عَنْ اَبى حَمزَةَ عَنْ عَلِىِّ بنِ الْحُسَينِ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَيهِما.
اِنَّ الْمُنافِقَ يَنهى وَلايَنتَهى وَيَأْمُرْ بِما لايَأتى وَاِذا قامَ اِلى الصَّلاةِ اعْتَرَضَ. قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّه ِ وَما الاِْعْتِراضُ؟ قالَ: اَلاِْلْتِفاتُ وَاِذا رَكَعَ رَبَضَ، يُمْسى وَهَمُّهُ الْعَشاءُ وَهُوَ مُفْطِرٌ وَيُصْبِحُ وَهَمُّهُ النَّومُ وَلَمْ يَسْهَرْ. اِنْ حَدَّثَكَ كَذَبكَ وَاِنْ ائتَمَنْتَهُ خانَكَ وَاِنْ غِبْتَ اغْتابَكَ وَاِنْ وَعَدَكَ اَخْلَفَكَ.
ابوحمزه ثمالى از امام سجاد عليه السلام نقل كرده كه فرمود:
همانا منافق نهى مى كند و خود باز نمى ايستد، امر مى كند و خود انجام نمى دهد و چون به نماز بايستد «اعتراض» مى كند. گفتم اى فرزند رسول خدا «اعتراض» چيست؟ فرمود: روگرانيدن به راست و چپ و چون ركوع كند مثل گوسفند به زمين مى خوابد «بعد از ركوع قيام نمى كند» روز را به شب مى برد و اندوهى جز شام خوردن ندارد؛ با اينكه روزه نداشته است و در هر بامداد فكرى جز خوابيدن ندارد و حال آنكه كم خوابى نكشيده است. اگر باتو سخن گويد، به تو دروغ مى گويد. و اگر او را امين شمارى، به تو خيانت مى كند. و اگر از او پنهان شوى، تو را غيبت مى كند و اگر به تو وعده دهد، وفا نمى كند.
اصول كافى، ج 4، ص 112.
عَنْ اَبى حَمزَة عَنْ اَبىجَعْفَرَ وَعَلِىِّ بنِ الْحُسَينِ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَيهِم قالا:
اِنَّ اَسْرَعَ الْخَيرِ ثَوابا اَلْبِرُّ واَسْرَعَ الشَرِّ عُقُوبَةً اَلْبَغْىُ وكَفى بِالْمَرْءِ عَيبا اَنْ يَنْظُرَ فى عُيُوبِ غَيْرِهِ ماَيعْمى عَلَيْهِ مِنْ عَيْبِ نَفْسِهِ اَوْ يُؤذى جَليسَهُ بِما لايَعنيهِ. اَوْ يَنهَى النّاسَ عَمّا لايَسْتَطيعُ تَرْكَهُ.
ابوحـمزه ثمالى از امام باقر و امام سـجاد عليهم السلام نقـل كرده كـه فرمـودند:
براستى پاداش نيكوكارى «به خويشان و عموم مردم» سريع تر از هر كار خيرى داده مى شود و كيفر ستمكارى «بر مردم يا حاكم اسلامى» زودتر از هر كارى به انسان مى رسد. و براى مرد همين عيب بس كه عيبى كه در ديگران مى بيند در خويش نبيند يا بى جهت همنشين خود را آزار دهد. يا از كارى كه خود توان تركش ندارد، ديگران را نهى كند.
اصول كافى، ج 3، ص 200.
عَنِ الرِّضا عليه السلام قالَ: قالَ عَلِىُّ بنُ الحُسَينِ عليهم السلام :
اِنَّ الدُّعاءَ وَالْبَلاءَ لَيَتَرافَقانِ اِلَى يَوْمِ الْقيامَةِ، اِنّ الدُّعاءَ لَيَرُدُّ الْبَلاءَ وَقَدْ اُبْرِمَ اِبْراما.
امام رضا عليه السلام فرمود: امام سجاد عليه السلام فرموده است:
براستى دعا و بلا تا روز قيامت با هم رفاقت و همراهى كنند و همانا دعا بلائى را كه قطعى و مستحكم شده، باز مى گرداند.
اصول كافى، ج 3، ص 215.
عَنْ حَعيدالهَمدانى قالَ سَأَلْتُ عَلِىَّ بنَ الحُسَينِ عليه السلام :
بِأىِّ حُكْمٍ تَحْكُمُون؟ قالَ: نَحـْكُمُ بِحـُكْم آلِ داودَ، فَاِنْ عَيِينا شيئا تَلَقّانا به رُوحُ الْقُدُس.
