ربّما كانتِ الغِيَرُ نَوعاً مِن أدبِ اللّه ِ عزّ و جلّ .;
چه بسا كه دگرگونيهاى زمانه، نوعى از تأديب خداوند عزّ و جلّ باشد.;
احادیث امام حسن عسگری علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
ربّما كانتِ الغِيَرُ نَوعاً مِن أدبِ اللّه ِ عزّ و جلّ .;
چه بسا كه دگرگونيهاى زمانه، نوعى از تأديب خداوند عزّ و جلّ باشد.;
اللّه ُ هُوَ الّذِي يَتَألَّهُ إلَيْهِ عِنْدَ الحَوَائِجِ وَ الشَّدائِدِ كُلُّ مَخْلُوقٍ ، عِنْدَ انْقِطَاعِ الرَّجَاءِ مِنْ كُلِّ مَنْ دُونَهُ .;
اللّه ، هموست كه هر آفريده اى به هنگام نيازها و سختيها و نااميدى از هر كس جز او، بدو پناه مى برد.;
مِنَ التَّواضُعِ السَّلامُ عَلى مَنْ تَمُرُّبِهِ وَالْجـُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الَْمجـْلِسِ. ;
از نشانه هاى تواضع، آن است كه به هركس مى گذرى سلام كنى و در مجلس، در پايين آن بنشينى.;
اُوصِيكُم بتَقوى اللّه ِ ، و الوَرَعِ في دِينِكُم ، و الاجتِهادِ للّه ِ ، و صِدقِ الحَديثِ ، و أداءِ الأمانَةِ إلى مَنِ ائتَمَنَكُم مِن بَرٍّ أو فاجِرٍ ، و طُولِ السُّجودِ ، و حُسنِ الجِوارِ ، فبِهذا جاءَ محمّدٌ صلى الله عليه و آله ، صَلُّوا في عَشائرِهِم و اشهَدوا جَنائزَهُم ، و عُودُوا مَرضاهُم ، و أدُّوا حُقوقَهُم ؛ فإنَّ الرّجُلَ مِنكُم إذا وَرِعَ في دِينِهِ، و صَدَقَ في حَديثِهِ ، و أدَّى الأمانَةَ ، و حَسَّنَ خُلقَهُ مَع النّاسِ ، قيلَ ; هذا شِيعيٌّ ، فيَسُرُّني ذلكَ . اتَّقُوا اللّه َ و كُونوا زَينا و لا تَكُونوا شَينا ، جُرُّوا إلَينا كُلَّ مَوَدَّةٍ ، و ادفَعوا عَنّا كُلَّ قَبيحٍ ؛ فإنّهُ ما قِيلَ فِينا مِن حَسَنٍ فنَحنُ أهلُهُ ، و ما قِيلَ فِينا مِن سُوءٍ فما نَحنُ كذلكَ . لَنا حَقٌ في كِتابِ اللّه ِ ، و قَرابَةٌ مِن رسولِ اللّه ِ ، و تَطهيرٌ مِن اللّه ِ لا يَدَّعِيهِ أحَدٌ غَيرُنا إلاّ كَذّابٌ . أكثِروا ذِكرَ اللّه و ذِكرَ المَوتِ و تِلاوَتَ القرآنِ و الصَّلاةَ علَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ؛ فإنّ الصَّلاةَ على رسولِ اللّه ِ عَشرُ حَسَناتٍ . اِحفَظوا ما وَصَّيتُكُم بهِ ، و أستَودِعُكُمُ اللّه َ ، و أقرأُ علَيكُمُ السّلامَ .;
شما را سفارش مى كنم به تقواى خدا و پارسايى در دينتان و سعى و كوشش براى خدا و راستگويى و بازگرداندن امانت به هر كه به شما امانتى سپرده است ، و طول دادن سجده و خوش همسايگى؛ زيرا كه محمّد صلى الله عليه و آله براى اينها آمده است. در جمع آنان (اهل سنّت) نماز بخوانيد و در تشييع جنازه هايشان حاضر شويد و از بيمارانشان عيادت كنيد و حقوقشان را ادا كنيد؛ زيرا هر يك از شما وقتى در دين خود