احادیث امام حسن عسگری علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراک‌گذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.

امام عسكرى عليه السلام

اللّه ُ هُوَ الّذِي يَتَألَّهُ إلَيْهِ عِنْدَ الحَوَائِجِ وَ الشَّدائِدِ كُلُّ مَخْلُوقٍ ، عِنْدَ انْقِطَاعِ الرَّجَاءِ مِنْ كُلِّ مَنْ دُونَهُ .;

اللّه ، هموست كه هر آفريده اى به هنگام نيازها و سختيها و نااميدى از هر كس جز او، بدو پناه مى برد.;

منبع: بحار الأنوار : 3/41/16 ، انظر تمام الحديث في باب : 1083.
امام عسكرى عليه السلام ـ به شيعيان خود ـ فرمود

اُوصِيكُم بتَقوى اللّه ِ ، و الوَرَعِ في دِينِكُم ، و الاجتِهادِ للّه ِ ، و صِدقِ الحَديثِ ، و أداءِ الأمانَةِ إلى مَنِ ائتَمَنَكُم مِن بَرٍّ أو فاجِرٍ ، و طُولِ السُّجودِ ، و حُسنِ الجِوارِ ، فبِهذا جاءَ محمّدٌ صلى الله عليه و آله ، صَلُّوا في عَشائرِهِم و اشهَدوا جَنائزَهُم ، و عُودُوا مَرضاهُم ، و أدُّوا حُقوقَهُم ؛ فإنَّ الرّجُلَ مِنكُم إذا وَرِعَ في دِينِهِ، و صَدَقَ في حَديثِهِ ، و أدَّى الأمانَةَ ، و حَسَّنَ خُلقَهُ مَع النّاسِ ، قيلَ ; هذا شِيعيٌّ ، فيَسُرُّني ذلكَ . اتَّقُوا اللّه َ و كُونوا زَينا و لا تَكُونوا شَينا ، جُرُّوا إلَينا كُلَّ مَوَدَّةٍ ، و ادفَعوا عَنّا كُلَّ قَبيحٍ ؛ فإنّهُ ما قِيلَ فِينا مِن حَسَنٍ فنَحنُ أهلُهُ ، و ما قِيلَ فِينا مِن سُوءٍ فما نَحنُ كذلكَ . لَنا حَقٌ في كِتابِ اللّه ِ ، و قَرابَةٌ مِن رسولِ اللّه ِ ، و تَطهيرٌ مِن اللّه ِ لا يَدَّعِيهِ أحَدٌ غَيرُنا إلاّ كَذّابٌ . أكثِروا ذِكرَ اللّه و ذِكرَ المَوتِ و تِلاوَتَ القرآنِ و الصَّلاةَ علَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ؛ فإنّ الصَّلاةَ على رسولِ اللّه ِ عَشرُ حَسَناتٍ . اِحفَظوا ما وَصَّيتُكُم بهِ ، و أستَودِعُكُمُ اللّه َ ، و أقرأُ علَيكُمُ السّلامَ .;

شما را سفارش مى كنم به تقواى خدا و پارسايى در دينتان و سعى و كوشش براى خدا و راستگويى و بازگرداندن امانت به هر كه به شما امانتى سپرده است ، و طول دادن سجده و خوش همسايگى؛ زيرا كه محمّد صلى الله عليه و آله براى اينها آمده است. در جمع آنان (اهل سنّت) نماز بخوانيد و در تشييع جنازه هايشان حاضر شويد و از بيمارانشان عيادت كنيد و حقوقشان را ادا كنيد؛ زيرا هر يك از شما وقتى در دين خود پارسا باشد و راست گويد و امانتدار باشد و اخلاقش را با مردم خوب كند، گفته خواهد شد; اين شيعه است و اين مرا خوشحال مى كند. از خدا بترسيد و مايه آراستگى و آبرومندى [ما ]باشيد، نه باعث عيب و ننگ. دوستى ها را به سوى ما جلب كنيد و هر گونه زشتى را از ما دور سازيد؛ زيرا هر خوبى اى كه درباره ما گفته شود، ما اهل آن هستيم و هر عيب و بدى اى درباره ما گفته شود، ما چنان نيستيم. براى ما در كتاب خدا حقّى است و با رسول خدا خويشى و قرابتى و خداوند ما را پاك شمرده است و هر كس جز ما چنين ادعايى كند دروغگوست. خدا را بسيار ياد كنيد و هميشه به ياد مرگ باشيد و قرآن زياد بخوانيد و بر پيامبر صلى الله عليه و آله فراوان صلوات فرستيد؛ زيرا صلوات فرستادن بر رسول خدا ده حسنه دارد؛ آنچه را به شما سفارش كردم به گوش گيريد. شما را به خدا مى سپارم و بر شما درود مى فرستم.;

