امام سجاد علیه السلام

امام سجاد علیه السلام

عنه عليه السلام :
وأمّا حَقُّ وَلَدِكَ فَتَعَلَمَ أَنَّهُ مِنكَ ، ومُضافٌ إِلَيكَ في عاجِلِ الدُّنيا بِخَيرِهِ وشَرِّهِ ، وأَنَّكَ مَسؤولٌ عَمّا وَلِيتَهُ مِن حُسنِ الأَدَبِ وَالدِّلالَةِ عَلى رَبِّهِ، وَالمَعونَةِ لَهُ عَلى طاعَتِهِ فيكَ وفي نَفسِهِ ، فَمُثابٌ عَلى ذلِكَ ومُعاقَبٌ ، فَاعمَلْ فِي أمرِهِ عَمَلَ المُتَزَيِّنِ بِحُسنِ أثَرِهِ عَلَيهِ في عاجِلِ الدُّنيا ، المُعذِرِ إلى رَبِّهِ فيما بَينَكَ وبَينَهُ بِحُسنِ القِيامِ عَلَيهِ وَالأَخذِ لَهُ مِنهُ ، ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّه ِ .
امام زين العابدين عليه السلام :
و امّا حقّ فرزندت ، اين است كه بدانى او از توست و با خوب و بدش در دنيا منسوب به توست و تو درباره آنچه بر عهده ات است ، يعنى : خوب تربيت كردن او ، او را به سوى خداوند عز و جلراهنمايى كردن ، و در كار فرمان بردارى از خداوند در حقّ تو و خودش يارى كردن ، مسئولى و بر آن، هم پاداش مى گيرى و هم مجازات مى شوى . پس در كار [تربيت] او ، همانند كسى رفتار كن كه در اين دنيا با اثر نيكش در حقّ او كارش را مى آرايد و در آنچه ميان تو و پروردگارت است، به خاطر انجام دادن درستِ آن و نتيجه اى كه از آن مى گيرى، نزد او معذور است و نيرويى نيست جز از خدا .
تحف العقول : ص 263 ح 23 ، بحار الأنوار : ج 74 ص 15 ح 2 .

الإمام زين العابدين عليه السلام :
أمَّا صَومُ التَّأديبِ فَأَن يُؤخَذَ الصَّبِيُ إذا رَاهَقَ بِالصَّومِ، تَأديبا و لَيسَ بِفَرضٍ .
امام زين العابدين عليه السلام :
امّا روزه آموزشى اين است كه وقتى كودك ، نزديك بلوغ رسيد ، براى تربيت ، و نه آن كه واجب باشد ، به روزه گرفتن ، وا داشته مى شود .
الكافي : ج 4 ص 86 ح 1 ، تهذيب الأحكام : ج 4 ص 296 ح 895 كلاهما عن الزهري .

الإمام زين العابدين عليه السلام :
حَقُّ الصَّغيرِ رَحمَتُهُ في تَعليمِهِ، وَالعَفوُ عَنهُ وَالسِّترُ عَلَيهِ، وَالرِّفقُ بِهِ ، وَالمَعونَةُ لَهُ ... وحَقُّ أهلِ مِلَّتِكَ ... أن يَكونَ شُيوخُهُم بِمَنزِلَةِ أبيكَ، وشُبّانُهُم، بِمَنزِلَةِ إخوَتِكَ ، وعَجائِزُهُم بِمَنزِلَةِ اُمِّكَ، وَالصِّغارُ بِمَنزِلَةِ أولادِكَ.
امام زين العابدين عليه السلام :
حقّ خردسال ، مهربانى در آموزش او ، بخشيدن او و پوشاندن [اشتباهات ]او ، مدارا كردن با او و يارى كردن اوست . . . وحقّ هم كيشان تو اين است كه . . . پيرمردانِ آنها به جاى پدر تو باشند و جوانانشان ، به جاى برادران تو وزنان پيرشان به جاى مادر تو و خردسالان [آنها]به جاى فرزندان تو .
كتاب من لا يحضره الفقيه : ج 2 ص 625 ح 3214 ، الخصال : ص 570 ح 1 كلاهما عن أبي حمزة الثمالي (ثابت بن دينار).

