زندگى ماشده خاله بازى گير افتاديم تو دنياى مجازى گير افتاديم خودمونو باختيم چه دنياى عجيب غريبى ساختيم كى واسه عشقش نامه مينويسه؟ چشم كى هر شب ازجدايى خيسه؟ كی ديگه قبل خواب كتاب ميخونه بازم سوال بى جواب ميمونه ؟ صبح تاغروب تو يوتيوب توييتر شب تا صبحم تو چت روماشرو ور نميشه فهميد ديگه كى با كيه وقتى كه فيس هممون بوكيه! چقد بگم ديگه منو تگ نكن ؟ اخلاق من خوبه منو سگ نكن! بعيده كه بازم بيام تو والت اما بجاش با سر ميرم توالت ! مىگى كاش اين فاصله رو كم كنى چقد ميگيرى منو لايكم كنى ؟! پز ميدى هى به تعداد فرندات به فيل اسبى كه شدن كيش و مات نوشتى ظرفيت تمومه مردم دوستاى نو بيان تو پيج بيستم با عكس تابلوت كه رو وال گذاشتى دشمناتم ميان براى اشتى اگه بيان پاى تو رو ببوسن بهتر از اينه كه تو كف بپوسن مرتيكه سن خر پيرو داره پيام اى لاو يو واست ميذاره شيطونه ميگه با دو تا پا بپريم دهن مهن يارو........ بگذريم!!! بازار تو اگه زيادى داغه از بركات عمل دماغه هلو شدى پريدى تو حلقم! يادت مياد يه روزى بودى شلغم؟! با فو تو شاپ ميمونو داف ميكنن تك تك اندامتو صاف ميكنن ميخواى حماقتو تمومش كنى ؟ موى توى دماغتو مش كنى! قيافه رو خدا داده بمون پاش هرجورهستى باش ولى خودت باش ما بازى خورديمو اونا راضين اوناى كه شاهد اين بازين وقتى كه كارى واسه ما نداشتن هر چى بيكاره سر كار گذاشتن منى كه از من مجازى سيرم كاش در ديوارمو گل بگيرم....!!!
سال 1395 تو تاکسی راننده:آقا لطفا پول خورد بدین!ربع سکه!نیم سکه!ندارین؟... مسافر:شرمنده،من فقط طرح قدیم دارم! راننده:این تراول مال کی بود؟آقا گوشه نداره!لطف کن عوضش کن!... این میلیونی رو کی داد؟!من که گفتم پول خورد ندارم!... مسافر:آقا من هر روز دارم این مسیر رو می آم.روزی صد هزار تومن گرون میشه!شما دویست تومن گرونش کردین؟! راننده:خانوم کرایه ش همینه!قبل از پل هشتصد تومن،بعد از پل یه میلیون.اینجا تعرفه ش تو موبایلم هست،بذار آپدیش کنم. یه مسافر دیگه:آقا واسه صد تومن ارزش نداره،فشارتو میبری بالا!بده بهش بره.من حساب میکنم! راننده:برو خانوم!برو بقیشو بنداز صندوق صدقات! مسافر درو محکم می بنده،میگه:برو گم شو!داهاتی! راننده یه آهی میکشه میگه:ببین چجوری جلو این همه مسافر من و سکه ی بهار آزادی یه پولم کرد!
