مشاوره

مشاوره

عذاب وجدان 

سلام، موضوع خیلی مفصله ولی کوتاهش میکنم، من یه کسیو ناخواسته به خودم علاقه مند کردم چون خودمم خیلی دوسش داشتم و اینکه هردو دختریم ولی اون علاقه منو بد برداشت کرد با اینکه بارها گفتم من همجنسگرا نیستم، ولی قانعم کرد که باشه نیستی و اینکه ما پارتنر باشیم همجنسگرا بودنمون نیست منم با کلی کلنجار با خودم قبول کردم چون بهم گفت یا این یا برو چون نمیتونم به عنوان دوست ببینمت وقتی انقد بهم علاقه نشون میدی، منم هم واسه از دست ندادنش قبول کردم الان ماه ها گذشته تازه متوجه شدم که ازم میخواد ازدواج نکنم و ما باهم بریم زندگی کنیم و من قبلا اینو نمیدونستم که قبول کردم اخه قرار نبود اینجوری بشه و منم دیدم چه اشتباهی کردم توبه کردم و الان یه هفته س دارم گریه میکنم خدا منو ببخشه ولی بعد اینکه بهش گفتم بیا فقط دوست باشیم خیلی بهم ریخت و الان منو ظالم میدونه و منم عذاب وجدان دارم که چرا اونو به خودم انقد علاقه مند کردم و الان حس میکنم همش تقصیر منه که از اول قبول کردم اینو، بچگی کردم واقعا و الان نمیدونم چیکار کنم میترسم هیچوقت منو نبخشه😭خیلی عذاب وجدان دارم من نمیخواستم بهش ظلمی کنم من فقط نمیدونم چرا انقد دوسش داشتم و انقد آرزو کردم اونم دوسم داشته باشه و انقد نادیده م نگیره چون از سرد بودنش اذیت میشدم رها کردنشم برام خیلی سخت بود و باعث شد این تصمیم احساسی و بگیرم و الان گرفتار شدم لطفا راهنماییم کنین واقعا خیلی تحت فشارم الان...

 198

حرف بابام راجب من 

(لطفاً زودتر بهتر مشاوره بدید) من آدم کینه ای هستم و الان فهمیدم بابا به همه فامیل گفته مهدیه سلیطه شده(یه آدم جنده منظورهشه) نمیدونم واق باید چیکار کنم چند روز پیست دختر عموم که دوسال از من کوچیکه تره برگشت و گفت مشکل از لباسی مهدیه نیست مشکل از اندامشه که هی داده😆😑 نمیدونم خوشبختانه یا متاسفانه من اندام خوبی دارم و یکم لاغرم چون باشگاه میرفتم و یوگا خیل دوست دارم من جوابشو ندادم چون من متوجه حرفش نشدم ( نمیتونم به حرف دیگران گوش کنم حتی که دم گوش باشند) و بعد بابام بهم گفت ک این همچنین حرفی زده الان دلم میخواد یه کاری کنم بابام بفهمه که من اگه بخوام سلیطه باشم میتونم من از نوع جنده بودنش از نوع این که بهش محل ندم باش حرف نزنم و هرچی گفت بگم آخه بابا نمی‌دونی که آدم سلیطه به حرف بابا،داداش،شوعر گوش نمیده دوتا داری چطور رفتار کنم؟ یا یجوری برسونم از دستت ناراحتم من ک آدم خیلی خوش قلبی ام جوری که یکی بهم بدی می‌کنه معذرت خواهی مکنه زود قبول میکنم به همه کمک می‌کنه تاقد. گریه هیچی ندارم و همیشه کاری میکنم که ناراحت. نباش از دستم چطور میتونن بهم بگن من افسرده بودم روز ها خواستم کار کنم خودم بکشم اما بخاطر بابامم هیچ کاری نکردم بابا برا همه چیز منت می‌زاره سرمون (۴۰ ملیون برات آن. کار کردم من اون کار کردم من فلان منو..... ). واق حالم بده واق اعصابم خورده چیکار کنم؟

 9

افسردگی 

من یک پسر 18 سالم دوازده ریاضی ام درسمم نسبتا خوبه؛ یک دختری رو خیلی دوست داشتم یک سال باهم بودیم ولی شیش ماه پیش باهم قطع رابطه کردیم. بعد اون سیگاری شدم خودزنی میکنم. فقط بحث اون نیس کلا نمیتونم دیگ خوشحال باشم رفیقای خیلی خوبی هم دارم ولی باز احساس افسردگی می کنم نمی‌دونم چیکار کنم از این حال در بیام ممنون میشم راهنماییم کنید🙏

