اُوصيكُم بتَقوَى اللّه ِ و إدامَةِ التَّفَكُّرِ ؛ فإنَّ التَّفَكُّرَ أبو كُلِّ خَيرٍ و اُمُّهُ .;
شما را به تقواى الهى و انديشيدنِ هميشگى سفارش مى كنم؛ زيرا كه انديشيدن پدر و مادر همه خوبيهاست.;
احادیث امام حسن علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
اُوصيكُم بتَقوَى اللّه ِ و إدامَةِ التَّفَكُّرِ ؛ فإنَّ التَّفَكُّرَ أبو كُلِّ خَيرٍ و اُمُّهُ .;
شما را به تقواى الهى و انديشيدنِ هميشگى سفارش مى كنم؛ زيرا كه انديشيدن پدر و مادر همه خوبيهاست.;
مَنِ اتَّكَلَ على حُسنِ الاختيارِ مِن اللّه ِ لَهُ ، لم يَتَمَنَّ أنّهُ في غيرِ الحالِ التي اختارَها اللّه ُ لَهُ .;
كسى كه به حُسنِ انتخاب خدا براى خود تكيه كند، جز حالتى را كه خدا برايش گزينش كرده است حال ديگرى براى خويش آرزو نكند.;
إنّ هذا القرآنَ فيهِ مَصابيحُ النُّورِ و شِفاءُ الصُّدورِ ، فَلْيَجلُ جالٍ بضَوئهِ ، و ليُلجمِ الصِّفةَ قَلبَهُ ، فإنَّ التّفكيرَ حَياةُ القَلبِ البَصيرِ كما يَمشِي المُستَنيرُ في الظُّلُماتِ بالنورِ .;
براستى كه در اين قرآن، چراغهاى روشنايى [بخش] و شفاى سينه ها [از بيماريهاى دلها] است. پس، جلا دهنده، بايد كه به نور آن [ديده دل خويش را] جلا دهد و اوصاف قرآن را [به دل خويش ]پيوند زند؛ زيرا كه انديشيدن [در قرآن] مايه حيات دل شخص با بصيرت است، همچنان كه آدمى در تاريكيها، با كمك نور راه خود را مى پيمايد.;
اعلَمُوا عِلما يَقينا أنّكُم ··· لن تَتلوا الكتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حتّى تَعرِفُوا الذي حَرَّفَهُ ، فإذا عَرَفتُم ذلكَ عَرَفتُمُ البِدَعَ و التَّكلُّفَ .;
يقين بدانيد كه شما··· كتاب خدا را هرگز، چنان كه بايد و شايد، تلاوت نخواهيد كرد مگر آن گاه كه بشناسيد چه كسى آن را تحريف مى كند؛ زيرا كه هر گاه آن را شناختيد، بدعتها و توجيهات متكلّفانه را مى شناسيد.;
أسلَمُ القُلوبِ ما طَهُرَ مِن الشُّبُهاتِ .;
سالمترين دلها، دلى است كه از شبهات پاك باشد.;
التَّفكُّرُ حَياةُ قَلبِ البَصيرِ .;
انديشه كردن، زنده كننده دل شخص با بصيرت است.;
علَيكُم بالفِكرِ ؛ فإنّهُ حَياةُ قَلبِ البَصيرِ و مَفاتيحُ أبوابِ الحِكمَةِ .;
بر شما باد انديشيدن، كه آن ، زنده كننده دل انسان بصير است و كليدهاى درهاى حكمت.;
اعلمْ أنَّ مُروَّةَ القَناعَةِ و الرِّضا أكثرُ مِن مُرُوّةِ الإعطاءِ .;
بدان كه مردانگى قناعت و خرسندى، بيشتر از مردانگى داد و دهش است.;
لا يَنبغي لِمَن عَرَفَ عَظَمَةَ اللّه ِ أن يَتَعاظَمَ ، فإنّ رِفعَةَ الذينَ يَعلَمونَ عَظَمَةَ اللّه ِ أن يَتَواضَعُوا ، و (عِزَّ) الذينَ يَعرِفُونَ ما جَلالُ اللّه ِ أن يَتَذَلَّلُوا (لَهُ) .;
سزاوار نيست كسى كه بزرگى خدا را مى شناسد، خود بزرگ بين باشد؛ زيرا بزرگى كسانى كه عظمت خدا را مى دانند، در اين است كه افتادگى كنند و عزّت كسانى كه جلال و شكوه خدا را مى شناسند، در اين است كه [در برابر او ]خوارى نمايند .;
إنّكُم صِغارُ قَومٍ و يُوشِكُ أن تَكونوا كِبارَ قَومٍ آخَرينَ ، فَتَعَلَّمُوا العِلمَ ، فَمَن لم يَستَطِعْ مِنكُم أن يَحفَظَهُ فَلْيَكتُبْهُ و ليَضَعْهُ في بَيتِهِ .;
