شاید خودکشی کنم بهتر باشه نمیدونم
ناشناسسلام کسی که نمیخواد تو این دنیا باشه باید خودکشی کنه؟ یا حالا ما به اجبار وارد این دنیا شدیم شاید اصلا اگر بهمون اختیار میدادند وارد این دنیا نمیشدیم حالا من نمیخوام تو این دنیا باشم به نظرتون خودکشی کنم بهتره یا نکنم؟
چطور میتونم خودمو از جمع نجات بدم؟
ناشناسپرسیدید که چرا میخوام تنها باشم نه مشکلی با دوستام ندارم و تو فامیل هم دوست چیزی ندارم چون بحث اونا با من متفاوته و من با تنهایی بیشتر حال میکنم نه با اونا ? دوستامم یه چن تاس که الانم مدرسه نمیریم و نمیبینمشون و زیاد با اونا هم صمیمی نیستم تنها کسی که تاحالا خواستم باهاش صمیمی باشم یه پسر بود که الان از اونم خوشم نمیاد اونم از من خوشش میومد ولی گف نمیخواد باهام ادامه بده و چون من بهش گفته بودم درسم اولویته برام برای همون گف که نمیخواد باهام باشه و بهتره درسمو اولویت قرار بدم و هنوز بچم و این شد زندگی من و من دیگه اصلا از اون پسر هم خوشم نمیاد و تنهایی رو دوس دارم چیکار کنم؟ که مامانم دست ار سرم برداره
چطوری میتونم خودمو از جمع و.. نجات بدم ؟
ناشناساصلا علاقه ای به جا های جمع و شلوغ مهمونی خانوادگی ندارم هرسری مامانم به زور منو میبره ولی من اصلا نمیتونم یکیو تحمل کنم دلم میخواد تنها باشم و به حال خودم رهام کنن درسمو بخونم تنهایی برم قدم بزنم ولی کسیو کنارم نمیخوام ولی اینا خیلی بد اصرار دارن من از فامیل های هردوطرف خوشم نمیاد مخصوصا از بچه هاشون چون حرفام باهاشون نمیخوره نمیدونم چرا کمکم کنید به مامانم بفهمونم که من مث خواهرم تو اینجور چیزا پایه نیستم و دوس ندارم وقتی اینارو به مامانم میگم میگه خیلی خشکم و اگه نرم آبرو مامانم میره و خیلی چیزا و یکم از خواهر بزرگم که چاپلوس تشریف داره یادبگیرم
چیکار کنم افسردگیم خوب بشه؟
ناشناسمن احساس پوچی دارم هیچی خوشحالم نمیکنه ته همه چیو پوچ میبینمم فکر می کنم خب تهش که چی واقعا نمیدونم چیکار کنم راهنمایم کنید
از همه بدم میاد...
ناشناسسلام من ۱۴ سالمه خود به خود گریم میگیره نمیتونم خودمو کنترل کنم از بعضیا بدم میاد مثلا بچه های همسایه میان با ابجیم بازی کنن دعواشون میکنم چکار کنم این حالت از بین بره؟
ادامه سوال قبل
ناشناستوی مدرسه یه روز دیدمشون گفتم من این مشکلو دارم، کلی ناراحت شد و تنهایی راهی ام که گذاشت جلو پام این بود که ورزش کن فکرشو نکن، خودتو درگیر یه چیز دیگه کن، اما هر چقدر تلاش کردم نتونستم جلوی خودمو بگیرم تا این که کرونا اومد و مدارس تعطیل شد، من شدم خونه نشین و باز شدن پای هر چیزی که فکرشو کنید به زندگی من، الان 2 ساله افسردم خودم نمیفهمیدم، منی که وزنم بود 80 کیلو الان به 70 کیلو رسیدم، چشمام شده 4 به قدری ضعیفه که هیچ جا رو بدون عینک درست نمیتونم ببینم، روز به روز بدتر شدن روز به روز فیلم مستهجن تر، روز به روز من پست تر روز به روز من خاک بر سر تر، همه نمازام ازم گرفته شد، بلوغ زودرس پیدا کردم، 4 سال زندگیم سوخت!!! بدبخت شدم، به خاک سیاه نشستم، از درسام عقب موندم و نمرم پایین اومد، هر جا میشینم میگن چرا اصلا حرف نمیزنی میگم چی بگم؟ به خاطر افسردگی که خودم ازش بی خبر بودم و تازه فهمیدمش دارم فکر میکردن که خیلی با خدام?، همون استادمون بعد از چند وقت همین چند هفته پیش هر وقت منو میدید میگه خیلی رفتی توی فاز
افسردگی
ناشناسسلام. از اول امسال به شدت تو درسام افت کردم، نمرات بدم باعث شده افسرده بشم و به درس علاقه ای نشون ندم، اما همچنان میخونم. بعضی وقتا خیلی امید دارم که بهترین نمره رو بگیرم چون واقعا میخونم، اما برعکسش میشه و به کل نابود میشه. بعضی وقتا میمونم که آیا خدا وجود داره؟ منو میبینه؟ من به جهنم، پدر و مادرم این همه زحمت میکشن من بر باد میدم. خیلی فکر خودکشی میزنه به سرم، تا لب بوم میرم اما برمیگردم. کمکم کنین
چگونه با خانواده کنار بیاییم
ناشناسمن نمیتوانم عصبانیت خودم را دفع کنم باید صدمه ای ب خودم وارد کنم تا خوب شوم چه کنم!؟
افسردگی گرفتم
ناشناسسلام خسته نباشید من خیلی افسرده و تنها شدم به طوری که خودم و به خاطر چیزای خیلی کوچیک سرزنش میکنم دوست داشتن دیگران خیلی برام مهمه و اگه کسی ازم خوشش نیاد دیوونه میشم مامانم منو خیلی ناراحت میکنه و حرفای بدی میزنه که منو از درون میکشه مثلا بدجنس و... هیچوقت موفقیت هامو نمیبینم به طوری که دیروز دفر 6 ام مدرسه شدم اما هنوز ناراحتم که کرا انقدر بد گذشتم پر شکست هست و حالم از همه چی و خودم بهم میخوره به خودکشی خیلی فکر کردم و حتی یه بارم انجام دادم اما موفق نبود 13 سالمه مامانم نکیذاره کاری کنم که همسالام میکنن برای همین همیشه زشتم مامانم منو با خواهر 7سالم مقایسه میکنه مثلا من کرم میزنم ابجیم میخواد میگه اونم نباید بزنه و.... میشه راهنمایی م کنید
در ادامه یک سری چیزهای دیگه ام باید بگم
ناشناسسلام البته شاید دلیلی که باعث شده باشه من دوستی نداشته باشم خجالتی بودنم و پایین بودن عزت نفس و اعتماد به نفس هست و مورد دوم خلوت گریزی و فرار از اجتماع دارم چون اکثر مواقع در جمع احساس خوبی ندارم سعی میکنم به تنهایی پناه ببرم
- 1
- 2
- ...
- 13(current)
- ...
- 36
- 37