مطالب طنز طولانی

مطالب طنز طولانی

3 آرزو خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد. قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت: اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم. خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت: نگذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کنم، ۱۰ برابر آن را برای همسرت برآورده می کنم! خانم کمی تامل کرد و گفت: مشکلی ندارد. آرزوی اول خود را گفت... من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم. قورباغه به او گفت: اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر به دنبالش بیافتد و تو او را از دست بدهی. خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او به جز من نخواهد ماند. پس آرزویش برآورده شد. بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند. خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد. آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد. خانم گفت: می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم! نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین. قابل توجه خواننده های مونث: این جا پایان این داستان بود. لطفاً صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید. ... ... ... ... ... مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد!

۵ سوال خانمان سوز ! ! سوالاتی که خانمها از آقايان می پرسند. >>> ۱- به چي فکر مي کني؟ جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“ ... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي کرده: الف) فوتبال ب) بسکتبال ج) چقدر تو چاقي! د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره! ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟ يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن ، درباره ش حرف مي زدم!“ ... >>> ۲- آيا دوستم داري؟ جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاط ترند مي تونن بگن: “بله عزيزم!“ ... و جوابهاي اشتباه عبارتند از: الف) فکر کنم اينطور باشه! ب) اگه بگم بله ، احساس بهتري پيدا مي کني؟ ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه! د) مگه مهمه؟! ه) کي؟ ... من؟! >>> ۳- آيا من چاقم؟ واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين! ... جوابهاي اشتباه اينها هستند: الف) نمي تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي! ب) نسبت به چه کسي؟! ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد! د) من چاق تر از تو هم ديدم! ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه ات فکر مي کردم! >>> ۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟ “اون دختره“ در اينجا مي تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه ء يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“ ... جوابهاي غلط عبارتند از: الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه اي خوشگله! ب) نمي دونم اينجور موارد رو چطوري مي سنجند! ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري! د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست! ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي کردم! >>> ۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟ جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه ء اجتناب ناپذير فقدان تو ، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“ ... اين سوال ، همونطور که توي گفتگوي زير مي بينين ، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني تر باشه! ... زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟ مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي پرسي؟ اين سوال منو نگران مي کنه! زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟ مرد: البته که نه عزيزم! زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟ مرد: معلومه که دوست دارم! زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي کني؟ مرد: خيلي خب! ازدواج مي کنم! زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي کني؟ مرد: بله! زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي کني؟ مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم! زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟ مرد: اگه اينطور بخواد خب بله! زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي کني و عکسهاي اونو به ديوار مي زني! مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد! زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتماً بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه! مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!