پارسا باشد و راست گويد و امانتدار باشد و اخلاقش را با مردم خوب كند، گفته خواهد شد; اين شيعه است و اين مرا خوشحال مى كند. از خدا بترسيد و مايه آراستگى و آبرومندى [ما ]باشيد، نه باعث عيب و ننگ. دوستى ها را به سوى ما جلب كنيد و هر گونه زشتى را از ما دور سازيد؛ زيرا هر خوبى اى كه درباره ما گفته شود، ما اهل آن هستيم و هر عيب و بدى اى درباره ما گفته شود، ما چنان نيستيم. براى ما در كتاب خدا حقّى است و با رسول خدا خويشى و قرابتى و خداوند ما را پاك شمرده است و هر كس جز ما چنين ادعايى كند دروغگوست. خدا را بسيار ياد كنيد و هميشه به ياد مرگ باشيد و قرآن زياد بخوانيد و بر پيامبر صلى الله عليه و آله فراوان صلوات فرستيد؛ زيرا صلوات فرستادن بر رسول خدا ده حسنه دارد؛ آنچه را به شما سفارش كردم به گوش گيريد. شما را به خدا مى سپارم و بر شما درود مى فرستم.;
التَّواضُعُ نِعمَةٌ لا يُحسَدُ علَيها .;
فروتنى، نعمتى است كه به آن حسادت نمى شود.;
مِن التَّواضُعِ السَّلامُ على كُلِّ مَن تَمُرُّ بهِ ، و الجُلوسُ دُونَ شَرَفِ المَجلِسِ .;
از فروتنى است كه بر هر كس بگذرى، بر او سلام كنى و در پايين پاى مجلس بنشينى.;
إنّ لِلسَّخاءِ مِقدارا فان زادَ عليه فهو سَرَفٌ، و لِلحَزمِ مِقدارا فان زادَ عليه فهو جُبنٌ، و للاِقتصادِ مِقدارا فان زادَ عليه فهو بُخلٌ، و للشَّجاعَةِ مِقدارا فان زادَ عليه فهو تهورٌ .;
همانا بخشندگى را اندازه اى است كه اگر از آن فراتر رود اسراف است و دورانديشى را اندازه اى است كه چون از آن تجاوز شود بزدلى است و صرفه جويى را حدّى است كه اگر از آن فراتر رود بخل است و شجاعت را نيز اندازه اى است كه فراتر از آن تهوّر و بي باكى است.;
حُسنُ الصُّورةِ جَمالٌ ظاهِرٌ، وَ حُسنُ العَقلِ جَمالٌ باطِنٌ .;
نِكويى صورت ، زيبايى ظاهر است و نكويى خرد ، زيبايى درون.;
جُعِلَتِ الخَبائِثُ في بيتٍ، و الكذبُ مَفاتيحُها .;
همه پليدى ها در خانه اى نهاده شد و كليد آن دروغ است.;
لا يَعرفُ النِّعمَةَ إلاّ الشاكرُ، و لا يَشكُرُ النِّعمَةَ إلاّ العارِفُ .;
[قدر] نعمت را نشناسد مگر سپاسگزار و شكر نعمت نگزارد مگر آن كه [قدر] نعمت را شناسد.;
مِنَ التَّواضُعِ السَّلامُ عَلى كُلِّ مَن تَمُرُّ به، و الجُلوسُ دون شَرَفِ المَجلِسِ .;
از فروتنى است كه بر هر كس بگذرى، بر او سلام كنى و در پايين پاى مجلس بنشينى .;
مَن وَعَظَ أخاهُ سِرّا فَقَد زانَهُ ، و مَن وَعَظَهُ عَلانِيَةً فَقَد شانَهُ .;
هر كه برادر خود را پنهانى اندرز دهد، او را آراسته است و هر كه در برابر ديگران موعظه اش كند، او را لكّه دار كرده است.;
مَن لَم يَتَّقِ وُجوهَ النّاسِ لَم يَتَّقِ اللّه َ .;
