طعنه به گذشته

طعنه به گذشته

بچه هاکیایادشونه پول جم میکردیم شراکتی دوغ شیشه ای گازدارمیخریدیم؟واقعایاددهه شصت وهفتادبخیر

بچه که بودم ..هر روز که تلویزیون و روشن میکردم ارزو داشتم بگه امروز اخرین قسمت اخباره ..!!!! :)

تو خونه ى شمام يه كيف قديمى و داغون هست كه همه ى مدارك مهم و سندا رو توش ميذارين ؟! :)) لامصب تجزیه ناپذیره:|!!!!!!!!!

حالا بیست سال دیگه به نوه هات ثابت کن وقتی همسن شما بودیم بربری دونه ای یه تومن بود ماهم برا خودمون اصحاب کهفی بودیما خبر نداشتیم والا!

حالا گفتن نداره ولی وقتی بچه بودم هر وقت می گفتن واسه شفای مریضا دعا کنید اول از همه واسه شفای قلب مریض میزوگی تو فوتبالیستا دعا می کردم

حتما برا شما هم پیش اومده که بچه های کلاس برای مسخره بازی جیغ میزنن شما هم کم کم تحریک میشید و یه صدای عجیب از خودتون درمیارید ناگهان همه ی کلاس ساکت میشن و....

خانوادهٔ من همهٔ حرفاشونو جمع می‌کنن، وسط فیلم میگن :| خانواده شما هم اینطورین!!!!!!!!!

خیلی دوست دارم یکی از استادام رو در حال خنده تو خیابو ببینم، برم پیشش بگم «چیز خنده داری هست بگو ما هم بخندیم!»

داداشم دهه هشتادی گودزیلاست.تابستون داشت نماز میخوند از جفتش رد شدم گفتم آفرین یهو نمازشو قطع کرد گفت: تازه روزه هم هستم!!! من:&&

دقت کردين وقتي يه کفش نو ميخريم تا چند روز اول هي جورابامونو ميشوريم ولي بعد از چند روز بي خيال ميشيم و پامون بو گربه مرده ميگيره.

دقت کردی دل و رودت همیشه آروموساکته همین که میری سرجلسه امتحان تو سکوت سالن شروع به قوووووررررررر قوووووورررررر میکنه ؟!!!!!!!!!!

دقت کردین اونجوری که بقل دستی آدم سر جلسه امتحان مطلب رو میرسونه، استاد سر کلاس درس نمیتونه برسونه، چرا اینجوریه.....مشکل از فرستنده ست به نظر من!!!!!!!!!!!!!

دقت کردین ما اول میریم تو صف بعدمیپرسیم چی میدن؟؟؟

دهه شصتیا... یادتونه دبستان بودیم تو کلاس رو نیمکت مینشستیم؟ کی مثه من با دوسته کناریش کل کل میکرد که سر نیمکت بشینه؟

دهه شصطیا کیا یادشونه یه سکه میذاشتیم زیر کاغذو رو یا مداد رنگ میکردیم ..عکس سکه هه رو کاغذ میافتاد..بعدش کلیییی ذوووووق میکردیم ... هیییییی..

دوم ابتدائي بودم اومدم خونه به مامانم گفتم ناظممون گفته اگه ميخوايدبيايداردو بايدوصيعتنامه بياريد$هنوزكه هنوزه اسم رضايتنامه مياديادوصيعتنامه ميافتيم:-)

دوستان شماها هم همه ی خرابکاری های مدرسه رو مینداختین گردن اون شیفتی ها یا فقط ما اینجوری بودیم؟؟؟؟؟

روز اول كه ميرفتم دانشگاه يكي از دغدغه هام اين بود كه اگه به صف نرسم بايد برم دفتر كلي معطل بشم تا بدونم تو كدوم كلاس افتادم :{×

زمان مدرسه با بغل دستیمون که قهر می کردیم وسط میز یه خط می کشیدیم می گفتیم : وسایلات از این خط اینور تر نیاد !!! هِهِهِهِی جوونی ...

شما بچه بودید وقتی دعواتون میشد ! با محتویات دماغتون طرف رو تحدید میکردید؟!