فهرست سوالات

فهرست سوالات

لطفا پاسخ خود را درج نماید.

سلام من دخترم 12 سالمه 

مامانم دوساله که بودم فوت شد بابا م دوستم داشت ولی بعد از یه سال رفت ازدواج کرد من یه مدت پیش بابام بودم چند تا دعوا پیش آمد الان خونه مامان بزرگم هستم به هیچی امید ندارم و احساس می کنم هیچکس به من اهمیت نمیده و هیچ دوست صمیمی هم ندارم باهاش درد دل کنم و همش گریه میکنم میگم اگه مامانم بود این اتفاق می‌افتد یا این جوری میشد هر کاری میکنم نمی تونم خودم رو تغیر بدم به نظرتون من باید چیکار کنم

 108

تیم نوجوانی

سلام عزیزم. میدونم با مشکلات بزرگی مواجه هستی اما فکر کردن به گذشته مشکلی رو حل نمیکنه. بهتره با شرایط موجود کنار بیایی و تلاش کنی اینده بهتری برای خودت فراهم کنی. اولین گام شما یافتن دوست باید باشه. قرار نیست که با یه نفر خیلی صمیمی بشی همین که یکم شما رو درک کنه و بتونی باهاش چت کنی کافیه و به مرور زمان میتونی روابط خودت رو بیشتر کنی. همکلاسی های شما میتونند گزینه های خوبی باشند. سعی کن با دختران فامیل مثل دختر خاله یا دختر عمو و .. هم صحبت بشی و در کنار درسی که میخونی یه مهارتی رو یادبگیری حتی کامپیوتر و ... تا بتونی ذهن خودت رو درگیر یه موضوعی کنی مثل کسب درامد در فضای مجازی به مرور زمان که ذهن شما مشغول بشه کمتر احساس تنهایی و افسردگی خواهی کرد و روزهای قشنگ تری رو تجربه خواهی نمود. برای مشاوره بیشتر میتونی تماس بگیری