الإمام زين العابدين عليه السلام :
قالَ النَّبِيُ صلي الله عليه و آله لَهُما [لِلحَسَنِ وَالحُسَينِ عليهماالسلام] : قُوما الآنَ فاصطَرعا،فَقاما لِيَصطَرِعا،وقَد خَرَجَت فاطِمَةُ عليها السلام في بَعضِ حاجَتِها، فَدَخَلَت فَسَمِعَتِ النَّبِيَ صلي الله عليه و آله وهُوَ يَقولُ : إيهِ يا حَسَنُ! شُدَّ عَلَى الحُسَينِ فَاصرَعهُ. فَقالَت لَهُ : يا أبَه، واعَجَباهُ! أتُشَجِّعُ هذا عَلى هذا، أتُشَجِّعُ الكَبيرَ عَلَى الصَّغيرِ؟! فَقالَ لَها : يا بُنَيَّةُ، أما تَرضَينَ أن أَقولَ أنا : يا حَسَنُ، شُدَّ عَلَى الحُسَينِ فَاصرَعهُ، وهذا حَبيبي جَبرَئيلُ يَقولُ : يا حُسَينُ، شُدَّ عَلَى الحَسَنِ فَاصرَعهُ؟
امام زين العابدين عليه السلام :
پيامبر صلي الله عليه و آله به آن دو (امام حسن و امام حسين عليهماالسلام) فرمود : «هم اكنون ، برخيزيد و كُشتى بگيريد» . آن دو از جاى برخاستند تا كشتى بگيرند . فاطمه عليها السلام كه براى كارى [از خانه ]خارج شده بود ، بر آنان وارد شد و شنيد كه پيامبر صلي الله عليه و آلهمى گويد : «دوباره ، اى حسن ! حسين را محكم بگير و به زمين بزن» . [از اين رو] به پدر گفت : شگفتا اى پدر ! اين را بر آن ديگرى تحريك مى كنى؟ آيا بزرگ تر را بر كوچك تر تحريك مى كنى ؟! پيامبر صلي الله عليه و آله به او فرمود : «دختر عزيزم ! آيا خشنود نيستى از اين كه من بگويم : "اى حسن! حسين را محكم بگير و به زمين بزن ؛ در حالى كه دوست من جبرئيل مى گويد : "اى حسين! حسن را محكم بگير و بر زمين بزن ؟"» .
الأمالي للصدوق : ص 530 ح 717 عن زيد الشّحام عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام، بحار الأنوار : ج 43 ص 268 ح 25.

