افسردگی پیدا کردم
ناشناسبا سلام وخسته نباشید من پسری۳۲سالمه و۶ساله ازدواج کردم خانومم ۲۲سالشه همدیگه رو هم خیلی دوست داریم ولی تواین مدت به خاطرترسی که داره حوصله کردم رابطه نداشتیم هنوزدختره کناراین زندگیمون به خاطر مساعل جنسی خودارضایی میکردم الان یک هفتس تو ترکم یه جورایی افسردگی پیدا کردم کم حرفم شدم اگه ممکنه کمکم کنید
سردرگمی خیلی زیاد
ناشناسسلام خدمت مشاوران عزیز واقعا دمتون گرم با این برنامه خیلی خوب . میخواستم بگم چرا آنقدر دوره زمونه سخته اصلان نمیشه سرباز امام زمان باشی خیلی سخته بیشتره دوستام کار های بد می کنند با جنس مخالف پیام می دن ?کار بد میکنند??حرف بد میزنند نمیدونم عین اون ها کار کنم اون دنیا خراب میشه و امام زمان ناراحت میشه بیای هم آدم خوبی باشی خوب شهوت ولت نمیکنه دیگه خسته شدم امید به زندگیم 25%هست همینم به امید سرباز امام زمان بودن وگرنه اینم نیست . دوستام کار بد می کنند منم خودمو میزنم به نشنیدن و نفهمیدن دیگه خسته شدم از این زندگی که همش شده نامردی . بعضی از وقتا هم می خواستم عین دوستام باشم اما آقا امام زمان عجل نزاشته دمش گرم عشق آقا امام زمان هست به نظر شما کار بدیع چت کردن با نامحرم چی جوریه دین اسلام به چه دلیلی میگه عیب داره لطفاً جواب بدین نمی فهمم چت کردن که گناهی ندارم اگه میگه که مثلاً آخرش شکست عشقی بخوره من شکستم بخورم عیب ندارد فقط گناه نداشته باشه ولی روانشناس ها گفتن عیبی نداره لطفاً دقیق جواب بدین من زندگی به حرف شما بستگی داره اگه بگید عین دوستام رفتار نکنم رفتار نمیکنم
خانوادم
ناشناسمشکل من خانواده من هستند همش به من سر کوفت میزنن باهام مثل یک وسیله رفتار میکنن واقعا نمیدونم چکار کنم خیلی افسرده هستم
من میخواهم....
ناشناسسلام من ۱۴ سالمه در کلاس من یه دختری بود که من بهش علاقه مند شدم نمیدونم اون هم به من علاقه داره یانه وای من بهش گفتم ولی اون جوابی نداد می خواستم ببینم مشکلی نداره باهاش به صورت مجازی در ارتباط و دوست باشم؟
حالم خوب نیست
ناشناسسلام من ۱۲ سالمه اصفهان زندگی میکنم اسمم صبا وارثیه واسه اینه یهو خانوادم نفهمن اطلاعاتمو این جوری زدم ببخشید من کلا خیلی تنهام حال هیچ کاری را ندارم دیگه امیدی هم حتی ندارم و همیشه دلم میخواد با یه پسر حرف بزنم من وقتی باپسرا حرف میزنم آروم میشم ولی با دخترا برعکس حال حرف زدنو باهاشون ندارم کلا این روزا صبح تا شب دارم با بغض زندگی میکنم امسال مدرسمو گند زدم ووو
چه شکلی افسردگی خودم رو درمان کنم
ناشناسبه شدت بی انگیزه هستم توی روز خیلی خستم خوابم منظم نیست ولی فکر نکنم زیاد ربطی به خستگیم داشته باشه قبلا از تنهایی می ترسیدم ولی الان لذت می برم
گم شدگی در مسیر زندگی
ناشناسدرود ، بنده در شرایط منفی روحی بسر میبرم و تا به اکنون هیچ ارتباطی نتونستم برقرار کنم نه کاری و نه عاطفی ، تحصیلات خوبی دارم اما به دلیل ناتوان بودن در ارتباطات موفق به فعالیت در زمینه تحصیلی نشدم و تا العان خانه نشین هستم و همچنین هیج دوستی ندارم نه پسر و نه دختر و همین امر باعث شده درگیر افسردگی و برای فرار از آن خودارضایی بشم و واقعآ بدنبال تغیر هستم و نیاز به یک جرقه دارم . راه کار چیه ؟
حس بویایی ندارم
ناشناسسلام من واقعا خیلی نگرانم تو آبانماه علائم کرونا رو داشتم دکتر نرفتم ولی کل علائمش رو داشتم حس بویاییمو از دست دادم اوایل دی ماه کم کم برگشت ولی خب قاطی داره مثلا بو پیاز که میاد حس میکنم بو سیره بعد ادکلن که هرچی بومیکنم همش بو یه ادکلن رو میده که ادکلن خودمه تازه دیگه حالمم بهم میخوره از ادکلنم اسپری،ادکلن همش یه بو داره تو بینیم حس میکنم دیگه مثل قبل بر نمیگرده دخترخالم اینا هم گرفتن اوناهم اینجورین ولی دکتر رفتن یه قرص داده بودن گفته بودن اگه با خوردن این حس بویاییت برنگشت تا اخر عمرت همینجوری میمونی من ۱۴سالمه نمیخوام به این زودی ازین نعمت محروم بشم لطفا خواهش میکنم اگه راهکاری دارویی چیزی هست بهم بگید ممنون??