احمقانه ترين سوالات از مایکروسافت شرکت بریتیش تله کام یا همان BT لیستی از احمقانه ترین سوالاتی را که کاربران کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ارتباطی از مشاوران آنها پرسیده اند منتشر کرد. به نوشته پایگاه اینترنتی روزنامه مترو برخی از این سوالات آنقدر خنده دار است که حتی خود سوال کنندگان پس از فهمیدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده اند. لیست احمقانه ترین سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسیده شده به شرح زیر است: 1- کاربر: کامپیوتر می گوید هر کلیدی را (any keys) فشار دهید اما من نمی توانم دکمه any را روی کیبوردم پیدا کنم. 2- کاربر: من نمی توانم کانال های تلویزیون را با مونیتورم عوض کنم. 3- کاربر: من با یک نفر در اینترنت آشنا شدم می توانید شماره تلفن او را برای من پیدا کنید. 4- کاربر: اینترنت من کار نمی کند؟ مشاور: مودم را وصل کرده اید ، همه سیم های کامپیوتر را چک کرده اید؟ کاربر: نه الان فقط مانیتور جلوی من است هنوز کامپیوتر و مودم را از جعبه در نیاورده ام! 5- کاربر: پسر 14 ساله من برای کامپیوتر رمز گذاشته و حالا من نمی توانم وارد آن شوم. مشاور: رمز آن را فراموش کرده؟ کاربر: نه آن را به من نمی گوید چون با من لج کرده 6- مشاور: لطفا روی My Computer ،کلیک کنید. کاربر: من فقط کامپیوتر خودم را دارم کامپیوتر شما پیش من نیست. 7- مشاور: مشکل شما به خاطر نرم افزار اسپای ویری است که روی دستگاهتان نصب شده(اسپای در انگلیسی به معنی جاسوس است) کاربر: اسپای!؟ ببینم یعنی او می تواند از داخل مانیتور وقتی لباس عوض می کنم من را ببیند؟ 8- کاربر: ماوس پد من سیم ندارد! مشاور: من فکر کنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نیست سیمی داشته باشد. کاربر: پس چگونه می تواند ماوس را پیدا کند؟ یعنی وایرلس است؟ در یک مورد دیگر نیز مرکز مشاوره مایکروسافت در انگلیس لیستی از سوال های ابلهانه مشتریانش را اینگونه منتشر کرده است. مرکز مشاوره: چه نوع کامپیوتری دارید؟ مشتری: یک کامپیوتر سفید... مشتری : سلام، من «سلین» هستم. نمی تونم دیسکتم رو دربیارم مرکز : سعی کردین دکمه رو فشار بدین؟ مشتری : آره ولی اون واقعاً گیر کرده مرکز : این خوب نیست، من یک یادداشت آماده می کنم... مشتری : نه... صبر کن... من هنوز نذاشتمش تو درایو... هنوز روی میزمه.. ببخشید... مرکز : روی آیکن My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن. مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟ مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟ مشتری : سلام... من نمی تونم پرینت کنم. مرکز : میشه لطفاً روی Start کلیک کنید و... مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی! مشتری : سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : «نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم ، اماکامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش کنه... مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم... مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟ مشتری : نه. مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟ مشتری : یه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خریده. مرکز : و الآن F8 رو بزنین. مشتری : کار نمی کنه. مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟ مشتری : من کلید F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته... مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی کنه. مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟ مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم. مرکز : کیبوردتون رو بردارید و 10 قدم به عقب برید. مشتری : باشه. مرکز : کیبورد با شما اومد؟ مشتری : بله مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه ای اونجا نیست؟ مشتری : چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه... اون یکی کار می کنه! مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست. مشتری : اون 7 هم با حروف بزرگه؟ یک مشتری نمی تونه به اینترنت وصل بشه... مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟ مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد. مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟ مشتری : پنج تا ستاره. مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟ مشتری : Netscape مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست. مشتری : اوه، ببخشید... Internet Explorer مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه! مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می تونم کمکتون کنم؟ مشتری : عصرتون بخیر! من بیش از 4 ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟ مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟ مشتری : من داشتم توی Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از 4 ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم می کنید؟ مرکز : چه کمکی از من برمیاد؟ مشتری : من دارم اولین ایمیلم رو می نویسم. مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟ مشتری : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم؟