الإمام زين العابدين عليه السلام ـ مِن دعائِهِ لِوُلدِهِ ـ
اللّهُمَّ ومُنَّ عَلَيَ بِبَقاءِ وُلدِي، وبِإصلاحِهِم لي، وبِإمتاعي بِهِم، إلهي امدُد لي في أعمارِهِم، وزِد لي في آجالِهِم، ورَبِّ لي صَغيرَهُم، وقَوِّ لي ضَعيفَهُم، وأصِحَّ لي أبدانَهُم وأديانَهُم وأخلاقَهُم، وعافِهِم في أنفُسِهِم وفي جَوارِحِهِم وفي كُلِّ ما عُنيتُ بِهِ مِن أمرِهِم، وأدرِر لي وعَلى يَدَيَ أرزَاقَهُم، وَاجعَلهُم أبرارا أتقياءَ بُصَراءَ سامِعينَ مُطيعينَ لَكَ، ولِأَولِيائِكَ مُحِبِّينَ مُناصِحينَ ، ولِجَميعِ أعدائِكَ مُعانِدينَ ومُبغِضينَ، آمينَ . اللّهمَّ اشدُد بِهِم عَضُدِي، وأقِم بِهِم أوَدي ، وكَثِّر بِهِم عَدَدِي، وزَيِّن بِهِم مَحضَري، وأحيِ بِهِم ذِكري، وَاكفِنِي بِهِم في غَيبَتي، وأعِنّي بِهِم عَلى حاجَتي، وَاجعَلهُم لي مُحِبِّينَ، وعَلَيَّ حَدِبينَ مُقبِلينَ مُستَقيمينَ لِي، مُطيعينَ غَيرَ عاصينَ ولا عاقّينَ ، ولا مُخالِفينَ ولا خاطِئينَ ، وأعِنّي عَلى تَربِيَتِهِم وتَأديبِهِم وبِرِّهِم، وهَب لي مِن لَدُنكَ مَعَهُم أولادا ذُكورا، وَاجعَل ذلِكَ خَيرا لي، وَاجعَلهُم لي عَونا عَلى ما سَألتُكَ . وأعِذني وذُرِّيَتي مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم، فَإِنَّكَ خَلَقتَنا وأمَرتَنا ونَهَيتَنا، ورَغَّبتَنا في ثَوابِ ما أمَرتَنا، ورَهَّبتَنا عِقابَهُ، وجَعَلتَ لَنا عَدُوّا يَكيدُنا، سَلَّطتَهُ مِنّا عَلى ما لَم تُسَلِّطنا عَلَيهِ مِنهُ، أسكَنتَهُ صُدورَنا، وأجرَيتَهُ مَجارِيَ دِمائِنا، لا يَغفُلُ إن غَفَلنا، ولا يَنسى إن نَسينا، يُؤمِنُنا عِقابَكَ ويُخَوِّفُنا بِغَيرِكَ، إن هَمَمنا بِفاحِشَةٍ شَجَّعَنا عَلَيها ، وإن هَمَمنا بِعَمَلٍ صالِحٍ ثَبَّطَنا عَنهُ، يَتَعَرَّضُ لَنا بِالشَّهَواتِ ، ويَنصِبُ لَنا بِالشُّبُهاتِ، إن وَعَدَنا كَذَبَنا، وإن مَنّانا أخلَفَنا، وإلاّ تَصرِف عَنّا كَيدَهُ يُضِلَّنا، وإلاّ تَقِنا خَبالَهُ يَستَزِلَّنا . اللّهُمَّ فَاقهَر سُلطانَهُ عَنّا بِسُلطانِكَ ، حَتّى تَحبِسَهُ عَنّا بِكَثرَةِ الدُّعاءِ لَكَ فَنُصبِحَ مِن كَيدِهِ فِي المَعصومينَ بِكَ . اللّهُمَّ أعطِني كُلَّ سُؤلي، وَاقضِ لي حَوائِجي، ولا تَمنَعنِي الإِجابَةَ وقَد ضَمِنتَها لي، ولا تَحجُب دُعائي عَنكَ وقَد أمَرتَني بِهِ، وَامنُن عَلَيَ بِكُلِّ ما يُصلِحُني في دُنيايَ وآخِرَتي ، ما ذَكَرتُ مِنهُ وما نَسيتُ ، أو أظهَرتُ أو أخفَيتُ، أو أعلَنتُ أو أسرَرتُ، وَاجعَلني في جَميعِ ذلِكَ مِنَ المُصلِحينَ بِسُؤالي إيّاكَ، المُنجِحينَ بِالطَّلَبِ إلَيكَ، غَيرِ المَمنوعينَ بِالتَّوَكُّلِ عَلَيكَ، المُعَوَّدينَ بِالتّعوُّذِ بِكَ، الرّابِحينَ فِي التِّجارَةِ عَلَيكَ، المُجارينَ بِعِزِّكَ، المُوسَّعِ عَلَيهِم الرِّزقُ الحَلالُ مِن فَضلِكَ الواسِعِ بِجودِكَ وكَرَمِكَ، المُعَزِّينَ مِنَ الذُّلِّ بِكَ، وَالمُجارينَ مِنَ الظُّلمِ بِعَدلِكَ، وَالمُعافَينَ مِنَ البَلاءِ بِرَحمَتِكَ، وَالمُغنَينَ مِنَ الفَقرِ بِغِناكَ، وَالمَعصومينَ مِنَ الذُّنوبِ وَالزَّلَلِ وَالخَطاءِ بِتَقواكَ، وَالمُوَفَّقينَ لِلخَيرِ وَالرُّشدِ وَالصَّوابِ بِطاعَتِكَ، وَالمُحالِ بَينَهُم وبَينَ الذُّنوبِ بِقُدرَتِكَ، التّارِكينَ لِكُلِّ مَعصِيَتِكَ، السّاكِنينَ في جِوارِكَ . اللّهُمَّ أعطِنا جَميعَ ذلِكَ بِتَوفيقِكَ ورَحمَتِكَ، وأعِذنا مِن عَذابِ السَّعيرِ، وأعطِ جَميعَ المُسلِمينَ وَالمُسلِماتِ وَالمُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ مِثلَ الّذي سَألتُكَ لِنَفسي ولِوُلدي في عاجِلِ الدُّنيا وآجِلِ الآخِرَةِ، إنَّكَ قَريبٌ مُجيبٌ سَميعٌ عَليمٌ ، عَفُوٌّ غَفورٌ رَؤوفٌ رَحِيمٌ ، وآتِنا فِي الدُّنيا حَسَنَةً، وفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وقِنا عَذابَ النَّارِ.
امام زين العابدين ـ از جمله دعاهاى ايشان براى فرزندانش ـ
