سایر موارد

سایر موارد

اشتباهاتی که در گذشته انجام دادم و الان از فاش شدن اونها میترسم 

ناشناس

سلام من خانواده به شدت سخت گیری دارم و در چندین سال گذشته با چندتا پسر به صورت مجازی وارد رابطه شدم یکیش پسر خالم بود که کلاس شیشم بهش پیام دادم و گفتم دوسش دارم و اونم به هیچکس نگفت ما همدیگه رو وقتی که میدیدیم اصلا به روی خودمون نمیاوردیم که من همچین کاری کردم و حتی به همدیگه زنگ هم نمیزدیم فقط پیام میدادیم و بعد یه مدت من تمومش کردم و بعد از یه مدت من با ادمای مختلفی به صورت مجازی اشنا شدم یکیش 36سالش بود ما دقیقا20سال اختلاف سنی داشتیم ام اون موقع اوج سخت گیری خانوادم روی من بود و کلی فشار روحی چون ارومم میکرد باهاش وارد رابطه شدم چون یذره حالمو خوب میکرد بعد از چند ماه متوجه شدم که دارم راهو اشتباه میرم و تمومش کردم الان سال اخر دبیرستانمه و دیگه هیچ خطایی ازم سر نزده اما همیشه استرس اینو دارم که خانوادم و بقیه راجب گذشتم بفهمن و به شدت ادم استرسی ای شدم و دارم اسیب میبینم چون اگه بفهمن حتی ممکنه منو بکشن

 4

اجبار به کلاس رفتن 

ناشناس

سلام. پدر و مادرم من رو کلاس سوارکاری ثبت نام کردن. من نه تنها از اسب و سوارکاری خوشم نمیاد بلکه متنفرم. اما برعکس اونا عاشق اسب هستن. من هرچی بهشون میگم که لطفا عقاید خودتون رو به من تحمیل نکنید و من اصلا علاقه به رفتن این کلاس ندارم و... میگن نه باید بری. چند روز پیش هم خیلی جدی گفتم که من نمیتونم ادامه بدم و اونا هم گفتن حالا که پولش رو دادیم برو. من حتی گفتم حاضرم برم کارگری کنم پولش رو دربیارم که نرم اما اونا میگن نه بحث پولش نیست ولی باید بری.... ممنون میشم کمک کنید که چی بگم که قبول کنن؟

 7

اذیت شدن 

ناشناس

سلام من سرکارم یه زنه هستش پیره خیلی اذیتم میکنه بعد سر هرچی قهر میکنه الان ۴ ماهه تحملش میکنم اما الان باز دوباره اذیتم میکنه بعد خانواده میگم کارم عوض کنم نمیزاره صاحب کارم هم اخراجم هم نمیکنه الان کلا خسته شدم به نظرتون چی‌ کا رکنم هرجا برم یکی مثل این زنه اذیتم میکنه ومن توی سوال قبلیم درمورد دو دل بودن سر ازدواج اون آقا رو گفته بودم مامانم کارم رو عوض نمی کنه واون آقا همش حواسش بهم هستش تو ی سوالم درمورد دودل بودن ازدواج گفتم

 6

امر به معروف و نهی از منکر ،،ر 

ناشناس

گفتید چطوری باعث فحشا میشه من معذرت میخام ولی چند سال پیش یه آقا پسری بود که نوشته بود با سه تا دختر رابطه داشته و مشاورین شما گفتن که تماس بگیرن

 7

خانواده 

ناشناس

15سالمه یه خواهر برادر کوچکتر دارم که 4/8سال ازم کوچیک ترن. از بچگی همییشه از دعوای مامان بابام میترسیدم الانم میترسم. زندگیم جدا از دعواهاشون و لجبازی هاشون عالی بود، همچی در اختیار منو خواهر برادرم میزاشتن کلی کلاس میریم. مامانم میگه بابام از همون اول اخلاقش بد بوده و مامانم کلی کوتاه اومده و اخلاقاشون بهتر کرده. امروز دعواشون شد سر لجبازی اون یچیز گفت این یچیز که جفتش به اندازه هم خانمان سوز بوده حرفاشون بابام پاشد مامانمو زد رفتم کلی جلوشو گرفتم ولی از دستم در رفت دوتا سیلی زد، من واقعا ناراحتم قبلا از این دعواها داشتن ولی بعدش درست میشدن، ایندفعه فکر کنم خیلی بد شد صحبتهای طلاق و ایناهم اوردن وسط دعوا... من ناراحتم که خواهر برادرم اون صحنه هارو دیدن هی بهشون میگفتم برید اتاق کوش نمیدادن و گریه میکردن. مامانم تو این چندسال کم نژاشته برامون ولی خیلی کوتاه اومده در مفابل پدرم. پدر تا به حال مامانمو نزده ولی الان قضیه فرق داره نمیدونم چمار باید بکنمم اگه طلاق بگیرن تکلیف ما چیمیشه من نمیخوام دخالت کنم تو زندگیشون دلم میخواد جفتشون به ارامش و چیزی که مبخوان برسن تکلیف منو خواهر برادرم چیه