اخبار جالب يک مخترع آلماني تلفن مخصوصي اختراع کرده است که توي تابوت مردگان نصب مي شود تا بستگان آنها بتوانند بدون آنکه از خانه خارج بشوند و زحمت رفتن به گورستان را بر خودشان هموار کنند، هر قدر دل شان مي خواهد با مردگان خود شان درد دل کنند! اين تلفن بزودي وارد بازار خواهد شد! در ژاپن ماموران پليس، جواني را که باعث يک تصادف رانندگي شده بود دستگير کردند، اما وقتي که فهميدند اين جوان بايد چند دقيقه ديگر در يک امتحان سر نوشت ساز شرکت کند، او را با اسکورت و آژير به محل امتحان بردند تا آقا از امتحان عقب نماند! در چين، يک بنگاه معاملات ملکي، به فروش ملک و املاک در کره ماه دست زده است! اين شرکت چيني مي گويد: هيچ قانوني وجود ندارد که فروش املاک در ماه را قدغن کرده باشد! ظاهرا هيچ قانوني هم وجود ندارد که از آقايان بپرسد شما مالکيت کره ماه را از کجا به دست آورده ايد ؟! در لس آنجلس، يک راننده تاکسي، قطعه الماسي توي تاکسي اش پيدا کرد که ارزش آن 350 هزار دلار بود. اين آقاي راننده تاکسي، اين الماس گرانقيمت را به اداره پليس برد و به آنها گفت: مال حرام از گلوي من پايين نمي رود! اين آقاي راننده، از مهاجران افغان بود که در لس آنجلس تاکسي مي راند! در يکي از جمهوري هاي پيشين يوگسلاوي -کرواشا- يک تابلوي نقاشي بسيار نفيس، به آقاي رييس جمهور اين کشورهديه داده شد. چند لحظه بعد معلوم شد که آقاي هديه دهنده، اين تابلوي نقاشي را از يکي از نمايشگاههاي هنري آن کشور دزديده است! در اسراييل، يک آقاي ثروتمندي، پس از يک بگو مگوي حسابي با عيال مربوطه بر سر اينکه او آدم بسيار خسيسي هست و جان به عزراييل هم نمي دهد، گاو صندوق خانه اش را باز کرد و مبلغ 680 هزار دلار پولي را که در گاو صندوق داشت در جلوي چشمان از حدقه در آمده همسرش آتش زد وخاکستر کرد! در ژاپن، يک خانم ژاپني، که با يک آقاي زن دار سر و سري بهم زده بود، مبلغ 136هزار دلار به يک آدمکش حرفه اي داد تا با شليک گلوله اي، شر همسر حامله معشوقش را از سرش کم کند. چون اين آقاي آدمکش به وعده اش وفا نکرد، خانم ژاپني به اداره پليس رفت و از آقاي آدمکش بخاطر نکشتن آن خانم حامله شکايت کرد!

"" من گرفتم تو نگیر "" زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر ! من گرفتم تو نگیر ... چه اسیری که زدنیا شده ام یکسره سیر ! من گرفتم تو نگیر ... بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر ، یاد آن روزها بخیر ... زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر ! من گرفتم تو نگیر ... یادآن روزها که آزاد زغمها بودم، تک وتنها بودم! زن و فرزند مرا بستند با زنجیر ! من گرفتم تو نگیر ... بودم از طایفه درد کشان، بودم از جمع خودشان! خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر ! من گرفتم تو نگیر ... ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم ! بستر راحت و نرم ، زن نگیر ... گرنه شود خوابگهت لای حصیر ! من گرفتم تو نگیر ... بنده زن دارمو محکوم به حبس ابدم ! مستحق لگدم ، چون در این زندگی بود از خود مخلص، تقصیر ! من گرفتم تو نگیر ... من از آن روز شوهر شده ام ! نه که شوهر ! خر شده ام ، خر همسر شده ام !

"تفاوت دخترا و پسرا در زمین خوردن..."پسر در حال دویدن...زااااارت (صدای زمین خوردن)رفیق پسر: اوه اوه... چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی، پاشو تن لش! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟ یکم کمتر میزدی خب!یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!دختر در حال راه رفتن...دوفففففففک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای...یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین، با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین.....

