تنهایی در خانه
ناشناسسلام یکی از دوستانم افسرده شده در اثر تنهایی در حدی که افطارشو تنها می خوره به دلیل اینکه پدر مادر و برادرش سرکار هستن... از این موضوع به شدت ناراحتم لطفا راهنمایی کنید
چرا توسط همکلاسی هایم پس زده میشوم
ناشناسمن هرچی سعی میکنم در محیط مدرسه ارتباط خود را بهتر کنم ولی دوستانم با سردی برخورد می کنند ?
باید چیکار کنم گزشته قبلنو فراموش کنم
ناشناسقبلن عاشق شدم نتوستم فراموشش کنم اعلان ازدواج کردم فراموشش نکردم بعضی موقع قبلن یادم میاد با همسرم همش دعوا میکنیم
چگونه برای زندگیم هدف انتخاب کنم؟
ناشناسسلام خداقوت دختری ۱۸ساله هستم و تعداد بار های خودکشی ام از دستم در رفته وکلا با خانوادم جور نمی شوم و حتی سعی می کنم عادی هم باهاشون حرف نزنم باید بگم ۶سالی میشه کلا از همه چیز زده شدم و تنها همدم شد کاغذ و قلم جالبه بدونید زندگیم در کمک به همسن و سالام خلاصه میشه می خوام اونا رو نجات بدم ولی خودم هنوز در افکار و... گیرم داغونم نمی دونم باید چی کار کنم... نکته: هیچ ارتباطی با جنس مخالف نداشتم. چگونه باید برای زندگیم هدف انتخاب کنم؟
طرز فکر غلط خانواده در رابطه با من
ناشناسسلام خسته نباشید بنده ۱۵ سالمه این گوشی خیلی خیلی مشکلات رو برام بوجود اوورد. از طرفی خوشحالم که گوشی خریدم بدلیل اینکه خیلی از چیزارو متوجه شدم ولی از طرفی ناراحتم چون باعث بی اعتمادی خانواده نصب به من شده دو هفته پیش من با گپی آشنا شدم فقط برای تبلیغ بود، تا روزی که خواهرم به دلیل عادت فضولی کردن که داره و خودش فکر میکنه داره دلسوزی میکنه با وارد اکانت من شد. من در اون زمان پسری به پیوی من اومد و گفت بیا باهم آشنا بشیم و من گفتم اهلش نیستم و قصد من فقط تبلیغ کانالم بود اما خواهرم فکر کرد روابط نادرستی با این افراد دارم و یادم رفت پیوی اون شخص رو پاک کنم و خواهرم فهمید??♀️ من خودم خیلی درمورد این چیزا مطلب خوندن و گول نمیخورم و اگر روابط نادرستی هم داشتم به خاطرش توبه کردم و سمت این چیزا نمیرم اما دیگه خواهرم نصبت به من بی اعتماد شده باید چکار کنم؟ حتی تایپ میکنم هم بهم شک میکنه واقعا رو عصابمه میخوام بهش بفهمونم من تغییر کردم چطوری اخه؟حتی اهنگ گوش میکنم میگن دوباره داره اهنگ مستهجن گوش میده?یا وقتی چادرم رو شونم میوفته میگن جو گرفتتش و... انگار تو منگنه قرار دارم
احساس میکنم پرم از حس پوچی
ناشناسسلام الان نمیدونم دقیقا چی بگم ، هی میخوام منصرف بشم. حالم خیلی خرابه جوری که هروقت میخوام بگم چشام پر از اشک میشه و حس میکنم قلبم فشرده میشه . از همون بچگیم تا الانی که دارم پشت صفحه گوشی اینو تایپ میکنم، تظاهر میکردم که خوشحالم و بیخیالم و اصلا چیزی برام مهم نیست جوری که الان نمیتونم جلو هیچکسی گریه کنم گاهی وقتا هم احساس خفگی میکنم ، به هیچکس چیزی از حال بدم نگفتم بعضیا متوجه میشن میگن به روش نمیاره بضیام میگن مغروره و یه نیمی هم میگن بیخیاله شاید الان میگید چرا تظاهر میکنی ؟ چون بین آدمایی زندگی میکنم که از غم و اندوهم خوشحال میشن، شاید من جلوشون تظاهر کنم که حالم خوبه ولی اونا تظاهر میکنن که دوستم دارن بغض گلوم دیوونم کرد مخصوصا این روزا که تنهام بخدا شبی نگذشته به خودم نگه بخواب انشالله بیدار نشی حس میکنم زندگیم جلو چشام داره نابود میشه،بعضی وقتا جلو آینه به خودم نگاه میکنم میگم چته تو چرا این شکلی شدی ها؟ کلا اعصابم از دست میدم یه چیزیو میشکونم بعد بغضم میگیره.. حس میکنم روانی شدم
ادامه سوال قبلی موهامو بلند کرده بودن
ناشناسمن ازتون سوال پرسیدم که وقتی بچه بودم موهامو بلند کرده بودن در حالی که من پسرم. نذر کرده بودن ببرن مشهد کوتاه کنن موهامو ، همش فکر و خیال بد میکنم که نکنه دختر بودم? شما جواب دادید که کاری کنید از تنهایی بیاید بیرون و کلاس های آموزشی برید. الان ادامه سوالم اینه که من الان فکر و خیال بد نکنم که موهام بلند بوده پس یعنی دختر بودم? وسواس فکری دارم همش فکر میکنم چرا موهامو بلند کردن
رفیقم بهم حرف بدی زد
ناشناسسلام ، یکی از رفیقام اون روز اومد بهم گفت انشاالله بمیری کفن بشی خرماتو بخورم به حق پنج تن? خدایی نکرده. از اون حرفش حالم بد شده افسردگی گرفتم و دیگه هی فکر چرت و پرت میاد بهم که میگه اون رفیقت اون حرفو زد پس تو میمیری ، واقعا حالم بد هستش. این وسواس فکریه؟ همش میترسم که بمیرم چون رفیقم تو حرفاش گفت انشالله و به حق پنج تن? خدایی نکرده. از حرف چرت و پرتش حالم بده افسردگی گرفتم. وقتی اون حرفو گفت منم گفتم چته خودت بمیری کفن بشی انشالله به حق پنج تن ، خدایی نکرده. بعدش گفتم بهش چرا اون حرفو زدی حرفت بد بود گفت شوخی کردم و گفت یعنی الان من بهت گفتم کفن شو کفن شدی؟ خدایی نکرده. منم گفتم این شوخی نیست شوخیت بد بود و گفتم میدونی یعنی چی اصلا این حرفت حالم بده چون اون گفت انشالله و به حق پنج تن?خدایی نکرده. افسردگی گرفتم کمکم کنید.
پدر و مادر
ناشناسسلام من نمیتونم ارتباط خوبی با پدر و مادرم برقرار کنم از اونجایی که پدرم منو همش با دیگران مقایسه میکنع و سرکوفت میزنه و مادرم هم اعصاب ضعیفی داره و افسردگی من هم دوست صمیمی یا کسی رو ندارم که مشکلاتی واسم پیش بیاد به اونا بگم و فشار زیادی رومه.
موهامو بلند کردن
ناشناسسلام ، من وقتی بچه بودم تا موقع ۵ سالگی موهامو بلند کرده بودن در حالی که پسر بودم. پرسیدم از خانواده گفتن که نذر داشتیم که ببریم مشهد کوتاه کنیم چون نذر داشتیم اگه موقع به دنیا اومدنی پسر بشی ببریم مشهد موهاتو کوتاه کنیم. من وسواس و افسردگی گرفتم که چرا موهامو بلند کردن درحالی که پسر بودم. همش فکرای بد توی سرم میاد که نکنه دختر بودم?? اینا فکر و خیاله بد هستش و میدونم واقعی نیست ولی آزارم میده ، کمکم کنید.
- 1
- 2
- ...
- 12(current)
- ...
- 36
- 37