منبع: تحف العقول : 487.
امام عسكرى عليه السلام

إنّ لِلسَّخاءِ مِقدارا فان زادَ عليه فهو سَرَفٌ، و لِلحَزمِ مِقدارا فان زادَ عليه فهو جُبنٌ، و للاِقتصادِ مِقدارا فان زادَ عليه فهو بُخلٌ، و للشَّجاعَةِ مِقدارا فان زادَ عليه فهو تهورٌ .;

همانا بخشندگى را اندازه اى است كه اگر از آن فراتر رود اسراف است و دورانديشى را اندازه اى است كه چون از آن تجاوز شود بزدلى است و صرفه جويى را حدّى است كه اگر از آن فراتر رود بخل است و شجاعت را نيز اندازه اى است كه فراتر از آن تهوّر و بي باكى است.;

منبع: الدرّة الباهرة : 43.
التفسير المنسوب إلى الإمام العسكرى عليه السلام ـ به نقل از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ

قَولُنا ; إنّ إبراهيمَ خَليلُ اللّه ِ فإنّما هُو مُشْتَقٌّ مِن الخَلَّةِ و الخُلَّةِ ، فأمّا الخَلّةُ فإنّما مَعناها الفَقرُ و الفاقَةُ ، فَقَد كانَ خَليلاً إلى ربِّهِ فَقيرا و إلَيهِ مُنقَطِعا و عَن غَيرِهِ مُتَعَفِّفا مُعرِضا مُستَغنيا ، و ذلكَ لَمّا اُريدَ قَذفُهُ في النّارِ فرُمِيَ بهِ في المنجَنيقِ فبَعَثَ اللّه ُ تعالى جَبرئيلَ عليه السلام و قالَ لَهُ ; أدرِكْ عَبدي ، فجاءَهُ فلَقِيَهُ في الهَواءِ ، فقالَ ; بَل حَسبيَ اللّه ُ و نِعمَ الوَكيلُ ، إنّي لا أسألُ غَيرَهُ و لا حاجَةَ لي إلاّ إلَيهِ ، فسَمّاهُ خَليلَهُ ، أي فَقيرَهُ و مُحتاجَهُ و المُنقَطِعَ إلَيهِ عَمّن سِواهُ .;

اينكه مى گوييم ; ابراهيم خليل خداست، كلمه خليل برگرفته از خَلَّة يا خُلَّة است. امّا خَلَّه به معناى فقر و نيازمندى است، چرا كه او به پروردگار خود فقير و نيازمند بود و از همه بُريد و به او روى آورد و از غير او روى گرداند و اظهار بى نيازى كرد. و اين در زمانى بود كه خواستند او را در آتش افكنند و با منجنيق پرتابش كنند، خداوند جبرئيل عليه السلام را فرستاد و به او فرمود ; بنده ام را درياب. جبرئيل خود را به ابراهيم كه در ميان هوا بود رسانيد و گفت ; هر امرى دارى به من بگو؛ زيرا خداوند مرا براى يارى تو فرستاده است. ابراهيم عليه السلام فرمود ; نه، خداوند مرا بسنده است و او نيكو حمايتگرى است. من از غير او چيزى نمى خواهم و به هيچ كس جز او نيازى ندارم. پس، خداوند او را خليل خود ناميد، يعنى فقير و نيازمند به خود و كسى كه از همه بريده و به او روى آورده است···;

منبع: التفسير المنسوب إلى الإمام العسكرى عليه السلام : 533/323 .