إنَّ الدُّعاءَ يَستَقبِلُ البَلاءَ فَيَتَواقَفانِ إلى يَومِ القِيامَةِ .;
همانا دعا به مقابله بلا مى رود و تا روز قيامت در برابر هم مى ايستند .;
احادیث امام کاظم علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
إنَّ الدُّعاءَ يَستَقبِلُ البَلاءَ فَيَتَواقَفانِ إلى يَومِ القِيامَةِ .;
همانا دعا به مقابله بلا مى رود و تا روز قيامت در برابر هم مى ايستند .;
إذا كانَت لَكَ حاجَةٌ إلى اللّه ِ فَقُل ; اللّهُمَّ إنّي أسألُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ و عَلِيٍّ ، فَإنّ لَهُما عِندَكَ شَأنا مِنَ الشَّأنِ .;
هرگاه خواستى از خداوند حاجتى طلب كنى ، بگو ; خدايا! به حقّ محمّد و على از تو مسئلت مى كنم ؛ زيرا آن دو را نزد تو منزلتى است .;
بَكى أبو ذرٍّ مِن خَشيَةِ اللّه ِ حتَّى اشتَكى بَصَرُهُ ، فقيلَ لَهُ ; لو دَعَوتَ اللّه َ يَشفِي بَصَرَكَ ؟! فقال ; إنّي عن ذلكَ مَشغولٌ و ما هو بِأكبَرِ هَمّي ، قالوا ; العَظِيمَتانِ الجَنَّةُ و النّارُ .;
ابوذر از خوف خدا چندان گريست كه چشمش آسيب ديد ؛ به او گفته شد ; كاش دعا مى كردى كه خدا چشمت را شفا دهد؟! ابوذر گفت ; از اين غافل شده ام و مهم ترين مشغله فكرى ام نيست . گفتند ; چه چيز تو را از آن باز داشته است؟ گفت ; دو امر بسيار بزرگ ; بهشت و دوزخ .;
هل يَصلُحُ أن يَستغفرَ لهما في الصلاةِ ؟ ـ ; إنْ كانَ فارَقَهُما و هو صغيرٌ لا يَدرِي أسْلَما أم لا فلا بَأسَ ، و إن عَرَفَ كُفرَهُما فلا يَستَغفِرْ لَهُما ، و إن لم يَعرِفْ فَليَدْعُ لَهُما .;
آيا رواست مردى مسلمان براى پدر و مادر كافر خود در نماز آمرزش بخواهد؟ ـ فرمود ; اگر در كودكى آنها را از دست داده و نمى داند كه مسلمان شده اند يا نه اشكالى ندارد ، اما اگر بداند كه كافر بوده اند، نبايد برايشان آمرزش بطلبد و اگر نمى داند ، برايشان دعا كند .;
مَن أحَبَّ الدنيا ذَهَبَ خوفُ الآخرةِ مِن قلبِهِ .;
كسى كه دنيا را دوست داشته باشد ، ترس از آخرت از دلش برود .;
إنَّ أعظَمَ الناسِ قَدْراً الذي لا يَرَى الدنيا لِنَفْسِهِ خَطراً .;
ارجمندترين مردم كسى است كه دنيا را مايه ارزش خود نداند .;
إجعَلوا لِأنفُسِكُم حظّاً مِن الدنيا بِإعطائها ما تَشتَهي مِن الحلالِ و ما لا يَثلِمُ المُروّةَ و ما لا سَرَفَ فيهِ ، و استَعِينوا بذلكَ على اُمورِ الدِّينِ ، فإنّهُ رُوِيَ ; ليسَ مِنّا مَن تَرَكَ دُنياهُ لدِينِهِ ، أو تَرَكَ دِينَهُ لِدُنياهُ .;
با برآوردن خواهشهاى نفسانى خود از حلال ، تا آن جا كه به مروّت لطمه اى نزند و به اسراف نينجامد ، به نفسهاى خويش از دنيا بهره اى دهيد و از اين طريق براى انجام امور دين خود كمك بگيريد ؛ زيرا روايت شده است كه ; از ما نيست كسى كه دنيايش را به خاطر دينش رها كند يا دينش را براى دنيايش فرو گذارد .;
مَثَلُ الدنيا مَثَلُ الحَيّةِ ؛ مَسُّها لَيِّنٌ و في جَوفِها السُّمُّ القاتِلُ ، يَحذَرُها الرِّجالُ ذَوُو العُقولِ ، و يَهوِي إلَيها الصِّبيانُ بأيديهِم .;
دنيا به مار مى ماند كه پوستى نرم دارد اما درونش زهرى كشنده است . مردمان خردمند از آن حذر مى كنند و كودكان دستهاى خود را به سوى آن دراز مى كنند .;
مَثَلُ الدنيا مَثَلُ ماءِ البحرِ ؛ كُلَّما شَرِبَ مِنهُ العَطشانُ ازدادَ عَطَشاً حتّى يَقتُلَهُ .;
دنيا به آب دريا مى ماند كه هر چه تشنه از آن بنوشد ، تشنه تر مى شود تا سرانجام او را مى كشد .;
تَمَثَّلَتِ الدنيا للمسيحِ عليه السلام في صُورةِ امرأةٍ زَرْقاءَ ، فقالَ لَها ; كَم تَزَوَّجتِ؟ فقالَت ; كثيراً ، قالَ ; لا ، بَل كُلاًّ قَتَلتُ ، قالَ المسيحُ عليه السلام ; فَوَيحٌ لأزواجِكِ الباقينَ ، كيفَ لا يَعتَبِروُنَ بالماضينَ ؟ ! .;