سر سفره در کنار خانواده نشسته بودیم داشتیم شام میخوردیم که یه اس ام اس واسه بابام اومد. گفت پسرم پاشو ببین کیه: منم گوشی رو ورداشتم به شوخی گفتم: نوشته: "عزیزم سر راه که داری میای یه بسته پوشک واسه بچمون بخر" یهو دیدم مامانم کف گیرو کوبید تو صورت بابام!!! چنان دعوایی شد که نگو و نپرس.منو میگی داشتم میمردم!: هیچی دیــگه از خونه فرار کردم الانم تو پارکـــم دارم براتون پست میزارم عجـــــب هوای توووووپی...بیچاره بابام...:(((
سلام خانوم سلام من از آزمایشگاه تماس می گیرم بفرمایید ، امرتون؟ میخواستم بگم متاسفانه آزمایشهای همسرتون با یکی دیگه قاطی شده و ما الان دو تا جواب آزمایش متفاوت داریم... اوا ! یعنی چی خانوم؟ این چه وضعشه؟ متاسفم! ولی کاریه که شده حالا جواب آزمایشها چی هست؟یکیشون آلزایمر داره و یکی دیگشون ایدز وای خاک عالم ! حالا من باید چیکار کنم؟ نگران نباشین ، من واسه همین تماس گرفتم ، میخواستم بگم همسرتون رو از خونه بندازین بیرون، اگه تونست برگرده باهاش رابطه نداشته باشین
سه تا مرد مست سوار تاكسي شدن.. در رو كه بستن ، راننده ديد خيلي مستن ، سريع ماشين رو روشن كرد ،بعد زود خاموش كرد گفت: مسافران عزيز رسيديم به مقصد..! مرد اوليه پول ميده پياده ميشه مرد دوميه نه تنها پول ميده بلكه تشكر هم ميكنه ! مرد سوميه اما با عصبانيت تمام يه دونه محكم ميزنه تو سر راننده ! راننده ميگه چرا ميزني..؟ اونم ميگه: اينو زدم كه درس عبرتي بشه واست از اين به بعد تند نري..! داشتي هممونو به كشتن ميدادي مرتيكه!
شــبــکــه 3 یـــه مــســابــقــه گـــذاشــتــه بـــود گـــفــتــم بـــذار بــبــیــنـم سوال: "سعدیا مرد نکونام نمیرد ...... مرده آن است که نامش به نکویی نبرند"مــجــری : لــطــفــا جــای خــالـــی رو پــر کــنــیــد و بـگـیـد ایــن شــعـر ازکــیــه؟ شــرکــت کــنــنــده: "نمیرد هرگز" ایـن بــیـــت از ســـعــدی هـــســتــش مـــجـــری : آفـــررررررررریـــن تــشــویــقــشــون بــفــرمــایــیــد حـــضــار: ســــوووووووووووت جـــــیییییییییــغ دســــــــــــــت مـیـخـواسـتـم از هــمــیــنــجــا از هــمــه ی زحــمــت کــشــان ایــن مــسـابـقــه تــقــدیـر و تــشــکــر کــنـم واقــعــا خــســتــه نــبــاشـن خـــواهــشــا مـسـئـولیــن دوبــاره ســرشــمـاری کــنــیـد بــبــیــنــیـد واقــعــا 75 مــیـلـیـون نــفــریــم یــا اشــتـبـاه شــده آیــا؟؟
شنیدین میگن به جای "لول"از ماخ(مردم ازخنده)استفاده کنید؟ ...بااجازه بزرگان درصنعت فیسبوک، دراین پست چندکلمه جدیدبه ادبیات فیسبوک اضافه میکنیم تاخ: ترکیدم ازخنده پاخ: پوکیدم ازخنده جاخ: جیشیدم ازخنده جخاخ: جرخوردم ازخنده سشاخ: سرویس شدم ازخنده بشاخ: بـیهوش شدم ازخنده پشاخ: پخش شدم ازخنده پشکااخ: پهن شدم کف اتاق ازخنده بک جَکاکا: با کاردک جمم کنید ازکف اتاق بمبمطب: بذارمابه مرگه طبیعی بمیریم
