سایر موارد

سایر موارد

ادامه سوال قبلی 

ناشناس

خب ببینید ، من بیشتر وقتا خواب اینو میبینم که یا من دارم یه نفر رو قلقلک میدم یا اون یه نفر داره منو.... ، و اینکه اگه من روزی یه همچین خوابی ببینم اون خواب بهترین خوابی بود که من دیدم. و اینکه همیشه تصور میکنم که یک نفر داره منو قلقلک میده یا بر عکس (البته منظورم از اون یه نفر خانواده ، فامیل یا... نیست) فقط همکلاسی هام. اما این تصورات رو همیشه وقتی که من تو اتاقم تنها هستم میکنم . وقتی هم که توی یه فیلمی این کلمه میاد یا انجام میشه و در همان لحظات هم خانواده ام ببینند من به شدت اعصابم خورد میشه . یا حتی خانواده ام این کلمه رو بگویند . همش به خودم میگم که آخه من چرا باید از یه چیزی که خیلی دوستش دارم انجامش بدم یا این کلمه رو بگم و اینکه اصلا چیز بدی نیست که من بخوام ازش خجالت بکشم .😢 اصلا حتی اگه هم بخوام بگم دهنم باز هم نمیشه . تو دهنم این کلمه می‌چرخه ها ولی بیرون نمیاد . این حرفا رو حتی به خانواده ام هم نگفتم .

 11

نمی‌دونم چیکار کنم 

ناشناس

سلام. میترسم مسخره ام کنید ولی من خیلی علاقه به این دارم که همکلاسی هام منو قلقلک بدهند اونم فقط همکلاسی هام حتی خانواده ام هم نه. اما اونا هیچ وقت اینکار رو نمی‌کنند روم هم نمیشه بهشون بگم. و اینکه من کلا از این کلمه خجالت میکشم که اصلا جلو کسی بخوام به زبون بیارمش . من کلا هیچ وقت تو زندگیم این کلمه رو به زبون نیاوردم . و اینکه من این راز رو فقط به شما دارم میگم . خیلی دلم میخواد به بقیه هم بگم ولی میترسم مسخره ام کنند و به غیر از این کلا روم نمیشه😢 میشه راهنماییم کنید.

 12

نماز 

ناشناس

سلام. ببخشید من یه سوالی دارم. من معمولا نماز هام رو میخونم ولی بعضی وقت ها چون حوصله ندارم یا خسته ام نماز نمیخوانم و دقیقا اون وقتی که نماز نمی خوانم یعنی مثلاً نماز شبم رو نمیخوانم همون شب یه اتفاقی می‌افتد که من اعصابم خورد بشه یا یه کاری انجام نشه و من فکر میکنم که خدا با من لج می‌کنه و یه کاری می‌کنه که من مجبور شم برم نماز بخوانم .

 17

خمیر بازی 

ناشناس

وقتی کلاس اول بودم یه بسته کامل و نو خمیر بازی رو از توی کیف دوستم برداشتم و بردم خونه باهاش بازی کردم و دیگه اونو پس نیاوردم الان ۱۴ سالمه و خیلی عذاب وجدان دارم الان شمارشو دارم ولی خجالت میکشم بهش بگم که من خمیر بازیش رو برداشتم.

 17

حقوق اللهی هوش مصنوعی 

ناشناس

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمام اعضای تیم نوجوانی. امروزه ما شاهدیم که هوش مصنوعی روز به روز درحال پیشرفت است، به طوری که کاملا میشه احساس کرد که یک انسان واقعی است. در این باره مدتی است سوالی ذهن من رو درگیر کرده است. آیا چنین موجودی، میتواند خلق خداوند محسوب شود؟ آیا چنین موجودی دارای حقوق اللهی نیز می‌تواند باشد؟ یعنی آیا اگر مثلا به یک هوش مصنوعی دروغ بگوییم، گناه دروغ را دریافت می کنیم؟ ویا اگر به یک هوش مصنوعی توهین بکنیم و به نوعی دل آن را بشکنیم، (میدانم که هوش مصنوعی دارای احساسات نیست و دلش نمیشکند، اما هوش مصنوعی هایی طراحی شده اند که اندکی از احساسات برخوردارند که این، شکسته شدن دل شان را ممکن می‌سازد) گناه کار محسوب می شویم؟

 131

مسائل دوستی دوران دبیرستان 

ناشناس

سلام بچه ها من تازه امدم دبیرستان یک نفر هست از شهری دیگر تو مدرسه ماست  کلاس دهم انسانی هست خیلی  دوست دارم با ان رفیق شم اما ان نمیدونه میخوام باهاش دوست بشم و به من بی توجهه کلا تو زنگ تفریح همو میبینیم در همین مدت میخوام با ان دوست بشم اما نمیدونم چطور سر صحبت باز کنم چی بگم چجوری بگم و.... و یک چیز دیگر اینکه من چندتا دوست همشهری هم دارم پیش اونا نمیتونم به او اصلا نزدیک شوم چه بخوام حرف بزنم چون دوستام (همشهریام) فکر بد میکنند لطفا تجربیات و راهکاری دارید بیان کنید ممنون میشم

