احادیث امام حسن عسگری علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراک‌گذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.

امام عسكرى عليه السلام ـ در تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ـ فرمود

اللّه ُ هُو الّذي يَتألَّهُ إلَيهِ عِندَ الحَوائجِ و الشَّدائدِ كُلُّ مَخْلوقٍ عِندَ انْقِطاعِ الرَّجاءِ مِن كُلِّ مَن هُوَ دُونَهُ ، و تَقَطُّعِ الأسْبابِ مِن جَميعِ مَن سِواهُ . يقولُ ; بِسمِ اللّه ِ ، أيْ أسْتَعينُ على اُموري كُلِّها باللّه ِ الّذي لا تَحِقُّ العِبادَةُ إلاّ لَهُ ، المُغيثُ إذا اسْتُغيثَ ، و المُجيبُ إذا دُعِيَ ، و هُو ما قالَ رجُلٌ للصّادقِ عليه السلام ; يا ابنَ رسولِ اللّه ِ ، دُلَّني على اللّه ِ، ما هُو ؟ فَقدْ أكْثَرَ علَيَّ المُجادِلونَ و حَيَّروني ، فقالَ لَهُ ; نَعَم . قالَ ; فهَل كُسِرَ بِكَ حَيثُ لا سَفينَةَ تُنْجيكَ و لا سِباحَةَ تُغْنيكَ ؟ قالَ ; نَعَم . قالَ ; فهَلْ تَعَلّقَ قَلبُكَ هُنالِكَ أنّ شَيئا مِن الأشْياءِ قادِرٌ على أنْ يُخَلِّصَكَ مِن وَ رْطَتِكَ ؟ فقالَ ; نَعَم . قالَ الصّادقُ عليه السلام ; فذلِكَ الشّيءُ هُو اللّه ُ القادِرُ على الإنْجاءِ حَيثُ لا مُنْجيَ ، و على الإغاثَةِ حَيثُ لا مُغِيثَ .;

اللّه هموست كه هر مخلوقى در نيازها و گرفتاريها وقتى اميدش از همه ، جز او قطع مى شود و رشته هر سببى جز او بريده مى گردد ، به وى روى مى آورد . مى گويى ; بسم اللّه . يعنى در همه كارهايم از خدايى كمك مى گيرم كه عبادت و پرستش سزاوار جز او نيست و هرگاه فرياد خواهى شود به فرياد مى رسد و هرگاه خوانده شود اجابت مى كند . اين همان نكته اى است كه مردى به امام صادق عليه السلام عرض كرد ; يا بن رسول اللّه ! مرا به وجود خدا راهنمايى كن كه مجادله گران بر من هجوم آورده سرگشته و حيرانم كرده اند . امام صادق عليه السلام به او فرمود ; اى بنده خدا ! آيا هرگز كشتى سوار شده اى؟ عرض كرد ; آرى . فرمود ; آيا پيش آمده كه كشتى بشكند و در آن جا نه كشتى ديگرى باشد كه تو را برهاند و نه شنا كردن كارساز باشد؟ عرض كرد ; آرى. فرمود ; آيا در آن هنگام دلت متوجه موجودى شده است كه مى تواند تو را از هلاك نجات دهد؟ عرض كرد ; آرى . امام صادق عليه السلام فرمود ; آن موجود همان خداى توانايى است كه آن جا كه هيچ نجات دهنده ديگرى نيست نجات مى دهد و آن جا كه فريادرسى نيست به فرياد مى رسد .;

منبع: التوحيد : 231/5 .
تفسير منسوب به امام عسكرى عليه السلام ، از محمّد بن زياد و محمّد بن سيّار ، امام على عليه السلام هنگامى كه مردى را ديد كه آثار ترس در او هويدا بود فرمود

نَظرَ أمير المؤمنين عليّ عليه السلام إلى رَجُلٍ فرأى أثّرَ الخَوفُ علَيهِ ، فقال ; ما بالُكَ ؟ قالَ ; إنّي أخافُ اللّه َ ، قالَ ;

تو را چه شده است؟ عرض كرد; از خدا مى ترسم. حضرت فرمود; اى بنده خدا! از گناهان خويش بترس، و از اين كه بر بندگان او ستم كنى و خداوند به عدل خود با تو رفتار كند هراسان باش، تكاليف او را انجام ده و از فرمانهاى او، كه تو را اصلاح مى كند ، سرپيچى مكن . چون اين كارها را كردى، ديگر از خداوند ترسى به دل راه مده، كه او به هيچ كس ستم نمى كند و هرگز كسى را بيش از آنچه سزاوار باشد، عذاب نمى دهد، مگر آن كه از بد عاقبتى و اين كه اعمال و رفتارت تغيير يابد، ترسان باشى. اگر خواهى كه خداوند تو را از بد فرجامى در امان دارد، اين را بدان كه هر كار خوبى كه مى كنى، از فضل و توفيق خداست و هر كار بدى كه مى كنى، از امهال و فرصت دهى خداوند به تو و بردبارى او نسبت به تو مى باشد.;

منبع: التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام : 265 / 133 ، بحار الأنوار : 70/392/60 .
امام عسكرى عليه السلام

ذُكرَ عند الصّادقِ عليه السلام الجِدالُ في الدِّينِ، و أنّ رسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله و الأئمّةَ المعصومينَ عليهم السلام قد نَهَوا عنه ، فقالَ الصّادقُ عليه السلام ; لَم يَنْهَ عنهُ مطلَقا ، لكنَّهُ نهى عنِ الجِدالِ بغيرِ الّتي هِي أحسَنُ .;

در حضور [امام ]صادق عليه السلام از جدال كردن در دين و اين كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام از اين كار نهى كرده اند، سخن به ميان آمد، [امام ]صادق عليه السلام فرمود; از آن به طور مطلق نهى نشده بلكه از مجادله كردن با روشى جز روش پسنديده تر نهى شده است.;

منبع: بحار الأنوار : 2/125/2.
امام عسكرى عليه السلام ـ در پاسخ به پرسش از حجّت و امام بعد از ايشان ـ فرمود

ابْنِي محمّدٌ ، و هُو الإمامُ و الحُجّةُ بَعدي ، مَن ماتَ و لَم يَعرفْهُ ماتَ مِيتةً جاهليّةً . أمَا إنّ لَه غَيبةً يَحارُ فيها الجاهلونَ ، و يَهْلِكُ فيها المُبطِلونَ ، و يَكْذِبُ فيها الوَقّاتونَ ، ثُمّ يَخرُجُ فكَأنّي أنظُرُ إلَى الأعْلامِ البِيضِ تَخْفِقُ فوقَ رأسِهِ بِنَجفِ الكوفةِ .;

فرزندم محمّد ، اوست امام و حجّت پس از من. هر كه بميرد و او را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است. بدانيد كه او را غيبتى است كه پس از آن ، ظهور مى كند؛ غيبتى كه جاهلان در آن سرگشته مى شوند و باطل گرايان به نابودى مى افتند و كسانى به دروغ [براى ظهور او ]زمان تعيين مى كنند. گويى پرچمهاى سفيدى را مى بينم كه در نجفِ كوفه بر فراز سر او در اهتزازند.;

منبع: بحار الأنوار : 51 / 160 / 7 .<BR/>