عشقهای اینترنتی..! ___________________ +عزیزم ، ما الان دوساله باهم چت میکنیم ! -خب ؟ +چقدر به من اطمینان داری ؟ -خیـــــــــــــــــــــلی ! +یعنی اگه بخوام بغلم میکنی ؟ -معلومه ، بیا >:D< +بوس بخوام چی ؟ -بله ، بله بیا :-* +اگه بگم بیا دل بدیم قلوه بگیریم چی ؟ _آره بابا بیا :X +اصلا بخوام لخت شی برام سالسا برقصی، چی ؟ صد در صد ! بیا- بیا /D:\ +قربونت بشم...من ! شماره موبایلتو میدی بهت زنگ بزنم؟؟ -نه دیگه ! پررو نشو ! دیگه اونقدرام بهت اطمینان ندارم ...! :|
غلط نامه زنبوردار : کسي که همسر بلوند دارد کاشمري : در آرزوي ازدواج کاج : نمايندگي انتشارات گاج در دوبي ژنتيک : ژني که عامل اصلي تيک زدن در انسان مي باشد هشتگرد : ۵ خورشت باميه : مسئوليت پختن خورشت بر عهده من است وايمکس : درنگ چرا؟ خراب : نوعي نوشيدني حاوي تکه هاي کوچک خر شيردان : آنکه شير خوب را از بد تميز مي دهد گشتاور: يک سري همسايه نخاله که به هنگام برگزاري مهمانيهاي شبانه پليس را خبر مي کنند. البرز: عربها به « پرز » گويند چرا عاقل کند کاري: يک ضرب المثل شيرازي. هردمبيل: جايي که در آن بابت هر چيزي قبض صادر ميشود غيرتي: هر نوع نوشيدني به جز چاي قرتي : نوعي چاي که با قر و حرکات موزون سرو ميشود پنهاني : قلمي که جاي جوهر با عسل مينويسد مختلف : مرگ مغزي مورچه خوار : خواهر مورچه. فحشي که موريانه ها به هم مي دهند جدول : کسي که نياکانش علاف باشند را گويند کره حيواني : بيچاره ناشنواست توله سگ : حاصل تقسيم مساحت سگ بر عرض آن کته ماست : آن گربه مال ماست کراچي : پس تکليف ناشنوايان چه ميشود ؟ سهپايه : ۳ تا آدم باحال که هميشه پايه هر حرکتي هستند يک کلاغ چهل کلاغ : نبردي ناجوانمردانه بين کلاغها وانت : اينترنت آزاد و بدون فيلتر اسلواکي : نرم و خرامان گام برداشتن نيکوتين : نوجواني خوش سيرت نلسون ماندلا:نلسون اون وسط گير کرده تهراني: تيکه هاي هلوي باقيمانده ته آبميوه
فرق بین چت کردن با دختر خارجى و ایرانى!!!! boy:hi Girl:hi boy:how are you? Girl:im fine and you boy:im good too Girl:so nice boy:where are you from and how oldare you ? Girl:england 22 years old boy:ok nice to meet you Girl:me too honey حالا دختر ایرانی : boy:hi boy:hiiiii boy:slm kardamaaa boy:aloooooooooo Girl:چی میگی مزخرف؟؟؟؟ :|boy :|yahoo :|internet :|firefox :|Modem :
فرق مديريت ما با اونور آب امريكا: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده ميشود. ايران: موفقيت مدير سنجيده نميشود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است. امريكا: مديران بعضي وقتها استعفا ميدهند. ايران: عشق به خدمت مانع از استعفا ميشود. امريكا: افراد از مشاغل پايين شروع ميكنند و به تدريج ممكن است مدير شوند. ايران: افراد مدير مادرزادي هستند و اولين شغلشان