سایر موارد

سایر موارد

فکر منفی 

ناشناس

سلام وقت بخیر ۱۹ سالمه ترم ۳ رشته روانشناسیم راستش اخیرااا زیاد به این فکر می کنم که اصلا من چی می خوام انگار هدفمو گم کردم وقتی هم اسم دانشگاه خوب و اینا میاد من خیلیییی از درون خودمو آزار میدم با خودم میگم تو نتونستی باهوش باشی دانشگاه فلان قبول شی یا همش نگران ایندمم که ته این رشته چی میشه از اینکه نمی خوام بیهوده زندگی کنم خودمم استعداد و مهارت هایی دارم اما همش بقیه به چشمم میان انگار دوست دارم الان همه چی رو بلد باشم یا اینکه فکر می کنم عقبم با اینکه با بقیه حرف میزنم میگن تو مردم برات مهم تر از خودتن و اینکه تو اینهما استعداد داری چرا نمی بینی نمی دونم باید چیکار کنم از این فکرا نکنم و ارامش داشته باشم

 10

لطفا راهنماییم کنید 

ناشناس

سلام خسته نباشید ببخشید من توی مدرسه همیشه بچه هارو درک میکنم سعی میکنم طوری باشم که بچه ها کنار من احساس بدی نکنن و احساس تنهایی نداشته باشن و باهام راحت باشن با همه دوستم و به همه احترام میزارم و اصلا به خودم اجازه نمیدم به دیگران بی احترامی کنم اما متاسفانه هر روز به طور بی دلیل با رفتار بد بعضی از دوستانم رو به رو میشم ( مثلا مورد تمسخر قرار میگیرم و جلوی دوستانم با تحقیر باهام رفتار میکنن مثلا قصد دارم بهشون دست بدم با نگاه تحقیر آمیز از کنارم رد میشن) واقعا میخوام ازشون بپرسم که دلیلش چیه اما واقعا نمیتونم بپرسم آخه واقعا رفتار بدی نداشتم که لایق بی احترامی باشم اگه هم جواب ندم این موضوع میشه خوره روحم . اگه میشه کمکم کنید که چطور باهاشون رفتار کنم

 10

تجاوز 

ناشناس

سلام عرض ادب و خسته نباشید من دخترم 13 سالمه من تو سن 8 سالگی تا 11 سالگی از سمت شوهر خالم بهم تجاوز شد و اصلا نمی‌تونستم به کسی بگم میدونستم که اگه به کسی بگم دیگه تموم میشه ولی باز میترسیدم که بگن مقصر خودم هستم یا..... من تو سن 11 سالگی داشتم با مامانم صحبت میکردم که بهش گفتم برام سخت بود ولی گفتم از هرچی که میترسیدم اتفاق افتاد بعدش که بهش گفتم فکر میکردم که دیگه اونا رو نمی‌بینیم ولی بازم نمیشه اگه مراسمی باشه اونا هستن و من وقتی اونا رو میبینیم خیلی حالم گرفته میشه اصلا راحت نیستم تو جمع شکایت هم نمی‌تونیم بکنیم چون مامانم میگه مدرکی نداریم

 12

بهم زدن ونه رسیدن دونفر بهم 

ناشناس

میکردم سر پرسمون روزای اول دوتامون هم بد اخلاق بودیم ولی اون شیطون انقد با اخلاق بعد من سا خت والان چند ماه شده والان من هیچ حسی بهش ندارم اما یه دختره اونجا هستش همش هرهر کرکر میکنه وسلیطس بعد من بدم میاد میره طرف اون بعد الان اخلاق سرپرسم شده شبیه من واخلاق من شبیه اون شده بعد اون الان روی آرایش من حساس شده من به رژ صورتی پررنگ زدم بعد توی اینستا با تاب دامن عکس انداخته بودم گذاشته بودم اخماشو ریخته بود قرمز شده بود کم بود فقط منو بکشه واینکه یه لحظه اخلاقش شبیه بچه ها بودم باهام ولی من باز چیزی نگفتم ولی اون دختره که هر هر کرکر میکنه با یه پسر دیگه هی میخوان رابطه من با اون رو بهم بزنن بعد میترسم سرکارم یه چیزی بگم بعد تر دعوا شه به نظرتون چیکارکنم که از دستش ندم چیزی بهشون نگم بعد الان با اون دختره حرف میزنه ولی باز من چیزی نمیگم بنظرتون چیکار کنم خیلی ضروری به کمک نیاز دارم