بار الها ! با بقاى فرزندانم و با صالح گردانيدن آنان براى من و با بهره مند شدن من از آنان، بر من منّت گذار . خداى من! عمر آنان را براى من، طولانى گردان و مدّتْ زمان [زندگى] آنان را براى من بيفزا و خردسالشان را برايم بپرور و ناتوانشان را برايم نيرومند گردان وجسم و دين و اخلاق آنان را برايم سالم بدار و آنان را در جان و اعضايشان و در هر آنچه از امور آنان كه در نظر دارم ، سلامت بدار و به دست من، روزى آنان را براى من ، فراوان گردان و آنان را نيكوكار ، پارسا ، بينا ، شنوا ، فرمان بُردار خود ، دوست خيرخواهِ دوستان خود و دشمنِ خشمگين همه دشمنانت قرار ده . آمين! خداوندا! بازويم را به وجودشان نيرومند گردان و نابه سامانى امورم را به وجودشان استوار كن ونفرات مرا با آنان ، فراوان نما ومحضر مرا به وجودشان آراسته كن و يادم را به وسيله آنان ، زنده نگه دار و در نبودِ من، امورم را به وسيله آنان، كفايت نما و به وسيله آنان، مرا در [برآوردن ]نيازهايم يارى فرما . و آنان را دوستدار من و نسبت به من ، دلسوزِ توجّه كننده استوار [در اين راه] ، و [نيز ]فرمان بردارانى قرار ده كه نه نافرمان باشند ، نه بدكردار ، نه مخالف و نه خطاكار . و مرا در تربيت كردن و ادب آموختن و نيكى كردن به آنان ، يارى فرما و با وجود اينان ، از نزد خود به من ، فرزندانِ پسرى عطا كن و اين را مايه خير من قرار ده و آنان را در آنچه از تو خواسته ام ، ياورم قرار ده . و من و خاندانم را از شيطان رانده شده ، پناه ده ، كه همانا تو ، ما را آفريدى و امر كردى و نهى نمودى و ما را به پاداش آنچه امر نمودى ، تشويق كردى و از مجازاتش بيم دادى و براى ما، دشمنى قرار دادى كه با ما نيرنگ كند . به او تسلّطى بر ما دادى كه به ما همانند آن ، تسلّطِ بر او را ندادى . او را در دل هاى ما جاى دادى و او را در مجراى خون ما روان ساختى . اگر ما غفلت كنيم ، او غافل نمى مانَد و اگر ما فراموش كنيم ، او فراموش نمى كند . او ما را از كيفر تو ، ايمن مى گردانَد و از كسى غير از تو بيم مى دهد . اگر به كار زشتى همّت گماريم ، ما را بر آن ، دلير مى گردانَد و اگر به كار شايسته همّت كنيم ، ما را از آن ، باز مى ايستانَد. شهوت ها را به ما عرضه مى كند و شبهات را در برابر ما قرار مى دهد . اگر به ما وعده بدهد ، دروغ مى گويد و اگر ما را [به چيزى ]آرزومند كند ، خلافش عمل مى كند . اگر نيرنگ او را از ما نگردانى ، گم راهمان مى سازد و اگر ما را از فساد او نگه ندارى ، ما را مى لغزانَد . بار الها! با چيره مندى ات ، چيرگى او را از ما بگردان ، به گونه اى كه به خاطر فراوانى دعا براى تو ، او را از ما باز دارى و از كسانى شويم كه از نيرنگش ايمن مى دارى . بار الها! همه خواسته هايم را به من بده ونيازم را برايم برآورده ساز واجابت را از من ، باز مدار كه خود ، آن را برايم ضمانت كرده اى و دعايم را از خودت نپوشان كه خود ، ما را به آن وا داشتى و با [اعطاى] هر آنچه دنيا و آخرتِ مرا اصلاح مى كند ؛ چه آنچه را ياد كرده ام يا فراموش ، آشكار ساخته ام يا پنهان ، علنى كرده ام يا پوشيده ، بر من منّت گذار و در همه اينها به خاطر درخواستم از تو ، مرا از [شمار ]مصلحان و به خاطر عرض نياز به سوى تو ، از كاميابان و به خاطر تكيه برتو ، از منع نشدگان و به خاطر پناه بردن به تو ، از پناهندگان ، و [همچنين مرا] از سودكنندگان در سوداى با تو ، از پناه برندگانِ به عزّت تو ، از توسعه يافتگان در روزى حلال از فضلت كه به خاطر جود و كَرَم توست ، از عزّت يافتگان از خوارى به وسيله تو و از پناه جويانِ از ستم به عدل تو و از رَهيدگان از بلا با رحمت تو و بى نياز شدگان از فقر با غناى تو و از ايمن شدگان از گناهان و لغزش ها و خطاها به وسيله [توان ]بازدارى تو و از توفيق مندان به خير و رشد و درستى به خاطر فرمان بردارى از تو ، و از فاصله افتادگان ميان آنان و گناهان با قدرت تو و ترك كنندگان هر گونه نافرمانى و و از ساكنان در كنار خود ، قرار ده . بار الها! با توفيق خودت و رحمت خودت ، همه اينها را به من ده و از عذاب دوزخ سوزان ، پناهمان ده و به همه مردان و زنان مسلمان ، و مردان و زنان اهل ايمان ، همانند آنچه را براى خودم و فرزندانم در حالِ دنيا و آينده آخرت از تو خواستم ، عطا كن كه تو نزديك ، پاسخگو ، شنوا ، دانا ، بخشايشگر ، آمرزنده ، مهربان و بخشنده اى .
الصحيفة السجّاديّة : ص 105 الدعاء 25.