در بيست سالگي مديريت است. امريكا: براي يك پست مديريت، دنبال مدير ميگردند. ايران: براي يك فرد، دنبال پست مديريت ميگردند و در صورت لزوم اين پست ساخته ميشود. امريكا: يك كارمند ساده ممكن است سه سال بعد مدير شود. ايران: يك كارمند ساده، سه سال بعد همان كارمند ساده است، در حاليكه مديرش سه بار عوض شده. . امريكا: اگر بخواهند از دانش و تجربه كسي حداكثر استفاده را بكنند، او را مشاور مديريت ميكنند. ايران: اگر بخواهند از كسي هيچ استفاده اي نكنند، او را مشاور مديريت ميكنند. امريكا: اگر كسي از كار بركنار شود، عذرخواهي ميكند و حتي ممكن است محاكمه شود. ايران: اگر كسي از كار بركنار شود، طي مراسم باشكوهي از او تقدير ميشود و پست مديريت جديد ميگيرد. امريكا: مديران بصورت مستقل استخدام و بركنار ميشوند، ولي بصورت گروهي و هماهنگ كار ميكنند. ايران: مديران بصورت مستقل و غيرهماهنگ كار ميكنند، ولي بصورت گروهي استخدام و بركنار ميشوند. امريكا: براي استخدام مدير، در روزنامه آگهي ميدهند و با برخي مصاحبه ميكنند. ايران: براي استخدام مدير، به فرد مورد نظر تلفن ميكنند.. امريكا: زمان پايان كار يك مدير و شروع كار مدير بعدي از قبل مشخص است. ايران: مديران در همان روز حكم مديريت يا بركناريشان را ميگيرند. امريكا: همه ميدانند درآمد قانوني يك مدير زياد است... ايران: مديران انسانهاي ساده زيستي هستند كه درآمدشان به كسي ربطي ندارد.. امريكا: شما مديرتان را با اسم كوچك صدا ميزنيد. . ايران: شما مديرتان را صدا نميزنيد، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نميدهد. . امريكا: براي مديريت، سابقه كار مفيد و لياقت لازم است. ايران: براي مديريت، مورد اعتماد بودن كفايت ميكند
فیس بوک تونس : امروز فردی به دلیل گرونی خودش رو آتش زد (19000 تا لایک و شیر ) فیس بوک آمریکا : امروز دانشمندان موفق به کشف درمان ایدز شدند ( 230000 لایک و شیر ) فیس بوک ژاپن : امروز دانشمندان از کاغذ کامپیوتر ساختند ( 310000 لایک و شیر ) فیس بوک ایران : امروز در تهران اجناس گرانتر شد ( 1 لایک - 1 کامنت : گوه نخور شایعه نکن همه چی آرومه ) و بعد از ناکام ماندن خبر بالایی باز فیس بوک ایران : یه روز یه دختره می خوره زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره ( 1343500000 لایک و شیر ) :
قسمت آخر مکالمه من و دوس دخترم پس از کلی دعوا . . . دوس دختره:باشه؟ من:چشم دوس دختره:دیگه نگما !! من :چشم دوس دختره:دیگه این کارا رو نکنیا..باشه؟ من :چشم دوس دختره:کاری به کارش نداشته باشا..دیگه!! من:چشم دوس دختره:دیگه جوابشو نده...! من :چشم دوس دختره:یه بار دیگه این کارو کنی دیگه اسمتو نمیارما..!خوب؟ من:خفه شو،هر چی من هیچی نمیگم این روش بیش تر میشه..نکبت دوس دختره:مرسی عزیزم من :برو بینیم بابا..!؟؟ دوس دختره: قربونت برم عشقم،من برم بخوابم،فعلا من :برو بکپ...!!
