روابط عاطفی

روابط عاطفی

عاشق شدن 

ناشناس

سلام وقتتون بخیر من خودم دخترم عاشق یه دختره دیگه داخل کلاسمون شدم که کلا اعتقادادش با من فرق داره، خودش میدونه دوسش دارم ولی خب پیشم نمیاد و خیلی هم مغروره، حالا الان چیکارکنم تا فراموشش کنم؟

 301

رفاقت 

ناشناس

سلام من یه دختر ۱۶ ساله هستم که یه دختر تو مدرسمون و دوست دارم که اسمش نازنین اون دختر آمد سر من با آدما ی اون مدرسه دوا کرد بزن بزن مه کردن مه مامانم آمد و اینا دو بار دوا کرد یه بار پیشش بودم دفعه دوم تو حیاط بودم بعد آمده گفته ک تو هیچوقت پیش من نبودی ازت متنفرم حتی خانوادمم فهمیدن تقصیر تو بوده و تو دوا نبودی ازت متنفرم شدن و اینا و له همه رفیقاش گفته ک دیگ با من نگردم و همه رفیقاش ایتوری گذاشتن و با من دعوا کردن و شنبه قرار دوا گذاشتن و منی که نه آدم دعواییی هستم نه کسی رو تو مدرسه دارم مه طرف من باشن برا همین ب مامانم گفتم ک شنبه بیاد مدرسه و اونا الان فکر میکنن من ترسیدم من چیکار کنم ((:؟

 161

علاقه به یه دختر 

ناشناس

سلام من پسرم ۱۸ سالمه به یه دختر خانوم که ۱۸ سالشه علاقه مند شدم میشناسم دختر خوبیه از جهات مختلف هردومون امسال کنکوری هستیم و ایشون نمی دونه که من بهشون علاقه دارم راستش من نمی دونم که باید چکار کنم لطفا راهنمایی بفرمایید

 221

من بعضی وقت ها با جنس مخالف چت میکنم 

ناشناس

من بعضی وقت ها با جنس مخالف چت میکنم و این کار برایم لذت بخش است و وقتی می خواهم آن را ترک کنم برایم سخت است و دلم میخاد با یکی حرف بزنم چیکار کنم؟ چت کردن یکی از سرگرمی های من در مواقع تنهایی است ‌‌چیکارکنم که این کارو انجام ندم ؟

 6

روابط با دوست و همکلاسی 

ناشناس

سلام من یه دختر 15 سالمه ام که توی خانواده متعهد و مذهبی هستم و همینطور خودم هم آدم مذهبیم من چند وقتی موجب بروز مشکلاتی با دوستانم شدم اینکه به یسری دوستانم از قبیل همکلاسی،دوستای متفرقه همشونم دختر هستن،بهشون وابسته میشم شخصیت اینایی هم که بهشون وابستگی پیدا میکنم افرادی هستن که بین تمام بچه ها محبوبیت خاصی دارن مغرورن و از همه تیپ آدم جذبشون میشه،من مدتی هست که حس میکنم با اینکه مدرسه ام رو تعویض کردم اما اون رفتارهای قبلی در من درج داره کسی تو کلاس خیلی رو حرف من حساب نمیکنه،اینایی که من بهشون وابسته میشم معمولا آدمای خفنو شاخ کلاسن،ولی من چون توی روابط قبلیم کم محلی های زیادی دیدم برای کیس جدیدی که بهش وابسته شدم سعی میکنم رفتارایی که اون دوستای قبلیم که بهشون وابسته بودم و ازم زده شدن رو انجام ندم ولی خب همش دلم میخواد طرف تحویلم بگیره بهش پیام بدم اینجور آدما هم میگردن مث خودشون یه آدم مغرور رو پیدا کنن ولی خب با این حال دلم میخواد منم به چشم بیام و وابسته به کسی نشم ولی نمیدونم چیکار کنم یکی از دوستانم بود که قبلاً بهش وابسته بودم الان هروز جلوی چششمه منم تازگیا مث خودش رفتار میکنم یه آدم پایه که با همه رفیق و مغروره حس میکنم داره نسبت بهم کشش پیدا می‌کنه ولی خب می‌خوام رفتارمو تغییر بدم که از این حال بد در بیام که منم دوست داشته باشن البته که آدم ارزششو ندارن ولی مثل اینکه واسه من مهم شده

 168

روابط عاطفی 

ناشناس

سلام وقتتون بخیر پسر هستم؛ نزدیک دوسال پیش با یه دختر خانمی رل زدم و یه سری اتفاقات افتاد که هی از هم جدا افتادیم هی خواستم قیدش رو بزنم و ازین رابطه خارج شدم و هردفعه ک این تصمیم رو میگرفتم باز یه جوری ناخواسته سر و کله ش پیدا میشد بیش از ۱۰ بار این اتفاق افتاد و یجوری باز پیداش میشد ک ما از هم جدا نیفتیم ، منم با خودم گفتم حتما خدا میخاد که نمیزاره اینجوری از هم جدا بیفتیم پس من هم اون رابطه رو ادامه دادم و هنوز هم در اون رابطه هستم ولی خب بازم یه سری اتفاقات میفته و مشکلاتی هست که میشه گفت اکثرا عادی هستن و کلا باطن رابطه قویه ، این اتفاقت هم گاهی باعث ناراحتی میشن و خستم میکنن از رابطه و خودمونم بعضی وقتا نمیدونیم چیکار کنیم ، بمونیم یا نه ، ولی بازم میگم هروقت خواستیم جدا بشیم باز یجوری بهم نزدیک تر شدیم... حالا میخاستم نظر مشاورین عزیز رو بپرسم بنظرتون من چکار کنم؟ طبق چیزی که براتون تعریف کردم یعنی واقعا خدا نمیخاد ک از هم جدا بیفتیم؟ چون واقعا هم همو دوست داریم حتی استخاره هم زدیم چندبار هم خوب اومد هم بد ، حالا نمیدونیم چیکار کنیم اگه راهنمایی کنید ممنون میشم🌹