الإمام زين العابدين عليه السلام ـ مِن دُعائِهِ لِأَبَوَيهِ ـ
اللّهُمَّ اجعَلني أهابُهُما هَيبَةَ السُّلطانِ العَسوفِ ، وأبَرُّهُما بِرَّ الاُمِّ الرَّؤوفِ، وَاجعَل طاعَتي لِوالِدَيَ وبِرِّي بِهِما أقَرَّ لِعَينَيَ مِن رَقدَةِ الوَسنانِ، وأثلَجَ لِصَدري مِن شَربَةِ الظَّمآنِ ؛ حَتّى اُوثِرَ عَلى هَوايَ هَواهُما.
امام زين العابدين عليه السلام ـ از دعاى ايشان براى پدر و مادر ـ
بارالها! مرا اين گونه قرار ده كه از آنان در هراس باشم ، همانند هراس از سلطان سختگير ، و به آنان نيكى كنم ، همانند نيكى كردنِ مادر مهربان . و فرمانبردارى از پدر و مادرم را و نيكى كردنم به آنان را براى چشمانم آرام تر از خواب سنگين (شيرين) ، و براى سينه ام خنك تر از نوشيدنى شخص تشنه قرار ده تا آن كه خواسته آنان را بر خواسته خودم مقدّم بدارم .
الصحيفة السجّاديّة : ص 102 الدعاء 24.