قضیه ماله چند سال پیشه که با خاندان رفتیم خواستگاری واسه یکی از دوستان ...همه نشسته بودن و آخرای مجلس بود (اصن مذاکرات خوب پیش نرفته بود) که من حالت اضطرار دسشویی شماره 1 (کوچیک) رو حس کردم با یه اشاره به پدرم قضیه رو گفتم اونم با اشاره به مامانم گفت و مامانم با یه چش قره ی فجیع و دلربا فهموند که از جات تکون نخورتو همین آژیر قرمز بود که عروس قضیه رو فهمید و اونم به باباش با ایما و اشاره فهموند باباش هم به بابام گفت بابام هم بلند داد زد:سرویس بهداشتی کجاست فرشید یه کار کوچیک داره و مادر عروس راه و نشونم دادتو دسشویی اعصاب مصابم ناجور داغون بود و زیر لب به زمین و زمان لعنت می فرستادم اصن حواسم به شیر آب که باز مونده نبود همونجوری داشتم دستام رو می شستم که اومدم طی یک حرکت تکنیکی شیر رو ببندم و پام آوردم بزنم رو شیر اهرمی که خرد زیر شیر شیر کامل باز شد و هول شدم پام و آوردم پایین که گیر کرد به شلنگ و جهت شلنگ از حالت عمود درومد و بست پلاستیکی که با یک پیچ بسته شده بود درومدو خودش و شلنگ پخش زمین شدن ! ( دقیقا کمربند به پایین شلوار به حالت شلپی درومد)حالا من مونده بودم و یه شلوار کاملا خیس با یه خرابکاریه وحشتناک !اومدم درستش کنم که یاد این فیلمای کانال 5 افتادم (شاید برای شما اتفاق بیفتد ) همیشه میگه اول کار که خرابکاری کردی برو خودت و لو بده منم خیلی شیک و مجلسی مامانم و صدا زدم و همه در نهایت ناباوری شاهد خیس شدن یک جوان 19 ساله دردسشویی بودن حدود یک دقیقه همه :| بودن بعد یهو بابام :D اینجوری شد با صدای بلند خندید و بعد همه شوروع کردن به خنده و مامانم اومد دم دسشویی و (دلم می خواست گریه کنم آخه انقدر خیس بودم که نمیتونستم برم بیرون داشت چکه میکرد !)جورابام رو دراورد و به هر زحمتی بود رفتم تو راه پله وایستادم و منتظر که ملت بیان بیرون ، در همین لحظه سوپرمن زنده شد(داماد و می گم ) و به پدر عروس گفت مته دارین اونم رفت مته آورد و شروع کردن به بازسازی خرابکاری بنده حالا منم رو پله ها پلیز ویتم خلاصه کنم 1 ساعت من ول معطل بودم که خرابکاری درست شد و همه با خنده تشریف آوردن بیرون فقط و فقط بخاطر کار من وصلت سر گرفت و الان این خانواده 1 بچه دارن که هفته ی پیش بدنیا اومدکلا خواستم بگم توصیه های کانال 5 رو جدی بگیرین :D
قوانين مورفي يادآوري قوانين مورفي تسكين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شكل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود كه روي يك پروژه كار مي كرد. در يكي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه، يك تكنسين خنگ تمام سيم ها را برعكس وصل كرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تكنسين گفت: "اگه يه راه براي خراب كردن چيزي وجود داشته باشه، او همون يه راه رو پيدا مي كنه" و اين اولين قانون مورفي بود. در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا كرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا كرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از كسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند. قوانين مورفي و قوانين استنباط شده از آن: روزي كه چترت را فراموش مي كني باران مي بارد. نان كره ماليده شده از روي كره اي اش به روي فرش سقوط مي كند! قطره رنگ هميشه سوراخي در روزنامه پيدا مي كند تا بر فرش زير آن بچكد (وتا زماني كه خشك نشده ديده هم نمي شود ) اگر در توده يا كپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظر حتما