دنيا به صورت زنى چشم آبى در برابر مسيح عليه السلام مجسّم شد . به او فرمود ; چند شوهر كرده اى؟ گفت ; زياد . مسيح عليه السلام فرمود; همه آنها تو را طلاق دادند؟ دنيا گفت ; نه ، بلكه همه را كشتم . مسيح عليه السلام فرمود ; پس ، واى بر شوهران باقيمانده تو ؛ چگونه از گذشتگان عبرت نمى گيرند؟;
اِصبِرْ على طاعَةِ اللّه ِ ، و اصبِرْ على معاصِي اللّه ِ ، فإنّما الدنيا ساعةٌ ، فما مَضَى منها فلَيسَ تَجِدُ لَهُ سروراً و لا حُزناً ، و ما لم يَأتِ منها فلَيسَ تَعرِفُهُ ، فاصبِر على تلك الساعةِ التي أنتَ فيها فَكَأنّكَ قدِ اغتَبَطتَ .;
بر طاعت خدا صبر كن و در ترك معاصى خدا شكيبا باش ؛ زيرا دنيا ساعتى بيش نيست . آنچه از دنيا سپرى شده است، نه شادى اش را احساس كنى و نه غمش را ؛ و آنچه هنوز نيامده است، نمى دانى كه چه خواهد بود ؟ پس بر ساعتى كه در آنى شكيبا باش و شادمان .;
إنّ لُقمانَ قالَ لاِبنِهِ; ··· إنّ الدنيا بحرٌ عميقٌ ، قد غَرِقَ فيها عالَمٌ كثيرٌ ، فلتَكُنْ سَفينتُكَ فيها تَقوَى اللّه ِ ، و حَشوُها الإيمانُ و شِراعُها التوكُّلُ ، و قَيِّمُها العقلُ ، و دليلُها العِلمُ ، و سُكّانُها الصَّبرُ .;
لقمان به فرزندش فرمود ; ··· همانا دنيا دريايى ژرف است . خلقى بسيار در آن غرقه گشته اند ؛ پس بايد كه كشتى تو در اين دريا، تقواى خدا باشد و بار و بُنه اش ايمان و بادبانش توكّل و ناخدايش خِرَد و راهنمايش دانش و سكّانش شكيبايى.;
اِشتَدَّتْ مَؤونةُ الدنيا و الدِّينِ ، فأمّا مَؤونةُ الدنيا فإنّكَ لا تَمُدُّ يَدَكَ إلى شيءٍ منها إلاّ وَجَدتَ فاجراً قد سَبَقَكَ إلَيهِ ، و أمّا مَؤونةُ الآخرةِ فإنّكَ لا تَجِدُ أعواناً يُعِينُونَكَ علَيهِ .;
[به دست آوردن] كالاى دنيا و دين ، هر دو ، سخت شده است ; به هر يك از كالاهاى دنيا كه دست دراز مى كنى ، مى بينى بدكردار نابكارى پيش از تو به سوى آن دست دراز كرده است ، براى به دست آوردن كالاى آخرت هم يارانى نمى يابى كه كمكت كنند .;
لَيسَ مِن دواءٍ إلاّ و هو يُهَيِّجُ داءً ، و ليسَ شيءٌ في البَدنِ أنفَعَ مِن إمساكِ اليدِ إلاّ عمّا يَحتاجُ إلَيهِ .;
هيچ دارويى نيست ، مگر آنكه خود بيمارى تازه اى را دامن مى زند . براى بدن چيزى سودمندتر از پرهيز و خوردن غذا در حدّ نياز بدن نيست .;
اِدفَعوا مُعالَجَةَ الأطِبّاءِ ما اندَفَعَ الداءُ عنكُم ، فإنّهُ بِمَنزِلَةِ البِناءِ ، قليلُهُ يَجُرُّ إلى كَثيرِهِ .;
تا زمانى كه بيمارى خود به خود از شما برطرف مى شود ، به معالجه پزشكان روى نياوريد ؛ زيرا كار طبيب مانند بنّاست كه اندك كار او به كار بسيار مى انجامد .;
الحِميةُ رأسُ الدواءِ ، و المَعِدةُ بيتُ الداءِ ، عَوِّدْ بَدَناً ما تَعَوّدَ .;
پرهيز بهترين داروست و معده خانه امراض است ، بدن را مادامى كه عادت مى كند عادت بده .;
لَيسَ شيءٌ في البَدَنِ أنفَعَ مِن إمساكِ اليدِ إلاّ عمّا يَحتاجُ إلَيهِ .;
براى بدن چيزى سودمندتر از دست نگه داشتن از خوردن ، مگر به اندازه نياز ، نيست .;
لَيسَ الحِميةُ أن تَدَعَ الشيءَ أصلاً لا تَأكُلَهُ، و لكنَّ الحِميَةَ أن تَأكُلَ مِنَ الشيءِ و تُخَفِّفَ .;
پرهيز اين نيست كه چيزى را اصلاً نخورى، بلكه پرهيز آن است كه از هر چيزى سبُك بخورى .;
لا تَأخُذُوا مِن تُربَتِي شيئاً لِتَتَبَرَّكوا بهِ، فإنّ كلَّ تُربَةٍ لَنا مُحرَّمَةٌ إلاّ تُربةَ جَدِّيَ الحسينِ بنِ عليٍّ عليهما السلام ، فإنّ اللّه َ تعالى جَعَلَها شفاءً لِشيعتنا و أوليائنا .;
از تربت من براى تبرك چيزى بر نداريد ؛ زيرا خوردن تربت همه ما حرام است مگر تربت جدّم حسين بن على عليه السلام ؛ زيرا خداوند تعالى در اين تربت براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است .;
لا دِينَ لِمَن لا مُرُوَّةَ لَهُ .;
كسى كه مردانگى و انسانيّت ندارد دين ندارد .;