الإمام زين العابدين عليه السلام :
حَقُّ سائِسِكَ بِالعِلمِ التَّعظيمُ لَهُ ، وَالتَّوقيرُ لِمَجلِسِهِ ، وحُسنُ الاِستِماعِ إلَيهِ ، وَالإِقبالُ عَلَيهِ، وألاّ تَرفَعَ عَلَيهِ صَوتَكَ، ولا تُجيبَ أحَدا يَسأَلُهُ عَن شَيءٍ حَتّى يَكونَ هُوَ الَّذي يُجيبُ، ولا تُحَدِّثَ في مَجلِسِهِ أحَدا، ولا تَغتابَ عِندَهُ أحَدا، وأن تَدفَعَ عَنهُ إذا ذُكِرَ عِندَكَ بِسوءٍ، وأن تَستُرَ عُيوبَهُ وتُظهِرَ مَناقِبَهُ، ولا تُجالِسَ لَهُ عَدُوّا ولا تُعادِيَ لَهُ وَلِيّا، فَإِذا فَعَلتَ ذلِكَ شَهِدَت لَكَ مَلائِكَةُ اللّه ِ عز و جلبِأَنَّكَ قَصَدتَهُ، وتَعَلَّمتَ عِلمَهُ للّه ِِ جَلَّ وعَزَّ اسمُهُ لا لِلنّاسِ .
امام زين العابدين عليه السلام :
حقّ سرپرست علمى تو ، بزرگ داشتن او ، نگه داشتن احترام مجلس او ، خوب گوش دادن به او و توجّه به اوست و ا ين كه صدايت را بر او بلند نكنى و به كسى كه از او سؤال مى كند ، پاسخ ندهى تا اين كه او خود ، پاسخ دهد ، و در مجلس او با كسى سخن نگويى و نزد او غيبتِ هيچ كس را نكنى ، و اين كه وقتى نزد تو از او به بدى ياد شد ، از او دفاع كنى ، و اين كه اشتباهاتش را بپوشانى و خوبى هايش را آشكار سازى وبا دشمن او همنشين نشوى و با دوست او دشمنى نكنى . پس هرگاه چنين كردى، فرشتگان خدا براى تو شهادت مى دهند كه تو به خاطرِ خداى عز و جل، نزد او رفته اى و دانشش را فرا گرفته اى، نه به خاطرِ مردم.
كتاب من لا يحضره الفقيه : ج 2 ص 620 ح 3214، الخصال : ص 567 ح 1 كلاهما عن أبي حمزة الثمالي (ثابت بن دينار) و راجع تحف العقول : ص 260.

