الحِرصُ و الشَّرَهُ .;
فقر چيست ؟ ـ فرمود ; آزمندى و سيرى ناپذيرى .;
احادیث امام حسن علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
الحِرصُ و الشَّرَهُ .;
فقر چيست ؟ ـ فرمود ; آزمندى و سيرى ناپذيرى .;
ما الحَزمُ ؟ ـ ; أنْ تَنْتَظِرَ فُرْصَتَكَ ، و تُعاجِلَ ما أمْكَنَكَ .;
دور انديشى چيست؟ ـ فرمود ; اين كه منتظر رسيدن فرصت خود باشى و چون فرصت دست داد، بشتابى .;
الاحْتِراسُ مِن النّاسِ بسُوءِ الظَّنِّ هُو الحَزمُ .;
با بدبينى خود را از مردم حفظ كردن، همان دور انديشى و احتياط است .;
اجْعَلْ ما طَلَبْتَ مِن الدُّنيا فَلَم تَظْفَرْ بهِ بمَنزِلَةِ ما لَم يَخْطُرْ بِبالِكَ .;
آنچه را از دنيا طلبيده اى و بدان نرسيده اى، به منزله آن پندار كه هرگز به انديشه ات خطور نكرده است.;
كَظْمُ الغَيظِ و مِلْكُ النَّفْسِ .;
فرو خوردن خشم و خويشتندارى .;
ما أعْرِفُ أحَدا إلاّ و هُو أحمَقُ فيما بَينَهُ و بَينَ ربِّهِ .;
هيچ كس را نمى شناسم جز آن كه در آنچه ميان او و پروردگار اوست احمق است .;
لا حياءَ لِمنْ لا دِينَ لَهُ .;
شرم ندارد كسى كه دين ندارد .;
كانَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله . . . يَتَكَلَّمُ بِجَوامِعِ الكَلِمِ فَصلاً ، لا فُضولَ فيهِ و لا تَقصيرَ .;
رسول خدا ··· به تمام جوامع كَلِم (گفتارهاى جامع) ، آشكارا سخن مى گفت ، بى آن كه در آن ، فزونى يا كاستى باشد.;
إنَّهُ لَم يَجْتَمِعْ قَومٌ قَطُّ على أمرٍ واحِدٍ إلاّ اشْتَدَّ أمْرُهُم و اسْتَحْكَمَتْ عُقْدَتُهُم ، فاحْتَشِدوا في قِتالِ عَدُوِّكُم مُعاويةَ و جُنودِهِ و لا تَخاذَلوا .;
هرگز گروهى در كارى يكدست و متّحد نشدند، مگر آن كه كارشان استحكام يافت و پيوندشان استوار گشت . پس، شما نيز در نبرد با دشمنتان، معاويه و سپاهش، گرد هم آييد و از يارى يكديگر دست نكشيد .;
إنّ أحسَنَ الحَسَنِ الخُلقُ الحَسَنُ .;
همانا نيك ترين نيكويى ، خوى نيكوست .;
مَن عَبدَ اللّه َ عَبّدَ اللّه ُ لَهُ كُلَّ شَيءٍ .;
هر كه خدا را بندگى كند خداوند همه اشياء را بنده او گرداند .;
الخَيرُ الّذي لا شَرَّ فيهِ; الشُّكرُ مَع النِّعمَةِ ، و الصَّبرُ على النّازِلَةِ .;
خيرى كه در آن هيچ شرّى نيست ; شكر بر نعمتهاست و شكيبايى در برابر ناملايمات.;
التَّجَرُّعُ لِلغُصَّةِ ، و مُداهَنَةُ الأعداءِ .;
عقل چيست؟ ـ فرمود ; جام اندوه را جرعه جرعه نوشيدن و سازش و نرمى با دشمنان .;
ما فَتَحَ اللّه ُ عزّ و جلّ على أحدٍ بابَ مسألةٍ فَخَزنَ عَنهُ بابَ الإجابةِ .;
خداوند عزّ و جلّ باب مسئلت (دعا) را به روى هيچ كس نگشود، كه باب اجابت را به روى او بسته باشد .;
أنا الضَّامِنُ لِمَن لَم يَهجُسْ في قلبِهِ إلاّ الرّضا أن يَدعُوَ اللّه َ فَيُستَجابَ لَهُ .;
كسى كه در دلش هوايى جز خشنودى [خدا] نگذرد، من ضمانت مى كنم كه خداوند دعايش را مستجاب كند .;
مَن قَرَأ القرآنَ كانَت لَهُ دعوةٌ مُجابةٌ إمّا مُعَجَّلَةً و إمّا مُؤَجَّلةً .;
كسى كه قرآن بخواند دعايى مستجاب دارد ، زود يا دير .;
النّظَرُ في اليَسيرِ و مَنعُ الحَقيرِ .;
خُرد بينى و دريغ كردن از اندك .;
فما الذُّلُّ ؟ ـ ; الفَرَقُ عِندَ المَصدُوقَةِ .;
خوارى چيست؟ ـ فرمود ; ترس در برابر حقيقت .;
لا يُعرَفُ الرأيُ إلاّ عِندَ الغَضَبِ .;
رأى [واقعى] جز به گاه خشم شناخته نشود .;
لا تُجاهِدِ الطَّلبَ جِهادَ الغالِبِ ، و لا تَتَّكِلْ على القَدَرِ اتِّكالَ المُستَسلِمِ ، فإنّ ابتِغاءَ الفَضلِ مِن السُّنَّةِ ، و الإجمالَ في الطَّلبِ مِن العِفَّةِ ، و لَيسَتِ العِفَّةُ بدافِعَةٍ رِزقا و لا الحِرصُ بِجالِبٍ فَضلاً ، فإنَّ الرِّزقَ مَقسومٌ ، و استِعمالَ الحِرصِ استِعمالُ المَآثِمِ .;
در طلب روزى، همانند كسى كه براى چيره شدن [بر حريف ]تقلاّ مى كند ، تقلاّ مكن ، و به تقدير نيز چندان تكيه مكن كه از كار و كوشش دست كشى ؛ زيرا در جستجوى فضل [و روزى] خدا رفتن از سنّت است و آرام بودن در طلب روزى از خويشتندارى و مناعت طبع. نه خويشتندارى و مناعت طبع، روزى را از انسان دور مى كند و نه حرص ، روزى را زياد مى كند ؛ چه ، روزى قسمت شده است و حرص زدن، موجب افتادن در ورطه گناهان است .;