افسردگی دارم
ناشناسسلام از ده سالگی افسردگی خندان داشتم ولی از وقتی که از اکیپ مورد علاقه طرد شدم خیلی بد تر شده هر روز به مرگ و خود کشی فکر میکنم از خودم متنفرم و کل روز رو توی اتاقم هستم
مشکل با خانواده
ناشناسمن ۱۴ سالمه درسم متوسطه به کار های فنی الکترونیک علاقه دارم خانوادم و فامیل خیلی مسخرم میکنن سر چیزایی که میسازم چون که خودشون ازش هیچی سر در نمیارن و اینکه خیلی هم تبعیض قائل میشن برا خواهرم ایفون ۱۵ پرومکس و موتور سیکلت طرح کلیک و پژو ۲۰۶ و ایپد و لپتاب گیمینگ گرفتن در صورتی که من گوشی قبلیم واسه ۱۲ سال پیش بود. برا خواهرم یه تولد گرفتن ۵۰ ملیون خرج کردن من خواستم تولد بگیرم و ۳ تا از دوستامو خونه دعوت کنم نزاشتن . من الان افردگی شدید گرفتم هم ۴ بار تصمیم به خود کشی گرفتم و برعکس هم سنامم همه هم سنا و همکلاسی هام دنبال دوست دختر و گیم زدنن . به خاطر همین خیلی تحقیر میشم کلا تقریبا ۳ تا دوست دارم . اینکه یه ابزاری رو نیاز دارم پولشم جمع کردم میخوام بخرم نمیزارن میگن به کارت نمیاد چون خودشون هیچی نمیفهمن از کارام فک میکنن اسکل شدم. بعدم چون یه کم شکم دارم و اونم به خاطر ژنتیکه خیلی فامیل خانواده و دوستام مسخرم میکنن . ممنون میشم راهنمای کنید
زن بابام
ناشناسمن زن بابام حسوده حسودیمو میکنه منو با اینو اون دعوا میندازه ازتون طرف منو با پدر بزرگم و مادربزرگم دشمن کرده الان خیلی خوشحاله و ازاون طرف انقد اذیتم کرده دلم برم تو پرورشگاه زندگی کنم ۲۱ساللمه پرورشگاه ۲۱ ساله رو قبول میکنه دیگه نمی تونم باهاش زندگی کنم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
حال رحیم
ناشناسسلام من حال روحیم خوب نی چی کار کنم
دستم نمک نداره
ناشناسسلام. خسته نباشید. یه چیزی میخواستم فقط بگم شاید یک صدم دلم اروم شد. نمیدونم چرا دستم نمک نداره . من برای رفیقام خیلی خوب بودم دستشون رو همه جا گرفتم اما الان که حال دلم خوب نیست هیچکدوم نیستن و فقط استوری های خوشگذرونیشون با رفقای دیگشونو میبینم. همیشه ی خدا توی بدبختی هاشون همه جور کمکی بهشون کردم مثلا یه بار چندتومن بیشتر توکارتم نداشتم محتاج یک پنجمش بودم اما برای اون رفیقم کتابی که نیاز داشت و لنگش بود رو خریدم و هدیه دادم بدون اینکه منت بزارم. هیچوقت یاد ندارم زنگ بزنن بگن رضا حالت چطوره همیشه من زنگ زدم و حتی رفتم که ببینمش. نمیدونم اشتباه از کجاست. ولی خیلی دلم پره خیر ما به همه رسید ولی یک نفر در حد صحبت کردن خیرش به ما نرسید. تازه موقع سختی هام به یک نفر اجازه نمیدم که کمکم کنه که مبادا تو زحمت بیوفته سعی میکنم خودم جمعش کنم ولی حداقل آدم میتونه که با رفیقش حرف بزنه آروم بشه. هیچکس با ما اینطور نبود. فقط شعار میدن تو داداشی منی و ازین چرت و پرتا ولی خوشی هاشون با بقیه است بد حالی هاشون با ماست تازه من تو اوج بد حالی خودم رفتم باهاشون حرف زدم و کمک کردم و دلداریشون دادم. باز با این حال که ازشون ناراحتم ولی الان زنگ بزنن یه کار بگن بازم کمکشون میکنم نمیدونم چرا دست خودم نیست دلم نمیاد ولی بعدش با خودم فکر میکنم میگم اینا اینجورین با من ولی باز من رفتم سمتشون ولی دریغ از یک نفر که ....
سلام من دخترم 12 سالمه
ناشناسمامانم دوساله که بودم فوت شد بابا م دوستم داشت ولی بعد از یه سال رفت ازدواج کرد من یه مدت پیش بابام بودم چند تا دعوا پیش آمد الان خونه مامان بزرگم هستم به هیچی امید ندارم و احساس می کنم هیچکس به من اهمیت نمیده و هیچ دوست صمیمی هم ندارم باهاش درد دل کنم و همش گریه میکنم میگم اگه مامانم بود این اتفاق میافتد یا این جوری میشد هر کاری میکنم نمی تونم خودم رو تغیر بدم به نظرتون من باید چیکار کنم
فرار از خانه
ناشناسمن می خوام از خونمون فرار کنم فکر همه جاشم کردم دلیل افسردگی هم می دونم اونم اینه که پدر مادرم همیشه منو دعوا می کنن ومن می دونم کجا بخوابم و چی بخورم و پول از کجا پیدا کنم دوستی ندارم که فکر بدی بکنه فقط،خواستم بپرسم برم یانه که اگه پشیمون شدم مامانم و بابام دعوام نکنن
به نظرتون فرار از خانه کار خوبیه
ناشناسمن تصمیم دارم ۴امسال این کارو بکنم از آن جایی که افسردگی دارم بهم بگید چی کار کنم؟؟🙁
افسردگی
ناشناسمن یک پسر 18 سالم دوازده ریاضی ام درسمم نسبتا خوبه؛ یک دختری رو خیلی دوست داشتم یک سال باهم بودیم ولی شیش ماه پیش باهم قطع رابطه کردیم. بعد اون سیگاری شدم خودزنی میکنم. فقط بحث اون نیس کلا نمیتونم دیگ خوشحال باشم رفیقای خیلی خوبی هم دارم ولی باز احساس افسردگی می کنم نمیدونم چیکار کنم از این حال در بیام ممنون میشم راهنماییم کنید🙏
حسودی،تنهایی،حرف خانواده
ناشناسمن یک ساله که افسردگی شدیدی گرفتم و تیغ. و خودکشی بعد از چند وقت رفتم روانشناسی و خب بهتر شدم اما آلان مامانم همش منو تحقیرمیکنه مسخره میکنده به. خاطر چیزی. الکی غر میزنی و... و دختر عموم و عمه ام تو سرم میزند الان من افسردگی برگشته،و حس. ناکافی بودن دارم رفیق ولم کرده و الان اعتماد به نفس ندارم و در آخر دارم به آزادی و زیبای دختر عمم حسودی میکنم و خب حالم بدتر و بد تر میشه و نمیتونم درس بخونم و هدف گم کرم باید چیکار کنم مامانم راضی نمیشه بیاد تراپیست حرف بزن و من واق دارم حالم بدتر و بدتر میشه