هر كه از چهره هاى مردم پروا نكند، از خداوند پروا نمى كند.;
جُرأةُ الوَلَدِ على والِدِهِ في صِغَرِهِ تَدعو إلَى العُقوقِ في كِبَرِهِ .;
گستاخى فرزند بر پدرش در خردسالى، به نافرمانى او در بزرگسالى مى انجامد.;
قَولُنا ; إنّ إبراهيمَ خَليلُ اللّه ِ فإنّما هُو مُشْتَقٌّ مِن الخَلَّةِ و الخُلَّةِ ، فأمّا الخَلّةُ فإنّما مَعناها الفَقرُ و الفاقَةُ ، فَقَد كانَ خَليلاً إلى ربِّهِ فَقيرا و إلَيهِ مُنقَطِعا و عَن غَيرِهِ مُتَعَفِّفا مُعرِضا مُستَغنيا ، و ذلكَ لَمّا اُريدَ قَذفُهُ في النّارِ فرُمِيَ بهِ في المنجَنيقِ فبَعَثَ اللّه ُ تعالى جَبرئيلَ عليه السلام و قالَ لَهُ ; أدرِكْ عَبدي ، فجاءَهُ فلَقِيَهُ في الهَواءِ ، فقالَ ; بَل حَسبيَ اللّه ُ و نِعمَ الوَكيلُ ، إنّي لا أسألُ غَيرَهُ و لا حاجَةَ لي إلاّ إلَيهِ ، فسَمّاهُ خَليلَهُ ، أي فَقيرَهُ و مُحتاجَهُ و المُنقَطِعَ إلَيهِ عَمّن سِواهُ .;
اينكه مى گوييم ; ابراهيم خليل خداست، كلمه خليل برگرفته از خَلَّة يا خُلَّة است. امّا خَلَّه به معناى فقر و نيازمندى است، چرا كه او به پروردگار خود فقير و نيازمند بود و از همه بُريد و به او روى آورد و از غير او روى گرداند و اظهار بى نيازى كرد. و اين در زمانى بود كه خواستند او را در آتش افكنند و با منجنيق پرتابش كنند، خداوند جبرئيل عليه السلام را فرستاد و به او فرمود ; بنده ام را درياب. جبرئيل خود را به ابراهيم كه در ميان هوا بود رسانيد و گفت ; هر امرى دارى به من بگو؛ زيرا خداوند مرا براى يارى تو فرستاده است. ابراهيم عليه السلام فرمود ; نه، خداوند مرا بسنده است و او نيكو حمايتگرى است. من از غير او چيزى نمى خواهم و به هيچ كس جز او نيازى ندارم. پس، خداوند او را خليل خود ناميد، يعنى فقير و نيازمند به خود و كسى كه از همه بريده و به او روى آورده است···;
مَن يَزرَعْ خَيرا يَحصِدْ غِبطَةً ، و مَن يَزرَعْ شَرّا يَحصِدْ نَدامَةً .;
هركه خوبى بكارد شادمانى بدرود و هركه تخم بدى بيفشاند، پشيمانى درو كند.;
مَن أكثَرَ المَنامَ رأَى الأحلامَ .;
هر كه زياد بخوابد، خواب هاى پريشان بيند.;
إنَّ الوُصولَ إلَى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ سَفَرٌ لا يُدرَكُ إلاّ بامتِطاءِ اللَّيلِ .;
رسيدن به خداوند عزّ و جلّ سفرى است كه جز با نشستن بر مركب شب، پيموده نشود.;
إذا كانَ المَقضيُّ كائِنا فالضَّراعَةُ لما ذا ؟ ! .;
اگر قضاى الهى واقع شدنى است، ديگر ضعف و زبونى چرا؟!;
إذا نَشِطَتِ القُلوبُ فَأودِعْها (فَأودِعُوها) ، و إذا نَفرَت فَوَدِّعُوها .;
هر گاه دلها به نشاط آمدند، به آنها امانت بسپاريد و هر گاه كوچ كردند، با آنها بدرود گوييد.;