من جوونيام تو راه مدرسه اگه يه گروه دختر ميديدم زشت ترينشون رو با لبخند نگاه ميكردم، خيلى به ثواب و اين حرفا اعتقاد داشتم!!!!
من فسقلى كه بودم(حدودا ٣و ٤ ساله) وقتى مى رفتم توى اتوبوس از همون اول به همه سلام ميكردم !!!:| تازه كسى هم جواب نميداد ميزدم زير گريه!! خب چيه خنگ بودم!!:)
هر وقت یه امتحان مهم داری واگه نخونی ردی, بدجوری هوس میکنی که یه بازیه خیلی سخت کامپیوتری رو تا مرحله آخرش بری تاتمومش نکنی راحت نمیشی
وقتی کوچیک بودم یکی از بزرگ ترین ترسام دوش حموم بود،نمیدونم چرا ولی مث سگ از قیافش میترسیدم اصن یه حس بدی نسبت بهش داشتم!!نخند ازم خب کوچیک بودم دیگه
يادتونه ازين گيره هاي پرده كه شبيه پستونك بودجاي پستونك ميذاشتيم تودهن خودمون يا عروسكامووون؟؟؟؟يادش بخير
يادش بخير يه زماني بخاري نفتي داشتيم لامصب ساعت 2 نصف شب نفت تموم ميكرد هيچ كس هم يادش نياد D$D$D حتما" يادش مياد چون هر چي خاطره از بچگيم دارمو ميدونه
پر استرس ترین شب واسه ما دهه هفتادی ها . شب 14 فروردین بـــود !! اَه الانم بهش فکر میکنم! حالم بــــد میشه !!
چقد من از این بچه خرخونا بدم میاد اخه...دوستم ز زدم میگم چه حالی داد 2روز تعطیل شدیم میگه اه چیه بابا آخر ترمی درسامون عقب موند...اخه من چی نثار این بشر کنم؟؟؟
کيا يادشونه با چوب بستني بشقاب پرنده درست ميکرديم بعد پرت ميکرديم رو هوا مترکيد داغون ميشد... هعععععي چي بوديما
کی آلسکا خورده؟ خداییش الان تو بهترین لیوانا و با بهترین شربتا هم که باشه به پای یه دونه از اون السکاهای بچگی تواون لیوانای کوچیک نمیرسه.. قبول داری پس لایک کن
کی میگه ما بچه بودیم خنگ بودیم!!! کیا یادشونه وقتی یه چیزیمون میافتاد تو جوب آب یه مشنبا فیلیزر رو پر آب میکردیم میزاشتیم تو جوب پیداش میکردیم
کیا وقتی بچه بودن موقع درست کردن کتلت مامانشون یه دونه کتلت کوچیک واسشون درست میکرد می داد بهشون . هیچ وقت مزه ی اون کتلتا از یادم نمی ره
کیا چوب انار خیس خورده و خط کش فلزی و کتک خوردنای سر کلاس یادشونه ***دهه شصتی های عزیز بزنید لایک غشنگه رو***