حعيد همدانى گفته از امام زين العابدين عليه السلام پرسيدم:
به چه روشى شما بين مردم قضاوت و حكومت خواهيد كرد؟ فرمود: بر روش داورى و حكم خاندان داود عليه السلام و اگر از چيزى ناتوان شديم، روح القدس بما الهام مى كند.
بحارالانوار، ج 25، ص 56.
عَن الثُّمالى عَنْ عَلِىِّ بنِ الحُسَينِ عليهم السلام قالَ:
ثَلاثَةٌ لايُكَلِّمُهُمُ اللّه ُ يَوْمَ الْقيامَةِ وَلايَنْظُرُ اِلَيْهِمْ وَلايُزَكيّهِمْ وَلَهُمْ عَذابٌ مـَنَ حَجـَدَ اِماما مـِنَ اللّه ِ اَوْ ادَّعى امِاما مِنْ غـَيرِ اللّه ِ اَوْ زَعَمَ لِفُلانَ وَفُلانٍ فِى اْلإسْلامِ نَصيبا.
ابو حمزه ثمالى از امام چهارم عليه السلام نقل كرده كه فرمود:
سه گروه اند كه خداوند در روز قيامت با آنان سخن نگويد و به آنان نظر نكند و ايشان را پاك نسازد و براى آنان عذابى دردناك است: ـ كسى كه امامِ از سوى خدا را انكار كند. ـ كسى كه امامى از سوى غيرِخدا را بپذيرد. و ادّعا كند. ـ كسى كه خيال كند، فلانى و فلانى از اسلام بهره اى دارند.
بحارالانوار، ج 25، ص 111.
وَ قالَ زَينُ العابِدين عليه السلام :
ما مِنْ مُؤمِنٍ تُصيـبُهُ رُفـاهيَةٌ فى دَوْلَةِ الْباطِلِ اِلاّ ابْتُلِىَ قَبْلَ مَوْتِهِ بَبِدَنِهِ اَوْ مالِهِ حَتَى يَتَوَفَّرَ حَظُّهُ فى دَوْلَةِ الْحَقّ.
امام زين العابدين عليه السلام فرمود:
هر مؤمنى كه در حـكومت باطل به رفـاه برسد، قبل از مرگ گرفتارى جانى يا مالى پيدا مى كند تـا سـهم او در دولت حـق كاهش نيـابد و كامـل از آن بهـره مـند گـردد.
بحارالانوار، ج 6، ص 57.
وَ قالَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليهم السلام :
اِنَّ الْقَبْرَ رَوْضَةٌ مِنْ رِياضِ الجَنَّةِ اَوْ حُفَـرةٌ مِنْ حُفَـرِ النّـيران.
امام سجاد عليه السلام فرمود:
هـمانا قـبر بـاغى از باغـهاى بهشـت يا گودالى از گودالهاى آتش جهنم است.
بحارالانوار، ج 6، ص 214.
وَ قالَ زَينُ العابِدين عليه السلام
ما مِنْ مُؤمِنٍ تُصيـبُهُ رُفـاهيَةٌ فى دَوْلَةِ الْباطِلِ اِلاّ ابْتُلِىَ قَبْلَ مَوْتِهِ بَبِدَنِهِ اَوْ مالِهِ حَتَى يَتَوَفَّرَ حَظُّهُ فى دَوْلَةِ الْحَقّ. ;
امام زين العابدين عليه السلام فرمود
هر مؤمنى كه در حـكومت باطل به رفـاه برسد، قبل از مرگ گرفتارى جانى يا مالى پيدا مى كند تـا سـهم او در دولت حـق كاهش نيـابد و كامـل از آن بهـره مـند گـردد.;
بحارالانوار، ج 6، ص 57.
وَ قالَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليهم السلام
اِنَّ الْقَبْرَ رَوْضَةٌ مِنْ رِياضِ الجَنَّةِ اَوْ حُفَـرةٌ مِنْ حُفَـرِ النّـيران. ;
امام سجاد عليه السلام فرمود
هـمانا قـبر بـاغى از باغـهاى بهشـت يا گودالى از گودالهاى آتش جهنم است.;
بحارالانوار، ج 6، ص 214.