 2

وفای به عهد 

ناشناس

سلام خسته نباشید من بچه که بودم گاهی قول هایی میدادم و قسم هایی میخوردم که مثلا کل قرآن رو بخونم یا کار هایی انجام بدم ولی متاسفانه به اون ها عمل نکردم باید کفاره بدم ؟ باید چه کار کنم؟

 183

استرس 

ناشناس

سلام دخترم 14 سالمه من یه مشکل جدی برام پیش امده و موندم چه گلی بزنم ب سرم راستش من یه رفیقی دارم بعد این رفیق ما یه فامیلی داره منم شاید هفته ای یه بار میرم خونه رفیقم خوب این فامیل شون پسره دیدمش یعنی بد جور وابستش شدم بعد رفته رفته اونم بهم علاقه پیدا کرد حالا بحث رل زدن و ... باز شده خوب خانواده من مذهبی نیستن ولی یه جوری ان که نمیتونن با این مسئله کنار بیان خاهر بزرگ ترم تو سن من از این کارا و رل زدن زیاد داشته بعد مادرمم با این مسئله کنار امده اما من موندم الان رل بزنم یا نه خیلی زهنم مشغوله از یه طرف خیلی دوصش دارم و الان فقط دنبال یه مشورت عاقلانه میگردم ....

 11

مشکلات زندگی 

ناشناس

سلام. من ۱۳ سالمه و برادرم هم کنکوریه. یه مشکلی که هست اینه که کنکوری بودنش داره باعث اتفاقات بد میشه. مثلا بعضی وقت ها چیزی نمیخوره، عصبانی میشه، غر میزنه و... همچنین مادرم من خیلی به برادرم اهمیت میده این باعث شده که خیلی مادرم حرص بخوره. من واقعا دیگه نمیدونم چکار کنم نمیتونم اینهمه حرص خوردن مادرم سر کار های برادرم رو تحمل کنم. مادرم کلی تو این ۲ سال مریضی گرفته ۸۰ درصد روز رو داره حرص میخوره. از طرفی مادرم خیلی بدشانسی میاره در حدود ۱ سال هزار جور مریضی مختلف گرفته از بیماری روده تا چشم الانم چشمش مشکل پیدا کرده (که مطمئنم بخاطر گریه کردن بوده) و الانم همش گریه میکنه یا بخاطر داداشم یا بخاطر مریضیش. واقعا من خیلی دلم براش میسوزه بنظرتون چیکار میتونم بکنم؟ از طرفی میترسم داداشم رتبه خوب نیاره خیلی بد میشه مامانم که دو سال حرص خورده یه سال دیگه دوباره کلی استرس و اضطراب... لطفا کمک کنید

 9

معرفت 

ناشناس

با سلام و خسته نباشید خدمت تیم نوجوانی بنده 17 سالم هست یک فرد مذهبی و مداح هستم و افتخار میکنم که نوکر اهل بیت هستم. با اینکه از بچگی در این دستگاه اهل بیت بزرگ شدم اما بعضی مواقع راه رو گم می کنم و دچار وسوسه گناه میشم و .... خواستم از شما درخواست کنم چجوری میتونم ایمان خودم رو قوی کنم و از همه مهم تر معرفت خودم رو نسبت به اهل بیت بالا ببرم تا دچار گناه نشم؟ آیا با مطالعه ممکنه؟ چند وقت پیش این تصمیم رو داشتم که با کتاب های مختلف؛ اطلاعاتمو نسبت به اهل بیت بالا ببرم اما کتابی نمی‌شناسم اگر میشه کمکم کنید. یاحق

 7

هدف 

ناشناس

یک سوال راجع به هدف داشتم من بعضی موقع ها فکر میکنم که هدف هام معلوم هستن ولی بعضی موقع ها این هدف ها گم میشن انگار یه هدف دیگه میاد جایشان رو میگیره و سردرگم میشم نمی‌دونم حالا کدوم هدف اصلی ام هست ولی همش فکر میکنم هدف اصلی یعنی رسیدن به خود خداست ولی بازهم ، اگه میشه کمکم کنید ، تکلیف من توی این سن مشخص میشه از ریشه باید این تفکر رو داشته باشیم یه تفکیک هدف داشته باشم مثلا دنیوی و اخروی... یه پیشنهادی بدید .

 11