شما خردسالانِ قومى (نسلى) هستيد كه به زودى بزرگان قوم (نسلى) ديگر مى شويد. پس دانش بياموزيد و هر يك از شما كه نمى تواند علم را در حافظه اش نگه دارد، آن را بنويسد و در خانه اش نگهدارى كند.;
الابتِداءُ بالعَطيَّةِ قَبلَ المَسألةِ ، و إطعامُ الطَّعامِ في المَحْلِ .;
دَهِش پيش از خواهش و اطعام كردن در قحطى.;
أمّا الكَرَمُ فالتَّبرُّعُ بالمَعروفِ و الإعطاءُ قَبلَ السُّؤالِ .;
بزرگوارى، احسان كردن داوطلبانه است و دَهِش پيش از خواهش.;
أوسَعُ ما يكونُ الكريمُ بالمَغفِرةِ إذا ضاقَت بالمُذنِبِ المَعذِرَةُ .;
شايسته ترين زمان براى اين كه بزرگوار گذشت كند وقتى است كه عرصه عذر بر گنهكار تنگ گردد.;
لَمّا سألَهُ مُعاويَةُ عَنِ الكَرَمِ و النَّجدَةِ و المُروءَةِ ـ أمّا الكَرَمُ فالتَّبَرُّعُ بالمَعروفِ ، و الإعطاءُ قَبلَ السّؤالِ ، و الإطعامُ في المَحْلِ ··· و أمّا المُروءَةُ فحِفظُ الرّجُلِ دِينَهُ ، و إحرازُهُ نَفسَهُ مِن الدَّنَسِ ، و قِيامُهُ بضَيعَتِهِ ، و أداءُ الحُقوقِ ، و إفشاءُ السّلامِ .;
امّا بزرگوارى (سخاوت) داوطلب شدن در احسان و نيكى است و دِهش پيش از خواهش و اطعام كردن در قحط سالى··· و اما مردانگى آن است كه آدمى دين خود را نگه دارد و خويشتن را از آلودگى حفظ كند و به املاكش رسيدگى كند و حقوق را بپردازد و به همگان سلام گويد.;
حِفظُ الدِّينِ ، و إعزازُ النّفسِ ، و لِينُ الكَنَفِ ، و تَعَهُّدُ الصَّنيعَةِ ، و أداءُ الحُقوقِ ، و التَّحَبُّبُ إلَى النّاسِ .;
حفظ دين و عزّت نفس و نرمش و مداومت بر نيكى و احسان و گزاردن حقوق و دوستى نمودن با مردم است.;
شُحُّ الرّجُلِ على دِينِهِ ، و إصلاحُهُ مالَهُ ، و قِيامُهُ بالحُقوقِ .;
آزمندى مرد به دين خود و بهبود بخشيدن به دارايى اش و گزاردن حقوق.;
العَفافُ في الدِّينِ ، و حُسنُ التَّقديرِ في المَعيشَةِ، و الصَّبرُ علَى النّائبَةِ .;
پاكى در دين و اندازه نگه داشتن (برنامه ريزى درست) در امر معاش و شكيبايى در برابر پيشامدهاى سخت.;
لا مُروءَةَ لِمَن لا هِمَّةَ لَهُ .;
كسى كه همّت ندارد، مردانگى ندارد.;
أعظَمُ سُرورٍ يَرِدُ علَى المؤمنينَ إذ نُقِلوا عن دارِ النَّكَدِ إلى نَعيمِ الأبَدِ ، و أعظَمُ ثُبورٍ يَرِدُ علَى الكافِرينَ إذ نُقِلوا عَن جَنّتِهِم إلى نارٍ لا تَبيدُ و لا تَنفَدُ .;
بزرگترين شادى اى است كه به مؤمنان مى رسد؛ زيرا از سراى رنج و بدبختى به نعمت جاويدان منتقل مى شوند و بزرگترين هلاكتى است كه بر كافران در مى رسد؛ زيرا از بهشتشان [در دنياى پُر ناز و نعمت] به سوى آتشى برده مى شوند كه از ميان نمى رود و به پايان نمى رسد.;
ما بالُنا نكرَهُ الموتَ و لا نُحبُّهُ؟ ـ ; لِأنّكُم أخرَبتُم آخِرَتَكُم ، و عَمّرتُم دُنياكُم ، و أنتُم تَكرَهونَ النُّقلَةَ مِن العُمرانِ إلَى الخَرابِ .;
چرا مرگ را ناخوش داريم و آن را دوست نداريم؟ ـ فرمود ; زيرا شما آخرت خود را ويران و دنيايتان را آباد كرده ايد و دوست نداريد از آبادانى به ويرانه منتقل شويد.;