اگر کریستوفر کلمب ازدواج کرده بود اگر کریستوفر کلمب ازدواج کرده بود٬ ممکن بود هیچ گاه قاره امریکا را کشف نکند٬چون به جای برنامه ریزی و تمرکز در مورد یک چنین سفر ماجراجویانه ای٬ باید وقتش را به جواب دادن به همسرش٬ در مورد سوالات زیر می گذراند: - کجا داری می ری؟ - با کی داری می ری؟ - واسه چی می ری؟ - چه طوری می ری؟ - کشف؟ - برای کشف چی می ری؟ - چرا فقط تو می ری؟ . . - تا تو برگردی من چی کار کنم؟! - می تونم منم باهات بیام؟ - راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟ - بده لیستو ببینم! - حالا کِی برمی گردی؟ - واسم چی میاری؟ . . - تو عمداً این برنامه رو بدون من ریختی٬ این طور نیست؟ - جواب منو بده! - منظورت از این نقشه چیه؟ - نکنه می خوای با کسی در بری؟ - چه طور ازت خبر داشته باشم؟ - چه می دونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟ - راستی گفتی توی کشتی زن هم دارین؟! . . - من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟ - مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟ - تو همیشه این جوری رفتار می کنی! - خودتو واسه خود شیرینی می اندازی جلو! - من هنوز نمی فهمم٬ مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده؟ - چرا قلب شکسته ی منو کشف نمی کنی؟ . . - اصلا من می خوام باهات بیام! - فقط باید یه ماه صبر کنی تا مامانم اینا از مسافرت بیان! - واسه چی؟ خوب دوست دارم اونا هم باهامون بیان! - آخه مامانم اینا تا حالا جایی رو کشف نکردن! - خفه خون بگیر! تو به عنوان داماد وظیفته! . . - راستی گفتی تو کشتی زن هم دارین؟

*** خبر فــوری - همگي به اشتراک بذاريـد *** متاسفانه لحظاتی پیش سازمان فضایی ناسا اعلام کرد شهاب سنگ بزرگی به طرف زمین درحال حرکته گفته میشه تقریبا ۲ ساعت و نیم دیگه با زمین برخورد میکنه طبق اعلام ناسا درصورت برخورد حدود ۹۵ درصد کره ی زمین از بین میره هم اکنون با پخش این خبر تمامی پروازها در اروپا لغو شده و در شهرها مردم دچار ترس و وحشت بسیار زیادی هستند شهاب سنگ Daxter هم اکنون در حال نزدیک شدن به زمین است جرم این شهاب سنگ عظیم چیزی حدود نصف کره ی زمین است . . . . این خبرو باور نکنین چون بيكار بودم از خودم درآورم...! شرمنده اگه ترسوندمتون !

*اسممون و گذاشتن :ملیکا خاله و دخترخاله ها بهم می گن : mel mel دایی تا بهم میرسه میگه: مَلَکا ذکر تو گویم که تو پاکیو خدایی… پسردایی کوچیکه ام بلد نبود بگه ملیگا میگفت: پیتیلا بهنوش میگه: پیتیکا عطیه میگه:ملی استاد زبانمون آقای چمنی می گفت: میــلــیــکا بعضی از فامیل های بابام میگن: مَـــلیکا بعضی از دوستان عنایت دارن میگن : مِـــلیک دخترخاله کوشولوم میگفت: میخا حالا شده: میکا بعد عمه ام امشب اس داده: چطوری پولیکا؟؟؟؟؟!!!! اینجور اسم با مسما و انعطاف پذیری دارم من

Ghabl az ezdevaj 1-Mard: dige nemitonam montazer bemonam 2-Zan:mikhay az pishet beram? 3-Mard:na fekresham nakon 4-Zan:mano dost dari? 5-Mard:albate 6-zan:ta hala be man khiyanat kardi? 7-Mard:na chera in soalo miporsi? 8-Zan:mano mosaferat mibari? 9-Mard: moratab 10-zan:mano kotak mizani? 11-Mard:be hich vajh 12-zan:mitonam behet etemad konam? Bad az ezdevaj hamin matno az payin be bala bekhon!!!

نقش سرنشين کنار راننده در ايران - کشيدن بقيه کمربند ايمني راننده و نگهداشتن آن هنگام مشاهده افسر راهنمايي و رانندگي - نگهداشتن فرمان اتومبيل هنگامي که راننده دستش بند است - دادن شماره تلفن راننده به سرنشينان خودروي بغلي - تعويض دنده هنگامي که راننده در حال مکالمه با تلفن است - تيکه انداختن به عابرين پياده - جيغ زدن هنگام عبور از داخل تونلها - فحش دادن به ديگر رانندگان بخاطر رانندگي بد آنها. - تشويق راننده براي لايي کشي - فحش و نفرين به راننده موقع عبور از روي دست اندازها - ايجاد قوت قلب براي راننده هنگام دعوا - خوابيدن با صداي خروپف زياددر جاده ها - زنده ماندن در تصادفات شديد؛ در حاليکه راننده بيچاره تيکه تيکه ميشود و در نهایت انجام مجلس کفن ودفن راننده!!

