؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ناشناسسلام در رابطه با سوال قبلیم، اول اینکه خانواده ما با ازدواج فامیلی مشکلی ندارن و قبلاً هم از مورد ازدواج ها داشتیم و دوما من الان نمی توانم در مورد ازدواج با پدر و مادرم صحبت کنم و اما من می خواستم بدون که اصلا اگه زن از مرد بزرگتر باشه میشه ازدواج کرد.
رابطه ی خوب با پدرم و بی میلی اش با دوستی و صمیمیت با من
ناشناسمن یه روز همون طور که شما گفتید رفتم و به بابام همه چی زو گفتم گفتم من تغییر کردم گفتم من به وسایل بهداشتی نیاز دارم اما... اون گفت بذا ۱۸ سالگیت منم خیلی تو ذوقم خورد حتی قبل از صحبت باهاش مهربون شده بودم تازه انقدر استرس داشتم که گفتم داداشم برام آب آورد گلوم خشک شده بود هر دفعه که بهش فکر میکنم ناراحت میشم من الان چیکار کنم؟?
زود عاشق شدن و زود کراش زدن
ناشناسسلام وقتتون بخیر. من ۱۵ سالمه و مشکلم اینه که تا یه نفر میبینم زود عاشقش میشم. نمیدونم چمه. یکی دوتا هم نیست. کلا هرکسو ببینم کراش میزنم و تو ذهنم درگیر خیال بافی میشم با اون فرد. و خیلی سعی کردم که حواس خودمو پرت کنم ولی نمیشه. یه پسر تو کلاسمه تو کلاس زبان و هر روز میرم میبینم وضعیتم بدتر میشه. و اهل رل زدن و اینا هم نیستم. فقط عاشق اون فرد میشم و دیگه همش فکر میکنم و خیال پردازی میکنم. لطفاً بگین چجوری از هیچکس خوشم نیاد ??♀️چون هر پسری میبینم عاشقش میشم
پشیمونی
ناشناسسلام? اگه روی یکی شناخت چندانی نداشته باشی و وارد رابطه بشی الا هم یکم پشیمون باشی چاره چیه؟ چیکار کنیم گه رابطه خراب نشه ولی اخلاق های بدش خوب بشه...؟ لطفا کمک کنید چون همدیگرو دوست داریم ولی این اخلاق های بد بینمون که زیاد روشون شناخت نداریم خیلی اذیتمون میکنه
اختلاف سنی
ناشناسسلام خسته نباشید من یه سوال داشتم اگر یه پسری دو سال از یه دختر کوچک تر باشه، آیا این دو می توانند با هم ازدواج کنند؟ من خودم دوست دارم در آینده با دختر خالم که دو سال ازم بزرگتره ازدواج کنم و عاشقش هستم و این عشق از اون عشق های زود گذر نیست و البته ایشون خیلی دختر با حیایی هست و ما اصلا از اون دختر ، پسر هایی نیستیم که بخوایم خیلی خیلی با هم راحت باشیم و من از این بابت خیالم راحت هست که از روی رابطه ی ناجور عاشق ایشون نشدم و به خاطر فرهنگ بالایی که داره، به خاطر ادب، به خاطر حیا و عفت، به خاطر اینکه به علم و تحصیل علاقه داره و اهمیت میده، به خاطر سطح فهمش، به خاطر درکش و از این قبیل خصوصیات او عاشقش شدم. من می تونم با ایشون ازدواج کنم؟ بنده پانزده ساله هستم و از الان استرس دارم که در سنی که وقت ازدواج من فرا رسید نتوانم به خاطر اختلاف سنی با ایشون ازدواج کنم و از لحاظ مالی هر دو تا مون در سطح خوبی قرار داریم و از لحاظ اعتقادی هم تقریبا هم سطح هستیم و ایشون اهل کل کل کردن نیست.
