مشکل عاطفی
ناشناسسلام. من درگیر مشکلات عاطفیم.. من قبلا با پسری دوست بودم ت زندگیم فقط با اون ینفر بودم خیلی بهش وابسته بودم ولی اون خیانت کرد باهاش بهم زدم اون موقعه ها حالم انقد بد و داغون بود ب هیچی نداشتم دیگ هیچی خوشحالم نمیکرد کلا زندگیم عوض شد.الان تقریبا ٩ ماه گذشته حالم روز ب روز بدتر میشه ی روز نیست ک بهش فکر نکنم واقعا خسته شدم وقتیم بیرون میرم میبینمش ک دیگه بدتر? بعداز اینکه ب هم زدیم بازم برگشت ادعا میکرد ک دوسم دارع ولی من گفتم نمیخام باهات باشم بنظرتون کاره درستی کردم؟هرچند دلم نمیخواست اون حرفارو بهش بزنم ولی وقتی خیانتش میومد جلو چشام?... گفتم ک الان ٩ ماه گذشته خسته شدم زندگیم شده کابوس خیلی ناامیدم نمیدونم چیکار کنم فراموشش کنم . ممنون میشم بهم کمک کنین.
چی کار کنم
ناشناسسلام من یک پسر ۱۵ ساله هستم من از کلاس اول تا الان که کلاس نهم هستم یک رفیق بیشتر تو زندگیم نداشتم با هر رفیقه دیگه ای که پیدا میکنم اون دلش میخواد با من دعوا کنه کلن همه با من دعوا دارن اول دیدم همه بامن دعوا میکردن نمیدونستم چیکار کنم چون اینو مطمئنم هیچ کس از ظاهر و قیافه و من خوشش نمیاد حتی خودم. و اینکه همه با من دعوا دارن و نمیخان با من دوست بشن چند دفه امتحان کردم ببینم مشکل از خودمه ولی دیدم من مهربان.آرام.صمیمی.رفتار میکنم ولی خلاصه دلم کلن از زندگی گرفته????
من اتاق ندارم شب نمیتونم چراغ روشن کنم
ناشناسسلام شما گفتین که من تو اتاق خودم بخونم یا چراغ روشن کنم یا با چراغ قوه ی گوشی اولا من اتاق ندارم دوما من نمیتونم شب چراغ روشن کنم چون دعوام میکنن گوشیمم چراغ قوه نداره.?
کنار اومدن با افسردگی
ناشناساگه یه نفری مبتلا به افسردگی شدید شده باشه و تنها راه درمانش مصرف دارو باشه ولی اون فرد نخواد دارو مصرف کنه و بخواد درمان بشه باید چیکار کنه؟؟؟
منتفرم از خودم
ناشناسسلام ۱۸سالمه خسته نباشید امیدوارم ب سوالم پاسخ بدید اینکه من از خودم متنفرم شدم و وقتی جلو ایینه میرم دوست دارم اونو بشکونم در این حد خانوادمم توجهی ب من نمیکنن تنهام ..نه اینکه ادم دورم نباشه دوستی نداشته باشم نه نه این نیست از درون احساس تنهایی دارم و فکر میکنم هیچ کس دوست واقعی و دلسوز من نیست وقتی ب خودم فکر میکنم دلم میسوزه دائما فکرم ب قیافم و هیکلو ظاهرم هستم و از خودم بیزارم بعضی وقتام میگم کاشکی نبودم و بفکر مرگم..حالم اصلن خوب نیست و ی رفتار دیگم دارم اینکه بعد ی مدت از یکی خوشم میاد مثل دوست یا هرکی بعد از چند مدت ک ب طرف فکر میکنم ازش متنفر میشم میتونم بگم هرکسی ک توی زندگیم بوده و یا هست یک باری ازش متنفرم شدم از پدر مادر بگیر تا اشنا و دوست... رفتارم بکلی با اون ادم تغییر میدم ولی بعدش پشیمون میشم ..نمیدونم این ینی اینکه ثبات شخصیتی ندارم؟ بعضی وقتا دلم میخاد هیچ کسیو نداشته باشم فکر میکنم همه دروغینن و الکی با من درارتباطن کسایه دیگ ای رو الویت دارن و همین طورم هست متشکر میشم جواااااب بدید چون خوب نیستم????