آخر این هفته، جشن ازدواج ما به پاست , با حضور گرم خود، در آن صفا جاری کنید , , ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است , لطفاً از آوردن اطفال، خودداری کنید , , بر شکم صابون زده، آماده سازیدش قشنگ , معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید , , تا مفصل توی آن جشن عزیز و با شکوه , با غذا و میوه ی آن جشن افطاری کنید , , البته خیلی نباید هول و پرخور بود ها , پیش فامیل مقابل آبروداری کنید , , میوه، شیرینی، شب پاتختی مان هم لازم است , پس برای صرفه جویی اندکی یاری کنید , , گر کسی با میوه دارد می نماید خودکشی , دل به حال ما و او سوزانده، اخطاری کنید , , موقع کادو خریدن، چرب باشد کادوتان , پس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید , , هرچه باشد نسبت قومی تان نزدیک تر , هدیه را هم چرب تر، از روی ناچاری کنید , , در امور زندگی، دینار اگر باشد حساب , کادو نوعی بخشش است، آن را سه خرواری کنید , , گرم باید کرد مجلس را، از این رو گاه گاه , چون بخاری بهر تنظیم دما، کاری کنید , , ساکت و صامت نباشید و به همراه موزیک , دست و پا را استفاده، آن هم ابزاری کنید , , لامبادا، تانگو و بابا کرم یا هرچه هست , از هنرهاتان تماماً پرده برداری کنید , , البته هرچیز دارد مرزی و اندازه ای , پس نباید رقص های نابه هنجاری کنید , , حرکت موزون اگر در کرد از خود، دیگری , با شاباش و دست و سوت از او طرفداری کنید , , کی دلش می خواهد آخر در بیاید سی دی اش؟ , با موبایل خود مبادا فیلمبرداری کنید , , در نهایت، مجلس ما را مزین با حضور , بی ادا و منت و هر گونه اطواری کنید

آقا دیروز تو فیسبوک یه سوال پرسیده بودن که این سوراخ رو خودکار بیک به چه کاری میاد ! اینم نمونه ای از جواب های دوستان 1.این سوراخ حاوی کولاژن و ایلاستین بوده و این همون چیزیه که پوست خودکار به آن احتیاج دارد 2.عمل فتوسنتز رو انجام میداد 3.خودکارمون خفه نشه 4.برای اینکه بی کار شدی انگشت تو بکنی تو سوراخ 5.رای ما روحانی :| 6.برای اینکه سر جلسه امتحان جواب سوالو بلد نبودی بیکار نباشی باهاش فلوت بزنی 7.حالا این همه سوراخ رفتی دنبال سوراخ خودکار بیک :| 8.مدیرعامل شرکتش استقلالیه ! 9.هر چیزی باید یه سوراخی داشته باشه :| این جواب آخری خیلی قانعم کرد

آهنگ گلپری جون آرمین نصرتی رو واسه یه آمریکای فرستادم..حالا خوشش اومده میگه معنیش رو برام بفرست :))))))) مـــعـــنـــی رو حـــال کن :)))... ... Golpari joon! oh Yeah.. You're here ! Oh yeah !Will you come with me? I won't. You'll be tired.. i won't ! Vai Vai Vai How much are you brought=)))) گلپری جون! بله؟؟ !اینجایی جون؟؟ ! بله؟ !بیا بریم... ! نمیام !خسته میشی.. نمیشم.. !وای وای وای چقدر اطفار میریزی !:))))