چه رابطه ای سالم هست ؟
ناشناسسلام من در گذشته فکر میکردم که دختر و پسر میتونن با هم رابطه ای دور از شهوت و ...به هدف پیشرفت هم داشته باشن اما به شدت در اشتباه بودم یا حداقل در مکان اشتباهی دنبال چنین رابطه ای گشتم در طول این چهار سال به سبب داشتن روابط مسموم کاملا روحم سیاه شد طوری که افکار دپ و غیر خدایی اونها در من شکل گرفت و دیگه نمیتونم مثل قبل بخندم و شاد باشم چون دلیلی نداره حین این تلاطم در یکی از روابطم عاشق شدم و دو و نیم سال هم هست که با همیم من۱۷و ایشون۲۸ ساله اند . در این مدت بار ها سعی کردم فاصله بگیرم ازش و به روال عادی برگردم اما نتونستم واقعا دل باخته بودم و همین دلباختگی باعث شد تسلیم خواستش? بشم در حالی که هنوز نمیدونم حس ایشون به من عشق هست یا نه ...خودم که عشق میدونم چون تو دوران رابطه هر بار(۵دفعه) برای دیدن من از تهران تا یزد رو اومدن خواستم نظر شما رو بدونم که چی درسته ؟ از سمتی دلم میخواد از این تیرگی که درش هستم بیام بیرون و دوباره همون آدم شاد و معتقد باشم اما همچنین دلمم میخواد کنارش بمونم...
حوصله کسیو ندارم
ناشناسمن اینطورم که اصلا حوصله اطرافیان رو ندارم و از بیشتر اون هایی که می شناسم بدم میاد چه خانواده باشه چه دوست و فامیل اگه هم بخوام دوست جدید پیدا کنم همون اول دوسش دارم به مرور زمان اونم به افرادی که ازشون خوشم نمیاد اضافه میشه واسه همین رابطم رو با دوستام کمرنگ کردم و برعکس بقیه، از انجام کار های تنهایی و تنها به سر بردن لذت می برم وقتی هم تو خونه تنهام روحیم شاد تره و اعتماد به نفسم بیشتر و امیدوار تر گاهی حس می کنم به یه جنس مخالف نیاز دارم که الان وقتش نیست.. و کلا دوست ندارم کسی بیاد دور و برم و وقتم رو تو جمع بگذرونم وقتی هم بابام میاد سوال پیچم می کنه آروم برخورد میکنم اما از درون خییلی عصبی میشم چیکار کنم
احساساتی هستم
ناشناسمن خیلی احساساتی هستم و زود به همه اعتماد میکنم درحدی که تمام زندگیمو واسشون توضیح میدم
روابط عاطفی
ناشناسسلام وقت بخیر من چند سال با پسر همسایمون خوب بودم و واقعا دوستش دارم الان رفته سربازی و متاسفانه من طاقت دوری را ندارم بدتر از همه یه خاستگار دارم خانواده ام اسرار دارن ک باید با همین ازدواج کنم من میترسم پسر همسایمون بیاد بفهمه ک عقد کردم خودکشی کنه لطفا راهنمایی کنید
خودم کمک نمیخوام لطفا کمکم کنید قول دادم به دوستم کمکش میکنم
ناشناسسلام من یه دوستی دارم که پسره یک سال از من بزرگتره میگه مشکل خانوادگی داره والدینش به هر دلیلی باهاش دعوا میکنن و به قول خودش بیشتر با پدرش دعواش میشه میگه خدا برای من هیچ کاری نمیکنه من خودم پول درنیاری خدا رو دوست داره باور داره ولی وقتی قسمش میدی واسه چیزی یا کاری که انجام نمیده میگه من شیطانم قسم کاری باهام نمیکنه و از این حرفا خیلی بهم لطف داره دوبار بهم جزوه درسی داده پسر تقریبا خوبیه فقط یکم مشکل داره میگه سر هر چیز کوچیکی دعوام میشه با خانوادم مثلا بهم میگن زیاد آب بخور?! من بهش گفتم کمکش میکنم فقط بهش گفتم که آگه کمکش کردم آگه این کمک طوری شد که باید بهش عمل میکرد باید بهش عمل کنه مثلا شما گروه نوجوانی خیلی وقتا میگید باید مثلا برای اینکه با پسر نکردیم خیلی کار هارو عملی کنیم منم همینطور بهش گفتم که من بهت کمک میکنم به شرطی که تو بهش عمل کنی اونم قول داده عمل کنه لطفا کمکم کنید چی کار کنم ...
- 1
- 2
- ...
- 17(current)
- ...
- 58
- 59