قالَ السَّجّادُ عليه السلام
كانَ يَبْـكى حَتّى يَبْتَلَّ مُصَـلاّهُ خَشْيَةً مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ غَيْرِ جُرمٍ. ;
امام سجاد عليه السلام فرمود
رسول خدا صلي الله عليه و آلهدر نماز، آن قدر گريه مى كرد تا آنكه جا نمازش تر مى شد، اين بخاطر خوف از خدا بود، بى آنكه جرمى داشته باشد. گريه در نماز خوب نيست، مگر آنكه از خوف خدا باشد. نماز خاشعانه، همراه با توجّه و حضور قلب و ياد خدا و حالت سوز و اشك و نياز و تضرّع، به نماز «روح» مى بخشد و ثواب آن را بيشتر مى كند. گر چه پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و پيشوايان دين، معصوم بودند و گناهى نداشتند، ولى معرفت كاملى كه به خدا داشتند، هميشه خود را نسبت به پروردگار، داراى قصور و كوتاهى مى ديدند و اشك مى ريختند. عاصيان از گناه توبه كنند عارفان از عبادت، استغفار;
سُنَنُ النَّبى،ص 32
عَن زَينِ العـابِدين عليه السلام قـالَ
اِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلىِّ بْنِ أَبى طالبٍ عليهماالسلام كانَ أَعْبَدَ النّاسِ فى زَمانِهِ وَ أَزْهَدَهُمْ وَ أَفْضَلَهُمْ. ;
امام زين العابدين عليه السلام فرمود
امام حسن عليه السلام عابدترين و زاهدترين و برترين مردم زمان خود بود. امامان معصوم، چون الگو و اسوه ديگرانند، بايد در فضايل اخلاقى و كمالات معنوى از ديگران برتر باشند تا مردم با اقتدا به آنان، به كمال برسند. عبادت، زهد و فضل، سه خصلت ممتازى است كه طبق اين حديث، آن حضرت از همه مردم زمانش بيشتر از آنها برخوردار بود و اين برترى در خصال شايسته، در زندگى و سيره همه پيشوايان دين وجود داشته است.;
امالى صدوق، ص 150، بحارالانوار، ج 43 ص 331 ح 1
عَن زَينِ العـابِدين عليه السلام
اِنَّ الْحَسَـنَ بْنَ عَـلىٍّ عليهماالسلام كانَ أَصْدَقَ النّاسِ لَهْجَةً وَ أَفْصَحَهُمْ مَنْطِقاً. ;
امام سجاد عليه السلام فرمود
امام حسن عليه السلام از جهت زبان صادق ترين مردم و از نظر گفتار فصيح ترين آنان بود. آنچه به كلام انسان اعتبار و زيبايى مى بخشد، حُسن ظاهر و باطن است، يعنى خوب حرف زدن و حرفِ خوب زدن. صدق و راستى، فضيلتِ درونى و محتوايى كلام است و فصاحت و شيوايى، جنبه ظاهرى سخن را زيبا مى سازد. امام مجتبى عليه السلام هم صادق ترين بود، هم فصيح ترين، همچنان كه پدرش امير المؤمنين عليه السلام و جدّش رسول خدا صلي الله عليه و آله نيز از همه مردم صادق تر و فصيح تر بودند.;
بحارالانوار 43: 331، عوالم 16: 132 ح 5
عَن عَلِىِّ بنِ الحُسَينِ عليه السلام قـالَ
اِنَّ الْحَسَنَ عليه السلام كانَ اِذا ذَكَـرَ الْمَـوْتَ بَكى وَ اِذا ذَكَرَ الْقَـبْرَ بَـكى. ;
امام سجاد عليه السلام فرمود
امام حسن عليه السلام وقتى مرگ را به ياد مى آورد، مى گريست، و هرگاه به ياد قبر مى افتاد ، مى گريست . عارفان صاحبدل، دنيا را پل عبور به سراى جاودانه آخرت مى دانند و آخرت را نتيجه اعمال خوب و بد بندگان مى شمارند. از اين رو، قبر كه خانه وحشت و تنهايى انسان است و همدمى جز اعمالش ندارد و مرگ كه دالان ورود به آن «وحشت آباد» است، براى بيدار دلان هم مايه پند و عبرت است، هم سبب گريستن. در روايت نبوى هم آمده است كه «مرگ» را كه بر هم زننده همه لذّت هاست، زياد ياد كنيد.;