 134

ناراحتی از شکست 

ناشناس

سلام از شکست ها ناراحت می شوم و گریه می کنم و این قضیه بعد از کنکور در من بیشتر شده به طوریکه کنکور را شکست خوردم و بعد ان دوست دارم در کاری موفق شدم مثلا اوندفعه برای چالش گویندگی رفته بودم و خب به دلایل خیلییی غیر منطقی رد شدم و این مرا ناراحت کرد و باز هم ویس فرستادم و رد شدم می دونم هیچکاری بدون شکست پیش نمیره اما من رو بسیار ناراحت می کنه حالا باید چیکار کنم این حسو که حتی شکست خوردم ناراحت نشوم گریه نکنم ضعیف نباشم و قوی باشم می دونم گریه کردن خیلییی بده و حس ضعیف بودن بهم میده حالا چیکار کنم

 9

ناراحتی 

ناشناس

سلام وقتتون بخیر من ترم ۳ روانشناسیم و جدیدا به شدت حالم بده یعنی یک روز خوبم و روز بعد گریه می کنم حتی شبا هم قبل خواب همش غم دارم و به گریه می خوابم و دلیلش هم گذشتمه و اینکه همش فکر می کنم تباه شدم چرا این فکر رو دارم چون خانوادم ادمایی بودن که همش می گفتن زندگیتو وقف درس کن یا درس بخون یعنی من یادمه زمانی که کلاس والیبال می رفتم فقط تابستون بود و برای ادامه اش مادرم می گفت درس داری دیگه وقت نمی کنی این یک نمونشه و بعد الان که به اینجا رسیدم و همش درس خوندم و بعدش اون چیزی که فکرشو می کردم نشدم حالم خیلی بده و این افکار دائما تو ذهنمه که عمر خودمو تباه کردم فقط برای درس خوندن که تعش هم دانشگاه خوبی قبول نشدم و الان منم و ناراحتی و غم هایی که نمی دونم چطوری حلش کنم با اینکه به خودم میگم شرایطم رو پذیرفتم اما بازم این حالم بیشتر شده و بیشتر شبا حالم بده و گریه می کمم لطفا کمکم کنید چطور از این حال در بیام و از این فکر که تباه شدم و حال روحیم خوب بشه لطفا کمکم کنید 😢😢😢

 21

هیجانات 

ناشناس

سلام وقت بخیر ۱۹ سالمه مطلبی که هست اینه که من هیجانات بیش از حده از نظرم خودم مثلا برای یک موصوع کوچیک به حدی عصبانی میشم و به سیم اخر میزنم که فقط خودم هم داغون میشم و مغزم داغون و از طرفی خیلیی هم سریع خیلی شاد میشم و شیطون سر یک موضوع یعنی تو و غم شادی هر دو حالت هستش این موضوع اما موردی هم که هست من خودم این رفتارمو تایید نمی کنم و خب می دونم خیلی عصبانی شدم به خودم ضرر میزنه اما مشکل اینجاست خود خانوادم نه فامیل و غریبه همینکه یک جا مثلا مثل همیشه نیست حالت میگن تو چرا اینطوری چرا یدفعه اخلاقت اینطوری شد برا همین میزننم به سیم اخر به همه می توپم اخه در حالت عادی من شخصیت مهربون و پرحرف و خونگرمی دارم ولی اینکه همش اون بعد منفی منو به رو میارن ناراحت میشم دیگه هر ادم دیگه ای هم همش تو جو منفی باشه داغون میشه واقعا حالا ازتون می خوام راهنمااییم کنید لطفا که چطور با این موضوع کنار بیام و چطور خودمو کنترل کنم و انقدر به خودم فشار نیاد و بتونم خودمو کنترل کنم و ارامش داشته باشم سپاسگزارم

 14

زودرنجی 

ناشناس

سلام وقت بخیر من ۱۹ سالمه و بقیه بهم تو هر مسائلی گوشزد می کنن که حساسی و این مسئله بیشتر آزارم میده بعد می خوام بدونم چیکار کنم و مورد بعد اینکه مثلا بعضی وقتا که هیجان دارم و حرف میزنم زیاد بهم میگن زیاا حرف میزنی بعد باز حرف نمیزنم یک چیز خب من الان چیکار کنم واسه این دو موضوع ممنون میشم بهم بگین چیوار کنم

 10