی ارتباطی باهم نداشتیم زنگ زدم من دوسش داشتم و اون موقع درگیر کنکور بودیم تماسم باعث شد از اون موقع بیشتر ارتبطا بگیریم و ارتباطمون از حالت درسی خارج شد و مثل دوتا دوست بودیم تا اینکه بهش گفتم دوسش دارم و اون گفت بهتره یه مدت فاصله بگیریم ولی بعد یک هفته برگشت دل جفتمون تنگ شده بود برای هم خلاصه گذشت و گذشت ما شبانه روز از هم مطلع بودیم ولی این چند وقت اخیر یعنی حدودا دوماه اخیر وارد رابطه عاطفه شده بودیم و جفتمون تو تصویر آیندمون خودمونو کنار هم تصور میکردیم و... ولی مینا گه گاهی عقب نشینی میکرد منم چند روز حال روحیم خوب نبود این عقب نشینی مینا هم بیشتر فشار اورد بهم بهش گفتم میشه تکلیفمو مشخص کنی و بهم بگی نقشم تو زندگیت چیه؟ اونم گفت الان مثل دوتا پارتنر هستیم ولی من نمیخوام اسم رابطمونو عاطفی بزارم که الکی امیدوار بشیم چون من خیالم از تو خیلی راحته و هیچ مشکلی باهات ندارم فقط خیالم از خودم ناراحته من نمیدونم میتونم ادم عاشقی باشم یا نه؟ میتونم تو زندگی کوتاه بیام یا نه؟ میتونم شریکمو همیشه بهترین ببینم؟ میتونم متعهد باشم بهش؟ خلاصه اینارو گفت و قرار شد فکر کنه یعنی از قبلشم به این موضوعات فکر میکرد ولی اون روز به من گفت فکراشو خوب بودیم باهم ولی حس میکنم از اون شب رفتاراش تغییر کرد کمتر راجب اینده مشترکمون حرف میزدیم و ... انگار احساس فشار کرده بود و من پشیمونم از این قضیه بازهم همه چیز خوب بود تا اینکه دو سه روز اخیر خیلیی سرد شده دیگه هیچ ابراز علاقه ای نداره فقط اینکه منو عزیزم صدا میزنه هنوز دیگه حس میکنم حوصلمو نداره ازش پرسیدم دلیلشو گفت من نمیخوام الکی امیدوار بشیم باید اول از خودم مطمئن بشم ولی رفتارام اصن عمدی نیست وقتی فکرام یجوری میشه میاد ولی الان چند روزه که اینطوریه خواستم ببینم بنظرتون درست میشه رابطمون یا خراب شدنیه؟ یادم رفت اینو بنویسم که برنامه هامون واقن جدی بود برا آینده حتی میخواستیم تو یک تایمی که هممون باشیم به مامانامونم اطلاع بدیم و اینکه مسیر شغلی و آیندمون هم تقریبا مشخصه
31- 1
- 2
- ...
- 8(current)
- ...
- 663
- 664