 11

حسودی،تنهایی،حرف خانواده 

من یک ساله که افسردگی شدیدی گرفتم و تیغ. و خودکشی بعد از چند وقت رفتم روانشناسی و خب بهتر شدم اما آلان مامانم همش منو تحقیرمیکنه مسخره میکنده به. خاطر چیزی. الکی غر میزنی و... و دختر عموم و عمه ام تو سرم میزند الان من افسردگی برگشته،و حس. ناکافی بودن دارم رفیق ولم کرده و الان اعتماد به نفس ندارم و در آخر دارم به آزادی و زیبای دختر عمم حسودی میکنم و خب حالم بدتر و بد تر میشه و نمیتونم درس بخونم و هدف گم کرم باید چیکار کنم مامانم راضی نمیشه بیاد تراپیست حرف بزن و من واق دارم حالم بدتر و بدتر میشه

 130

ایا دوست پسر داشتن درست است 

سلام من۲۱سالمه حدود یک هفته با پسری توی فضای مجازی اشنا شدم اون۳٠سالشه و برای هفته ی دبگه قرار گذاشتیم همو ببینیم به نظر اپم درستی میاد ولی خب من نمیتونم اعتماد کنم چون فقط یک هفته با هم چت کردیم من قبلش اصلا دوست پسر نداشتم الان که دارم با این اقا حرف میزنیم بعضی موقع ها عذاب وجدان دارم که دارم با یه غریبه حرف میزنم ثلی از طرفی هم دلم میخواد وارد یه رابطه ی عاطفی بشم چون احساس میکنم خیلی میتونه تو بهبود رفتار اجتماعیم کمکم کنه الان نمیدونم چیکار کنم

 157

شروع یک کار مهم در قمر در عقرب 

سلام استاد وقت بخیر من متأسفانه اینجوری میدونستم که شروع قمر در عقرب از ۲ اسفند هستش تا ۴ (به صورتی فلکی اینجوریه) ولی الان یه تقویم هم هست که به صورت برج عقرب هستش اونم نوشته ۳۰ بهمن تا ۲ اسفند منم درست ۳۰ بهمن آموزش کار جدیدم رو شروع کردم الان چیکار باید کرد من به خدا اعتماد دارم و می‌دونم هیچ قدرتی بالاتر از خدا نیست و قطعاً خدا ما رو از بدی ها دور نگه میداره ولی چون این کار جدید برام خیلی مهم هستش هی ته دلم انگار یکی میگه نه این کارت درست نمیشه چون توی قمر در عقرب شروع کردی.... من ۳۰ بهمن شروع کردم ولی دو روز بعدش فهمیدم و زود رفتم صدقه دادم و آیت الکرسی خوندم