 6

ازدواج با کسی که بهش علاقه دارم 

ناشناس

باسلام وقتتون بخیر من یه پسر ۱۸ ساله هستم از یه دختر خانم که فامیل دورم هستن خوش اومده و اونم ۱۸ سالشه الان من نمی دونم باید چکار کنم از سمتی با ازدواج توی سن کم مخالفم و دوست دارم تو سن مثلا ۲۵ سال به بالا ازدواج کنم و از سمتی می ترسم تا اون موقع این خانم ازدواج کنن و خودمم اینو میدونم که برای ازدواج باید زمینه هاش فراهم بشه خواستم این تفکرات و تصمیم هامو با شما به اشتراک بزارم تا اگه نکته نظر یا حرفی که در جهت رشد و تصمیم گیری درست و به نتیجه رسیدن اهداف باشه بفرمائید و راهنمایی کنید با تشکر

 5

تنهایی 

ناشناس

سلام من سنی کمی دارم اما خیلی بزرگتر از سنم هستم مثل بقیه ی افراد هم سنم مشکلم اینه که من خیلی تنهام گاهی وقتا یعنی بیشتر اوقات از تنهاییم گریه میکنم تک فرزند نیستم اما پیشم نیست پدر و مادرم هم از نظر پولی ساپورتم میکنن ولی محبت نه اهل محبت نیستن دلم میخوام از خونمون برم جایی که منو میخوان ولی جایی رو ندارم پیش پدر بزرگ یا مادربزرگ هم اگه برم نمیشه اهل دوست پسر و رل هم نیستم اصلا مذهبیم و رابطم با خدا عالیه ولی تنهام دلم یکی رو میخواد باهاش حرف بزنم ببینمش بهم محبت کنه منم براش بمیرم اما کسی رو ندارم سنم هم جوری نیست که ازدواج کنم چون فقط 15 سالم بیشتر نیست لطفا کمکم کنید .

 211

عشق یه پسر بهم 

ناشناس

سلام یه پسره هست که میگه عاشقمه و روی دیوار خونمون برام نوشته عاشق شده است با عشق.. من الان 15 سالمه و این پسر از زمانی که کلاس چهارم بودم میخوادم تو یه پارک همو دیدیم و اینکه نمیاد حالا مثلا شماره یا چیزی بده فقط همش نگام میکنه و وقتی هم نگاهش میکنم دیگه نگام نمیکنه و روش برمیگردونه فکر کنم حدودا سنش 20 یا 21 اینا باشه و این موضوع رو به همه رفیقاش گفته .... و اولین باری که منو دید دنبالم راه افتاد و دوستام که همراهم بودن دعواش کردن و من هیچی نگفتم .... و حالاچرا مثلا پا جلو نمیزاره شماره بده و اینکه نظرتون چیه باش دوست بشم و اینکه واقعا منو دوست داره این پسره ؟ خواهشا بهم یه جواب کامل و درست بدید ممنون?♥️

 221

نمیتونم فراموشش کنم 

ناشناس

سلام، من یه دخترم و عاشق یه همجنس خودم شدم هرچی میگذشت بهش نزدیکتر شدم، رابطمون باهم بهتر شد، خیلی حالم خوب بود ولی... یهو همه روزای خوبمونو فراموش کرد و همه چی رو خراب کرد، هنوز سه هفته نشده که ترکم کرده اما از اون روز هرشبم گریس و هرلحظه به فکرشم این احساس یه طرفه داره نابودم میکنه، خاطرات رو نمیتونم فراموش کنم روزای خوبی که باهم داشتیم الان فقط عذابم شده دیگه هیچی نمیتونه خوشحالم کنه نمیتونم مثل قبل از ته دل بخندم هرکاری میخوام بکنم یادش میفتم سعی میکنم حواسمو پرت کنم که تو فکرش نرم ولی باز نمیشه، به هرطرف نگاه میکنم، کلماتی که اون زیاد میگفت رو از کسی میشنوم، اسمش که تو خونمون میاد... کار من فقط گریه س کاش میشد فراموشی بگیرم و خاطرات از ذهنم پاک شن حتی میترسم بازم سمتش برم، احساس میکنم ازم خسته شده، نمیخوام ناراحتش کنم اگه قراره ناراحتیم باعث خوشحالیش بشه، حاضرم تحمل کنم میدونم چون همجنسیم هیچوقت نمیتونستم برا خودم نگهش دارم همیشه ولی همین باهم بودنمونم راضیم میکرد بنظر شما ممکنه بازم رابطمون باهم خوب شه؟ یا اینکه خودم پا پیش بزارم برا آشتی کردن؟! یا منتظر بمونم خودش همه چیز رو به حالت قبل برگردونه! اگه هیچکاری نمیشه کرد... احساس میکنم بدون اون دووم نمیارم? لطفا راحنماییم کنین و بهترین ها رو براتون میخوام??

 182