ابراز علاقه شديد پليس راهنمايي رانندگي به من!!! مشـغول رانندگي تو جاده ام... از فاصله دور پلـــيس واسم دست تكون ميده و ابراز ارادت ميكنه! واقعا آدماي با محبتي هستــن! موندم چطوري از اين فاصله منو شــــناختن!؟ يكيشونو جو مي گيره مي پره وسط جـــاده! با حرارت خاصي واسم دست تكــون ميده!!! چراغ ميزنم وبا حركت دست به ابرازعلاقه شون جـــواب ميدم! دفترچه و خودكار تو دستشه؛ احتمالا ميخواد ازم امـــضا بگيره، اما الان وقت ندارم باشه واسه بعـــد! اشك تو چشام حلقه ميزنه از اين همه احساسات پاك و بي آلايش... چه پليساي مهربون و عالي داريم من به همشون بخاطر اين احساساتي كه واسم بخرج دادن تشكر مي كنم!!!

اتاق آقا پسرا و دختر خانوما... اول وارد اتاق آقا پسرا ميشيم‌ براي ورود به اتاق پسرها اصولا شما بايد به يك گيره لباس براي زدن بر روي بيني مبارك، يك دستكش و يك سيستم موقعيت ياب ماهواره اي مجهز باشين چون ممكنه هر لحظه تو اين اتاق كه بي شباهت به بازار شام هم نيست، يا گم بشين يا با دست زدن به وسايل، آخرين ورژن مرض ها رو دريافت كنين يا از رايحه ي خوش اتاق به ديار باقي سفر كنين. تو اين اتاق هر چيزي پيدا ميشه از شير مرغ گرفته تا جون آدميزاد! . هر وسيله اي تو اين اتاق تعريف خاص خودشو داره مثلا كمد لباس جاييست كه در اون ميتوان لباسها و اقلام ورزشي كه تا حالا رنگ آب رو به خودشون نديدن پنهان كرد و لطف بزرگي به جامعه بشري نمود. زير تخت، بهترين مكان براي چپوندن كليه وسايل وقتي كه قراره يه شخص رو در بايستي دار وارد اتاق بشه. رو در و ديوار اتاق هم عكس هر جك و جونوري به چشم ميخوره كه اگه يه شب خداي نكرده وارد اتاق بشين اونجا رو با پارك ژوراسيك اشتباه ميگيرين. تنها راه عبوري توي اتاق راهيه كه درِ ورودي رو به ميز كامپيوتر وصل ميكنه و بقيه ي مسير ها به علل گوناگون مسدود هستن. همه جور وسيله ي ورزشي از راكت تنيس گرفته تا دوبنده ي كشتي تو اين اتاق هست اما دريغ از يه ذره اطلاعات ورزشي. توي گوشه اتاق هم يك سطل آشغال بيچاره به چشم ميخوره كه تا خِرخِره پره و عاجزانه تقاضاي تخليه شدن ميكنه..... حالا يه سر به اتاق دخترخانما ميزنيم‌ روي در ورودي اتاق، يه خرس آويزون شده كه كلاه آبي رنگي هم به سر داره. وقتي در رو باز ميكنين متوجه ميشين كه هيچ راهي براي ورود وجود نداره آخه از سقف تا كف اتاق پوشيده شده از تزيينات و آثار هنري مربوط به دوران سوم زمين شناسي. رو در و ديوار اتاق عكس شاهزادهء سوار بر اسب رؤياهاشون كه از قضا شباهت زيادي به سوپر استارهاي سينما از جمله گلزار رادان و‌ دارن،وصله. استراتژيك ترين نقطهء اتاقشون هم ميز آرايش چون هم وسايل بتونه كاري روش قرار داره هم تو كشوي دوم ميز دفتر خاطراتشون كه سر نخ بسياري از مجهولات زمانه، نگهداري ميشه. از ميون صدها عروسكي كه توي اتاق به چشم ميخوره يه عروسك نقش سنگ صبورِ لحظات تلخ زندگيشون رو ايفا ميكنه. فرش زير پا، رنگ اتاق، رنگ كيف و رنگ جوهر خودكار مورد علاقشون، با هم سته. همه چيز آنكارد شده وسر جاشه اما.... اما اگه قرار باشه يه دختر و يه پسر به طور همزمان برن به اتاق هاشون و يه وسيله رو بيارن، اين پسرها هستن كه فاتح اين ماراتن ميشن. جالبه، اما هنوز جواب قانع كننده اي براي اين مسئله پيدا نشده!!!!!