یه دلنوشته
ناشناسازتون میخوام تا آخر بخونید چون بعد مدت ها تصمیم گرفتم اینو بنویسم دختری ۱۹ ساله هستم که داره میشه ۲۰ سالم من درس درست حسابی نخوندم تا ۶ نهضت خوندم خیلی گذشته بدی داشتم روم تهمت گذاشتن منی که دختر چادری نماز خوان با خدا بودم خواهر خودم بخاطر لجی که باهام داشت گفت این وقتی بیرون میره جلف توجه میکنه یا ....خلاصه منو از نظر همه خراب کرد مادرم اونو مثل بادیگارد برام گذاشت تا همیشه وقتی نهضت می رفتم مثل سایه باهام بود خلاصه ک گذشته بدی داشتم همش دعوا حرص گریه تهمت دورغ تا اینکه تو سن کم دچار میگرن عصبی شدم تا مدت ها سردرد شدید داشتم دکتر زیاد رفتم ولی خوب بخاطر سن کمم نه دارو داد نه خوب شدم خلاصه عوض شدم من هیچکس نبود بهش تکیه کنم حتی پدرم که بخاطر خواهر عوضیم چقدر چرت پرت برام گفت شدم یه دختر مغرور خیلی مغرور کلا عوض شدم سنگدل کینه هی قلبم سیاه شد الان بعد چند سال که از ۱۶ سالگی اومدم تقریبا ۲۰ با همه حس غریبی دارم عقده ای شدم چند سال میشه خودم کار می کنم هرچی بخوام خودم میخرم تا پول دکترم دارو لباس و...... الان دیگه کسی جرات ندارع بهم بگه بالا چشمت ابروعه وقتی به قدیما فکر می کنم چقدر سختی کشیدم میگم بشم یه دختر خراب تا بفهمن که روم تهمت گذاشتن همه فهمیدن تهمت گذاشتن روم قضاوت کردن ولی من اون آدم ثابق نشدم شدم سنگ من تا همین ۲۰ سالگی نزاشتم دست کسی به نوک چادر پاکم بخوره من محبتی ندیدم و خیلی تنها هستم حتی دوستی هم جنس خود ندارم دلم میخواد عشق رو تجربه کنم یکی رو میخوام تا ابد میخوام حس میکنم تکیه گاه چیه سایه رو سر چیه دلم شدید میخواد یه پسر خوب وارد زندگیم بشه با خدا با ایمان نماز خوان باشه شاید خنده دار باشه ولی من کسیو میخوام ک مثل خودم باشه با هیچکسی نبوده باشه نماز بخونه دست دلباز من خودم دختر افغان هستم ک ایران هستم میخوام بگم من اگه روزی بخوام با یه پسر ایرانی دوست بشم اگه عاشق بشم می تونم باهاش ازدواج کنم چون نژاد پرستی زیاد شده کلا دلم بد شده فکر می کنم همه ایرانیا نژاد پرست هستن
چرا افسردگی صورت میگیرد
ناشناسچرا یک انسان شکست میخوره
- 1
- 2
- ...
- 23(current)
- ...
- 36
- 37