قالَ السَّجادُ عليه السلام :
لايَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ تَقْوى وَكَيْفَ يَقـِلُّ مايُتقَبَّلُ.
امام سجاد عليه السلام فرمود:
كارى كه با تقوا همراه باشد اندك نيست، چگونه آنچه مقبول خـدا قرار گرفته، انـدك محسـوب شـود.
تحف العقول، ص 318.

وَ قالَ السَّجادُ عليه السلام :
اِيـّاكَ وَالاِْبْتـِهاجَ بالِذَّنْبِ، فاِنَّ الاِْبْتِهاجَ بِهِ اَعْظَمُ مِنْ ركُوُبِهِ.
امام چهارم عليه السلام فرمود:
مبادا به گناهى كه انجام داده اى خوشحال باشى، زيـرا اظـهار شـادى بخـاطـر گـناه از انجام آن «گناه» بزرگتر است.
كشف الغمه، ج 2، ص 108.

وَ قالَ السَّجادُ عليه السلام :
ما اَكَلْتُ بِقِرابَتى بِرَسُولِ اللّه ِ شَيْئا قَطُّ.
امام سجاد عليه السلام فرمود:
هيچگاه به دليل انتساب به پيامبرخدا صلي الله عليه و آله چـيزى نخــوردم «و از آبروى آن بزرگوار به سود خود استفاده نكردم».
كشف الغمه، ج 2، ص 93.

وَ قالَ الاِْمامُ السَّجادُ عليه السلام :
وَيْحَكَ اَفى حَرَمِ اللّه ِ اَسْأَلُ غَيْرَاللّه ِ عَزَّوَجَلَّ؟!! اِنّى آنِفُ اَنْ اَسْأَلَ الدُّنْيا خالِقَها، فَكَيْفَ اَسْأَلُها مَخْلُوقا مِثْلى؟!
كسى به حضرت گفت: حال كه وليد بن عبدالملك در مكّه است، نزد او برو و از او بخواه در مورد توليّت اوقاف و صدقات على بن ابى طالب عليه السلام از تو حمايت كند.
امام چهارم فرمود: بيچاره! در حرم خدا از غيرخدا چيزى درخواست كنم؟!! براستى من خوش ندارم كه از آفريننده جهان، دنيا را درخواست كُنم، چگونه آن را از مخلوقى همچون خود درخواست نمايم.
بحارالانوار، ج 46، ص 64.

وَ قالَ الاِْمامُ زَيْنُ العابِدينَ عليه السلام :
اِنَّـما الاِْسْتِـعْدادُ لْلِمَوْتِ تَجنُّبُ الْحرامِ وَبَذْلُ النَّدى فى الْخَيْرِ.
امام زين العابدين عليه السلام فرمود:
بـراسـتى آمـادگى براى مـرگ، دورى از حرام و بذل و بخشش در كار خير است.
بحارالانوار، ج 46، ص 66.

عَنْ اَبى عَبْداللّه : قالَ:
اِنَّ عَلَّى بَنُ الْحُسينِ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَيْهِما اِسْتَقْبَلَهُ مَـوْلىً لَهُ فى لَيْـلَةٍ بارِدَةٍ وَعَلَيْهِ جُبـَّةُ ومُطْرَفُ خَزٍّ وَعَمامَةُ خَزٍّ وَهُوَ مُتَغَلِّفٌ بالْغالِيَةِ فَقالَ لَهُ جُـعِلْتُ فَداكَ فى مِثْلِ هذه الساعَةِ عَلى هذهِ الْهَيْئَة اِلى اَيْنَ؟ قـالَ: فَـقالَ: اِلى مَسْـجِدِ جَدّى رَسُـولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله اَخْطُبُ الْحُورَ العينَ اِلَى اللّه ِ عَزَّوَجَلّ.
امام صـادق عليه السلام فرموده است:
يكى از غلامان امام چهارم آن بزرگوار را در شبى خنك ديد. كه. لباس خَزّ، روپوش «پالتو» خَزَّ و عمّامه خزّ «گرانبهائى» پوشيده و غرق بوى خوش است. به حضرت گفت: اين موقع شب با اين لباس به كجا مى رويد؟ امام صادق عليه السلام فرمود: امام سجاد عليه السلام چنين پاسخ داد: به مسجد جدّم رسول خدا صلي الله عليه و آلهمى روم تا از خداى عَزَّوَجَلَّ حورالعين را خواستگارى كنم!
بحارالانوار، ج 46، ص 59.

وَ قالَ الاِْمامُ السَّجادُ عليه السلام :
اِيّـاكُمْ وَصَحْـبَةَ الْعاصـينَ وَمَعُونَهَ الظالِمينَ وَمجاوِرَة الْفاسقينَ اِحْذَروُا فِتْنَتَهُمْ وَتَباعِدُوا مِنْ ساحَتِهِمْ.
امام سجاد عليه السلام فرمود:
هـشدار، از همنشـينى گنـاهـكاران و يارى ستمگران و همسايگى بدكاران بپرهيزيد، از فتنه آنان برحذر باشيد و از ناحيه آنان دور شويد.
الروضة من الكافى، ص 16.