اخطار یک داستان خیلی خیلی حال به هم زن ! نرید بخونید بعد فش بدید به جوک بازار ! دوتا مردشور بودن هر جنازه‌ای میاوردن شکمشو وا‌ میکردن غذا هاشو میخوردن یه روز شکم یکیو واز می‌کنن توش ماکارونی‌ بود، مرده شوره به رفیقش میگه من نمیخوام تو بخور رفیقش میگه چرا توکه ماکارونی‌ خیلی‌ دوس داشتی!!؟ میگه نمیخوام دیگه، رفیقشم همشو میخوره. بعد که تموم می‌شه میگه میدونی چرا نخوردم ؟ رفیقش میگه چرا؟ میگه چون توش مو بود اونم حالش به هم میخوره همه‌رو بالا میاره بعد اون یکی‌ شروع می‌کنه به خوردن، رفیقش میگه نخور کثافت مگه نمی‌‌گی توش مو بود چندش رفیقش میگه : دروغ گفتم ! خواستم ماکارونی گرم بشه بعد بخورم !

ازدواج به سبک اینترنتی عروس خانم دوشیزه shirin_sooskesiah آیا وکیلم شما را به مهر : گوگل عدد شکه بهار آزادی / یک وبکم / سند یک سایت اختصاصی دات کام / یک مودم DSL / اینترنت پر سرعت به اندازه طول عمر نوح! / LCD و شمعدان / یک هدست بیسیم / چهارده روم اختصاصی به نیت .../ پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج ... / به عقد دائم آقای : feri_ferferi در بیاورم؟ جمعیت : عروس رفته آف هاش چک کنه!! حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم؟ جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه! حاج آقا : BUZZ و برای بار سوم خفم کردی آیا وکیلم؟ عروس با اجازه بزرگترهای ROOM بله

اس ام اس های ایرانسل در آینده ی نزدیک: _مشترک گرامی چه خبر؟مامان بابا خوبن؟علی کوچولو چطوره؟الهی ایرانسل قربونش بره.. _مشترک گرامی با شارژ 624300 ریال دیگر برنده 150 تومان شارژ داخل شبکه شوید.. _مشترک گرامی چته؟ تو فکری چرا؟ عاشق شدی؟ آخه بدبخت!با این وضع گرونی کی عاشق میشه؟؟ها؟ _مشترک گرامی یه طرح دارم بهاره. یکی سیم کارت بخر یکی ببر یکی میارم در خونتون یکی هم میدیم به عموتون _سیم کارت یک بار مصرف و بهداشتی ایرانسل به بازار آمد.این سیم کارت ها را بعد از هر بار استفاده بشکنید و دور بریزید.و سیم کارت دیگری با میلیونها جایزه ارزنده و نفیس دیگر جایزه ببرید....

دختر پشت تلفن با يه پسر حرف مي‌زنه: «اوهوم...! الان تازه بيدار شدم، دارم كورن‌فلكس با شير سوياي توت‌فرنگي مكسوي مي‌خورم... حال آب‌پرتقال ندارم، ترشه، نمي‌دونم چطوري داداشم كه باشگاه داره صبح مي‌تونه بخورتش... اوهوم...! بعد از صبحانه مي‌روم پياده‌روي!»... حالا حقيقت: داره نون تافتون سه روز پيش كه سفت شده را با پنير ليقوان و چاي تقلبي مي‌خوره و با پودر پرتقال شربت درست كرده، الان هم بايد بره ته خيابون بالايي كپسول گاز را عوض كنه و برگرده چون داداشش معتاده هميشه كپيده!!)))))))))) والا