سایر موارد

سایر موارد

‌‌‌‌‌‌ 

ناشناس

اگه منی ریخته بشه رو شلوار و خشک بشه حکمش چیه

 215

ضعف برنامه 

ناشناس

سلام خسته نباشید برنامه شما خیلی خوب هست و حتی من این برنامه رو به دوستام هم معرفی کردم اما یه سری ضعف هایی هم داره مثلا وقتی ما پرسشی داریم و شما به ما پاسخ میدین کاش میشد که ماهم یه بازخوردی نسبت به مشاوره شما بدیم ممنون از برنامه تون

 68

تنفر از خود 

ناشناس

سلام من ۱۴سالمه و کلاس هشتم هستم یه نفر توی کلاسمون هست که خیلی بهم میخنده وتحقیرم میکنه من امسال تازه با دونفر دوست شدم منو دوستم خیلی همدیگرو دوس داریم وخیلی باهم میخندیم یا دعواهای کوچولو دوستانه میکنیم من حس میکنم این ادم همش روی من زومه وتوی ذهنش منو مسخره میکنه و... کلا هر روز سر یه موضوعی پیش میاد که من کل روز بهش فکر میکنم ومیگم کاش فلان کارو میکردم فلان حرف و میزدم فلان کارو انجام نمیدادم و اکثر مواقع خجالت هم میکشم و هر روز سعی میکنم این موضوع پیش نیاد ولی هر روز همینجوریه درسم خوبه اما چون کل روز بهش فکر میکنم اصلا تمرکزم واسه درسخوندن ندارم میشه بگید چجوری این مشکل رو برطرف کنم؟اخه چند روزیه از خودمم متنفرم

 91

افزایش وزن 

ناشناس

سلام من تا۱۲ سالگی چاق بودم ولی از ۱۳ سالگی به بعد تا الان که ۱۵ سالمه لاغرم و اصلا لباس زیبا دیده نمیشه تو بدنم و خیلی ناراضی ام راهکاری دارین؟

 94

چجوری آدم جدی بشم 

ناشناس

سلام من معمولا دختر شاد و پر انرژی هستم و همه رو میخندونم ولی دوست دارم رفتارم رو عوض کنم و یک آدم جدی. بشم هیچکس منو جدی نمیگیره و همه کلا فکر میکنم من دلقکم هر بار سعی کردم خودمو عوض کنم ولی نتونستم لطفاً کمک کنید

 104

خجالتی 

ناشناس

سلام من خیلی خجالتی هستم و کم رو چجوری باید این مشکل رو برطرف کنم؟

 52

ارتباط باخدا و افسردگی و... 

ناشناس

سلام چطور خودم رو ب خدا نزدیک کنم هر موقع میخوام نماز بخونم حوصله ندارم بی حوصله هستم چیکار کنم خیلی از خدا دور شدم اصلا آرامش ندارم فکر های منفی میاد تو سرم احساس ناامیدی میکنم انگاری ک افسردگی گرفتم چون خانوادم نیستن کنارم شهرستانن اینجا کسی رو ندارم خیلی تنبل شدم نمازم رونمیخونم اصلا انرژی ندارم ک بلند بشم ب کارای خونه نمیرسم فکر خودکشی بسرم میزنه ۶ماهه زایمان کردم باشوهرم خوب نیستم یبار خوبم ده روز خوب نیستم اونم از من خسته شده میگه داری منو از خودت دور میکنی لطفا کمکم کنید ممنون میشم

 98

دوستی درست یا غلط؟ 

ناشناس

سلام من یک دختر ۱۴ساله هستم یکی از دوستانم در مدرسه شدیدا برای دوستی و به دست آوردن من تلاش کرد و حالا ارتباط خوبی با هم داریم ولی خانواده بخاطر تفاوت فرهنگی و تفکری که داریم مخالف دوستی هستند من خودم هم میدونم دوستی به صلاح نیست اما متاسفانه هم من اون رو دوست دارم هم ایشون من رو واقعا نمیدونم چیکار کنم ...

 73

بی انگیزگی بی حوصله بودن و بی پشتیبانی و رفیق ناباب و حسود و دورو که دشمنت شده با قطع رابطه تو 

ناشناس

سلام.. من پسری از پایه یازدهم انسانی ام من مدتی طولانی هست شایدم از اول بوده که این حس رو داشتم حس میکنم کسی پشتم نیست حمایتم کنه اپن که باید و شاید.حس میکنم وجودم در این دنیا بی فایده ستـ. گاهی اوقات تصمیم میگیرم با همه جدی باشم و از کسی کمک نخوام، برنامه ریزی کنم و رو هدفم تمرکز کنم و سخت تلاش کنم و اون شخصیتی که میخوام باشم ولی چند روز بعد برنامه که میشه دیگه اون افکار نیست و انگیزه شو ندارم یا گاهی میخوام با همه خنده رو و شخصی متین باشم ولی اینم حواب نمیده از پشت بهت خنجر میزنن و سو. استفاده میکنن نمیدونم چیکار کنم دشمن هم زیاد دارم هم مدرسه که دو نفر هستن که من باهاشون دوست بودم یعنی بایکی شون که چند سال دوست بودم و کاملا خوب بودیم باهم تا اینکه پارسال خواست با شخصی جدید دوست بشه من که مشکلی نداشتم چون انتخاب دوست برای هرکس شخصی هست من هم با اون دوست شدم حتی زمانی اون دوتا با هم قهر بودن واسطه شدم واسه دوستی تا اینکه بعد از مدتی به خاطر یه حرف پشت سر که من به صورت ناخودآگاه گفته بودم به یکیشون تو زمان قهری به دشمنی با من پرداختند و.. دعوا.. من هم تو این شرایط جوری که تا حالا نشناخته بودمشون کاملا شناختمشون و قطع رابطه کردم با هردو ولی پشت سرم زیاد حرف میزنن و حرفای بدی راجع به من میگن به دیگران ولی من اهمیتی نمیدم کلا دشمنی شدن واسه من و الانم تو یه کلاسیم چیکارشون کنم بدگویی هاشون وو... همه هست ولی با اینکه اهمیتی نمیدم بازم کارخودشون رو میکنن حتی به مدیر و خانواده هاشون هم گفتیم ولی کارساز نبود دوست قدیمیم از وقتی با گشت شد یکی مثل خودش و.. میدونم زیاد حرف زدم ولی ناچار بودم

 90

چی کار کنم 

ناشناس

همسایمون یه دختر همسن خواهرم داره خواهرم خیلی میره خونشون یکی از فامیلای همسایه حامله بود و خونشون یه شهر دیگه بود برای سفر به شهر ما اومدن دلش درد گرفت رفت دکتر گفت نمیتونی طولانی مدت تو ماشین باشی اونم بدون همسرش اومد خونه همسایمون امروز فارغ شد خواهرم اومد بهم گفت یه چیز بگم به کسی نمیگی حتی به مامان منم گفتم باشه گفت من به مامان میگم میرم خونه سارا(همسایمون) ولی باسارا میرم پیش مریم(کسیکه حامله بود) یه چیزی بهش تو بیمارستان میدیم و میایم گفتم به شرطی که ساعت ۸ خونه باشی گفت نه تا نه گفتم خوب الان مریم زنگ زد به مامانم گفت ریحانه(خواهرم) نیس مامانم گفت مگه نیومد خانه شما گفت نه حالا نمیدونم مامانم حالش بده بابامم نیس چی کار کنم

 116