در ته قرار دارد. هيچ كاري آن طور كه به نظر مي رسد ساده نيست. وقتي در ترافيك گير كرده اي لايني كه تو در آن هستي ديرتر راه مي افتد. هر كاري بيش از آنچه فكرش را مي كني دو برابر آنچه بايد وقت مي برد. مگر اينكه آن كار ساده به نظر برسد كه در آن صورت سه برابر وقت مي گيرد. هر چيزي كه بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممكن. اگر چيزي را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازي احمق باهوش تري پيدا مي شود و كارت را خراب مي كند. در صورتي كه شانس انجام درست يك كار پنجاه-پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است. وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حركت مي كنند مگر آن كه شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته اند. اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي. احتمال بد پيش رفتن كارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد. هر وقت خودت را براي انجام دادن كاري آماده كرده اي ناچار مي شوي اول كار ديگري را انجام دهي. اشياي قيمتي اگر سقوط كنند به مكان هاي غيرقابل دسترس مثل كانال آب يا دستگاه زباله خرد كن (آن هم در حالي كه روشن است) مي افتند. مادر هميشه راه بهتري براي انجام كارتان پيشنهاد مي كند، البته بعد از اينكه كار را به سختي انجام داده باشيد. 80% سؤالات امتحانات پايان ترم براساس كلاسي است كه در آن غايب بوده اي. وقتي قبل از امتحانات نكات را مرور مي كني مهمترينشان ناخوانا ترينشان است. قوانين اتوبوسي مورفي: اگر تو ديرت شده اتوبوس هم دير مي آيد. اگر زود برسي اتوبوس دير مي آيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است. اگر بليت نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري كه بليت هم داري. هر چه بيشتر از راننده بپرسي كه كدام ايستگاه بايد پياده شوي احتمال اين كه درست راهنمايي ات كند كمتر خواهد شد. مدت زيادي منتظر اتوبوس مي ماني و خبري نيست پس سيگاري روشن مي كني. به محض روشن شدن سيگار، اتوبوس مي رسد. (به عبارت ساده اگر سيگار را روشن كني اتوبوس مي رسد.) اگر براي زودتر رسيدن اتوبوس سيگار را روشن كني اتوبوس ديرتر مي آيد. قوانين كامپيوتري مورفي: ديسك مشتري در سيستم تو خوانده نمي شود. اگر براي خواندن آن نرم افزار پيچيده اي روي سيستمت نصب كني آخرين باري خواهد بود كه چنين ديسكي به دستت مي رسد. قوانين عاشقانه ي مورفي: همه خوب ها تصاحب شده اند، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد. هر چه شخص مذكور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بيشتر است. شعور ضربدر زيبايي ضربدر در دسترس بودن مساوي عددي ثابت است. ( كه اين عدد هميشه صفر است). ميزان عشق ديگران نسبت به تو نسبت عكس دارد با ميزان علاقه تو به آنها. چيزهايي كه يك زن را بيش از هر چيز به مردي جذب مي كند همانهايي اند كه چند سال بعد بيشترين تنفر را از آنها خواهد داشت. فلسفه مورفي: "لبخند بزن... فردا روز بدتريه " سرنوشت آقاي مورفي: يك شب در بزرگراهي پر ترافيك، بنزيِن اتوموبيل آقاي مورفي تمام شد، كنار جاده منتظره تاكسي شد تا خود را به پمپ بنزيِن برساند . در حالي كه لباس سفيد بر تن داشت اتوموبيل يك توريست انگليسي كه در جهت خلاف در بزرگراه شلوغ در حركت بود او را زير گرفت. بزرگراه اسير ترافيك بود. آقاي مورفي سفيد پوشيده بود و از مسير صحيح حركت اتوموبيل ها انتظار حادثه اي نمي رفت. با اين حال توريست انگليسي " همان يك راه " را پيدا كرد!!!