وَ قالَ الاِْمامُ السَّجادُ عليه السلام :
اِعْـلَمُوا عِبـادَ اللّه ِ اَنَّ اَهْـلَ الشِّرْكِ لايُنْصَبُ لَهُمْ اَلمَوازينَ وَلايُنْشَرُ لَهُم الدَّواوينَ وَاِنمّا يُحْشَرُونَ اِلى جَهَنـَّمَ زُمَرا وَاِنمّا نَصْبُ الْمَوازينَ وَنَشْرُ الدَواوينَ لاَهِـلِ الاِسْلامِ.
امام سجاد عليه السلام فرمود:
بندگان خدا! بدانيد، بپاداشتن ميزان و گشودن ديوان اعمال براى مشركان نيست آنان دسته جمعى بسوى جهنّم محشور مى شوند. نصب ميـزان و باز كـردن دفتر اعـمال ويژه اهل اسـلام است.
الروضه من الكافى، ص 75.

وَ عَنِ الاِْمامُ السَّجادُ عليه السلام كانَ يَقُول:
لَوْماتَ مَنْ بَيْنِ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ اَنْ يَكُونَ الْقُرآنُ مَعى.
امام زين العابدين عليه السلام فرمود:
اگر همه آنها كه بين مشرق و مغرب هستند، بميرند، تا وقتى قرآن با من باشد، احساس تنهائى نمى كنم.
اصول كافى، ج 2، ص 602. الانوار البهيّه، الشيخ عباس القمى ص 94، منشورات الشريف الرضى قم.

قَيلَ «للسَّجاد» عليه السلام
اِنَّـكَ اَبَـرُّ الناسِ وَلاتَاكُلُ مَعَ اُمِّـكَ فى قَصْـعَةٍ وَهِىَ تُـريدُ ذالِكَ. قالَ: اَكْرَهُ اَنْ تَسْبِقَ يَدِىَ اِلى ما سَبَقَتْ اِلَيْهِ عَيْنُها فَـاَكُونَ عاقَّـا لَهـا.
به امام سجـاد عليه السلام گفتند:
شما كه نيكوكارترين مردمى، چرا همراه با مادرت از يك كاسه غذا نمى خورى و حال آنكه مادرت بدين كار مايل است. فرمود: مى ترسم دستم بسوى لقمه اى پيشى گيردكه قبلاً اوبدان چشم دوخته است و بدين گونه حق او را رعايت نكنم.
الانوار البهية، ص 100.

وَ قالَ السَّجادُ عليه السلام :
يـابُنّـى ايّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عليكَ ناصِرا اِلاّ اللّه .
امام سجاد عليه السلام فرمود:
فرزنـدم! بپرهـيز از سـتم بر كسى كه ياورى جز خدا ندارد.
اصول الكافى، ج 2، ص 331.

وَ عَنْ زَينِ العابِدين عليه السلام كانَ يَقُول:
فَـقْـدْ الاَْحِبَّـةِ غُـرْبَـةٌ.
امام زين العابدين عليه السلام فرمود:
از دست دادن دوســتان نـوعى «غريبى» اسـت.
كشف الغمه، ج 2، ص 75 و 102.

وَكانَ اِذا اَتاهُ السائِلُ يَقُول:
مَرْحَبا بِمَنْ يَحْمِلُ لى زادى اِلىَ الآخِرَة.
وقتى نيازمندى به نزد او مى آمد چنين مى فرمود:
وقتى نيازمندى به نزد او مى آمد چنين مى فرمود: آفريـن و خوشـآمد! بـه كسى كـه توشه ى مرا بسوى آخرت حمل مى كند.
كشف الغمه، ج 2، ص 76.