امالى صدوق ، ص 150 ، بحارالانوار ج 43، ص 331
قـالَ زَينُ العـابِدين عليه السلام
اِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلىٍّ عليه السلام كانَ لايَقْرَءُ مِنْ كِتابِ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ «يا أَيـُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» اِلاّ قالَ; لَبَّيْكَ، أَللّهُمَّ لَبَّيْكَ. ;
امام زين العابدين عليه السلام فرمود
امام حسن عليه السلام هيچ وقت آيه «يا أَيـُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» (اى كسانى كه ايمان آورده ايد) را از كتاب خدا نمى خواند مگر اينكه مى گفت; «لَبَّيْكَ، أَللّهُمَّ لَبَّيْكَ». لبيك گويى به نداى الهى، ادب عبوديت و بندگى است. وقتى انسان هنگام تلاوت كلام اللّه خود را مخاطب سخن خدا بداند، بهتر اثر مى پذيرد و مواعظ حق بر دل او مى نشيند. خطاب هاى قرآن، نه فقط مخصوص پيامبر خدا صلي الله عليه و آله بود، نه مسلمان دوره آن حضرت. همه اهل ايمان در همه زمان ها مخاطب كلام الهى اند. گفتن «لبيك» هنگام رسيدن به مواردى كه اهل ايمان را خطاب قرار داده، نشانه اين حضور قلب و خود را مخاطب قرآن ديدن است.;
بحارالانوار، 43 ص 331
قالَ عَلِىُ بنُ الحُسَينِ عليهماالسلام لَمّا قيلَ لَهُ ما اَقَلَّ وُلدَ اَبيكَ
اَلعَجَبُ كَيْفَ وُلِدْتُ، كانَ يُصَلّى فِى الْيَـوْمِ وَاللَّـيْلَةِ اَلْفَ رَكْعَـةٍ . ;
امام زين العابدين عليه السلام (در جواب كسى كه گفت
چه قدر اولاد پدر شما كم است) فرمود; تعجب مى كنم چگونه به دنيا آمدم، در حالى كه پدرم (امام حسـين عليه السلام) هر روز و شب هزار ركعت نماز مى خواند. انس به پروردگار و خواندن نمازهاى نافله فراوان، از خصوصيّات پيشوايان حقّ است. هزار ركعت نماز در شبانه روز، از امامان ديگر، از جمله حضرت على عليه السلام هم نقل شده است.;
بحارالانوار ج 82 ص 311
روى زينُ العابدين عليه السلام عَنِ الحُسَينِ عليه السلام
أَنَّهُ كانَ يَشْتَرِى الْكِساءَ الْخَزَّ بِخَمْسينَ دينارا وَإِذا صافَ تَصَدَّقَ بِهِ وَلايَرى بِذلِكَ بَأْسا. ;
امام سجاد عليه السلام مى فرمايد
امام حسين عليه السلام جامه اى از پوست خز به پنجاه دينار مى خريد و زمانى كه تابستان مى شد آن را صدقه مى داد و اشكالى در آن نمى ديد. دلبستگى نداشتن به مظاهر دنيا نشانه زهد است. حريصان، از مال دنيا نه خود استفاده مى كنند، نه به ديگران چيزى مى دهند. امّا كريمان، هم خود بهره مى برند، هم خيرشان به ديگرى مى رسد. امام حسين عليه السلام لباس گرانبهايى را كه براى زمستان مى خريد و مى پوشيد، وقتى تابستان مى شد و نيازى به آن نبود، آن را به مسكين مى بخشيد و نگه نمى داشت، تا خيرى به ديگران رسانده باشد.;
تفسير نورالثقلين ج 2 ص 23
قالَ عَـلِىُّ بْنُ الْحُسَـيْنِ عليهماالسلام
لَو مـاتَ مَنْ بَيْنَ الْمَشْـرِقِ وَالْمَغْـرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أَنْ يَكُونَ الْقُرآنُ مَعى، وَ كانَ عليه السلام إذا قَـرَءَ «مالِكِ يَـوْمِ الدّينِ» يُكَـرِّرُهـا، حَتّى كادَ أَنْ يَمُـوتَ. ;
امام سجاد عليه السلام فرمود