 6

مسئله های شهوت و خشم و شوخی 

ناشناس

خلاصه من خلاصه این دو تا فیلم و انیمیشن رو گفتم که بهم راهکارهایی بدید برای ترک این مسئله (خارج شدن منی)خواهش میکنم خواهش میکنم وضعیت روح قلبم و روانم ضعیفه،خیلی خرابه روحیاتم.گناه قلب انسان سیاه میکنه و حجاب بین ما و خدا میشه.امیر المومنین علی علیه السلام می‌فرماید اگر کسی گناه بکنه عقل ازش جدا میشه. البته اشتباه نشه با اونایی که خوبم و رفیق هستم اخلاقم خوبه. نه اینکه مثلاً مثال دارن نصیحتم میکنن یا شوخی میکنن با بنده هیچ وقت عصبانی نمیشم ولی اگر چیزی بهم بگن ناراحت میشم. زود ناراحت میشم و زود رنج هستم یه نکته‌ای که وجود داره برام بحث شوخی هست که خیلی روی شوخی حساسم و زود عصبانی میشم البته دلیل داره که عصبانی میشم زود و حساسیت به خرج میدم.دلیل اولش اینه که وقتی با من شوخی میکنن باید جهت دار باشه یعنی شوخی که میکنن نباید آزار دهنده باشه و بی‌جهت و بیهوده و بی معنی.دلیل دوم اینه که وقتی با من شوخی میکنن من هم بخندم نه شوخی که توش مسخره کردن دیگران باشه.دلیل سوم اینه که شوخی های عملی مثلاً قلقلک کردن باید در حد این باشه که صبر داشته باشم و وقتی که صبرم تموم شد باید بفهمه که من خسته شدم نه همینطور دائماً سوک می‌ریزه. دلیل چهارم اینه که وقتی زبانی شوخی می‌کنه باید غیبت و مسخره کردن کسی نباشه. متأسفانه جامعه ی امروزی همینطوری دارن شوخی میکنن.دلیل پنجم اینه که شوخی زیاد و دائمی نباشه که هم کینه به دل میاد و از وقار انسان کم بشه.

 8

درون‌گرا و معتاد گوشی 

ناشناس

سلام من ۱۲ سال سن دارم خیلی درون‌گرا هستم یعنی برای مثال وقتی مهمونی میریم من رو مبل میشینم و تمام مدت سرم تو گوشیه بخاطر اجتماعی نبودنم معتاد به گوشی شدم چیکار کنم این موضوع خیلی کلافم میکنه

 4

زودرنجی 

ناشناس

من ۱۹ سالمه و زیاد فکر منفی می کنم به گذشته هان و اشتباهاتی که مرتکب شدم مثلا یکی برداشته فلان حرفو بهم زده یا اینجکر چیزا همه ی خودمو تو اشتباهاتم می بینم یا مثلا اینکه تو جمع یکی نسبت به یکسری مسائل مثلا تاریخی یا هر چیز دیگه ای اطلاعات بیشتری من ندارم یا نمی دونم اصلا بهم حس بدی دست میده در صورتی که مثلا تو موارد دیگه خوبم مثل سخنرانی ولی همون قسمت منفیام رد می بینم و مثلا هر چی که پیش میاد بر می دارن بهم میگن حساسی یا اینکه یک سوال که می پرسم میگن نمی دونستی یعنی در مورد سیایت بعد یکجوری میشم با خودم میگم مگه حالا بده که نمی دونستم میشه راهنمایی کنید چیکار کنم خودمم می دونم دارم خودم اذیت میشم و با خودم میگم بیخیال شو اما چیکار کنم این حسو

 13

خجالتی هستم 

ناشناس

سلام . ببخشید من آدم خیییلی خجالتی هستم طوری که از گفتن بعضی کلمات که برای همه افراد عادی هست رو من نمیتونم بگم و حتی تو مدرسه و جامعه هم نه تنها نمیتونم حرف بزنم بلکه هیچ دوستی هم ندارم دیگه از این زندگی خسته شدم نمی‌دونم باید چیکار کنم میشه کمکم کنید لطفاً

 182

اعتماد بنفس 

ناشناس

سلام چطور اعتماد بنفس خودم رو ب برم بالا اصلا اعتماد بنفس ندارم مثلا یکاری رو میخوام انجام بدم میگم وااا الان ک خراب کاری میکنم یا مثلا میخوام حرف بزنم میترسم ک اشتبا بگم

 7

خیلی زود رنج هستم 

ناشناس

من خیلی زود رنج هستم و زود ناراحت میشوم حداقل روزی یک بار گریه میکنم به خاطر حرف های بقیه میشه راهنماییم کنید لطفاً

 8