 10

فکر کردن زیاد به هم جنس 

سلام روز بخیر ،من یه دختر ۱۴ ساله هستم که حدودا سه سال رزمی کار میکنم ،عید مربی من عوض شد و یه مربی جدید اومد که روش کارش اینجوری هست که از باشگاه دیگش چند تا ارشد میاره که کمک دستش باشن ، معمولا دو تا ارشد بودن که معمولا هم باهم بودن و یکی از من یک سال کوچیک تره و اوندکی از من ۲ سال بزرگتره داستان از اینجایی شروع شد که من از اونی که ۲ سال بزرگتر تره و درجش خیلی بالا تره حس خوبی نداشتم ،یعنی حس میکردم خودشو میگیره و نمیشه باهاش ارتباط برقرار کرد برای همین خیلی اهمیت نمی‌دادم ،ولی بعد یه مدتی من کم کم از این خوشم اومد ولی اینجوری هستم که پیشش به شدت معذب میشم و اصلا دوست ندارم تو دیدش باشم و وقتی کمکمون می‌کنه و نزدیکم میشه خیلی هیجانی میشم البته من یه دختر به شدت شیطون و اجتماعی ام ولی کلا تو باشگاه ترجیح میدم آروم باشم و سرگرم تمرین خودم باشم و اصلا اعضای باشگاه اون روی دیگه ی منو ندیدن و همیشه آروم و گوشه گیرم از شخصیتم هم بخوام بگم خیلی زیاد مذهبی نیستم ولی نماز و روزه حالیم میشه و حجاب دارم و هر مدل لباسی (دیگه درست و حسابی باشه ) می‌پوشم ولی خب معمولا مانتو و شلوار ولی خب اون در ظاهر اینشکلی نیست (باطن رو فقط خدا می‌دونه )و یه جورایی تیپ و استیل پسرونه داره و داستان از اینجایی شروع شد که من همش دارم به این فکر میکنم و میرم تو رویا /: یا تو پیچ استادم دنبال نشونه ای از اینم و اصلا دوست ندارم اینشکلی باشه یعنی هم دوست دارم باشه هم نباشه ،وقتی هست من استرس میگیرم نمیتونم کارمو خوب انجام بدم ولی خب وقتی هست یه احساس خوبی دارم و خیلی زیاد پیش میاد که باهم چشم تو چشم میشیم و زود سرمو برمی‌گردونم ،یا وقتی که مسابقه داشتم هی نگاهش میکردم که ببینم منو میبینه یا نه حتی وقتی رفتم رو سکو اول باز هم اول اونو نگاه کردم که ببینم منو میبینم یا نه ولی نمی‌دید ،البته الان خیلی وقته باشگاهمون نیومده ولی تو تابستون بیشتر اوقات بود ممنون میشم راهنماییم کنید که چجوری با این احساسم کنار بیام

 18

مشکلات خواب 

سلام خسته نباشید ، من خیلی وقته مشکل خواب پیدا کردم ، یک سال و نیمی هست ک میگرن دارم و قرص مصرف میکنم برای کنترلش چون خیلی شدیده و چند روز پیش بوتاکس میگرن کردم ، دو هفته ست مشکل خواب پیدا کردم ، شب ها اصلا نمیتونم بخوابم ، بجاش در طول روز میخوابم ، کلاس یازدهمم ، وقتایی ک از مدرسه میام ساعت ۲ هست همون موقع بدون اینکه ناهار بخورم میخوابم و حدودا ساعت ۱۰ بیدار میشم ، شب رو بیدارم کامل و دارم درس میخونم ، خیلی روی درسم حساسم واس همین اصلا نمیتونم قیدشو بزنم ، بعد دوباره درسم رو ک خوندم ی دو ساعت قبل از رفتن ب مدرسه میخوابم تا تویه مدرسه خوابم نبره ، خیلی واسم کلافه کنندست خیلی اذیتم میکنه بدم میاد اینجوری بخوابم و اینقدر برنامم به هم بریزه ، من خیلی روی درسم حساسم و با وجود میگرنم هیچوقت نمراتم کمتر از ۱۹ نشده همیشه کارنامم عالی بوده ، با وجود اینکه اکثر بچه ها وقتی وارد دبیرستان میشن افت میکنن ، ولی من با وجود میگرن خیلی خوب پیش رفتم دلیلشم هم اینه خیلی احساس مسؤلیت میکنم و خب هدف دارم تا وقتی نرسم ب چیزی ک میخوام ول نمیکنم ، ولی این چند وقت خیلی اذیت شدم با این خواب ، متنفرم از اینکه شبا تنهایی بیدار باشم درس بخونم در طول روز خواب باشم و وقتم رو از دست بدم ، اولش فکر میکردم شاید بخاطر میگرنه چون خیلی سرم درد بود نمیتونستم بخوابم اما الان ک بوتاکس کردم فهمیدم مشکل از میگرن نبوده و چیز دیگه ای هست ، واقعا نمیدونم باید چیکار کنم تا اصلاحش کنم ، خیلی دوست دارم اصلاحش کنم چون باعث میشه برنامم ب هم بریزه و حتی سردردم رو تشدید میکنه ، اگر امکانش هست راهنماییم کنید.

 4

راه اندازی معارفه جهت ازدواج 

لطفا کمک کنید یه زن خوب پیدا کنم

 40

پوشش جلوی نامحرم 

سلام من یک پسر نوجوان۱۴ ساله بالغ هستم. میخواستم بدونم اشکال داره باشلوارک ورزش باستانی جلوی نامحرم ورزش کنم .؟ چون من فقط ورزش باستانی رو دوست دارم و به مربی خود هم تذکر داده ام ولی او گوش نمی‌کند.

 176