اگر تمام كسانى كه در ميان مشرق و مغرب هسـتند از دنيا بروند (و من تنها بمانم) و قرآن با من باشد وحشت مرا نمى گيرد (و نمى ترسم). او چنين بود كه وقتى جمله «مالك يوم الدين» را مى خواند آنرا تكرار مى كرد تا جايى كه نزديك بود جـان دهد. قرآن مجموعه اى حكمت آميز از كلمات خداوند است كه معارفى بى پايان دارد، البته براى آنان كه با زبان فهم اين معارف آشنا باشند. هر كه مونس و همدم كلام اللّه باشد، هيچ وقت احساس تنهايى و غربت نمى كند و تنهايى هاى او با تلاوت قرآن از بين مى رود.;
بحارالانوار، ج 46، ص 107. و بلاغة الامام على بن الحسين عليهماالسلام ص 221 از كافى
كانَ عَلىُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليهماالسلام اِذا تَوَضَّأَ اِصْفَرَّ لَونُهُ، فَيَقُولُ لَهُ أَهْلُهُ
مَا الَّذى يَغْشاكَ؟ فَيَقُولُ; أَتَـدْرُونَ لِمَنْ أَتـأَهَّـبُ لِلْقيامِ بَيْنَ يَدَيْهِ. ;
امام سجاد عليه السلام هنگامى كه وضو مى گرفت رنگ مباركش زرد مى شد، خانواده اش به او مى گفتند
چه حالتى است كه شما را دست مى دهد؟ مى فرمود; آيا مى دانيد آماده مى شوم تا در مقابل چه كسى بايستم؟ براى اقامه نماز، انجام مقدمات لازم است، تا حالت بندگى را بيشتر كند. وضو مقدّمه انجام اين عبادت است. كسى كه حقيقت نماز را بداند و در نماز، خود را ايستاده در برابر فرمانرواى هستى و خداى جهان آفرين ببيند، طبيعى است كه از مراحل مقدماتى نماز، يعنى هنگام وضو، رنگ چهره اش تغيير يابد و هراس وقوف در آستان الهى او را به خشيت آورد. چنين ادب و آدابى است كه نماز را اثرگذار مى كند و نماز در زندگى انسان تأثير سازنده مى گذارد.;
بحار الانوار، ج 46، ح 74.
قيلَ لَهُ عليه السلام
اِذا سافَرْتَ كَتَمْتَ نَفْسَكَ أهْلَ الرُّفْقَةِ؟ فَقالَ; أكْرَهُ أنْ آخُذَ بِرَسُولِ اللّه ِ مالا اُعْطى مِثْلَهُ. ;
به امام سجاد عليه السلامگفته شد
هنگامى كه مسافرت مى كنى چرا خودت را از اهل كاروان كتمان مى كنى و نمى شناسانى؟ فرمود; دوست ندارم از وابستگى به رسول خدا استفاده كنم با اينكه خدمتى در مقابل آن وابستگى انجام ندادم.;
بحارالانوار، ج 46، ص 93، ح 82.
وَكانَ عَلىُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليهماالسلام
لَيَخْرُجُ فِى اللَّيْلَةِ الظَّلْماءِ فَيَحْمِلُ الْجِرابَ فيهِ الصُّرُرُ مِنَ الدَّنانيرِ وَالدَّراهِمِ حَتّى يَأْتى بابا بابا فَيَقْرَعُهُ ثُمَّ يُناوِلُ مَنْ يَخْرُجُ اِلَيْهِ، فَلمّاماتَ عَلىُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليهماالسلام فَقَدُوا ذلِكَ فَعَلِمُوا أَنَّ عَلىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ الَّذى كانَ يَفْعَلُ ذلِكَ. ;
نقل
امام سجاد عليه السلام شب تاريك از خانه خارج مى شد و انبانى را كه در آن كيسه هاى درهم و دينار بود با خود برمى داشت و مى آمد درب منزلها و در مى زد و از آنها به كسى كه دم درب مى آمد مى داد. (بدون اينكه شناخته شود.) زمانى كه به شهادت رسيد و ديگر او را نديدند دانستند كه امام سجاد بود كه آن كار را مى كرد. اين مصداق بارز رأفت به مردم و دلسوزى نسبت به ديگران و اخلاص در انفاق و صدقه است و عمل خالص، كارى دشوار و كمياب است و مخلصان هم در معرض وسوسه هاى شيطانى اند.
بحارالانوار، ج 46، ص 66.
- 1
- 2
- ...
- 22(current)
- ...
- 41
- 42