ورزش نمیکنم
ناشناسسلام من یک پسر ۱۵ ساله ام و هیچ وقت چاق نشدم هیچ وقت نتونستم درسم رو خوب کنم هیچ وقت نتونستم یک دوست صمیمی پیدا کنم از بچگی خیلی خواهر دوست داشتم ولی خاهر ندارم و ۴ تا برادر دارم همیشه در خانه ما دعوا بین پدر و مادر و برادر بزرگم بوده هیچ وقت نتونستم نتونستم به هدفی که میخاسم برسم الان دوسال است سر کار میروم ما خیلی بدهکاری داریم پدرم نگهبان است و دارد بدهکاری ها را صاف میکند و تمام خرج خانه با من است و به من خیلی فشار می آید پدرم با برادر بزرگم همیشه دعوا داره و دارد سعی میکند با من هم دعوا کند همیشه دوست داشتم بروم باشگاه وای نمیتوانم چون وقت ندارم هیچ وقت پولی برای خودم خرج نمیکنم چند وقتی است که دچار مشکل خود ارضایی شده ام خواهش میکنم در باره تمام مشکلات کمکم کنید.
کمکم کنید؟
ناشناسسلام پدر من نگهبان است و هر هفته یکبار به خانه می آید من سه تا برادر دارم ولی خواهر ندارم از این موضوع بسیار ناراحتم? من یک برادر کوچک دارم که پنج ماه است که به دنیا امده مادر من زیاد خانه دوستان و آشنایان میرود و شب به خانه بر نمیگردد دوتا برادرانم هم با او میروند ولی من چون هر روز صبح سرکار میروم با انها نمیروم مادرم پنج سال است که این کار را انجام میدهد و من در خانه میمانم من ۱۵ سال دارم. من از ۱۲ ۱۳ ۱۴ سالگی وقتی مادرم شب به خانه نمی امد راحت شام میخوردم و میخابیدم ولی جدیدن وقتی میخاهم بخابم بسیار میترسم اصلا خابم نمیبره دلم میخاد خیلی زود صبح بشه از شب تا صبح ۲۰ دقیقه هم نمیتوانم بخابم تا صبح خیلی میترسم هر چه فکر میکنم تو ذهنم از هیچی نمیترسم ولی خودم هم نمیدانم از چی میترسم اصلا دلیل این ترس را نمیدانم ولی جدیدن اینطور شده ام لطفا کمکم کنید.
درمان و غلبه بر دلهره
ناشناسسلام یه مدتیه احساس ترس و اضطراب وجودم و فکرهای منفی تو ذهنم میاد فکر اینکه عزیزانمان ازدست بدم یا وقتی تحمل سراغم بیاد چه جوری توی قبر و تحمل کنم اونقدر به این چیزا فکر میکنم که تمام بدنم می لرزه و سرد میشه دارم دیوونه میشم نمیدونم چیکار کنم
چه کار کنم؟
ناشناسسلام من یک پسرم من تا سال قبل ذهنم آزاد بود و راحت زندگی میکردم ولی امسال به طور کلی افسرده شدم من سه تا برا در دارم ولی خواهر ندارم بخاطر همین کاملا نا امید شده ام در خانه ما همه با هم مشکل دارند من اصلا از وقتی کرونا اومده و مدرسه مجازی شده اصلا بخاطر مشکلاتم دلم نمیخاهم درس بخانم و سر کار میرم ولی برای هر کاری تصمیم میگیرم با خوشحالی به اون فکر میکنم ولی وقتی این مشکلاتم یادم میاد دلم نمیخاد کاری انجام بدم شب ها تو جای خابم گریم میگیره ولی من فقط ۱۵ سال دارم.
بی هدفی
ناشناسسلام بازم من ببخشید هی مزاحمتون میشم ..خب مشکل اینه که بی هدف شدم نمیدونم چی از زندگی میخوام و این منو ناراحت میکنه واقعا نمیدونم چجوری اهداف انتخاب کنم و اینا
- 1
- 2
- ...
- 30(current)
- ...
- 36
- 37