لغت نامه حيف نون فروتن : آمپول Injury : اينجوري سرباز : بي حجاب پيشاهنگ : سكوت Black light: سيانور Easy Love: لواسان مملكت : گربه مملي سيمين : نيم ساعت Free fall: فال مجاني كوسه : اين كه دوتاس چيذر : چه ضري زدي؟ Superman : مرد بقال واهمه : همه را باز كن سيرت : موش دريايي كامران : راننده كاميون ايستك : سكته خفيف Refer: فركردن مجدد مو Too narrow : وارد نشو سيفي جات : جات امنه! Dashboard : داداشم برد عطسه : راس ساعت سه Tequila shot: پيك شادي برونشيت : بيرون از صفحه Accessible: عكس سيبيل Bahamas: با همه هستش نوازش : بازش نكن، ببندش ازون برون : خارج از جو زمين Subsystem: صاحب دستگاه Burberry : نون بربري فانتزي Burkina Faso: برو كنار وايسا درون گرا : كچلهاي داخل خانه Comfortable: بفرماييد سر ميز After noon : دنبال يه لقمه نون Moses: در اصفهان به موز گويند پورتال : آدم قد بلند فقير را گويند مكار : كسي كه تخصص اپل دارد Bahamas Air: هواي همه رو داره آنكارا : منظور آن كارهاي بد است مسواك : پياده روي دسته جمعي Good Luck: چه لاكِ قشنگي زدي عرض اندام : پهناي شكم را گويند ! جنگل : جن بيا! (از زبان جنگير ترك) موت زارت : سكته! يهويي تلف شدن Topless : !به اصفهانيِ غليظ، توپوله تجديد فراش : دوباره فر كردنِ موهاش كوآرتز : هنرهايي كه مي گفتي، كو ؟ اسلواكي : نرم و خرامان گام برداشتن پورشه : فقير بشه الهي به حق 5 تن Macromedia: رسانه هاي عوام فريب Al Pacino : همه پاهاتووون رو ورچينين نيكوتين : نوجوان خوش سيرت را گويند زالزالك : پدر رستم و داداش كوچولوش كهنسال : سالروز تولد Leonard Cohen San Jose: به تركي ، شما خوزه هستيد خواهر زن : كسي كه خواهرش را ميزند ! Safe Mode : آنچه در تابستان مد ميشود مهتاب كرامتي : مهتاب چقد شبيه عمتي كنتس : به اصفهاني يعني اين سيگار كنته Good after noon : دنبال يه لقمه نون حلال Eminem : به لهجه اصفهاني، امين هستم مزدور : نوعي موز كه در مناطق دور مي رويد كدخدا : كسي كه به برنامه اتوكد تسلط دارد واويلا : ويلايي كه درش به روي همه باز است Hello Honey : جهنم و عزيزم! كوفت و عزيزم! San Antonio: به تركي ، شما آنتونيو هستيد Histogram : شما (دوست) گرامي، خفه شو! We Are : به ويار زنان در دوران بارداري گويند ! Bertolucci: چپ چشمي كه بربر نگاهت ميكند فيله گوساله : فيل نفهم،فحش رايج بين فيل ها Longtime: در حمام ، زمان پيچيدن لُنگ را گويند سيتوپلاسم : (بندري) به خاطر تو پلاس و علافم برون گرا : كچلهاي خارج از خانه، كچلهاي خارجي Long time no see: !دارم لونگ ميپيچم ، نگاه نكن مالاريا : كلمه اي كه اهالي لار اول هر جمله ميگويند مهران : شخصي كه در هواي مه آلود رانندگي مي كند فرزاد : كسي كه به طور مادر زاد موهايش فرفري باشد زباله دان : آشغال شناس ،آنكه در تفكيك زباله تبحر دارد Jesus: در اصفهان به بچه گويند كه دست به چيز داغ نزند كالسكه : هنگامي كه يك اصفهاني يك ميوۀ كال ميخورد. كاريزماتيك : قناتي كه خانمها براي ذخيره ي ماتيك ميكنند كرباسچي : راننده اتوبوسي كه هرچه داد ميزني نميشنود اتومبيلراني : نوشيدني گوارا، حاوي تكه هاي طبيعي اتومبيل صفا سيتي : شهري كه مردم آن هميشه در صف ايستاده اند هالوژن : ژني كه عامل اصلي ساده لوحي در انسان مي باشد آنتي هيستامين : آنكه مخالف هيس كردن تا 1 دقيقه ميباشد پاركينگ : شخصي كه به صورت پاره وقت به پادشاهي مي پردازد فيلهارمونيك : فيلي كه از تناسب اندام برخوردار است،فيل موزون Sin City : فروشگاهي بزرگ، عرضه كننده مايحتاج سفره هفت سين سيرابي : وضعيتي كه در آن فرد نميتواند حتي يك قطره ديگر آب بخورد Parkinson: پسر سرايدار را گويند كه در اتاقكي در پاركينگ زندگي ميكند Good setting: آن سه چيزِ نيك را گويند : گفتار نيك كردار نيك -پندار نيك Sweetzerland: سرزميني كه مردمانش زياد زر ميزنند اما به دل مينشيند Very well: رها و آزاد و افسار سرخود و بي تكليف و سرگشته و بي جا و مكان
ماجراي من و بابا ! ديروز بابام داشت با چاقو نايلون رو در مربا رو پاره مي كرد، چاقو در رفت نزديك بود دستشو ببره! به شوخي بهش گفتم پدر من شما ديگه از سنتون گذشته چاقو دستتون بگيرين! كار دست خودتون مي دين! هروقت كاري داشتي بگين من براتون انجام بدم! طرف گاز هم ديگه نرين! ديدم يه چپ چپ بهم نگاه كرد! با خودم گفتم الانه كه كارم تمومه! نصفه شبي ساعت 2 بود كه ييهو از خواب پريدم چشامو باز كردم يه چيز سفيد ديدم.هي بسم الله گفتم فوت كردم. ديدم نخير حركتم ميكنه.ديگه كامل از جا پريدم كه در برم.نه داره حرفم ميزنه.با خودم گفتم جنم جناي قديم!يادم باشه واسه دوستام تعريف كنم...تو همين فكرا بودم كه ييهو برق روشن شد.من جيغ كشيدم.بابامو ديدم با كمال خونسردي بهم ميگه:دخترم من پرتقال مي خوام!!! بيا واسم پوست بكن كه من به چاقو دست نزنم!!! من: :( بابام: :D يا بگو غلط كردم يا پاشو دستاتو بشور اينو پوست بكن!
مادربزرگم دو سال پیش میخواست ختم انعام بگیره و تمام خانومای فامیلو یه خانوم مداح هم دعوت کرده بود. از صبح همه داشتیم کمکشون میکردیم که یهو ، یک ساعت مونده به مراسم برق رفت . مادر بزرگم به پدرم گفت: سریع زنگ بزن اداره برق بگو برقمون رفته! بابای ما هم زنگ زدو گفت:برق ما رفته! یهو مادر بزرگم از اونور گفت: بگو خانوم آوردیم، کلی پول دادیم، حالا برق رفته شما خسارت مارو میدی...؟؟؟ بابای ما هم هول شد و با عصبانیت به طرف گفت: کلی پول دادم خانم آوردم ، حالا که برق نیست چه خاکی تو سرم بکنم؟ شما خسارت میدی....؟!؟! طرف هم نه گذاشت نه برداشت با خنده گفت: دوست عزیز 2 تا شمع روشن کن شاعرانه تره...!!
مامان با بابام چند شب پیش با هم دعواشون شد مامانم قهر کرد رفت خونه مامانش اینابابام گفت به جهنم خودم به تنهایی زندگی میکنمبعد از چند شب که کلی ظرف نشسته تو کابینت جمع شد دستا رو زد بالا ظرفا رو بشوره دیدم زیر لب داره غر میزنه و میگه اینم شد زن ببین این قابلمه ها چقدر جرم گرفته سیاه شده صدام زد اهای دختر بیا ببین انقدر ساییدم این قابلمه ببین چه برقی میزنه کیف کن برو برا مامانت تعریف کن رفتم نگاه کردم دیدم همه قابلمه های تفلون مامانم رو با سیم ظرفشویی به قدری ساییده که سفید شده فقط اب دهنم رو قورت دادمو اماده جنگی عظیم شدم
مردي به استخدام يک شرکت بزرگ درآمد.در اولین روز كار خود، با كافه تریا تماس گرفت و فریاد زد:«یک فنجان قهوه برای من بیاورید.»صدایی از آن طرف پاسخ داد:«شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. میدانی با كی داری حرف می زنی؟»كارمند تازه وارد گفت: «نه»صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شركت هستم، احمق.»مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت:«و تو میدانی با كی حرف میزنی، بیچاره.»مدیر اجرایی گفت: «نه»كارمند تازه وارد گفت: «خوبه»و سریع گوشی را گذاشت.!
- 1
- 2
- ...
- 5(current)
- ...
- 8
- 9